با سفر غیرمنتظره 'هیلاری کلینتون' وزیر امورخارجه آمریکا به افغانستان و اعلام ورود این کشور به عنوان پانزدهمین متحد خارج از ناتو، به نظر میرسد که ادامه حضور آمریکا در افغانستان میتواند پیامدهای منفی منطقهای و فرامنطقهای داشته باشد.
'هیلاری کلینتون' وزیر خارجه آمریکا در حالی روز شنبه 17 تیر به طور غیرمنتظره به افغانستان سفر کرد که این کشور را یکی از متحدان اصلی آمریکا خارج از سازمان ناتو خواند. بر اساس این دسته بندی افغانستان در کنار کشورهایی چون مصر، استرالیا، ژاپن و نیز رژیم صهیونیستی قرار گرفت که برای بهره وری از صادارات اسلحه آمریکا و همکاریهای دفاعی با این کشور در اولویت هستند.
این سفر غیرمنتظره یک روز پیش از کنفرانس کشورهای کمک کننده به افغانستان در ژاپن انجام شد. در این زمینه، هیلاری کلینتون در اظهاراتی که نشان از تصمیم واشنگتن برای تداوم اشغالگری در افغانستان بود، گفت: 'حتی نمیتوانیم تصور کنیم که روزی افغانستان را رها کنیم'.
وزیر خارجه آمریکا در ادامه از تامین تجهیزات و تسلیحات مورد نیاز افغانستان، آموزش نیروهای افغانی و همکاریهای بیشتر با این کشور خبر داد. کنفرانس ژاپن روز یکشنبه 18 خرداد درباره نحوه حمایت از کابل بعد از خروج بخش عمده نیروهای 130 هزار نفری به رهبری ناتو برگزار میگردد.
به گزارش خبرگزاری 'آسوشیتد پرس'، معرفی افغانستان به عنوان همپیمان مهم غیرعضو ناتو برای واشنگتن به عنوان بخشی از پیمان راهبردی است که اردیبهشت ماه1391 به امضای 'حامد کرزای' رئیسجمهور افغانستان و 'باراک اوباما' رئیسجمهور آمریکا در کابل رسید. این اعلامیه باعث در افغانستان و در عوض افزایش سلطه آمریکا تسهیل در روند همکاریهای نظامی واشنگتن-کابل از جمله فروش تجهیزات آمریکایی و قوانین مربوط به کنترل صادرات میشود. افغانستان پانزدهمین کشوری است که آمریکا آن را به عنوان همپیمان مهم غیر عضو ناتو خود معرفی کرده است. در این چارچوب، این سوال مطرح میگرددد که ورود افغانستان به عنوان پانزدهمین متحد غیرعضو ناتو آمریکا میتواند چه تاثیراتی بر روندها و امنیت منطقهای داشته باشد؟
آمریکا - افغانستان؛ اتحاد فرامنطقهای
حضور قدرتهایهای منطقهای در دیگر نقاط جهان با بهانه ثبات بخشی، یکی از اهداف این کشورها برای اعمال الگوهای مداخله گرا در دیگر مناطق جهان است. در دوران جنگ سرد این الگوها از طریق اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا انجام میشد و بیشتر مناطق دنیا زیر سیطره حضور این قدرتها قرار داشت. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا توانست در خلا قدرت یک کشور رقیب خود، مناطقی را که سالها پیش از این با شوروی بر سر آن رقابت داشتند به دست بیاورد.
شاید بتوان گفت که11 سپتامبر نیز تسهیل گری بر این روند بود. در این مسیر، آمریکا با ایفای نقش حمایت گرا در قبال کشورهای مناطق مختلف تلاش داشته تا این کشورها را در مناطق گوناگون در درون دایره متحدین خود قرار دهد و از این طریق علاوه بر تکمیل زنجیره امنیتی خود، منافع اقتصادی ناشی از این گسترش حضور را کسب کند.
برای نخستین بار در زمان ریاستجمهوری باراک اوباما، چنین جایگاهی برای یک کشور در نظر گرفته میشود. کشورهای آرژانتین، استرالیا، بحرین، مصر، ژاپن، اردن،کویت،مراکش، نیوزیلند،پاکستان،فیلیپین، کره جنوبی و تایلند و نیز رژیم صهیونیستی پیش از این بعنوان متحدین غیرعضو ناتو آمریکا مطرح بودند.
