اگر با توجه به تعامل متقابل بین سه محیط امنیتی یعنی محیط داخلی، محیط منطقهای و محیط بینالمللی به امنیت ملی و استراتژی امنیت ملی ایران نگاه کنیم پرسشهای عمده زیر مطرح میشود: 1- جهانی شدن چگونه محیط امنیت جهانی را دستخوش تحول کرده است؟
2- جهانی شدن با ویژگیهای امنیتی چه تأثیراتی را بر امنیت ملی و استراتژی امنیت ملی ایران دارد؟
در پاسخ به سوال اول باید گفت بحث جهانی شدن نقل محافل روابط بینالملل شده و نظریهپردازان و دستاندرکاران به طور مدوام درباره آن سخن میگویند. این بحث (جهانی شدن) در ذات خود کم و بیش بحث مبهمی است و علت ابهام آن این است که مفهوم یکسانی ارائه نشده است و در یک جمعبندی اجمالی سه تعریف درباره آن قابل تشخیص است.
دسته اول آن را یک طراحی غربی و جهانی شدن را با غربی شدن یکی میدانند؟ حتی بعضی نیز آن را آمریکایی شدن برمیشمارند.
دسته دوم جهانی شدن را یک پروژه از پیش تعین شده میدانند که چندی است شروع شده و سیر تحول را به صورت خودکار میگذراند.
دسته سوم به جای کلیگرایی درباره جهانی شدن آن را به شکل تجزیه شده نگریسته و به جداسازی ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میپردازند.
جهانی شدن امنیت ملی و استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران
حول مبحث ذکر شده سه موضوع عمده قابل طرح است: اول آن که در محیط امنیت خارجی ایران در عصر جهانی شدن همچنان متأثر از اصلیترین متغیر سنتی در امنیت خارجی یعنی ماهیت همسایگان بدون محیط پیرامونی این سرزمین است و از این جهت جهانی شدن و تحول در محیط امنیت بینالمللی تأثیر چندانی در سرنوشت امنیت خارجی ایران ندارد. پایدارترین عنصر در امنیت خارجی ایران طی قرون گذشته جغرافیای این مرز و بوم بوده است. جغرافیای خاص ایران از یک سو ایران را مرکز توجه مناطق مشخص و منفک پیرامون خود کرده و از سوی دیگر عملاً از نظر جغرافیایی به هیچ یک از محیطهای پیرامونی خود تعلق کامل ندارد و همچنان پایدار است.
در پاسخ به سوال دوم که جهانی شدن چه تأثیراتی را بر امنیت ملی و استراتژی امنیت ملی ایران دارد باید گفت: محیط امنیت بینالملل با محیط امنیت داخلی و واحدهای سیاسی در تعامل است و اصولاً در پرتو این تعامل، دولتها به طرحریزی استراتژی امنیت ملی خود مبادرت میورزند. از آنجا که در فرآیند جهانی شدن به دلیل فرو ریختن مرزهای داخلی و بینالمللی مرزهای حائل پیشین محیط امنیتی داخل و بینالملل نیز تا حد زیادی از بین رفته است، جریانات خارجی به طور دائم در تماس و تعامل با جریانات داخلی هستند.
در یک محیط رو به جهانی شدن بسیاری از مسائل میتوانند موضوع امنیتی قلمداد شوند؛ از موضوعات زیستمحیطی گرفته تا تبلیغات رسانههای خارجی و شبکههای ماهوارهای و سایتهای اینترنتی. در چنین محیطی ما با کثرت مفاهیم و موضوعات امنیتی مواجه هستیم و استراتژی امنیتی دولتها بایستی در برگیرنده بسیاری از موضوعات امنیتی و نیز مرتبط با یکدیگر و جداییناپذیر باشد که قبلاً از شمول آن خارج بود. در چنین محیطی (کثرت موضوعات امنیتی) حتی قدرتهای بزرگ نیز قادر به دستیابی به امنیت مطلق نیستند، یعنی وضعیتی حاکم است که از ویژگی فقدان امنیت مطلق و صلح غیرممکن برخوردار است. این مسأله سبب میشود دولتمردان همواره دغدغههای امنیتی داشته باشند.
