تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۰۲۰
گزارش ایران از تدارک انتخاباتی جریان اصلاحات

گروه سیاسی: شاید این روزها سخن دیگر بر سر آمدن یا نیامدن اصلاح‌طلبان به صحنه انتخابات ریاست جمهوری نباشد، چرا که «حضور» فعلی است که امروز آن را برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم صرف کرده‌اند و میتوان گفت تنها گزینه‌ای است که طیف‌های مختلف جریان اصلاحات بر آن به اجماع رسیده اند.
اصلاح‌طلبان که در ادوار گذشته انتخابات نتیجهای جز شکست حاصلشان نشده، امروز در پی آنند تا با رفع سوء اثر از سابقه خود (حضور فعال و تأثیرگذار در فتنه سال 88) ابتدائاً به غبارروبی از چهره سیاسی و آسیب دیده خود بپردازند و پسزمینههای حضورشان را فراهم نمایند و ثانیاً از اختلافاتی که دامنگیر جریان اصولگرایی کشور شده، نهایت سوءاستفاده را بنمایند، چرا که این انتخابات برای آنها حکم مرگ و زندگی را دارد و ادامه حیات سیاسی خود را منوط به حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم جست‌وجو میکنند.
موسوی خوئینی‌ها، مرد خاکستری اصلاحات با تأکید بر برنامهریزی منسجم و مدون برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اهمیت این دوره از انتخابات را برای اصلاح‌طلبان بسیار حیاتی توصیف کرده و به نقل از هاشمی رفسنجانی تأکید میکند: «انتخابات آینده آخرین شانس برای اصلاح‌طلبان است.» وی با بیان این که من نیز معتقد به گفته هاشمی هستم، تصریح میکند: «باید سرنوشت‌ساز بودن این انتخابات برای همه گروهها تبیین شود، بحث بر سر نحوه ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات و تعدد کاندیداهای احتمالی، تنها چالشهای پیش روی این طیف نیست!»
در واقع اعتماد و اقبال افکار عمومی امروز تبدیل به درهای گرانبهایی شدهاند که دوم خردادیها برای بازگشت به قدرت سخت به آن نیازمندند. مرتضی سجادیان، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران در این خصوص میگوید: «اصلاح‌طلبان باید از هم اکنون بحث اعتمادسازی را آغاز کنند و با مشخص کردن منشور و انجام نظرسنجیهای مختلف درباره چگونگی ورود تصمیم بگیرند!» اما مجید انصاری، عضو مجمع روحانیون با تأکید بر این نکته که ما بر سر مواضع اصولی خود هستیم، تصریح میکند: «البته در برابر ظلمی که به دیگران بشود، ولو برانداز باشند، اعتراض میکنیم!»
تنازع در استراتژی حضور
در حالی که این روزها از چهره‌هایی چون محمدرضا عارف، اسحاق جهانگیری، حسن روحانی، محمدعلی نجفی، کمال خرازی، محمد خاتمی و حتی سیدحسن خمینی به عنوان گزینه‌های احتمالی جریان اصلاحات یاد میشود و این چهره‌ها نیز عمدتاً یا این موضوع را تکذیب یا پاسخ دادن به آن را به آینده موکول میکنند اما بحث بر سر نحوه استراتژی حضور و این که چه کسی هدایت این کشتی شکسته را برعهده بگیرد، دیگر تبدیل به تنازعی در اردوگاه اصلاح‌طلبان شده است. یک روز صحبت از اتاق فکر است و روز دیگر در نبود پدرخوانده‌های اصلاح‌طلبان (مشارکت و سازمان مجاهدین) سخن از طرح مناسک. طرحی که به گفته مصطفی کواکبیان، دبیرکل جبهه مردمسالاری «معمم نخبگان اصلاحطلب سراسر کشور» می‌­باشد و قرار است 50 حزب فعال و نیمه ‌فعال اصلاحطلب را به میدان بیاورد! در این میان کارگزاران نیز با طرح 5 مرحلهای خود به صورت جدی وارد میدان شده است.
