تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۵۱۹
تکرار سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» استعمار پیر

سینا تکاور
انتشار خبر کشف مقادیر زیادی مواد منفجره و تجهیزات نظامی از یک افسر انگلیسی در افغانستان، بیانگر این حقیقت است که روباه پیر همچنان به همان سیاست فرسوده خود در خصوص ایجاد تفرقه برای حکومت پایبند است؛ سیاستی که گویا هنوز در مناطقی نظیر افغانستان توانسته خواسته های استعماری این کشور را برآورده کند.
چندی پیش خبرگزاری ها گزارش دادند که در پی مشاجره لفظی نظامیان افغان با یک افسر انگلیسی، فرماندهان افغان تصمیم گرفتند محموله های همراه این افسر انگلیسی را مورد بازرسی قرار دهند. این بازرسی که سه شنبه گذشته انجام شد، به کشف ۴۰جلیقه انفجاری که برای عملیات انتحاری کاربرد دارد و ۳۰ قبضه سلاح انجامید. موضوعی که روی حمایت دنیای غرب، به ویژه انگلیس، از تروریست های فعال در افغانستان به ویژه گروهک طالبان مهر تأیید می زند.
اما حمایت نیروهای انگلیسی مستقر در افغانستان، از تروریست های طالبان نه در سطح یک ادعا بلکه واقعیتی است که می توان آن را در ارائه خدمات به این گروهک تروریستی مشاهده کرد. انتقال طالبان با هلی کوپتر از جنوب به شمال افغانستان، شکستن محاصره و نجات طالبان، معامله با طالبان برای انتقال کامیون های تدارکاتی ناتو و همچنین پرورش طالبان تنها گوشه کوچکی از خدمات انگلیسی ها به طالبان است. خدماتی که در پی آن انگلیس می کوشد ضمن استمرار بخشیدن به حضور خود در یک کشور اسلامی، عملاً تحت نام طالبان، اقدام به مخدوش کردن چهره اسلام در سطح جامعه جهانی کنند.
انگلیس، نگران موج بیداری اسلامی
اما شاید سؤال اصلی این باشد که دلیل تلاش انگلیسی ها برای مخدوش کردن چهره اسلام چیست؟ پاسخ به این سؤال را باید بی شک در موج بیداری اسلامی جست وجو کرد. همزمان با تشدید موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی خاورمیانه و سرنگونی حکومت های دیکتاتور وابسته به غرب که سبب از بین رفتن منافع غرب در منطقه حساس خاورمیانه شد، به یکباره یک پیش بینی از سوی رهبر معظم انقلاب در خصوص رسیدن این موج به کشورهای غربی، باعث شوکه شدن سیاستمداران این کشورها شد. دیری نپایید که پس از این پیش بینی بزرگ، محله های مختلف شهر لندن، پایتخت انگلیس، تحت تأثیر بیداری اسلامی با اعتراض های گسترده و بی سابقه ای مواجه شد که از آن به نام قیام محرومین یاد می شود. در این حرکت های اعتراضی مردمی که سال ها زیر استبداد روباه پیر زندگی سختی را می گذراندند، ضمن همذات پنداری با مردم کشورهای عربی که موفق شده بودند خود را از زیر یوغ حاکمان مستبد خود نجات دهند به خیابان ها آمدند و خواستار احقاق حقوق خود شدند.
موضوعی که تا مدت ها تمرکز سیاستمداران انگلیسی را به هم زده بود و سرانجام پس از اعمال خشونت گسترده علیه معترضین که منجر به کشته شدن تعداد بسیار زیادی از شهروندان انگلیسی شد، موفق به کنترل موقت این بحران شدند. حالا سیاستمداران انگلیسی با درک این مطلب که ریشه اصلی و الهام بخش این قیام های مردمی در سراسر دنیا، اسلام است، تمامی تلاش خود را به کار بسته اند تا به هر طریق ممکن ضمن مقابله با اسلام، عملاً ریشه این حرکات را در کشور خود کور کنند. بنابراین به خوبی مشخص است که آنها با معرفی دروغین طالبان به عنوان نماینده دنیای اسلام در سطح جهان و جامعه خود به دنبال آن هستند که چهره ای دیگر از بیداری اسلامی به مردم معرفی کنند. علاوه بر این وجود طالبان همواره دلیل خوب و محکمی است که بتوانند به تخریب چهره دنیای اسلام بپردازند.
