تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۷۹۰۹
مبانی اقتصاد در نظام علوی

تاثیر فرهنگ بر رفتارهای اقتصادی: تاثیر فرهنگ بر رفتارهای اقتصادی، پیگیری نوع سیاست‌ها و برنامه‌ها، و نیز کامیابی یا ناکامی سیاستها و برنامه‌های اقتصادی در وصول به اهداف، تردید ناپذیر است.برخی از مفاهیم مبنایی دارای مفاهیم ارزشی؛ فرهنگ ساز، جهت دهنده، و بر رفتارهای اقتصادی انسانها تاثیرگذار هستند. دیدگاه ارزشی هر مکتب اجتماعی درباره مفاهیمی مانند زهد و قناعت، توکل به خدا، تقدیر الهی و رزق مقدر، دنیا و مظاهر آن، (مال، ثروت، رفاه، تجمل و...) و رابطه دنیا و آخرت، سازنده پیکره اصلی فرهنگ اقتصادی آن مکتب است که در پی آن، رفتارهای اقتصادی خاصی در عرصه‌های گوناگون اقتصادی به مردم رهنمون شده و برنامه و سیاست‌های ویژه اقتصادی، به مسئولان اقتصادی هر نظامی القا می‌شود.(1)‏
در گام اول در تبیین تاثیر فرهنگ بر رفتار اقتصادی، به مقوله اعتقاد به تقدیر و رزق مقدر در نظام اعتقادی - اقتصادی علوی و پیامدهای رفتاری آن بر ساختار اقتصادی جامعه پرداخته و در بررسی بیانات حضرت امیر الممنین علی علیه السلام بدین امر نایل گشتیم که در کلام حضرتشان آشکار است که انسان باید روزی مقدر خود را با کار و تلاش تحصیل کند و روزی مقدر بدان معنا نیست که چه انسان کار و تلاش کند و چه بدون حرکت و اقدام باشد نصیب انسان شود؛ بلکه کار و تلاش یکی از اسباب نزول و تحصیل روزی است؛ البته افزون بر کار و تلاش عوامل دیگری در کمیت روزی انسان موثر است. برخی امور غیر مادی نیز باعث افزایش روزی انسان هستند. تقوا، ایمان به خدا، عدالت، نصرت خدا، شکر نعمتهای الهی، توبه، دعا و غیره از این دسته هستند.
همچنین سیره عملی امیر مومنان علی(ع) کاملا موید این نظریه است که از دیدگاه حضرت، اعتقاد به تقدیر و تقسیم روزی از ناحیه خدای بزرگ هیچ‌گاه مانع کار و تلاش نمی‏شود، زیرا اگر ادعا کنیم که حضرت در دوران زندگی‏اش (بویژه دورانی که خلیفه نبود) بیش از همه می‏کوشید و درآمدش از ناحیه کار و تلاش، از درآمد همه کسان دیگر از همین ناحیه، بیشتر بود، ادعای به حقی است. (2)
ایمان، عمل به دستورات الهی و رعایت موازین اخلاق اسلامی، افزون بر آنکه باعث فراوانی روزی و رشد در جامعه است، امنیت، آرامش روانی و اجتماعی را نیز به دنبال خواهد داشت؛ یعنی اعتقاد به روزی مقدر در اقتصادعلوی و توجه به عوامل حقیقی تحصیل آن به یقین رشد و توسعه واقعی را به ارمغان خواهد آورد، نه پسرفت اقتصادی و اجتماعی را. ‏
توکل در اقتصاد علوی
برداشت نادرستی از مفهوم توکل در طول تاریخ اسلام همیشه جامعه مسلمانان را آزرده است. این برداشت نادرست، افزون بر آنکه یکی از عوامل عقب‌افتادگی جوامع اسلامی بوده، دشمنان اسلام نیز کوشیدند تا معنای آن‌را واژگون نشان دهند؛ سپس از طرف آنها اسلام به فرهنگ منحط و عقب‌مانده اقتصادی متهم شد.
