پدر گرامی، حضرت آیتالله، فرزندانت با قلبی دردمند، اما پر امید بفردا، فردای پیروزی و آزادی، فردای انتقام خلقهای مستضعف جهان با حضرت عالی سخن میگویند. نه سخن نمیگویند، مینالند، قلبمان پر درد است تنمان پرزخم، چشمانمان گریان، اما در سر شور عشق داریم و در دل نیروی ایمان با دستهای کوچک و با آگاهی به پیروزی مستضعفین و نابودی ستمگران به نبردی نابرابر جهان درگیریم، دشمن انسان و اسلام را هر آنجا که نفس بکشد، بخاک و خون میکشیم، اما خنجر منافق، خنجر دشمن در لباس دوست، خنجر گرگ در لباس میش پدر در امان نیستیم، در این زمان حاکمیت امپریالیسم که شرق و غرب و چپ و راست به خونمان تشنهاند و چون هرزهگاهی کثیف و خون آشامانی بیشرف خونمان را میریزند.
پدر این هفت رنگها، هفتاد شکلها، هفتصد چهرهها، هفت هزار صورتها، هفتاد هزار دامها، هفتصد هزار نیرنگها، باز هم برای ریختن خونمان دست بدست هم دادهاند.
پدر، از وحشت خواب نداریم، آسودگی را بر خود حرام میدانیم، اگر این پادوهای مزدور بیگانگان "نعوذبالله" از نام شما سوءاستفاده کنند و کشتنمان برخیزند، بکجا پناهده شویم؟ پدر، بفکرمان باش که پندار نیست، واقعیت است پدر حزبیکه بظاهر مال خلق مسلمان است میخواهد خودش را به حضرت آیتالله بچسباند، (که حتی خود کمونیستها از وجودشان بیزارند) نوکران آریامهر جلاد، ورشکستههای سیاسی، پادوهای امپریالیسم، مزدوران "سیا" گرد آمدهاند، در ظاهر با استفاده از کلمات قشنگ آزادی، خلق و...
اما در باطن هوای شکست جمهوری اسلامی را در سر دارند و ریختن خون پاکمان را از اتحاد امت و امام خمینی و مراجع تقلید و از اتحاد ناگسستنی حضرت آیتالله با امام خمینی به وحشت افتادهاند بهرحال و با هر حیله در پی شکاف هستند.
پدر، بخدا این حزب مال خلق مسلمان نیست، بفریادمان برس، قلبمان پردرد است و تنمان پرزخم اما امید به نابودی خونخواران جهانی و نوکران امپریالیسم، براهمان میکشد و به نبرد مقدسمان با این بظاهر مسلمانهای خدانشناس.
کانون دانشجویان مسلمان دانشکده حقوق دانشگاه تهران