«طرح صلح عربستان سعودی» که این روزها بحث بر سر آن بالا گرفته، در واقع همان «طرح صلح اتحادیه عرب» است که در سال 2002 مطرح شد و مورد جدیدی به آن اضافه نشده است. در سال 2002 آمریکا و اسرائیل به راحتی آن را نادیده گرفتند و متاسفانه واکنش رسانهها به این موضوع در خاطرم نیست.
این طرح نسخه جدیدی از آن اتفاقنظر جامعه جهانی است که اولینبار در سال 1976 و در شورای امنیت سازمان ملل در مورد فلسطین رخ داده بود. در آن سال دولتهای بزرگ عرب قطعنامه را در شورای امنیت به رای گذاشتند که آمریکا آن را وتو کرد. همین اتفاق 4 سال بعد و در 1980 هم تکرار شد.
3 علیه 150
به خاطر معضل حق وتو در شورای امنیت، مساله فلسطین با فشار کشورهای جهان سوم و غیرمتعهدها ـ و با همراهی کشورهای اروپایی ـ عموما هر سال در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح میشود. نکته جالب اینجاست که نتیجه رایگیری عموما چیزی شبیه 3 ـ 150 میشود و آن 3 رای مخالف همیشه از آن ایالات متحده، اسرائیل و کشوری سرسپرده نظیر السالوادور است. تقریبا میشود گفت که این مخالفت آمریکا و اسرائیل به روندی متعارف در مجمع عمومی تبدیل شده که طیف وسیعی از موضوعات را در بر میگیرد و به مساله فلسطین محدود نمیشود.
خرق عادت بوش پدر!
اصل زیربنایی طرح صلح اعراب، تشکیل دو کشور مستقل در مرزهای بینالمللی (قبل از ژوئن 1967) با اصلاحاتی کوچک و البته طبق رضایت طرفین است. در سال 1988 شورای ملی فلسطین رسما این طرح را پذیرفت، اگرچه از اواسط دهه 70 میلادی به طور ضمنی از آن حمایت میکرد. در سال 1988 دولت ائتلافی اسرائیل به رهبری شیمون پرز و اسحاق شامیر به این اقدام واکنش نشان داد و اعلام کرد که قرار نیست هیچ دولت فلسطینی اضافی میان اسرائیل و اردن تاسیس شود و سرنوشت قلمرو فلسطینیها را توافقاتی مشخص خواهد ساخت که با راهنمایی رژیم اسرائیل آماده شده باشد. با این حال دولت جرج بوش پدر طرح را بدون هیچ تغییری پذیرفت (طرح بیکر در سال 1989). تحلیلگران این اقدام بوش را قاطعترین موضع یک دولت آمریکایی در برابر اسرائیل توصیف میکنند. چنین تصمیماتی اصولا در کاخ سفید اتخاذ نمیشود. به هر صورت اعراب در سال 2002 اعلام کردند اگر اسرائیل به آن سوی مرزهای سال 1967 عقبنشینی و مساله اسکان آوارگان فلسطینی را حل کند، دولتهای عرب با این رژیم روابط کامل برقرار خواهند کرد. در سال 2002 این طرح نادیده گرفته شد.
5 سال بعد...
حالا اوضاع تغییر کرده است و ایالات متحده و اسرائیل دیگر نمیتوانند به راحتی طرح صلح را نادیده بگیرند، زیرا از طرفی روابط واشنگتن ـ ریاض بسیار آسیبپذیر شده و از سویی اشغال عراق نتایج فاجعهباری در پی داشته است. علاوه بر این جهان نگران حمله نظامی آمریکا به ایران است که به نظر میرسد تمامی کشورهای منطقه ـ به جز اسرائیل ـ با این اشتباه بزرگ کاخ سفید مخالف باشند. به همین دلایل است که واشنگتن و تلآویو از آن مخالفت سرسختانه سال 2002 با طرح صلح دست برداشتهاند و دستکم از آن صحبت میکنند، اگرچه کلی و مبهم.
