تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۲۴۸۷۷۷

اکبر گنجی
«گذار به دموکراسی اداره امور را دشوار ساخته و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر مدیریت سیاست‌ها گذاشته بود. در دوران حکومت استبدادی، دولت با کنترل سختگیرانه همگانی، تطمیع و ارعاب، جامعه مدنی را رام و منظم ساخته بود و گروه‌های اجتماعی اجازه تمرد و نافرمانی نداشتند، ولی فرآیند دموکراسی به منزله آزاد کردن شیاطین بود.
افراد و گروه‌ها به دنبال دستیابی به منافع فردی و گروهی خود بودند. منطق خودخواهی دسته‌جمعی به قاعده رفتار و گفتمان سیاسی بدل شده بود. کشاورزان، دامپزشکان، داروسازان،‌ دانشجویان و در واقع همه گروه‌های اجتماعی به تقلید از کارگران برای برآورده ساختن منافع خود به اقدامات جمعی دست می‌زدند. در واقع فشارهای سیاست‌های توزیعی، اداره امور از طریق ترکیب سیاست دموکراتیک باز، پاسخگو و غیرمتمرکز،‌ مدیریت سیاسی کارآمد را دشوار ساخته است».
(چونگ این مون و یونگ چنول کیم)
«موج» عظیم دوم خرداد 76 به آزاد کردن غول‌ها و رها شدن شیاطین انجامید. غول‌هایی که در دوران اقتدارگرایی در بطری دربسته ساخت سیاسی اسیر بودند، در دوم خرداد 76 آزاد شدند و بازی‌هایی به راه انداختند که انحصارطلبان تجربه‌ای در آن نداشتند و تصور آن را نمی‌کردند. مطالبات انباشته مردم و دیون پرداخت نشده دولت در دوم خرداد 76 یکدیگر را به آرامی و باشکوه در آغوش گرفتند.
غول‌ها آزاد شدند و با شیطنتی غیرقابل تصور به تابوشکنی و نادیده گرفتن خطوط قرمر پرداختند. بهار دوم خرداد محصول اندیشه و مجاهدات غول‌های گریزپای سال‌های عسرت و زمستانی بود. نیوتن می‌گفت اگر تئوری‌های من افق‌های دورتری از حقیقت را آشکار می‌کنند بدان جهت است که من بر دوش غول‌ها ایستاده‌ام.
1- عبدالکریم سروش از غول‌هایی است که به راحتی نمی‌توان او را به درون شیشه بازگرداند. درست است که او اکنون از تدریس در دانشگاه‌ها محروم است، ولی کتاب‌هایش به راحتی منتشر می‌شود و مطبوعات دوم خرداد مقالات و سخنرانی‌‌هایش را در تیراژ وسیع منتشر می‌کنند. او به‌رغم محروم شدن از تدریس هر از گاهی با سخنانی رعدآسا خواب از چشم اقتدارگرایان می‌رباید و با قبض و بسط نظری، انحصارگرایان را به قبض و بسط عملی می‌کشاند.
2- ماشاالله شمس‌الواعظین یکی از شیاطینی است که به هیچ صراطی مستقیم نیست.1 او سردبیری ماهنامه «کیان» را برای خود تنگ می‌دید و به دنبال فرصتی بود تا نشان دهد از سردبیران روزنامه‌هایی چون لوموند هیچ کم ندارد و می‌خواست تاریخ مطبوعات ایران را به دو دوره ماقبل و مابعد انتشار جامعه تقسیم کند.
اقتدارگرایان روزنامه جامعه را تعطیل کردند، اما به دلیل آن که توان بستن جامعه را نداشتند، شمس‌الواعظین «توس» را منتشر کرد و با به قتل رساندن «توس» «نشاط» متولد شد و با مرگ «نشاط»، «عصر آزادگان» پا به عرصه گذارد. این شیطان بزرگ از امکانات قانونی برای ابراز وجود بیان آرا و نمایندگی بخشی از اقشار جامعه، به نحو احسن استفاده می‌کند، لذا اقتدارگرایان چاره‌ای جز زندانی کردن او در بطری ندارند.
3- در 23/8/76 یکی دیگر از آنها، آیت‌الله منتظری، با یک سخنرانی غیرقابل پیش‌بینی، خاتمی و اقتدارگرایان را همزمان با چالش فراخواند. اقتدارگرایان آن سخنرانی را برنتافتند و خاتمی و شعارهایش، حاکمیت قانون و دفاع از آزادی مخالفان، به محک تجربه و آزمون گرفته شد که تا چه میزان به آن شعارها در عمل پایبند است.
