بیداری اسلامی حاصل دو فعل و انفعال:
بیداری اسلامی حاصل دو فعل وانفعال است، یکی تبلورطرح تمدن وفرهنگ اسلامی است که با شناسایی خویشتن خویش انجامید ودیگری خودباختگی ملی گرایی دربرابریورش فرهنگی غرب است.این خودباختگی درقبال غرب ازطرف ملی گرایان، زمانی متبلورشد که اسلام گرایان درمقابل یورش فرهنگی غرب برهویت خویش تأکیدکردند.حاصل سخن این است که بیداری اسلامی هرگز حاصل یک بحران اجتماعی نبوده،بلکه نشان دهنده نبوغ فرهنگی وفکری جوامع اسلامی است،که نشانه های آن باآغازقرن بیستم پدیدارگردید.آنچه براین عوامل سیاسی واقتصادی افزوده می شود، وجودعنصرترس وبدبینی نسبت به اصلاح امورسیاسی واقتصادی ازراه صلح آمیزاست وهمین مسئله باعث پدید آمدن خشونت می گردد.
زمینههای شکلگیری بیداری اسلامی:
زمینههای شکلگیری بیداری اسلامی از حدود دویست سال پیش بهتدریج و متناسب با تهاجم استعمار فراهم آمد. فرنگیها پایه تحول سیاسی دنیای غرب را از انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 میلادی میدانند. مشکلات جهان اسلام نیز اززمان انقلاب کبیر فرانسه شروع شد و بهصورت واضح شکل گرفت.عدهای مثل طهطاوی مصری یا خیرالدین تونسی که قریب به دویست سال پیش، کار خودشان را شروع کردند، فکر میکردند که باید اسلام را مدرنیزه کنند و بهنوعی با لیبرالیسم مخلوط نمایند. اصلاً میگفتند آنچه که امروز غربیها انجام میدهند، همان اسلام است.اما کسانی مثل سید جمالالدین اسدآبادی معتقد بودند که ما باید به اسلام اصیل بازگردیم ودنبال وحدت اسلامی بودند.
عدهای فکر میکردند با لیبرالیزه کردن اسلام یا اسلامیزه کردن لیبرالیسم میشود مسلمانان را نجات داد.درطبقه روحانیت و بویژه روحانیت شیعه این سرخوردگی پیدا شد که با تمسک به مکاتب غیراسلامی نمیتوان اسلام رااحیا کرد. فلذا در قضیه مشروطه حتی برخی آدمهای دینداربراثرکمتوجهی فکر میکردند الگوی مشروطه فرنگی میتواند نجاتبخش باشد.جلوترکه آمدیم،مرحوم مدرس جلوی رضاشاه ایستاد وبه دنبال آن درعهد پهلوی دوم، آقای کاشانی مقابل شاه واستعمار انگلیس ایستاد. لذااین پیشزمینهها دربیداری اسلامی،چه درجهان اسلام و چه درایران، همزمان بااحساس خطرهجوم فرهنگی غرب درمیان مسلمانان وجود دارد، ولی همه اینها پیشزمینه بود.
همانطور که در پیام امسال رهبر انقلاب نیزهست، انفجار بیداری اسلامی با انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت و یکسره از آغاز تاکنون دارد پیش میرود. بقیه در بین راه واردشدند ودیگران پرچم آنها رابه دست گرفتند وجلو آمدند،ولی هیچکدامشان توفیق انقلاب اسلامی واندیشه امام خمینی(ره) و امروز رهبری را نداشتند.ایران امروز بهطور مستمر رو به پیشرفت است. در داخل تثبیت پایههای حکومت دینی از منظر یک مسلمان شیعی ایجاد میشود و در خارج، بهطور خاص در جهان اسلام و در دنیای امروز بهطور عام این تئوری و نظریه داده شده است که حکومت اگر قرار است در جهت عدالت، پیشرفت فضایل انسانی و نجات انسان از انحطاط باشد، باید الهی باشد.
با همه اینها باید تصریح کنیم که هیچ دینی مانند اسلام زنده نیست و حیات ندارد. امروزه اسلام درپیشرفت ودردعوت و میزان نفوذ در جوامع با صدر اسلام هیچ فرقی ندارد. امروزه بهرغم وسعت رسانههای جمعی،اعم ازاینترنتی وصوتی که هر خبری راکه دردنیا اتفاق میافتد، ظرف چند ثانیه یا دقیقه یا ساعت درکل دنیا منتشر میکنند وهرکسی میتواند سایتی داشته باشد و حرف خودش را بزند، سرعت پیشرفت وعمق نفوذ اسلام بیشتراز گذشته است. ازطرف دیگر انسان امروزی با انسان 1400 سال پیش تفاوت اساسی داردوتکامل فکری واجتماعی یافته است. 1400 سال پشتوانه فکری وفرهنگی و اعتقادی را پشت سردارد.