عبدالله نوری، چهره رادیکال و تندرو اصلاحطلب که در جریان فتنه 88 نیز ردی از خود بر جای گذاشته شاید نخستین فردی بود که با ایده تشکیل اتاق فکر به صحنه سیاسی اصلاحطلبان بازگشت و مخالفت خود را با محوریت یافتن خاتمی به عنوان لیدر جریان اصلاحات اعلام کرد.
عبدالله نوری با اشاره به اظهارات چندی پیش منتسب به خاتمی که در رسانه­‌های مدعی اصولگرایی منتشر شد مبنی بر این که «به چیزی به نام جنبش سبز، آن هم به عنوان یک جریان سیاسی- اجتماعی قائل نیستم و هر اصلاحی هم قرار است صورت بگیرد باید در چارچوب نظام باشد» میگوید: طرف مقابل میخواهد فردی کنترل‌پذیر و ترسو را رهبر این جریان بکند! هیچ فردی نباید محور اصلاحات قرار بگیرد. افراد نمیتوانند برای جبهه عریض اصلاحات رهبر باشند، باید از شخص‌محوری پرهیز کرد! اصلاحات باید به جای فردمحوری به سمت تشکیل اتاق فکر برود که برای ما از نان شب هم واجبتر است!
موسوی خوئینی‌ها هم از کندی خاتمی در تصمیمگیریهایش انتقاد کرده و خاطرنشان میکند: «خاتمی به جای راه رفتن، تاتی تاتی میکند!»
همچنین محمد گروسی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با تأکید بر اینکه خاتمیون دیگر لیدر اصلاحات نیستند، میگوید: «اصلاحات لیدر سوخته نمیخواهد و تفاوتی نمیکند که این فرد خاتمی یا عبدالله نوری باشد!»
وی با بیان اینکه بعد از انتخابات 88 متوجه شدیم برخی از اصلاح‌طلبان به درد لیدری اصلاحات نمیخورند، میافزاید: «آنها میخواهند با این اظهارات خود را به عنوان لیدر این جریان معرفی کرده و در واقع اعلام موجودیت کنند.»
کاندیدای روی صحنه
اما مطرح کردن افراد مختلف نیز به گفته کارشناسان یکی دیگر از استراتژیهای جنگ روانی اصلاحطلبان است. این طیف در انتخابات گذشته نیز نشان دادند هیچگاه از همان ابتدا گزینه نهایی و مدنظرشان را معرفی نخواهند کرد و در ماههای پایانی منتهی به زمان برگزاری انتخابات است که از کاندیدای اصلی خود رونمایی میکنند.
ابراهیم انصاریان، فعال اصولگرا در این زمینه معتقد است گزینه‌های مطرح شده فعلی از سوی اصلاح‌طلبان، کاندیداهای روی صحنه هستند، چرا که این جریان گزینه‌های پشت‌صحنه نیز دارند! وی البته متذکر میشود که لازمه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، اعلام برائت از فتنه 88 است و سیاسیکاری در اینباره پذیرفته نخواهد شد!
فتنــه 88 و گـــریبان اصلاح‌طلبان!
هرچند تقریباً تمامی طیف‌های مختلف اصلاحطلبان علاقهای به واکاوی حضور و تأثیر و نقششان در فتنه 88 ندارند و در مواجهه با این سؤال که اصلاحطلبان چگونه میخواهند این اتفاق را برای مردم تبیین کنند، با فرافکنی و یا این که در این خصوص صحبتی نداریم، از پاسخ به این مهم، به گونه‌ای شانه خالی میکنند، اما فتنه 88 واقعیتی است که وجود داشته و اصلاحطلبان نیز در آن دخیل بودند.
مجید انصاری، عضو مجمع روحانیون مبارز با انتقاد از برخی برخوردها در فضای سیاسی کشور میگوید: «کدورتها! و دلخوریهایی که به هر دلیل در جریان انتخابات گذشته پیش آمده است باید با یک سعه صدر و گذشت متقابل کنار گذاشته شود.» وی در گفتوگو با ایسنا میافزاید: «نمیدانم اینهمه آموزههای اسلام درخصوص گذشت و فرو بردن خشم و بزرگواری و عفو چه زمانی قرار است به کار گرفته شود!»