دو راه بیشتر در پیش نبود. اول، راه خاتمی: به رسمیت شناختن آزادی مخالفان (غول‌ها) در چارچوب قانون. دوم راه‌حل اقتدارگرایان: در شیشه کردن غول‌ها (مخالفان) به قول سعدی: بداندیش را جاه و فرصت مده / عدو در چه و دیو در شیشه به. در عمل اقتدارگرایان توانستند غول را در شیشه زندانی کنند و خاتمی برای مصالح بزرگ‌تر مجبور شد از شعارهایش در اولین گام عدول کند.
4- سعید حجاریان یکی از غول‌هایی است که اقتدارگرایان بسیاری از تحولات کشور را بدو نسبت می‌دهند. «سعید آقا»ی ما با «حاج سعید» تاریک‌خانۀ اشباح این تفاوت بنیادین را دارد که «حاج سعید» آنها به حکم عالیجناب خاکستری و به نام مبارزه با تهاجم فرهنگی، دگراندیشان و دگرباشان را به قتل می‌رساند، اما روزنامۀ «سعید آقا»ی ما و دیگر روزنامه‌های دوم خردادی قتل‌های زنجیره‌ای آنان را افشا کردند.
او بسیاری از بحران‌آفرینی‌ها را در نطفه خفه کرد. اقتدارگرایان که می‌خواستند پس از قتل روشنفکران، او و عبدالله نوری را به قتل برسانند، با اشارات وی برخی از آنان گرفتار شدند. شاه کلید و عالیجناب خاکستری از بیم پروژه علنیت و شفافیت وی خواب به چشم راه نمی‌دهند. اقتدارگرایان هنوز شیشه‌ای در حد و قامت حجاریان نساخته‌اند تا وی را در درون آن محبوس کنند.
5- عبدالله نوری یکی از غول‌های دیگری است که محاکمه خود را به محاکمه اقتدارگرایان اندیشه‌سوز تبدیل کرد و چاره‌ای جز به شیشه (زندان) افکندن برای اقتدارگرایان باقی نگذارد. دفاع جانانه نوری از روشنفکران و عقلانیت انتقادی برای محبوس‌کنندگان غیرقابل تصور بود. قاضی دادگاه چندین بار دفاعیات نوری را، تبلیغات انتخاباتی خواند. عده زیادی بر این گمانند که عبدالله نوری اگر کاندیدای مجلس گردد، قطعاً بیشترین رأی را به خود اختصاص خواهد داد.
آنان که دفاعیات نوری را نطقی انتخاباتی می‌خوانند به طور ناخواسته بر نکته مهمی انگشت می‌گذارند. این نکته این است که این اندیشه‌ها پایگاه اجتماعی دارد و مردم به حاملان آن رأی خواهند داد. اگر چنین است پرسش این است که چرا نظرات و مطالبات اکثریت مردم به حبس کشیده می‌شود.
نتیجه: پروژه در بطری کردن غول‌ها به طور پیشینی و پسینی محکوم به شکست است. چرا که اولاً شیشه‌های دنیای جدید، به عکس گذشته، تماماً سفید و شفاف است و درون خود را نمایان می‌سازند. ثانیاً بطری‌های سالم گذشته و درپوش مستحکم آنها، امکان حصر و حبس غول‌ها را مهیا می‌کرد. اما چنان بطری‌هایی دیگر وجود ندارد. چیزی «ترک» خورده است. اندیشه اقتدارگرایان و سازمان اقتدارشان به طور جدی ترک برداشته و لذا غول‌ها را نمی‌توان در بطری محبوس کرد. به محسن کدیور و اطلاعیه‌ای که از زندان صادر کرد بنگرید. آیت‌الله منتظری در دو سالی که در بیتش محبوس است، بیشترین اطلاعیه را صادر کرده و مصاحبه‌های متعددی از ایشان در مطبوعات منتشر شده است.
غول‌ها با اندیشه‌ها و رفتارهای خود بر مطالبات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... می‌افزایند، تمرکز و تراکم قدرت را از بین می‌برند و دریچه‌ها و افق‌های جدید را بر روی آدمیان می‌گشایند. آدمیان برجسته در جوامع بسته به غول‌ها تبدیل می‌شوند اما در دنیای جدید با باز شدن فضا، پذیرش تکثر و تنوع، قبول آزادی مخالفان، امکان رشد برای همگان مهیا می‌شود و دیگر غولی وجود نخواهد داشت که جن‌گیران و جادوگران در جست‌وجوی کشف و در شیشه کردن آنها باشند.