مطابق آمار، میزان اطلاعاتی که درهرروزازسال 2010 میلادی تولید میشود،معادل کل اطلاعات سال 1999 است.درچنین شرایطی نمیشود مردم را تحمیق کرد. اگر دین حرفی برای مردم نداشته باشد،کنار میرود. اینکه میگویم اسلام پیش میرود،فقط حرف من نیست. خانم آلبرایت که وزیرخارجه زمان آقای کلینتون بود و استاد دانشگاه جورجتاوْن آمریکا است، در یکی از صحبتهایش دردانشگاه گفت که امروز در آمریکا هیچ دینی سرعت پیشرفت اسلام را ندارد.این به دلیل زمینه فکری،عزم راسخ و تقوای امام(ره) ورهبری امروز انقلاب و فکر شیعی است که تا عمق جان مردم ایران نفوذ کرده است.
پیشتازان جنبش بیداری اسلامی:
آغاز بیداری اسلامی همچون اصل اسلام با دعوت از مردم آغاز میگردد که چنین شد. امیر عبدالقادر،سید جمالالدین اسدآبادی، شیخ فضلاللَّه نوری، سید حسن مدرس، سید محسن امین جبل عاملی و...،وسرانجام امام خمینی همگی مردم را به بازگشت واحیای اسلام دعوت کردند و مردم این دعوت راپذیرفتند.اهمیت این مرحله به قدری است که طمع کنندگان به سرزمینهای اسلامی با ردای جدید حمایت ازحقوق بشرودفاع ازصلح ودموکراسی،کمر به نابودی آن بسته و با همه توان نظامی خویش دربرابرمسلمانان صفآرایی نمودهاند.
فرهنگ اسلامی درسایه بیداری وخیزش مسلمانان درحال بازسازی خویش است.تألیفات گرانسنگی چون جاهلیت قرن بیستم وآینده درقلمرو اسلام ازسید قطب، فلسفه ما واقتصاد ما ازآیت الله صدر، اصول فلسفه وروش رئالیسم ازعلامه طباطبایی وآیتاللَّه مطهری، نمونههایی از نظریهپردازی فرهیختگان مسلمان درشکلدهی ودوبارهسازی فرهنگ اسلامی است.
سه هدف مشخص دولت آمریکا برای تسلط بر خاورمیانه:
پدیده بیداری اسلامی که باعبارات احیای اسلام، جنبش اسلامی وبنیادگرایی مطرح میشود، حدود یک قرن است که یکی ازمسائل خاورمیانه میباشد.پیروزی انقلاب اسلامی درایران ابعاد بیداری اسلامی رابینالمللی وشتاب وتأثیر شگرفی برتحولات سیاسی وفرهنگی داشته است.
دولت آمریکا برای تسلط خاورمیانه به عنوان اولین گام درراستای تسلط برجهان واجرای استراتژی تکقطبی کردن جهان وخود را«قلدر محله کردن»؛ با سه هدف مشخص، اقدامات خود را آغاز کرده است:
1. تسلط بر مراکز نفتی ودولتهای صاحب نفت برای تأمین هزینههای سلطه جهانی خود و جلوگیری از قدرت گرفتن دولتهای صادرکننده نفت.
2. تأمین امنیت و سلطه اسرائیل و صهیونیسم بر خاورمیانه که بخشی از سیاست مشترک جهانی آمریکا میباشد.
3. مهار و یا انحراف اسلام سیاسی و کنترل جنبشهای اسلامی برای جلوگیری از نفوذ این جریان به خارج از منطقه خاورمیانه.
اگرچه اقدامات انجام شده برای سرکوب موج گرایش به اسلام سیاسی ـ انقلابی موفقیتی نداشته اما استحاله فرهنگی،غلبه تفکر سکولاریسم، نفوذ عوامل خود درمراکز آموزشی، فرهنگی ورسانهها و به راه انداختن جنگ روانی ـ تبلیغاتی بر ضد اسلامو مسلمانان، تحت عناوین مبارزه با تروریسم،دفاع از حقوق بشر، نابودی سلاحهای کشتارجمعی وهستهای،برقراری دموکراسی،برنامه راهبردی آمریکا در قرن 21 میباشد که تلاشهای زیادی درجهت اجرای آنها درجریان است وبه این دلیل چالشهای گسترده درمنطقه وجود دارد.
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.