سیدافشین امیرشاهی
نوزدهم فروردین سال 58 جنبش مسلمانان مبارز طی بیانیهای شش مادهای خواستار محو کامل آثار فرهنگ استبدادی و استعماری از اخلاقیات، رفتار فردی و مناسبات اجتماعی همگان شد.
چند روز بعد دستههایی با شعارهای اسلامی از در شرقی دانشکده فنی دانشگاه تهران وارد این دانشکده شدند و با حالت اعتراضی به طرف میزهای فروش نشریات گروههای سیاسی در سرسرای دانشکده شتافتند، در این لحظه کلاسهای درس که تازه شروع شده بود با فریادهای این گروه تعطیل شد و دانشجویان از کلاسهای درس به سرسرای دانشکده ریختند و زد و خورد آغاز شد. پیش از درگیریهای دانشکده تهران، درگیری در دانشگاه مشهد، خسارتهای مالی به بار آورده بود و حتی تعدادی از دانشجویان در این هجوم مصدوم شده بودند.
برکناری رئیس دانشگاه تربیت معلم تهران نیز از رخدادهای مهم سال 58 بود. رئیس سابق این دانشگاه در گفتوگویی با خبرگزاری پارس گفت: دانشجویان اظهار میدارند رئیس دانشگاه در جهت و زمینه انسانسازی حرکت نمیکند و مشارالیه یک لیبرالیست است.
در این میان به دنبال اشغال دفتر رئیس دانشگاه توسط گروهی از دانشجویان انجمن اسلامی، استادان این دانشگاه به عنوان اعتراض به عمل دانشجویان از حضور در کلاسهای درس خودداری میکنند و عملاً دانشگاه تعطیل میشود. رئیس دانشگاه نیز در مخالفت با اقدام دانشجویان انجمن اسلامی اعلام میکند من توسط شورا انتخاب شدهام و توسط همین شورا باید عزل شوم. (روزنامه جمهوری اسلامی 18/12/58).
پس از اقدام دانشجویان، کارکنان اداری دانشگاه تربیت معلم تهران نیز در خصوص حوادث دانشگاه طی یک بیانیه با 200 امضا با رفراندوم دانشگاه برای انتخاب سرپرست جدید دانشگاه موافقت و اعلام کردند، عمل انقلابی دانشجویان مسلمان دانشگاه، در برچیدن بساط لیبرالها و سازشکاران که نمیتوانند با انقلاب همگام شوند مورد تأیید است.(کیهان 26/12/58). عصر همان روز رفراندوم برگزار شد و روزنامه کیهان از قبول نکردن ریاست دانشگاه از جانب سرپرست منتخب رفراندوم دانشگاه تربیت معلم تهران خبر داد.
جرقه انقلاب فرهنگی
اواخر سال 58 دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه ملی «در اعتراض به جو دانشگاه و وضعیت نظام آموزشی وقت» دانشگاه را ترک کردند و با تأسیس «دانشکده در هجرت» یا «دانشگاه انقلاب اسلامی» راه خود را از جریان عمومی آموزش دولتی آن روزگار جدا کردند.
دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه ملی اهداف هجرت خود را اینگونه بیان کردند: «تغییر نظام آموزشی، مبارزه پیگیر و بیامان علیه نظام آموزشی طاغوتی، استقلال فرهنگی، حرکت در مسیر خدمت به مستضعفین.» (بیانیه دانشجویان دانشکده انقلاب اسلامی 28/12/58) این اقدام دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه ملی با حمایت انجمنهای اسلامی برخی از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور روبهرو شد و از این حرکت به عنوان جرقهای برای انقلاب فرهنگی نام برده شد.
فروردین سال 1359 امام خمینی(ره) طی یک پیام نوروزی مشی انقلابی جمهوری اسلامی ایران را تشریح کردند. در این پیام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند ستادی تشکیل شود و از طریق این ستاد برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها اقدام شود.
چند روز بعد رئیس وقت شهربانی طی بخشنامهای از رؤسا و مسوولان دانشگاهها خواست از صدور مجوز برای گروههای سیاسی به هر عنوان برای برگزاری مراسم، سخنرانی و تبلیغات سیاسی خودداری کنند. (انقلاب اسلامی 26/1/59)
این بخشنامه با واکنش منفی بسیاری از دانشگاهیان و دانشجویان روبهرو شد و معاون دانشگاه تهران این بخشنامه را به ضرر انقلاب توصیف کرد.