طرح عربستان سعودی با حمایت گسترده بینالمللی روبهرو شده است، کشورهای جهان سوم (جنوب) همانند 3 دهه گذشته از آن پشتیبانی کردهاند و اتحادیه اروپا و بالاخره ایران [؟] نیز موافق آن هستند. حزبا... لبنان هم صریحا اعلام کرده اگرچه به این طرح تمایلی ندارد، اما توافقی را که مورد رضایت فلسطینیها باشد خواهد پذیرفت. حماس هم نشان داده که با طرح صلح مخالفتی ندارد. خالد مشعل رهبر شاخه نظامی حماس هم که در دمشق به سر میبرد پشتیبانی خود را از طرح اتحادیه عرب اعلام کرده است. در این میان نتیجه نظرسنجیهایی که بعد از اعلام طرح سعودی در آمریکا برگزار شد، نشان میدهد که اکثریت مردم در این کشور با این نقشه موافقاند. به همین خاطر اسرائیل و ایالات متحده در این مورد تنها ماندهاند و دیگر نمیتوانند به راحتی با چنین تلاش دیپلماتیکی مخالفت کنند. اگرچه طرحهای بزرگ زیربنایی و شهرکسازی در کرانه غربی همچنان جریان دارد و همین نشانه این امر است که اسرائیلیها فعلا اقدامی عملی به نفع صلح انجام نخواهند داد.
کلینتون ـ باراک و بوش ـ شارون
اگر بخواهیم بیطرف باشیم باید اعتراف کنیم اسرائیلیها و آمریکاییها در ژانویه سال 2001 در مصر هم به مدت یک هفته از مخالفخوانی یکجانبه خود دست برداشتند. در آن زمان مذاکرهکنندگان اسرائیلی و فلسطینی به توافقی فراگیر نزدیک شدند و در آخرین کنفرانس خبریشان مشترکا اعلام کردند که حالا میتوانند توافقنامه را نهایی کنند. با این حال باراک نخستوزیر وقت رژیم اسرائیل، ناگهانی دستور پایان مذاکرات را صادر کرد و این تصمیم با مخالفت دولت کلینتون مواجه نشد. البته هنوز ما از مباحثات داخلی طرفهای درگیر در این ماجرا خبری نداریم.
کمی بعد از آن با تشکیل تیم بوش ـ شارون و توقف مذاکرات رسمی، گفتوگوهای غیررسمی ادامه یافت که به موافقتنامه ـ یا ابتکار عمل ـ ژنو در دسامبر 2003 ختم شد. با اینکه سیاستمداران بلندپایه از دو طرف در مذاکرات شرکت داشتند، توافقنامه غیررسمی باقی ماند. ابتکار صلح ژنو هم سرنوشتی مانند بقیه طرحهای قبلی پیدا کرد: جهان مانند همیشه از آن حمایت کرد، اسرائیل آن را نپذیرفت و آمریکا نادیدهاش گرفت. نباید فراموش کرد اینگونه طرحها تا موافقت کاخ سفید را پشت خود نداشته باشند نمیتوانند به یک توافق فراگیر و دوجانبه صلح مبدل شوند.
رسانههای بزرگ آمریکایی وانمود میکنند که آمریکا تاکنون در مناقشه اسرائیل و فلسطین یک میانجی بیطرف و صادق بوده و اگرچه در دولت بوش به دیپلماسی بیتوجهی شده، قرار است کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه اشتباهات گذشته را جبران کند. اما تاریخ چیز دیگری میگوید. این تصاویر دروغین است. حمایت همهجانبه آمریکا از اسرائیل مانع اصلی روند صلح است.
* نوام چامسکی روشنفکر آمریکایی و یکی از مهمترین زبانشناسان قرن بیستم است. او نویسندهای برجسته و متخصص امور سیاست بینالمللی است و از منتقدان سرسخت سلطهجویی و یکجانبهگرایی کاخ سفید به شمار میآید. این روشنفکر دستچپی خود را سوسیالیست آزادیخواه توصیف میکند. چامسکی در 1928 و در فیلادلفیا به دنیا آمده است.