تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۸۴۳

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) دکترمصطفی معین در این دیدار در خصوص کاندیداتوری‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم گفت: انتخابات برای من هدف نبود؛ بلکه وسیله‌ای بود برای رسیدن به اهدافم . دید من نسبت به سیاست همیشه دیدی اعتقادی بوده و این ایجادکننده قوی‌ترین انگیزه‌هاست. من عضو حزبی نبودم وموقعیتم طوری نبود که بتوانم به صورت منفرد وارد انتخابات شوم، اگر کاندیدایی منفرد بودم امکان نداشت بتوانم اطلاع‌رسانی کنم. فرق می‌کند با کسی که سال‌ها مسئول یکی از قوای کشور بوده است و تصاویرش را سال‌ها از تلویزیون پخش کرده‌اند.

وی افزود: بنابراین دعوت احزاب را پذیرفتم. با این که انتخاب اصلی من در زندگی سیاست نبود، ولی وقتی مسئولیت مطرح می‌شود نمی‌توانم از آن طفره روم. به نظر من این که انسان بتواند بدون توجه به نتیجه، صادقانه مسئولیتش را ایفا کند، عین پیروزی است. من بعد از انقلاب مسوولیت‌های زیادی داشته ام ، صفر کیلومتر نبوده‌ام و نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی هم نمی‌توانم بی‌تفاوت باشم . جمع‌شدن اینها ممکن است یک مقدار از دید دیگران مشکل باشد.

معین در پاسخ به این که شعار حقوف بشر و دموکراسی و خاستگاه آن که دین اسلام و آرمانهای انقلاب اسلامی بود، برای توده‌های مختلف جامعه تبیین نشد، گفت: آیا کسی که از سال 62 تا 82 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده که 8 سال آن در زمان امام (ره) بوده و مواضع روشنی داشته، در سال‌های حساس 73، 74 و 75 مسوول و سخنگوی شورای هماهنگی گروه‌های خط امام بوده، حال مگر ممکن است به صورت ناگهانی به مبانی فکری‌اش پشت کرده باشد؟ مثلا "به زعم برخی افراد با مطرح‌کردن شعار دموکراسی و حقوق بشر؟ نه خیر. بنده با اعتقاداتی که دارم می‌دانم آزادی انسان‌ها در تعیین سرنوشت اجتماعی خود و حقوق بشر جزو مهم‌ترین تاکیدات دین و قرآن ماست. این مساله برای من حل شده بود، ولی اگر در سطح دانشگاه یا جامعه این مفاهیم آرمانی مغفول مانده، به خاطر ضعف رسانه‌یی واطلاع‌رسانی ما در انتخابات و شکاف بین نخبگان و روشنفکران با جامعه است.

کاندیدای نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: البته در انتخابات بعد از رد صلاحیت که شورای نگهبان که عملا 15-10 روز وقت ما را گرفت و نتوانستم به نه استان مختلف سفر کنم ، فرصت بسیار محدود بود، ولی مطمئنا اگر باز هم کاندیدا شوم دفاع از دموکراسی و حقوق بشر را به عنوان راهبردی ملی و جهانی برای توسعه و پیشرفت کشور و رفاه و رشد جامعه مطرح خواهم کرد، ولی سعی می‌کنیم ضعف‌های اطلاع‌رسانی را برطرف کنیم.

معین ادامه داد: من به تنهایی نمی‌توانستم در آن مدت محدود این شعارها را تبیین کنم، اما حامیان من که اصلی‌ترین آنها دانشگاهیان و تحصیل‌کردگان بودند بهتر از این می‌توانستند در سطح ملی این شعارها را مورد بحث و تبیین قرار دهند. انجمن شما عملکردی متعادل داشته است و قبول دارم که باید این اعتدال را حفظ کرد. ولی به نظر من این تفکیک نیروهای اصلاح‌طلب که اخیرا باب شده و به نام افراطی‌ و رادیکال یا معتدل انجام می‌شود، با انگیزه‌های سیاسی است و برای ایجاد اختلاف و نیز منزوی‌کردن آنهایی است که به خاطر آرمان‌گرایی خود نمی‌خواهند به وضع موجود تن دهند. اگر افراط بد است، تفریط هم بد است.