آغاز انقلاب فرهنگی
26 فروردین سال 59 حجتالاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی برای ایراد چند سخنرانی به تبریز رفت و در سالن دانشکده پزشکی دانشگاه تبریز به سخنرانی پرداخت، پس از پایان سخنرانی قرار شد وی جلوی ساختمان مرکزی دانشگاه به پرسشهای دانشجویان پاسخ دهد ولی اجتماع دانشجویان به تشنج کشیده شد و هاشمی رفسنجانی به دلیل آشفته شدن جلسه، بدون شرکت در جلسه سخنرانی بعدی دانشگاه تبریز را ترک کرد. در پی وقوع این حادثه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تبریز به ساختمان مرکزی دانشگاه رفتند و مسوولان و کارکنان ساختمان مرکزی را بیرون کرده و آنجا را به تصرف خود درآوردند. دانشجویان اعلام کردند تا زمانی که انقلاب فرهنگی انجام نشود و پاکسازی در سطوح دانشجویی، اعضای هیأت علمی و کارکنان دانشگاه صورت نگیرد ساختمان مرکزی را ترک نمیکنند. (جمهوری اسلامی 28/2/59) این حادثه با استقبال فراوان دولت و گروههای دانشجویی روبهرو شد.
در همین روزها اعلام تعطیلی دانشگاهها با موافقتها و مخالفتهای فراوانی مواجه شد. از جمله 27 فروردین سال 59 درگیریهای بین مدافعان و مخالفان تعطیلی دانشگاهها در دانشگاه پلی تکنیک (امیر کبیر) رخ داد. (جمهوری اسلامی 28/1/59) در همین حال دکتر حسین حبیبی، وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی، اعلام کرد که دانشگاهها باید تا آخر سال به کار خود ادامه دهند و پس از آن اگر کاری لازم باشد انجام خواهد شد.(اطلاعات 28/1/59)
با وجود این جو تنش و التهاب همچنان در دانشگاهها بالا بود، به طوری که شورای انقلاب طی اطلاعیهای در خصوص وقایع دانشگاهها اعلام کرد کسانی که دلشان برای انقلاب اسلامی نمیتپد و درک دیگری از دانشگاه دارند با ایجاد بحران در امور دانشگاهی و تبدیل آن به ستاد عملیات سیاسی تفرقهآور مانع دگرگونی بنیادی دانشگاهی شدهاند و باعث نارضایتی همه علاقهمندان به تعلیمات عالیه متعهد گردیدهاند.(کیهان 30/1/59)
ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور وقت نیز در پاسخ به پرسش خبرگزاری پارس در خصوص تغییر نظام آموزشی اظهار داشت: اصل قضیه که نظام آموزشی باید تغییر کند مسئله قابل تردیدی نیست. خود من سالها در مورد آن فکر کردهام و بررسیهایی انجام دادهام، اما اینکه این موقع را باید انتخاب کرد یک مسئله دیگر است. (انقلاب اسلامی 30/1/59)
در پی بالا گرفتن فضای تشنج در دانشگاهها، بسیاری از دانشگاههای کشور با اوج گرفتن درخواست انجام انقلاب فرهنگی در روز 29 فروردین سال 59 تصرف شد. اشغال دانشگاه مشهد و دانشگاه شیراز توسط برخی از دانشجویان و گروههایی از مردم (اطلاعات 30/1/59)، اشغال دانشکده علوم بانکی که با زد و خوردهای فراوان و چندین مضروب صورت پذیرفت (جمهوری اسلامی 30/1/59) و نیز زد و خوردهای وسیع در دانشگاه تربیت معلم تهران از حوادث مهم زمینهساز انقلاب فرهنگی بود. تحرکات و درگیری در مؤسسات مختلف آموزش عالی از جمله مدرسه عالی بیمه، مدرسه عالی متحدین (دانشکده دختران) مؤسسه آموزش عالی تکنولوژی انقلاب، مؤسسه هنرهای تزئینی، دانشکده پزشکی فیروزگر، مدرسه عالی کامپیوتر، تصرف مدرسه عالی اراک (اطلاعات 31/1/59)، اشغال دانشکده کشاورزی زنجان (جمهوری اسلامی 31/1/59)، تصرف دانشگاه کرمان (جمهوری اسلامی 31/1/59) و حوادث دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر که شرایطی را فراهم آورد که منجر به صدور اعلامیه دوم شورای انقلاب شد. دانشجویان و مردمی که دست به تصرف دانشگاهها زده بودند خواستار «تصفیه و پاکسازی عناصر ناباب» در محیط آموزشی دانشگاهها شدند. شورای انقلاب در بیانیه دوم خود تصریح کرد، دانشگاهها تا پایان روز اول اردیبهشت تعطیل است و مردم و دانشگاهیان و دانشجویان باید دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را ترک کنند.
