تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۰۱۸

محمود احمدی بیغش عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده شازند در مجلس هشتم
ما درباره حضور افراد خارجی غیرمجاز در ایران، صرفا نباید به افغان ها اشاره کنیم بلکه باید از اصطلاح بیگانه غیرمجاز استفاده کنیم. این اصطلاح در تمام دنیا مشمول یک تعریف است. همان طور که ورود میهمان و ورود قاچاق و غیرقانونی هم مشمول یک تعریف است. در ایران هم ما تابع همان تعریف بین المللی هستیم. علاوه بر اینکه در کشور ما قانون اساسی جاری است که همه آحاد جامعه باید در چارچوب این قانون حرکت کنند. ما نمی توانیم به صرف مشاهده یک نکته مثبت، قانون را زیر پا بگذاریم. به اعتقاد من، حضور افراد بیگانه غیرمجاز در ایران، به یک ضرب المثل تبدیل شده با این تعبیر که بیگانگان غیرمجاز در ایران مثل آش شله قلمکار هستند. یعنی بدون قانون و بدون حساب و کتاب و بدون برنامه حضور دارند که چنین حضوری، تبعات منفی فراوانی دارد. اگر هزار یا 500 هزار یا صدهزار بیگانه غیرمجاز در ایران، مولد کار بودند یا بخشی از مشکل اشتغال را حل کردند، وقوع یک جرم یا جنایت از سوی همین افراد بیگانه غیرمجاز، با کل ارزش اقتصادی که موجد آن بوده اند برابری می کند ضمن اینکه با استقبال از حضور بیگانگان غیرمجاز به عنوان نیروهای مولد، قانون شکنی تبدیل به یک رویه خواهد شد.
اگر قانون اجرا شود و در کنار اجرای قانون، مشکلی هم ایجاد شود بسیار بهتر از آن است که از یک رویه غیرقانونی استقبال کنیم. ما باید قانون را در اجرا تقویت کنیم نه آنکه به مصلحت رضایت بدهیم. در حالی که احساس می کنم در برخی موارد، مصلحت را بر قانون اساسی و منافع ملی و حیثیت مردم ایران ترجیح دادیم که این خطر بسیار بزرگی است و متاسفانه بیش از 30 سال است که گریبان مردم ایران را گرفته و من بخش اعظم این خطر را متوجه مسوولان می دانم. در حالی که مسوولان باید تسامح و تساهل و مصلحت را کنار بگذارند و آنچه را که قانون و عرف بین الملل تاکید کرده پیاده کنند. چرا ما خودمان را تافته جدا بافته از دنیا می دانیم و تا این حد مدعی هستیم که باید به برخی ها محبت کنیم و دایه دلسوزتر از مادر شده ایم؟ مردم باید بدانند مسبب بسیاری از ناهنجاری هایی که در این مملکت رخ می دهد بیگانه های غیرمجاز هستند. حتی در بحث بهداشت، بسیاری از بیماری ها از افغانستان وارد ایران شده.
تب افغانی و سرماخوردگی افغانی در ایران وجود نداشت. ورود مواد مخدر هم که مانند یک سیل ویرانگر است. بسیاری از جرائم در کشور ما ناشناخته بود و توسط افغان ها شناخته شد. این تبعات غیرقابل جبران است. افغان غیرمجاز وارد کشورمان می شود و ناموس ایرانی را به همسری می گیرد و چند بچه هم از او باقی می ماند و می رود سر اعضای یک خانواده را هم می برد و فرار می کند. چه زمان دولت افغانستان، چهار نفر از این مجرمان را به جمهوری اسلامی ایران تحویل داده؟ وقتی هم که دولت ما مجرمان افغان را محاکمه می کند مسوولان افغانستان اعتراض می کنند در حالی که در ایتالیا یا اسپانیا همین مجرم را اعدام می کنند و دولت افغانستان اعتراض هم نمی کند. متاسفانه در مقابل تمام این معضلات، هیچ کشوری جز ایران تا این حد با افغان ها تعامل نداشته و احساس من این است که هیچ ملتی به اندازه افغان ها در مقابل ایران قدرناشناس و نمک نشناس نبودند تا حدی که قدرناشناسی آنها زبانزد دنیا هم شده است.