برخی از کارشناسان معتقدند پیش زمینه اعلام ورود افغانستان به عنوان پانزدهمین متحد غیرعضو ناتو را میتوان در 'توافقنامه همکاریهای استراتژیک' میان واشنگتن- کابل دید که در 12 اردیبهشت 1391 میان اوباما و کرزای در کابل امضا شد. این موافقتنامه که قرار است از سال 2014 و همزمان با خروج نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) از افغانستان آغاز شود، عملا پایههای حضور آمریکا در افغانستان پس از خروج نیروهای نظامی از این کشور را محکم ساخته است. براین مبنا، آمریکا با توافق بر سر حضور نظامی در افغانستان توانست زنجیره امنیتی خود را از اروپای غربی تا آسیای جنوب شرقی به یکدیگر متصل سازد.
از دیگر سو، حضور قدرتهای بزرگ در یک کشور و به تبع آن یک منطقه همواره میتواند علاوه براین که پیامدهایی بر آن کشور داشته باشد بر کشورهای همجوار و منطقه نیز تاثیر داشته باشد. در این رابطه حضور آمریکا در شرق آسیا و در کشورهای ژاپن و کره جنوبی شاید شاخصترین این رویه باشد که در سالهای گذشته اعتراضات داخلی گستردهای را به همراه داشته و در حوزههای همجوار با چبن نیز تنشزا بوده است. در این زمینه، هزاران نفر از ساکنان جزیره اوکیناوای ژاپن بارها علیه حضور نظامی آمریکا در این جزیره اعتراض کردهاند.
اما افغانستان بعنوان کشوری که در نقطه اتصالی آسیای جنوب غربی، شبه قاره هند و آسیای مرکزی قرار دارد، از اهمیت ژئواستراتژیکی برخوردار است که بسیاری از همسایگان و قدرتهای بزرگ از آن آگاه هستند؛ چه در زمانی که روسها در سال1357 بر این کشور تسلط یافتند و چه امروز که آمریکا و نیروهای ائتلاف در آن حضور پررنگی دارند. اما آنچه میتواند با حضور آمریکا به صورت برآیندهای منطقهای نمود یابد در دو سطح خواهد بود:
اول: تشدید رقابت قدرتهای فرامنطقهای دیگر برای بازیابی قدرت خود در افغانستان و مناطق همجوار، که این مساله میتواند رقابتهای درون منطقهای و فرامنطقهای را افزایش دهد. نمونه این مساله را میتوان در اظهارات مقامات روسی در زمان امضای توافقنامه استراتژیک آمریکا- افغانستان دید. به گزارش ایرنا در این زمینه، 'الکساندر لوکاشوویچ' سخنگوی وزارت خارجه روسیه، تاکید کرد که ادامه حضور نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان منافع این کشور را تحت تاثیر قرار میدهد و دولت آمریکا باید به نگرانیهای مقامات مسکو در این رابطه پاسخ بدهد. لوکاشوویچ گفت:
'ادامه حضور نیروهای آمریکایی تا سال 93 نقش بسیار بزرگی را در منطقه بازی خواهد کرد و این مساله منافع امنیتی روسیه و شرکای این کشور در منطقه آسیای مرکزی را تحت تاثیر قرار میدهد'.بنابراین میتوان از این گزاره چرایی ادراک روسی از حضور بلندمدت آمریکا در افغانستان را به خوبی تشخیص داد.
دوم: حضور آمریکا به عنوان یک قدرت فرامنطقهای همواره واکنشهای منطقهای را نیز به همراه داشته است. این واکنشها میتواند هم در درون افغانستان صورت گیرد و هم در مناطق همجوار آن. در افغانستان بعنوان کشوری که هنوز روندهای دولت سازی به طور کامل طی نشده و ساختارهای سازمانی آن بسط نیافته، ماهیت حضور یک دولت خارجی میتواند بیثبات ساز باشد و در طرف دیگر نیز، ماهیت هویتی به هم پیوسته مناطق مرزی پاکستان و افغانستان با حضور دایمی آمریکا میتواند بیثباتی را به پاکستان نیز بکشاند.
در نهایت، هرچند حضور دایمی آمریکا در افغانستان و پیوستن این کشور به عنوان یکی از متحدین خارج از ناتو آمریکا میتواند منافع امنیتی و اقتصادی گستردهای برای هر دو کشور به همراه داشته باشد اما به نظر میرسد که کنشها و واکنشهای منطقهای و فرامنطقهای ناشی از ادامه این حضور میتواند برآیندهای منفی منطقهای و فرامنطقهای به همراه بیاورد.