تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۸۷۶۳
گفت‌وگو با دکتر احمد نقیب‌زاده:
اشاره: درباره نقدهای واردشده از سوی روشنفکران، به دولت اصلاحات سخن بسیار گفته شده. دکتر احمد نقیب زاده، به چهار سوال ما درباره وارد بودن یا نبودن این انتقادات و نسبت تفکرات روشنفکران با سیاست های دولت اصلاحات پاسخ داد. او معتقد است اصلاحات همچنان به حرکت خود ادامه می دهد و بازگشت به عقب نداشته است.

* آیا دولت اصلاحات برخاسته از مطالبات روشنفکرانه بود؟
** دولت اصلاحات بخشی از مطالبات روشنفکرانه را هم برآورده می کرد و تا حدی از بحث های روشنفکری هم تغذیه می شد. به عبارت دیگر آنچه به روشنفکری دینی مشهور است در پشت جریان اصلاحات قرار داشت ولی دامنه آن از محدوده روشنفکری فراتر می رفت و تقریبا کل طبقه متوسط را دربرمی گرفت. دولت اصلاحات پاسخ به تخالفی بود که در بطن نظام قرار دارد. انقلاب اسلامی از یک سو بازگشت به خویشتن شریعتی و جریان بومی گرایی دهه 50-40 بود و از سوی دیگر بنا بر ماهیت انقلابی خود نوساز و تجددطلب هم بود. نتیجه این انقلاب توسعه طبقه متوسط بود که با رویکردهای سنت گرایانه و تفسیرهای تنگ نظرانه همسویی نداشت. حاکمیت به طور غریزی حس می کرد هرگونه نوسازی و نواندیشی بنیان های سنتی آن را تخریب و کنترل را از دست آن خارج می کند.
* آیا عملکرد دولت اصلاحات پس از استقرار، به سود جریان روشنفکری ایران بود؟
** همان طور که گفتم اساسا دولت اصلاحات در راستای خواسته ها و منافع طبقه متوسط بود و روشنفکران هم فراکسیون فرهنگی و علمی طبقه متوسط هستند و در نتیجه از این دولت منتفع می شدند اما روشنفکران ایرانی نتوانسته اند تکلیف خود را با سه نکته مشخص کنند: یکی با دولت، دیگری با دین و سوم با غرب. از مشروطه تاکنون روشنفکران منتقد سفت و سخت همه دولت ها بوده اند. اگر به پست دولتی دست یافته باشند استثنائا آن پست خوب بوده است اگر هم نیافته اند همه پست ها بد بوده اند. باید از روشنفکران پرسید اگر دولت نباشد چه کسی از جان و مال شما نگهداری می کند. اصلانمونه یک دولت خوب چیست؟ چنان سخن می گویند و عمل می کنند که گویا هرچیز دولتی بد و شرم آور است. به همین دلیل هم هیچ گاه به ترسیم یک نمونه مطلوب از حاکمیت اقدام نکرده اند و باز به همین دلیل هیچ گاه از دولت هایی که به نفع آنها کار کرده اند حمایت نکرده اند. آیا این برخاسته از فرهنگ شیعی ما است که همه حکومت ها غاصب بوده اند و در زوایای ذهن ما هیچ موفقیتی ستودنی نیست و همه چهره های ستودنی تاریخ ما شکست خورده و مغلوب بوده اند؟
* آیا اگر دولت اصلاحات آن گونه که روشنفکران ایران تمایل داشتند، عمل می کرد، سرنوشتی بهتر از آنچه امروز به آن رسیده، پیش رو می داشت؟
** من نمی دانم روشنفکران به چه چیز تمایل داشتند. تا آنجا که من می دانم هیچ کس برنامه مشخصی نداشت. یک عده مثل همیشه تند می رفتند بدون آنکه بدانند کجا می روند و یک عده هم کند و کرم وار حرکت می کردند که مبادا خواب کسی ترک بردارد. خاتمی را هم همین دو گروه از دوطرف می کشیدند و نقد می کردند تا خسته شود و برود دنبال کارش. هیچ کس کوچک ترین کمکی نکرد. معلوم نبود می خواهند انقلاب کنند یا اصلاحات. همه طلبکار بودند و نق می زدند.
* به نظر شما چرا اصلاحاتی که عنوان می شد بازگشت به قبل نخواهد داشت اینچنین به عقب رفت؟
** چه کسی گفته اصلاحات به عقب رفته است؟ اصلاحات کند شده است و مطمئن باشید به صور مختلف بازسازی شده و دوباره به کار می افتد. طبیعی است هر افراطی تفریط می آورد. اگر اصلاح طلبان آن روز تند نرفته بودند حالاروند اصلاحات کند نمی شد. آن دوره هم کار خودش را کرده است و آثار خودش را هم گذاشته است. اگر بتوانیم بین نخبگان آشتی برقرار کنیم هم اصلاحات خوب پیش می رود و هم کارها پخته تر می شود. اشتباه اصلاح طلبان این بود که به جنگ نهادهای سنتی رفتند، احترام شخصیت ها را نگه نداشتند، محدوده ها را رعایت نکردند و هیچ ارزیابی درستی هم از نیروها و توانمندی و ناتوانی های خودشان نداشتند. کار برنامه می خواهد و برنامه ارزیابی درست می خواهد. کارهای ما قدری بچه بازی است.