من کاملامخالف این تفکر برخی دوستان در مجلس هشتم هستم که ما منابع ملی و منافع مان را برای آموزش شغل و مهارت به بیگانه غیرمجاز هدر بدهیم، به امید آنکه آنها در ایران مرتکب جنایت نشوند و کشور خودشان را آباد کنند. به نظر من، آن مسوولی که ادعا دارد که باید مهارت های فنی را به این افراد یاد بدهیم تا آنها در ایران کار کنند و مرتکب جنایت نشوند، صلاحیت مسوولیتش زیر سوال می رود. ما نباید کشور خودمان را به امید آباد شدن افغانستان یا کشور دیگر ویران کنیم. ببینید چه تعداد جوان ایرانی در زندان هایمان هستند. چرا یک نفر به این فکر نبوده که به جوان ایرانی کار یاد بدهد؟ تجربه 33 ساله ثابت کرده که محبت خلاف قانون و قاعده به هر فرد، به ویژه بیگانگانی که به تخلف وارد مملکت ما می شوند بی فایده است. باید دست از شعارهای رنگی برداریم و این واقعیت را بگوییم که بیگانگان غیرمجاز در کشور ما، تا زمانی که کمک مالی دریافت می کنند، وفادارند. بد نیست سری به پرونده های آگاهی بزنید.
در تمام این سال ها، کمک های رایگان و اجناس یارانه یی دریافت کردند و در حالی که قانون اساسی ما اعلام کرده که باید آموزش رایگان تا مقطع متوسطه را در اختیار کودک ایرانی بگذاریم، مدرسه یی که حق کودک و جوان ایرانی است را به اتباع بیگانه دادیم و ناچار شدیم بار مالیات و هزینه مدرسه و بار مصیبت را روی دوش هموطنان مان بگذاریم. من به هیچ وجه نمی گویم که افغان ها منفورند بلکه معتقدم که هیچ تفاوتی نباید بین تبعه افغان و عراقی و پاکستانی و ترک و آذربایجانی و ترکمنستانی قائل شویم. افغان ها هم باید از همان شیوه ورود سایر اتباع بیگانه پیروی کنند و قانون ایران را رعایت کنند. بد نیست نگاهی هم به رفتار سایر ملل با افغان ها داشته باشیم. اروپایی ها افغان ها را می کشند و تکه تکه می کنند. امریکایی ها سال هاست که افغان ها را در افغانستان تحقیر می کنند و می کشند اما ببینید که نگاه افغان ها نسبت به اروپایی ها چگونه است و نسبت به ایرانی ها چگونه است.
آیا تا به امروز، افغان ها توانسته اند نسبت به اروپایی ها ادعای ارضی داشته باشند؟ در حالی که بعضی شان جسارت را به آنجا رسانده اند که نسبت به ایران ادعای ارضی دارند. بروید و ببینید که آب رود هیرمند را به روی ایران می بندند. ده ها سال است که اروپایی ها افغان ها را له می کنند و می کشند و منابع شان را غارت می کنند و می برند و آنها را آزاد می گذارند تا مواد مخدر را به قیمت نابودی کل دنیا کشت کنند و در عوض، افغان ها اختیار کامل به امریکایی ها می دهند که امریکایی ها هر طور که خواستند در افغانستان زندگی کنند و حتی اگر یک دون پایه امریکایی، صد افغان را هم بکشد، دولت افغانستان اجازه محاکمه او را ندارد.
در حالی که اروپایی ها و امریکایی ها این گونه با افغان ها رفتار می کنند، ما همیشه با التماس با افغان ها حرف می زنیم. سال گذشته در پی یک شایعه، افغان ها سفارت جمهوری اسلامی ایران را آتش زدند. چرا اجازه نمی دهیم که مردم ما از این اخبار باخبر شوند؟ اعتقاد من این است که باید با اتباع افغان هم مانند اتباع سایر کشورها رفتار کنیم. اگر یک ترک از ترکیه یا یک تبعه عراقی یا تبعه پاکستان و دوبی و کویت و عمان بخواهند وارد کشور ما شوند چگونه اقدام می کنند؟
هر رفتاری با آنها داریم باید با افغان ها هم داشته باشیم و مخلص افغان ها هم هستیم. فکر می کنم که ما بیش از حد در مقابل زیاده خواهی ها و غیرمنطقی بودن سازمان های بین المللی و دنیای اروپا نرمش نشان دادیم و منتظریم ببینیم سازمان حقوق بشر امریکایی چه تعریفی از ما دارد. قانون مان و منافع ملی مان را زیر پا می گذاریم و دلخوش داریم که امریکایی ها و اروپایی ها و سازمان حقوق بشر از ما تعریف کنند در حالی که ما باید قانون مان را اجرا کنیم حتی اگر سازمان حقوق بشر امریکایی علیه ما باشد. ما هر چه بکنیم و حتی اگر تمام منابع مان را هم برای میهمان های ناخوانده از هر کشوری خرج کنیم، باز هم سازمان حقوق بشر امریکایی علیه ما است. طی چند سال اخیر، سازمان ها و نهادهای بین المللی و کشورهای اروپایی و امریکایی در قبال افغانستان تعهداتی داشتند و طی جلسات جهانی، تعیین شد که سهم هر کشور برای بازسازی افغانستان چه رقمی است. سند ارائه دهند که غیر از ایران، کدام کشور به تعهداتش عمل کرده ضمن آنکه آنها علاوه بر عمل نکردن به تعهدات، افغانستان را هم چپاول کردند و افغان ها را هم کشتند.