وی افزود: اگر اسم دست‌روی‌دست گذاشتن، فرصت‌سوزی و تکرار اشتباهات گذشته، سازش با برخی ساختارهای قدرت و هزینه نپرداختن‌ها را اعتدال بگذارند، این به " اصطلاح اعتدال" را من قبول ندارم. اعتدال آن است که هم آرمان‌ها را داشته باشیم و هم به واقعیت‌ها توجه کنیم. واقعیت‌ها عبارتند از آگاهی‌نداشتن جامعه، فقر، فساد ، تبعیض و بی عدالتی ، تمرکز قدرت ، تشتت در بین گروه‌های اصلاح طلب، انفعال نخبگان ... و آرمان‌هایی چون کسب آزادی‌های اساسی ، دموکراسی ، حقوق بشر و حقوق شهروندان، عدالت و رفاه ، اخلاقیات اجتماعی و..! شما در ارتباط با نهادهایی مثل انجمن اسلامی که مهم‌ترین نهاد مدنی در دانشگاه است ، رسیدن به نقطه تعادل را فقط در بعد سیاسی خلاصه نکنید، بین تحصیل علم ، فعالیت اجتماعی ، دینداری و سیاست موازنه را حفظ کنید؛ هر چند کار اصلی شما تحصیل و کارعلمیست . الان انجمن‌های ما در بعد اجتماعی هیچ برنامه‌ای ندارند و به مسائل عرصه عمومی بی‌توجه هستند. این که ما رکورددار اعتیاد به مواد مخدر در جهان شده‌ایم، حدود یک چهارم جمعیت ما زیر خط فقر هستند و کودکانمان دچار سوءتغذیه و کوتاهی قد شده‌اند، چقدر مورد توجه انجمن‌های اسلامی و حرکت دانشجویی است؟ در گسترش نهادهای مدنی ، دانشجویان چقدر کار کرده‌اند؟

وزیر اسبق علوم یاد‌آور شد: در مورد 18 تیر که یکی از تلخ‌ترین روزهای زندگی من بود باید بگویم که دانشجویان مثل فرزندان من بودند. در مورد سلامت و امنیت آنان اولین نفری که مسوول بود، من بودم و این حادثه‌ای که به آنها تحمیل شد، غیرقابل قبول بود. شدیدترین نوع اعتراضی که می‌توانستم انجام دهم، استعفا بود که از سر ترس، انفعال یا فرار از مسئولیت نبود. وقتی تصمیم گرفتم استعفا کنم ساعت12 و30 دقیقه جمعه شب ، زمانی بود که در کوی دانشگاه و در میان دانشجویان بی پناه و مجروح بودم و خبر دادند یک نفر کشته شده است. برای من غیر قابل قبول بود که در یک نظام اسلامی فردی بی‌گناه کشته شود. در دینی که قتل یک انسان برابر با قتل همه مردم است و با نجات یک انسان گویی همه انسان‌ها را نجات داده‌ای، این مساله قابل پذیرش نبود. مسوولیت قانونی وجود داشت اما اختیاری در جهت رفع خشونت و تجاوز به حقوق دانشجویان و دانشگاه نداشتم این بود که دراعتراض به شرایط ناعادلانه باید استعفا می‌کردم؛ منتها احساس مسوولیت من اجازه نمی‌داد که حتی یک لحظه کارم را ترک کنم. از این‌ها گذشته در کدام کشور شما می‌بینید که کسی را تا اخراجش نکنند با اختیار خود از مسوولیت کنار رود؟ نه به خاطر ترس و یا فرار از مسوولیت بلکه به خاطر خدا، به خاطر ادای دین و امانتی که ازسوی مردم به عهده گرفته، به خاطر اعتراض به ظلم و یا تجاوزی که به حقوق جامعه شده و به خاطر احترام به قانون و حقوقی که معتقد است نقض شده است.

