حسین فرمانی
دیوید کامرون و دولت انگلیس همچنان برای معترضین خط و نشان می کشند .نوع برخورد پلیس انگلیس با معترضین این کشور به خوبی نشان داد که دموکراسی در این کشور به پایان راه خود رسیده است .اعتراض عده زیادی از شهروندان انگلیسی به وجود خاندان سلطنتی و تمایل عده کثیری از آنها به گذار از ساختار سلطنتی به ساختار جمهوری نشان دهنده این است که آنها نسبت به وضعیت موجود خسته شده اند .
با این وجود مقامات سلطنتی و دولتی انگلیس زیر بار خواسته های شهروندان خود نمی روند .بی دلیل نیست که رسانه های انگلیسی زبان نیز نسبت به عدم وجود دموکراسی و ساختار سیاسی آزاد در کشورشان تاکید می کنند . مطالعهای که اخیرا با موضوع وضعیت دموکراسی در 10 سال اخیر انگلیس انجام شده، هشدار داده است که رشد فزاینده قدرت بنگاههای اقتصادی، همچنین دور شدن انتخابشدگان از رایدهندگان و عدم نمایندگی از جانب آنها و نهایتا بیداری فکری شهروندان که موجب رای ندادن آنها و یا حتی بیعلاقگی به بحث در این رابطه شده، موجب شده است تا دموکراسی در انگلیس در نقطه سقوط قرار بگیرد.
موسسه بازرسی دموکراتیک انگلیس این مطالعه را انجام داده است و افزوده است که انگلیس در این مدت نکات مثبت زیادی در این زمینه داشته است، با این حال شواهدی وجود دارد که نشان میدهد انگلیس از ذات دموکراسی پارلمانی خود فاصله زیادی گرفته است.این مطالعه نشان میدهد که ضعفهای موجود در عملکرد دموکراتیک در انگلیس موجب شده تا این کشور بیش از پیش روند بیثباتی فزایندهای داشته باشد.
نتایج تحقیقات این موسسه و تحقیقات مشابه به خوبی نشان می دهد که شهروندان انگلیسی تا چه اندازه ای از دموکراسی پارلمانی دور شده اند .آیا دیوید کامرون و ملکه الیزابت می خواهند این حقیقت را قبول کنند ؟بدیهی است که پاسخ این سئوال منفی است زیرا اساسا تغییر ساختار قدرت به سود مردم جایی در رویکرد سیاسی نخست وزیر و ملکه انگلیس ندارد.هم اکنون بسیاری از شهروندان انگلیسی ساختار موجود در کشور خود را قبول ندارند .اعتراضهایی که نسبت به جنگ عراق در دوران نخست وزیر تونی بلر و گوردون براون صورت گرفت و همچنین اعتراضهای سال گذشته برآشفتگان در انگلیس به خوبی نشان داد که بسیاری از شهروندان انگلیسی نسبت به وضعیت فعلی معترض هستند. با این وجود اعتراض جایی در تغییر تصمیم گیری های عمومی سیاستمداران انگلیسی ندارد .
در این خصوص لازم است به نکته ای اشاره کنیم .اینکه اساسا میان احزاب انگلیسی در خصوص پذیرش ساختار فعلی قدرت در این کشور تفاوتی وجود ندارد .در این خصوص میان احزاب لیبرال دموکرات،کارگر و محافظه کار اشتراک نظر وجود دارد .در دوران نخست وزیری تونی بلر نیز شاهد نقض علنی ساختار دموکراسی در انگلیس بودیم. هنوز برخورد خشن بلر با کارکنان شبکه بی بی سی بر سر اشغال عراق از یادها نرفته است .این برخورد خشن از سوی دستگاه سلطنتی نیز مورد حمایتی غیر مستقیم قرار گرفت .
در دوران نخست وزیر گوردون براون نیز شاهد همین مسئله بودیم .هم اکنون اصلی ترین مخالفان دولت انگلیس یعنی حزب کارگر به رهبری اد میلیبند نیز همین رویکرد را در پیش گرفته اند.آنها اساسا نسبت به نقض دموکراسی ساختاری در انگلیس سخنی به میان نمی آورند زیرا در این صورت قدرت خود آنها از سوی لابی های پشت پرده به چالش کشیده می شود.بنابر این احزاب سیاسی در انگلیس خود اصلی ترین ناقض دموکراسی در این کشور هستند.هرچند ممکن است در بسیاری از موارد احزاب انگلیسی از دموکراسی پارلمانی سخن به میان آورند اما مشخص است که دموکراسی پارلمانی جایی در قاموس سیاسی و حزبی آنها ندارد .
استوارت ویکسهگ" مولف ارشد این مطالعه هشدار میدهد که بزودی انگلیسیها از خود خواهند پرسید که آیا این واقعا یک دموکراسی پارلمانی است یا خیر؟بر این اساس واقعیت این است که در دموکراسی پارلمانی در اصل مردم باید رای دهند، در احزاب سیاسی مشارکت داشته باشند، مردم باید با نمایندگان منتخب خود تعامل و ارتباط داشته و به آنها ایمان و اعتماد داشته باشند، منتخبین نیز باید نشان دهند که قادرند از قدرت سیاسی خود به درستی استفاده کرده و تصمیماتی اتخاذ کنند که فکر میکنند مورد پذیرش مردم است.
و همه اینها به طرز بسیار فاجعهباری کاهش یافته است.این گزارش در حالی منتشر شده که دموکراسی انگلیسی با یک مشکل بزرگ دیگری نیز روبهروست و آن وجود دستگاه سلطنتی هزینهبر و غیرپاسخگو در این کشور است، که به همین سبب هم چند سالی است که در انگلیس جنبشی با نام "جمهوری" به راه افتاده و به دنبال حذف مقام سلطنت در این کشور است.احزاب انگلیسی باید تکلیف خود را با این مسئلهبه طور واضح مشخص کنند.هم اکنون اعتراض شهروندان انگلیسی نسبت به ساختار سلطنتی افزایش یافته است .
این اعتراض به راستی از سوی احزاب چگونه قابل توجیه است ؟دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس به خوبی نشان داده است که وی و حزب متبوعش توجهی نسبت به این موارد ندارند و صرفا در صدد هستند تا قدرت خود و ساختار سلطنتی را حفظ کنند .در تظاهرات امسال علیه ساختار سلطنت در انگلیس به خوبی مشاهده کردیم که نظر بسیاری از شهروندان انگلیسی بر خلاف نظر سیاستمداران این کشور است .بدون شک این اعتراضها هر سال عمیق تر خواهد شد اما در مقابل رفتار احزاب انگلیسی نشان می دهد که تمایل به حفظ ساختار فعلی قدرت در دستور کار آنها قرار دارد .
اگر قدرت واقعی در انگلیس در اختیار مردم و پارلمان قرار گیرد در این صورت بسیاری از لابی های مخفی قدرت مانور خود را از دست خواهند داد.این مسئله ای است که لابی های قدرت در لندن و دیگر شهرها را نگران ساخته است .