برخی گمان می‏کنند وقتی انسان در همه امور ازجمله روزی و امور معیشتی خود به خدا توکل کند، کارش درست می‏شود و مشکلاتش حل خواهد شد؛ بنابراین، چرا خود را به زحمت بیندازد و رنج کار و تلاش را متحمل شود؛ چنانکه آیاتی از قرآن و روایاتی دلالت دارند که اگر انسان در هر امری به خدا توکل کند، خدای متعال برای او بس است: "و من یتوکل علی الله فهو حسبه؛ هرکسی به خداوند اتکا و توکل داشته باشد همو برای وی بس است". (طلاق، 3) همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: "لو توکلتم علی الله حق توکله لرزقکم کما یرزق الطیر؛ اگر شما به نحوی که شایسته است به خدا توکل کنید، خداوند روزی شما را تضمین می‏نماید؛ همان‌طور که به پرنده روزی می‏دهد". (3)
چنانکه علی علیه السلام فرموده،اند: "خصله من عمل بها کان من اقوی الناس قیل و ما هی یا امیر المومنین قال التوکل علی الله عزّو جلّ؛ یک ویژگی است که هرکس بدان عمل کند قویترین مردم خواهد شد. از آن حضرت پرسیدند که آن ویژگی چیست؟ پاسخ دادند: توکل به خدای متعالی". (4)
از این دسته آیات و روایات، برداشت نادرستی از توکل در ذهن برخی،ها نفوذ کرده که مایع پیشرفت جوامع اسلامی شده است؛ اما وقتی به معنای توکل در روایاتی که از معصومین علیهم السلام رسیده، توجه کنیم، درمی‏یابیم که مقصود از توکل غیر از این معنای سطحی است. در حدیثی نقل شده است: امیر مومنان علیه السلام روزی بر قومی عبور کرد و دید همه آنها سالمند و در گوشه مسجدی نشسته اند. پرسید: شما چه کسانی هستید؟ پاسخ دادند: ما اهل توکل هستیم. حضرت علیه السلام فرمودند: بلکه سربار مردم هستید. اگر شما اهل توکل هستید، توکل شما چه سودی به حالتان دارد؟ پاسخ دادند: هنگامی که چیزی بیابیم، می‏خوریم، و زمانی‌که چیزی پیدا نکنیم، بردباری در پیش می‏گیریم. علی علیه السلام فرمود: نزد ما سگان نیز چنین می‏کنند. (5)
امام علی علیه السلام در این حدیث با برداشت انحرافی این قوم از معنای توکل به شدت زیادی برخورد و رفتار ایشان را در تشبیهی تقبیح آمیز به رفتار سگها تشبیه می‏کنند تا آنان را از بیکاری و تنبلی باز دارد. در حدیث دیگری حضرت رسول الله صلی الله علیه و آلیه و سلم شبیه همین رفتار را با مردم دیری که خود را اهل توکل به خدا می‏دانستند، نشان داد: "رای رسول الله(ص) قوما لا یزرعون قال ما انتم قالوا نحن المتوکلون قال لا بل انتم المتکلون؛ رسول خدا مردمی را دید که از کار زراعت دست کشیدند. پرسیدند: شما کیستید؟ پاسخ دادند: ما اهل توکل به خدا هستیم. حضرت(ص) پاسخ دادند: بلکه سربار مردم هستید". (6)
شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در این‌باره می‏نویسد: "توکل تضمین الهی است برای کسی‌که همیشه حامی و پشتیبان حق است؛ مثلا شما از مغازه‏ای متاعی خریداری می‏کنید و صاحب مغازه مرغوبیت آن‌را تضمین نموده و به شما اطمینان می‏دهد. راه حق هم چیزی است که انبیاء آ‌ن‌را از طرف خدا شناسانده و آن‌را تضمین کرده‏اند که هرکس این راه را برود، به نتیجه می‏رسد...معنای توکل این نیست که کاری نکنید و به خدا اعتماد کنید که به جای شما وظیفه شما را انجام دهد. کار نکردن و راه نرفتن که تضمین نمی‏خواهد". (7)
و در جای دیگری می‏نویسد: "توکل در قرآن، یک مفهوم حماسی و زنده است؛ یعنی هرجا قرآن می‏خواهد بشر را وادار به عمل کند و ترسها و بیمها را از او بگیرد، می‏گوید: نترس و به خدا توکل کن تکیه‏ات به خدا باشد و جلو برو...؛ ولی وقتی شما همین توکل را در میان مسلمین جستجو می‏کنید، می‏بینید یک مفهوم مرده است... وقتی می‏خواهیم وظیفه را از خودمان دور کنیم آن‌وقت به توکل می‏چسبیم". (8)
با توجه به آنچه گذشت، توکل به معنای حقیقی‏اش هرگز باعث تنبلی و کاهلی نمی‏شود؛ بلکه توکل باعث شجاعت انسان برای گام برداشتن در امور مهم و بزرگ می‏شود، ناامیدی به نتیجه در اموری را که شخص باید به آن امور اقدام کند،از بین می‏برد. انسان تکیه‏گاه بسیار بزرگی می‏یابد؛ شادابی را در اقدام به کارها برای انسان به ارمغان می‏آورد و ترس و نگرانی‏ها را می‏زداید.
چنین مفهومی از توکل و پیامدهایی که بدان اشاره نمودیم، هرگز مانع رشد نمی‏شود؛ بلکه به یقین رهاورد آن، کار و تلاش، و پیشرفت اقتصادی جامعه است.