معین گفت: من در سه دولت وزیر بوده‌ام، ما چند نفر را داریم که نه به خاطر ضعف یا فرار از مسوولیت، بلکه به خاطر ایستادگی بر مواضع اصولی خود و یا بیان اعتراضش استعفا کند؟ یکی از آنها مرحوم بازرگان بود، البته نمی‌خواهم شرایط را با هم مقایسه کنم ، اما مگر چند نفر بوده‌اند که بخواهیم من باب نمونه ذکر کنیم؟ آیا این باید ضدارزش بشود و چسبیدن به پست و مقام ارزش؟ برای خارج شدنم از دولت در سال 82 هم دلیل داشتم. بنده تحول در ساختارهای اجرایی و مدیریتی کشور را پس از جنگ یک نیاز مبرم برای توسعه می‌دانستم، این سیستم اداری به جا مانده از زمان شاه است که باید متحول می‌شد. جمعیت دو برابر شده بود، علم و فن‌آوری توسعه‌یافته و مکانیزه‌شدن امور ایجاب می‌کرد که خانواده ا‌داری کشور نیز کوچک‌تر شود؛ ولی تقریبا چهار برابر شده است ! مهم‌ترین مانع توسعه کشور، بورکراسی ، فساد اداری و هزینه‌های مالی خود دولت‌هاست. شما می‌دانید که از نظر بهره‌وری ایران در رده‌های نزدیک به آخر در بین همه کشورها قرار دارد! این وضعیت باید متحول می‌شد، چه در دولت‌های هاشمی و خاتمی و چه در آینده! ایجاد تحول ساختاری در آموزش عالی و تاسیس وزارت علوم و فناوری و تقویت استقلال دانشگاهها در ارتباط با همین جهت‌گیری بود.

وی در ادامه توضیح داد: در دوره دوم دولت آقای هاشمی، ایشان تحت فشار، بنده و آقای نوری را کنار گذاشتند، فشار توسط محافظه‌کاران مجلس چهارم و از سوی دانشگاه آزاد بود. چون من معتقد بودم دانشگاه آزاد که نمی‌تواند بدون ضابطه و نظارت علمی باشد.

معین در ادامه درپاسخ به سوالی درباره دلیل انشعاب در دفتر تحکیم وحدت در سالهای گذشته تصریح کرد: مشی من همیشه این بود که در مسائل دانشجویی دخالت نکنم، وزارت‌خانه حداکثر باید به رفع مشکلات کمک کند؛ نه اینکه بی‌تفاوت باشد، ولی آن قدر برای دانشجویان حرمت قائلم که می‌گویم باید خودشان مسائلشان را حل کنند؛ البته مطمئن هستم که دو تکه‌شدن تحکیم نه فقط محصول تلاش افراد غیرمعتقد به اصل مجموعه بود؛ بلکه کسان دیگری از برخی جاها به آن نفوذ کردند و این اتفاق خودبخودی و تصادفی نبوده است . اکنون نیز که متاسفانه شاهد محدودیت‌های بیشتر برای نهادهای دانشجویی و خشونت با فعالان سیاسی در دانشگاه‌ها هستید. آیین‌نامه تشکل‌های دانشجویی هم که در حال حاضر به اجرا گذاشته شده است، پیشنهادی ما نبود. بنده به اصل «لا اکراه فی الدین » معتقد بوده و هستم، ولی برخی می‌خواستند مسائل اعتقادی و فکری را به زور تحمیل کنند، در نتیجه کسانی که از درون معتقد نبودند، انجمن‌های اسلامی را متزلزل کردند. ما هیچ‌گاه وارد اختلافات طیف‌های تحکیم نشدیم، ولی بعد از نظرخواهی از دانشجویان گزارشی را ارائه دادیم که طیف علامه در اکثریت و طیف شیراز در اقلیت هستند؛ منتها فکر می‌کردیم درست نیست که فعالیت یک طیف را ممنوع اعلام کنیم.