موضوع دیگر اینکه اگر در گذشته بین امنیت داخلی و امنیت خارجی تا حدودی میتوانستیم تمایز قایل شویم در شرایط حاضر به دلیل فرآبند جهانی شدن چنین تمایزی ممکن نیست. در گذشته فرض میشد امنیت داخلی یعنی براندازی و چالش از جانب گروههایی که اقتدار دولت را نپذیرفتهاند و امنیت خارجی نیز تهدید دولتهای دیگر معنی میشد که هر کدام عاملان خاص خود را داشتند اما این تمایز در حال حاضر از بین رفته است.
به عنوان مثال در عرصه اقتصادی که پیوند و ادغام شدن اقتصادها با یکدیگر مفهوم اقتصاد ملی را منسوخ کرده و مفهومی از اقتصاد جهانی آفریده است، یک بحران اقتصادی میتواند به همه اقتصادها سرایت کند. نمونه این مسأله بحران آسیای جنوب شرقی است که از تایلند آغاز و به سرعت دامنگیر کشورهای دیگر در منطقه و خارج از منطقه شد. لذا میتوان بیان کرد پیوستگی تهدیدهای داخلی و خارجی خطرناکترین چالش هر حکومت محسوب میشود. بنابراین جهانی شدن به خودی خود برای امنیت ملی همه کشورها بویژه کشورهای جهان سومی در حال توسعه (از جمله ایران) تهدید محسوب میشود نه فرصت. جهانی شدن زمانی میتواند برای ایران به فرصت تبدیل شود که کشور ما یک استراتژی امنیتی فعالانه و نه منفعلانه را طرحریزی کرده و به اجرا گذارد؛ لذا ایران در این شرایط باید ضمن درک درست واقعیات امنیتی سیستم بینالملل یک استراتژی امنیتی فعالانهای را به اجرا گذارد تا از تحمیل ملزومات امنیتی جهانی شدن رها شود. اجرای یک استراتژی امنیتی مطلوب در گرو تعامل و همکاری است، نه تنش و تعارض. با توجه به مطالب یاد شده، جهانی شدن در چند مقوله که میتواند برای ایران هم تهدید امنیتی و هم فرصت امنیتی تلقی شود، عبارتند از:
1- گسترش ارزشها و اصول دموکراسی:
قدرت فزاینده آنچنان رو به گسترش است که حتی ممکن است تهدیدی برای قدرتهای بزرگ باشد؛ لذا در تهدید بودن آن برای قدرتهای کوچک و متوسط که ایران هم جزو یکی از آنهاست نباید شک کرد. لذا ارزشهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران بشدت تحت تأثیر آماج طبیعی آن ارزشها و اصول قرار دارد، مقاومت منفعلانه در برابر آن تبدیل به تهدید امنیتی میشود و بهترین راهحل برای تبدیل آن به فرصت مستلزم دموکراتیک کردن جامعه از طریق اخذ اصول مثبت فرهنگ رویه دموکراسی مثل آزادی بیان، حقوق بشر، مشارکت سیاسی، مسوولیت پاسخگویی به نخبگان و... است. از این طریق تهدید امنیتی تبدیل به فرصت امنیتی میشود.
2- اقتصاد (لیبرالیسم اقتصادی): جهانی شدن اقتصاد همراه با دیگر تحولات جهانی و منطقهای فضای خاصی را برای قدرتهای منطقهای از جمله ایران فراهم آورده است. جهانی شدن اقتصاد را نباید از دیگر پدیدهها و باز شدن فضاها جدا کرد و نمونههای گوناگونی از توان بازیگری قدرتهای منطقهای از جمله ایران طی چند سال گذشته فرصت منطقهای خاصی را برای ایران فراهم آورده است.