ما دچار افراط و تفریط شده ایم در حالی که چراغی که به خانه روا ست به مسجد حرام است. تعدادی از زنان و مردان ما به دلیل مشکلات مالی دچار مفسده می شوند. من قصد سیاه نمایی ندارم اما واقعیات را نباید کتمان کنیم. در طول 33 سال گذشته که منابع مان را برای افغانستان خرج کردیم چه حاصل شد؟ بعد از منافقان که در اوایل دهه 60 پلید ترین جنایت ها را مرتکب شدند، جنایتکاری کثیف تر از عبدالمالک ریگی نداشتیم. چه کسی به ریگی پناه داد؟ ریگی کجا پرورش یافت؟ غیر از این است که وقتی ریگی را دستگیر کردیم که از افغانستان عازم قزاقستان بود؟ باید پرونده 33 سال گذشته را مرور کنیم و تصور من بر این است که تحلیل های اشتباهی درباره مرز شرقی بین مسوولان وجود دارد. آن هم در حالی که ما از کنترل نشدن مرز مشترک با کشورهای برادر، افغانستان و پاکستان بسیار متضرر شده ایم. ورود مواد مخدر از افغانستان جوانان ما را نابود کرده. سن اعتیاد وحشتناک است.
امروز مواد مخدری از افغانستان وارد می شود که جوانان15 و 16 ساله ما را هدف گرفته. باید اراده ملی و انگیزه منطقی بین مسوولان مان باشد. ما با تمام وجود به همسایگی با برادران افغان و پاکستانی افتخار می کنیم. آنها مسلمانند و ما هم به آنها علاقه داریم اما یادشان باشد که علاقه باید دو طرفه باشد و آنها هم باید همین حرف را بزنند و بگویند که به مردم ایران علاقه داریم چون مردم ایران 33 سال است که قوت و امکانات خودشان را به ما می دهند. من آمار فعلی حضور افغان های غیرمجاز را قبول ندارم زیرا آمار فراتر از این حرف هاست و باید آمار رسمی افغان های غیرمجاز را دوبرابر حساب کنیم. نمی گویم که مسوولان دروغ می گویند، اما آمار از دست مسوولان خارج است. وقتی تصویر پژو یا سمندی را می بینیم که 13 نفر و 19 نفر افغان از صندوق عقب آن پیاده شدند چگونه می خواهیم بدانیم که آمار غیرمجازها صحت دارد. آمار افغان های غیرمجاز وحشتناک است. آنها فقط در زابل و زاهدان و چابهار و کرمان و مشهد نیستند.
در دورترین روستاها از ارومیه و تبریز تا کهگیلویه و بویر احمد و سنندج، در نوار مرز شمال غرب می توانید تبعه افغان پیدا کنید که 70 درصدشان غیرمجازند. بخشنامه و ابلاغیه صادر می کنند که در برخی استان ها حضور افغان ممنوع است در حالی که ما اصل قانون را زیر پا گذاشتیم. وقتی حضور غیرمجاز بیگانه در ایران ممنوع است اما به وفور با آنها روبه رو می شویم، فرض کنیم که استان اصفهان هم ورود بیگانگان غیرمجاز را ممنوع کند. آنها فقط به صرف انگیزه شخصی وارد یک استان نمی شوند وگرنه هیچ کسی نتوانسته مانع حضورشان شود. اگر اتباع افغان به این صحبت ها اعتراض کردند خواهش می کنم که حتما اعتراض سال گذشته شان را به یادشان بیندازید که چرا سفارت ما را آتش زدند؟ آن هم در حالی که 33 سال نان ایرانی ها و حق ایرانی ها را خوردند و از امکانات بهداشتی و امنیتی و آموزش رایگان استفاده کردند و شغل ایرانی را تصاحب کردند و با مواد مخدرشان ما را نابود کردند و با سفارت ما آن برخورد را داشتند.