وی در بخش دیگر سخنانش در ارتباط با انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری خاطرنشان کرد: آن چه مهم بود، مرحله اول بود. در مرحله اول علیرغم تمام متغیرهایی که وجود داشت، تفاوت آرا در حدود یک میلیون است. پس خیلی خودتان را سرگرم بحث درباره نوع شعارها و مسائل جزئی نکنید! اگر بخواهم به چهار عامل اصلی شکست اشاره کنم : یکی عملکرد اصلاح‌طلبان در هشت سال گذشته ، دوم تقسیم آرای اصلاحات بین چهار کاندیدا ، سوم سالم و عادلانه نبون انتخابات و چهارم فقدان رسانه و امکانات تبلیغی و مالی را می‌توانم نام ببرم.وی ادامه داد: ارتباط دولت اصلاحات خیلی سریع با دو جا قطع شد که یکی با توده مردم بود؛ البته من روش‌های پوپولیستی و عوام‌فریبانه را قبول ندارم، منتها یک ارتباط تنگاتنگ با توده مردم، نه فقط از طریق سفر، بلکه از طریق صدا و سیما باید وجود می‌داشت؛ یعنی رییس‌جمهور هر هفته در یک ساعت مشخص با مردم حرف بزند، این یک ضرورت تام و تمام بود که رییس‌جمهور با زبان خود مردم با آنها صحبت کند، اما این کار انجام نشد. در پی این اختلال ارتباطی، بحران‌سازی‌ها هم بیشتر شد و فاصله‌ها را بیشتر کردند، علت دوم ارتباط دولت و شخص خاتمی با نخبگان بود که به سرعت قطع شد ، نقطه عطف آن 18 تیر بود و اوج این شکاف در 16 آذر 83 بروز یافت؛ یعنی در آخرین دیدار دانشجویی خاتمی در دانشگاه تهران.

معین با بیان این‌که وزارت‌خانه‌ای که به برنامه‌های آقای خاتمی مبنی بر مدیریت تحول عمل کرد، وزارت علوم بود، گفت: تحول ساختاری را تنها جایی که پس از انجام مطالعات گسترده و عمیق علمی و با ایستادگی و پافشاری وارد برنامه سوم کرد، وزارت علوم بود. کاری ندارم که قانون تاسیس وزارت علوم و فناوری ابتدا در شورای نگهبان رد شد  با این که درمجلس و دولت با قاطعیت به تصویب رسیده بود و گفتند با وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی تلاقی دارد! چه کسی باید به این شیوه برخورد و ساختار قانون‌گذاری اعتراض کند؟ کسی که خودش 20 سال عضو آن شورا بود! ، من از شورا استعفا کردم و دیگر در جلسات شرکت نکردم.

وی ادامه داد: معتقدم اولین قدم، نقد خودمان است و آن چه در 2 خرداد اتفاق افتاد یک نه بزرگ بود به عملکرد گذشته که در انتخابات نهم نیز به نوعی دیگر تکرارشد؛ چرا که قاطعیت کافی در اجرای شعارها و مواضع مترقی اعلام شده وجود نداشت. اگر خودمان را نقد نکنیم، اشتباهات و تجربیات ناموفق قبلی تکرار خواهد شد. اگر عملکردها به صورت یک پروژه مطالعاتی بررسی می‌شد ، ضعف‌ها و قوت‌ها و اینکه از چه فرصت‌هایی استفاده نشد و حتی به تهدید تبدیل شد مشخص می‌شد.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا خودتان عضو هیچ حزب یا گروهی نمی‌شوید؟ تصریح کرد: هر کسی در زندگی‌اش انتخاب‌هایی دارد. من خودم در دوره انقلاب و اوایل پیروزی بیش از ده تشکل سیاسی یا فرهنگی و اجتماعی ایجاد کردم. نه این که نخواهم ولی معتقدم اگر کسی وارد حزبی شد باید با انگیزه قوی و به طور تمام وقت باشد. حداقل افراد شاخص باید این طور باشند و حزب در طول سال برنامه‌های آموزشی ، سیاسی و اجتماعی داشته باشد. حزب شب انتخاباتی فایده‌ای برای جامعه ندارد! الان هم این احزاب را ببینید، چند نفر از اعضای آنها تمام وقت هستند؟ چقدر کارعلمی یا مطالعاتی کرده‌اند! این باعث می‌شود که شناخت کافی روی جامعه نداشته باشند. یکی از ضعف‌های دیگر هم این است که احزاب اصلاح‌طلب منابع مالی ندارند و حتی در این فرصت 8 ساله از راه‌های قانونی و مشروع برای ایجاد منابع مالی استفاده نکردند.