در واقع جریان اصلاحات امروز بیش از هر زمان دیگری علاقهمند به عدم توجه سیاسیون، رسانه ها و افکار عمومی به موضوع فتنه و توجه به مسائل انحرافی است. آیت‌ا‌لله کعبی عضو مجلس خبرگان در این بین به نکته جالبی اشاره میکند. وی با بیان این که انتخابات فرصتی است که همه میتوانند از آن استفاده کنند، خاطرنشان میکند: «تلاش اردوگاه اصلاحطلبی برای ورود به انتخابات آینده نشان میدهد که اصلاحطلبان هم دروغ بودن افسانه خودساخته تقلب را باور کردهاند. از این رو رسماً باید به اشتباه خود اعتراف کنند و بگویند که انتخابات سال 88 در نهایت سلامت برگزار شد.»
وضع مرغ بدتر از فتنه 88 است!
محمدرضا تابش، عضو فراکسیون اقلیت مجلس و خواهرزاده خاتمی اما معتقد است در این دوره اقبال به اصلاحطلبان بیشتر است، چرا که اولاً علیرغم نواقص کمیها و کاستیهایی که اصلاحطلبان در دوره مسئولیتشان داشتند به نحوی عمل کردند که مردم خاطرات بهتری از دوران مسئولیت ایشان دارند! ثانیاً اصولگرایان با این که 3 قوه را در اختیار داشتند، اینقدر بد عمل کردند که ذائقه مردم تلخ شده و جامعه را حساس میکند که باید تحولی رخ دهد.»
وی در گفت‌وگو با ایران در پاسخ به این سؤال که شما ماجرای فتنه سال 88 و نقش اصلاحطلبان در آن را چگونه ارزیابی میکنید، میگوید: «حالا دیگر وضع بدتر شده است، وقتی مردم باید بروند با کارت ملی مرغ بخرند، وضع بدتر شده است! زمان جنگ هم وضعیت بدین صورت نبود.»
خواهرزاده خاتمی وقتی به او میگوییم یعنی ماجرای گرانی مرغ بدتر از فتنه 88 است، خاطرنشان میکند: «شما باید جواب سؤال منو بدهید! یک دفعه که نمیپرن وسط حرف! میگذاشتید حرفم تموم میشد. وقتی شما اینقدر حوصله ندارید که از من مصاحبه بگیرید. من دیگر حرفی ندارم!» تابش در ادامه در پاسخ به این که چرا ما حوصله داریم شما بفرمایید، گفت: «همه چیز خوب است، اوضاع عالیه، مبارکه انشاءالله، تبریک میگویم!»
وی همچنین در پاسخ به این سؤال که اصلاحطلبان چه برنامه‌ای برای انتخابات دارند اظهار داشت: «هر وقت حوصله‌تان بیشتر شد من در خدمتتان هستم» و بعد این خبرنگار است که صدای بوق آزاد تلفن را می­ شنود.
راجع به فتنه صحبت نمیکنم!
غلامرضا تاج گردون، نماینده مجلس نهم که روزگاری عهده‌دار معاونت اقتصادی و پارلمانی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی دوران اصلاحات بود نیز وقتی به سؤالی درخصوص فتنه 88 و نقش اصلاح طلبان در آن میرسد، به خبرنگار میگوید: «راجع به فتنه صحبت نمیکنم.» وی همچنین درخصوص فعالیتهای انتخاباتی اصلاحطلبان خاطرنشان می ­کند هنوز به صورت تشکیلاتی وارد عمل نشده­‌ایم!
وقت چهارشاخ زدن به خرمن‌های کهنه نیست!
محمدرضا خباز، عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم و از اعضای حزب اعتماد ملی نیز معتقد است اصلاحطلبان یک جریان سیاسی هستند که از ابتدای انقلاب در صحنه حضور داشته‌اند، گاهی در اوج، گاهی در حالت اعتدال و گاهی وقتها مثل یک سال گذشته در اثر فشار رقیب منزوی و گوشه‌گیر که البته به معنای عدم فعالیت این طیف نبوده است بلکه آنها در این مدت مثل خورشید پشت ابر بوده‌اند! اگر خورشید روزی پشت ابر باشد، نمیتوان گفت که وجود ندارد!
