«سورپریز» هستهای عراق یکی از شناخته شدهترین مسائل سری است که دنیا تصمیم گرفته است آن را نادیده بگیرد. وقتی مقاماتی چون آقای «هانس بلیکس» سرپرست کل سازمان بینالمللی انرژی اتمی نسبت به اهداف هستهای صدام ابراز بیاطلاعی میکنند، ما میبایستی سرهای خود را به علامت تأسف تکان دهیم.
حقایق، یک نوع سلسله وقایع دیگری را نشان میدهند. اطلاعات پیرامون بمب عراقی برای مدت پانزده سال میباشد که در دسترس قرار داشته است. بیش از 450 شرکت غربی با اعزام هزاران نفر تکنیسین به مراکز تسلیحاتی عراق در چهارچوب قراردادهای تجارتی پرسود، به ساختن ماشین هستهای آقای صدام حسین کمک کردهاند.
اما نه ایالات متحده و متحدینش و نه سازمان انرژی اتمی هیچگاه نخواستهاند که حقیقت در مورد عراق را بشنوند، چه برسد به این که اقداماتی در جهت جلوگیری (از برنامههای تسلیحاتی) عراق انجام دهند.
در اینجا تنها به نکات معدودی اشاره میشود که نادیده گرفته شدند.
- در سپتامبر 1975، آقای حسین، قراردادی که برای خرید راکتور پلوتونیومی با فرانسه امضاء کرده بود را «نخستین گام استوار در جهت تولید سلاحهای اتمی عرب» توصیف نمود. نه فرانسه و نه ایالات متحده هیچ کدام به مصاحبهای که در یک مجله چاپ بیروت انتشار یافت. عکسالعملی از خود نشان ندادند.
- در سال 1979، قسمتهای اصلی راکتور در نزدیکی بندر «تولون»، احتمالاً توسط مأموران موساد تخریب شدند، اما فرانسه مجدداً آنها را بازسازی کرد.
- در بهار 1981، همزمان با آغاز کار راکتور «اُسیراک» یک تیم بازرسان سازمان بینالمللی انرژی اتمی که به مرکز تحقیقات اتمی «طوعیثه» اعزام شده بود، پیروی عراق از قرارداد عدم توسعه سلاحهای هستهای را مورد گواهی قرار داد.
برخی از مقامات بطور خصوصی، نگران این مسأله بودند. یکی از بازرسان بنام «رابرت ریمنتر» عراق را متهم ساخته است که بطور سری در «طوعیثه» دارای تجهیزاتی برای غنی ساختن اورانیوم میباشد. وی بخاطر رکگوییاش از سازمان بینالمللی انرژی اتمی اخراج گردید.
- در ژوئن 1981 جنگندههای اف- 16 اسرائیل راکتور «اُسیراک» را طی یک حمله هوایی دقیق نابود کردند خشم جهان متوجه اسرائیل گردید، ولی علت انجام این حمله، یعنی بمب اتمی عراق نادیده گرفته شد.
بعد از حمله اسرائیل، آقای حسین برنامه هستهای خود را عملاً به زیرزمین انتقال داد. در سال 1982، شرکتهای ساختمانی بلژیکی و فرانسوی، شروع به ساختن یک سری پایگاههای هوایی زیرزمینی در عراق نمودند که قادر به تحمل حملات هستهای باشند.
وقتی در سال 1985، موجودیت این پایگاهها کشف گردید، مسئولین تعیین سیاست خارجی غرب این پایگاهها را کم اهمیت جلوه داده، و خاطرنشان ساختند که عراق آنقدر مشغول جنگ خود با ایران است که فرصت تولید یک بمب هستهای را ندارد.
- در آغاز سال 1987، عراقیها اقدامات خود در جهت کسب تکنولوژی تحریم شده برای تجهیزات غنی ساختن اورانیوم خود را به کار گرفتند. آنها بطرف یک گروه از دلالان هستهای آلمان غربی که توسط شرکت فلزات اچ + اچ و یک کارمند شرکت MAN TECHNOLOGIES هدایت میشد، روی آوردند. این نمایندگان با خوشحالی و غالباً با اطلاع دولت آلمان غربی به فراهم نمودن کمکهای تکنیکی و ارسال مادههای حساس به عراق مبادرت میورزیدند.
- اقدامات تازهتری درست چند ماه قبل از حمله عراق به کویت در سال 1990 صورت پذیرفت. اما مقامات گمرک در کالیفرنیای آمریکا، انگلستان، آلمان غربی و سوئیس از خرید تجهیزات هستهای حساس توسط عراق جلوگیری نمودند.
و در ژوئیه 1990 کمتر از یک ماه قبل از حمله به کویت، شرکت «کانس آرک» واقع در ایالت «نیوجرسی» در شرف ارسال دیگهای درجه حرارت بالا برای استفاده در تولید سلاحهای هستهای به عراق بود، اما دکتر «استیفن براین» یکی از مقامات اسبق وزارت دفاع آمریکا از معامله آگاه شده و به دولت (آمریکا) هشدار داده و رئیسجمهور بوش شخصاً مجبور به بلوکه کردن ارسال تجهیزاتی که یکی از کارشناسان آن را «بهترین کارخانه تولید اجزاء بمب اتم» توصیف کرد، شد.
شرکت «کانس آرک» در «نیوجرسی» حداقل دو مرتبه (قبل از انجام این معامله) به وزارت بازرگانی آمریکا هشدار داده بود که دیگهایش کاربرد هستهای دارند، ولی مکرراً از طرف دولت تشویق شده بود که معامله خود را ادامه دهد.
صرفاً، یک حمله نظامی توسط نیروهای عراقی باعث شد که غرب نسبت به خطری که توسط مجموعهای از بانکداران، فروشندگان اسلحه، دلالان تکنولوژی و مقامات دولتی تشکیل شده بود، آگاه شود.
خطرات مشابهی در دیگر نقاط جهان در کشورهای جهان سوم ـ در ایران، سوریه و الجزایر و دقیقاً برای دلایل مشابهی در شرف تکوین است.
آیا ما آنقدر خوش شانس خواهیم بود، که قبل از آن که بسیار دیر باشد، از خواب (غفلت) برخیزیم؟ جهان تحمل چند عراق دیگر را دارد؟