معین در پاسخ به سوال یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران مبنی بر این‌که "نسبت شما با کانون‌های قدرت و حاکمیت بعد از اتفاقاتی که افتاده است چگونه است؟ قبول دارید کسانی که طرفدار شما هستند و یا در جبهه دمکراسی و حقوق بشر حضور دارند دغدغه شان دغدغه چپ سنتی نیست؟" گفت: اولاً طبیعی است که هواداران و حتی اطرافیان دیدگاههای یکسان نداشته باشند؛ ولی این یک تاکتیک قدیمی است که بگویند خودش آدم خوبی است، ولی اطرافیان خوبی ندارد! من با اینکه چاره‌ای نداشتم و نمی‌توانستم به صورت مستقل وارد رقابت‌های انتخاباتی شوم ولی درهمان زمان هم که می‌پرسیدند آیا کابینه‌ات را از احزاب تشکیل می‌دهی ، پاسخم منفی بود و این موضوع مورد انتقاد برخی حامیانم واقع می‌شد. می‌گفتم احزاب مگر چند درصد شایستگان جامعه را در عضویت خود دارند، یک دولت نباید خودش را از نیروهای کارآمد جامعه محروم کند؛ البته در شرایط برابر افرادی که عضواحزاب حامی باشند ترجیح دارند.

وی در پاسخ به این سوال که " به چه میزانی ساختار نظام را می‌پذیرید و حاضرید در آن فعالیت کنید؟" گفت: هیچ چیزی را بالاتر از قانون اساسی و آزادی‌ها و حقوق اساسی مردم از نظر حق تعیین سرنوشت و داشتن یک زندگی شرافتمندانه و منزلت انسانی نمی‌بینم. اصلاح قانون اساسی را هم اصلا خیانت نمی‌دانم بلکه یک مساله کاملا طبیعی و از نظر قانونی و عرف جهانی تعریف شده می‌دانم؛ ولی وقتی که کاندیدای ریاست‌جمهوری هستم باید صادقانه اعلام ‌کنم که در چارچوب همین قانون اساسی که الان مهر تایید ملت را دارد، کاندیدا می‌شوم؛ منتها در شرایط مناسب و قانونی زمینه اصلاح آن را فراهم خواهم کرد. این کاملا روشن است و ما نباید برای خودمان تابو درست کنیم. من زمانی نماینده امام بودم ولی در انتخابات - 84 از حقوق گروه‌های محذوف و از جمله نهضت آزادی که از حقوق مدنی خود محروم شده بودند دفاع کردم.

وی درباره این مطلب که دیدگاهی وجود دارد که سعی دارد شما را ضدنظام و ضدولایت معرفی کند، گفت: با نگاه خوشبینانه اینها ناشی از نشاختن افراد است و یا ضعف حافظه تاریخی، اما واقعیت این است که در این کشور عناصر حرفه‌یی و باندها و محافلی وجود دارد که برای حفظ قدرت به هیچ قاعده و قانون و اخلاق یا شرعی پایبند نیستند! برخی احساس می‌کنند من ممکن است در آینده باز هم مزاحم کار آنها شوم، بنابراین هر از گاهی نیشی می‌زنند.شما به کرات نمونه‌های آنرا در برنامه 30 : 8 شب تلویزیون و بعضی از روزنامه‌ها ملاحظه می‌کنید. آیا نخبگان ما باید تحت تاثیر قرار گیرند و هر یاوه ای را باور کنند؟ شما می‌دانید که در دوره مسوولیت چقدر حضور من را در مساجد برای خواندن نماز با تعجب نگاه می‌کردند!؟ آن هم در عصر ارتباطات نه در 1400 سال قبل! چه کسانی مسئول و پاسخگوی شستشوی فکری تعدادی از جوانان پاک ولی ناآگاه و ساده این مرز و بوم هستند؟! البته برخی ازنخبگان ما نیز چندان نخبه نیستند چون هر کسی که خرج خود را از مردم جدا کند دچار مشکل می‌شود! عوام‌زدگی وعوام‌فریبی هردو نکوهیده است ولی ارتباط مسئولانه با جامعه و تلاش در رفع مسائل و مشکلات آن شایسته یک نخبه و روشنفکر واقعیست.