سودهای اقتصادی از آشفتگی کشورهای اسلامی
از سوی دیگر نگاهی به گستره فعالیت طالبان در دنیای اسلام که دامنه نفوذ آن در کشورهای اسلامی نظیر یمن، عراق، پاکستان، عربستان، شرق ایران و کشورهای اسلامی آفریقایی به خوبی قابل مشاهده است، نشان می دهد که غرب و به ویژه انگلیس این گروهک تروریستی را به عنوان ابزاری برای ایجاد ناامنی در دنیای اسلام تبدیل کرده است. این در حالی است که وجود منابع سرشار انرژی در کشورهای اسلامی و همچنین وجود بازارهای بزرگ مصرف در این کشورها، چشم طمع بسیاری را متوجه منطقه خاورمیانه کرده است. حال وجود این ناامنی نه تنها باعث می شود که این کشورها هزینه های زیادی را برای تأمین امنیت خود بپردازند و همین امر باعث می شود که نتوانند به پیشرفت اقتصادی دست پیدا کنند و برای تأمین هزینه های خود نیز باید اقدام به خام فروشی منابع انرژی خود با قیمتی بسیار ناچیز به کشورهای استعماری نظیر انگلیس کنند. بنابراین این خود دلیلی موجه است تا انگلیس و شرکای غربی اش با تقویت طالبان در منطقه و کشورهای اسلامی عملاً کمک بزرگی نیز به اقتصاد خود کنند.
اتهامات واهی علیه ایران
این حمایت های علنی انگلیس از گروهک تروریستی طالبان در حالی است، که انگلیس و شرکای غربی اش برای آنکه روی ارتباطات خود با این گروهک های تروریستی سرپوش بگذارند، همواره اتهامات دروغی را در خصوص ارتباط ایران و کمک جمهوری اسلامی به طالبان مطرح کرده اند. این در حالی است که جمهوری اسلامی از دیرباز به عنوان دشمن این گروهک تروریستی در منطقه به شمار می آمد. این واقعیت نه مربوط به چند سال اخیر، بلکه به دوران قبل از جنگ غرب در افغانستان باز می گردد که جمهوری اسلامی همواره با حمایت از نیروهای ائتلاف شمال افغانستان به دنبال نابودی طالبان در این کشور اسلامی بود. علاوه بر این جمهوری اسلامی همواره به عنوان یکی از اصلی ترین قربانیان جنایت های طالبان در منطقه به شمار می رود که قطعاً وجود همین جنایت ها خود دلیل محکمی برای دشمنی با این گروهک است.
جنایت هایی نظیر حمله به کنسولگری جمهوری اسلامی در مزار شریف که منجر به شهادت دیپلمات های ایرانی شد و همچنین بمب گذاری های مختلف گروهک جندالشیطان به عنوان یکی از شاخه های طالبان در مناطق شرق کشور تنها گوشه کوچکی از جنایات طالبان علیه جمهوری اسلامی است. در مجموع مرور آنچه که در خصوص طالبان از زمان شکل گیری تاکنون مطرح است، بیانگر این حقیقت است که این گروهک نه تنها گروهکی اسلامی نیست بلکه مورد تنفر اکثر مسلمانان جهان است. گروهکی که شکل دهنده اصلی آن غربی ها بودند و همین غربی ها همواره زمینه ادامه حیات آن را فراهم کرده اند و امروز نیز همچنان به عنوان ابزاری برای اقدام علیه اسلام مورد استفاده قرار می گیرد.