همترازی سیاسی ، جهانی شدن ارزشهای لیبرال دموکراسی، لیبرالیسم اقتصادی یا نئولیبرالیسم هستند. ویژگی امنیتی جهانی شدن اقتصاد با وجه نئولیبرالیسم در توان یا عدم توان ارتقاء اقتصادی و رفاه نهفته است. با توجه به اینکه در عصر حاضر رفاه شهروندان به هدف اصلی حکومتها تبدیل شده، لذا مشروعت آنها نیز تا اندازهای به کارآمدی آنها در این زمینه وابسته است. در صورتی که جمهوری اسلامی ایران نتواند به طور فعالانه وارد عرصه جهانی شدن اقتصاد شود، در تأمین رفاه و توسعه کشور با مشکل مواجه خواهد شد. باید نخبگان سیاسی کشور توجه داشته باشند که در شرایط حاضر یکی از پایههای مهم امنیت، رفاه و توسعه است. کشوری که در آن شکاف زیادی بین فقیر و غنی وجود دارد به هیچ وجه امنیت نخواهد داشت.
نتیجه
جهانی شدن همه ابعاد حیات سیاسی دولتهای ملی را تحت تأثیر قرار داده که یکی از این ابعاد مهم امنیت ملی است. در فرآیند جهانی شدن به علت تعامل دائمی سطوح داخلی، بیناللملی، جریان خارجی و داخلی از یکدیگر تأثیر میپذیرند. محیط امنیت بینالملل در فرآیند جهانی شدن از کثرت و گسترش و مفهوم امنیتی برخوردار بوده که این گسترش مفهوم، توامان فرصتها و تهدیدهای تازهای را در برایر دولتها به وجود آورده است. امروزه امنیت از جنبه صرف نظامی خارج شده و موضوعات مختلف امنیتی از زیستمحیطی گرفته تا مسائل مربوط به تسلیحات هستهای در پیوند با یکدیگر مطرح میشوند. اگر دولتها به طور منفعلانه با جریانات و نیروهای امنیتی و خارجی برخورد نمایند، چالشها را تشدید خواهند کرد، بنابراین تهدیدهای امنیتی آنها نیز دو چندان خواهد شد. ولی در صورتی که به صورت فعالانه با آنها مواجه شوند. تهدیدهای امنیتی به فرصتهای امنیتی تبدیل میشوند.
در فرآیند جهانی شدن به عنوان یک متغیر مستقل تهدیدها و فرصتها در چهار بعد برای امنیت جمهوری اسلامی ایران متصور است که عبارتند از: تجدید هویت (هویتهای قومی)، گسترش اصول و ارزشهای دمکراسی، گسترش اقتصاد بازار و گسترش تسلیحات هستهای.
خیزش هویتهای قومی که متأثر از جهانی شدن است میتواند تهدیدی برای امنیت ایران باشد؛ زیرا ایران از ملیتها و قومیتهای مختلف تشکیل شده و زمانی میتواند به فرصت امنیتی تبدیل شود که در سیاست قومی، نظام تکثرگرایی قومی حاکم باشد و گروهای قومی و ملیتی احساس تبعیض در حقوق اجتماعی و سیاسی خود ننمایند.
ساخت نظام سیاسی آن هم به صورت تلفیق دین و حکومت یک نظام سیاسی کاملاً متمایز با نظامهای سیاسی دیگر دنیاست. به همین دلیل جهانی شدن که در وجه سیاسی عمدتاً همان جهانی شدن لیبرال دمکراسی است تهدیدی برای ساخت نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود. این تهدید زمانی میتواند به فرصت امنیتی تبدیل شود که ضمن دریافت وجوه مثبت دمکراسی، رابطه دین و سیاست و حکومت به نحوی تنظیم شود که موجب افزایش کارآمدی نظام در عرصه داخلی و خارجی شود.