وی در گفت‌وگو با ایران با بیان این که ما نمیتوانیم بیتفاوت و تماشاچی صحنه باشیم، بویژه در انتخابات ریاست جمهوری تصریح میکند: «اصلاحطلبان در ابتدا باید مرز خود را با گروههای دیگر اصلاحطلب که در حاکمیت نیستند روشن کنند.»
خباز 3 برنامه را برای رسیدن اصلاحطلبان به گزینه مورد نظر عنوان میکند و خاطرنشان مینماید: «ایده آل آن است که به یک کاندیدایی که از مقبولیت در بین همه برخوردار است برسیم. اگر این اتفاق نیفتد اصلاحطلبان باید در بین خود به نتیجه برسند که ما به آن میگوییم اجماع! و حالت سوم که بدترین حالت است در صورت عدم دستیابی به دو مورد گفته شده با یکی از کاندیداهایی که به اصلاحطلبان نزدیکند و آنها را خار مسیر خود نمیدانند به توافق می­ رسیم!»
وی در پاسخ به این سؤال که اصلاحطلبان درخصوص فتنه 88 میخواهند چه بکنند با بیان اینکه الآن وقت چهار شاخ زدن به خرمنهای کهنه نیست، میگوید: «ما باید روی فکرهای جدید کار کنیم، پرداختن به مسائل سال 88 درست نیست!»
هــــرچند اصلاحطلبان جملگی میخواهند و دوست دارند که فتنه سال 88 به فراموشی سپرده شود و در پاسخ بدان فرافکنی میکنند و مسائل اقتصادی را پیش میکشند اما مردم نشان داده‌اند که در بزنگاههای خاص از حافظه سیاسی بسیار خوبی برخوردار هستند. وزیر اطلاعات درخصوص فعالیت عاملین فتنه 88 در روزهای اخیر تأکید می­‌کند که این افراد و رسانه­‌های نزدیک به آنان این روزها سخت درصدد سیاهنمایی از وضعیت اقتصادی کشور هستند، نکتهای که در چند مصاحبه با این افراد نیز به خوبی هویدا می شود.
گزینه­‌ای خاکستری
از سوی دیگر شاید تأکید بر گزینه‌های معتدل از این روست که اصلاحطلبان امروز خود خوب میدانند که دیگر پایگاهی در میان افکار عمومی ندارند! پایگاهی که روزگاری برایشان رأی 20 میلیونی را رقم میزد!
مرتضی سجادیان عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران در این خصوص میگوید: «اگر اصلاحطلبان درباره کاندیدایی شاخص از جریان اصلاحطلبی به توافق نرسند، قطعاً روی به کاندیداهای اصولگرای معتدل می‌آورند. یعنی اصولگرایی که نظرش به اصلاحطلبان نزدیکتر باشد.»
وی معتقد است که بسیاری از اصولگرایان به اصلاحطلبان نزدیکتر هستند و اصلاحطلبان میتوانند به قالیباف و رضایی به عنوان دو گزینه فکر کنند.»
ابوالحسن مقتدایی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز خاطرنشان میکند: «اگر از سمت جریان اصلاحطلبی کاندیدای واحد معرفی شود، اکثریت بر روی آن اجماع خواهند داشت در غیر این صورت قشر قدیمی اصلاحطلبان بر ناطق نوری و قشر جوانتر آنها از قالیباف حمایت خواهند کرد!»
صادق زیباکلام، از فعالان اصلاحطلب نیز خاطرنشان میکند: «این وظیفه آقای خاتمی و وظیفه تمام کسانی که در طیف اصلاحطلبی قرار میگیرند است که با همه وجود از نامزدی آقای قالیباف حمایت کنند، چرا که قالیباف میتواند آرزوهای اصلاحطلبان را برآورده کند!»