شورای انقلاب در این بیانیه تأخیر در دگرگونی بنیادی نظام آموزشی را ناشی از نابسامانیها و درگیریهای گوناگون ذکر کرد و اظهار داشت: چنین وضعی را مغایر با تدارک فرصت جهت دگرگونی بنیادی نظام آموزشی میداند. در این بیانیه تصریح شد: تصمیم شورا در مورد برچیدن ستادها در دفاتر سیاسی گروههای مختلف شامل تمام مراکز، دفترها و اتاقهایی است که به نحوی به گروهها مربوط میشود و کتابخانهها و دفترهای هنری، ورزشی و نظایر اینها را شامل میشود. شورا از همه مردم خواست تا آمادگی خود را برای اجرای این تصمیمات حفظ کنند و در عین حال برای آسان کردن کار تخلیه ستادها از تجمع در حول و حوش دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی خودداری کنند. این نکته نیز در بیانیه آمد که: بدیهی است در هر لحظه که شورای انقلاب لازم بداند با یک پیام رادیویی از مردم خواسته میشود که همراه رئیسجمهوری و شورای انقلاب به دانشگاهها بروند. (انقلاب اسلامی 31/1/59)
به دنبال بیانیه شورای انقلاب، ستاد و سازمان دانشجویان دانشگاه شیراز وابسته به دانشجویان پیرو خط امام که دانشکدههای پزشکی، ادبیات، علوم و مهندسی را به اشغال خود درآورده بودند دانشکده ادبیات و علوم را به استانداری تحویل دادند.(جمهوری اسلامی 31/1/59)
در همان روز نمایندگانی از جانب انجمنهای دانشجویان مسلمان در ملاقاتی با مهندس بازرگان، دکتر باهنر و مهندس معینفر اعضای شورای انقلاب، مسائل مربوط به درگیریهای دانشگاهها و مسئله برچیدن دفاتر و سازمانها و گروههای سیاسی را در دانشگاهها مطرح ساخته و مورد بحث و بررسی قرار دادند. ولی به جز دانشگاه شیراز، تخلیه دفاتر سیاسی در دانشگاهها به سادگی صورت نپذیرفت و در پی اعلام تخلیه دفاتر سیاسی دوباره جوی ناآرام دانشگاههای کشور را فرا گرفت. در دانشگاه ملی (شهید بهشتی)، انجمن اسلامی و جنبش دانشجویان مسلمان و انجمن دانشجویان مسلمان (هواداران مجاهدین خلق) دفاتر خود را تخلیه کردند ولی گروههای دانشجویی پیکار و پیشگام (دانشجویان هوادار سازمان پیکار و چریکهای فدایی) از این کار خودداری کردند. (انقلاب اسلامی 1/2/59)
در دانشگاه تهران نیز هیچ گروهی حاضر به تخلیه مقر خود نبود، اما اوضاع در دانشگاه آرام بود. در دانشگاه صنعتی شریف از ورود افراد غیر دانشجو جلوگیری میشد ولی در داخل و خارج دانشگاه گروههایی از مردم و نیز دانشجویان در حال گفتوگو بودند. دانشجویان مسلمان و دانشجویان طرفدار سازمان مجاهدین خلق حاضر به تخلیه مقر خود نشده بودند. دانشجویان عضو گروههای بیطرف درباره شرایط به وجود آمده اظهار میداشتند، هدف شورای انقلاب و انجمن اسلامی تغییر بنیادی نظام آموزشی نیست بلکه هدف فقط گروههای سیاسی و وضع آزادی فعالیت آنهاست. (کیهان 1/2/59)
در همین زمان گروههای زیادی از مردم با اجتماع در مقابل دانشکده هنرهای دراماتیک خواستار تخلیه این دانشکده از عناصر مجاهدین خلق، فدائیان خلق، تودهایها و سایر گروههای چپ بودند. دانشجویان وابسته به این گروهها، درهای دانشکده را بسته بودند و از ورود مردم و دانشجویان جلوگیری میکردند. ولی بر اثر کثرت جمعیت، کمیتههای انقلاب اسلامی برای برقراری نظم دخالت کرد و مانع ورود مردم به دانشکده شدند و از طرفی برای مصون نگهداشتن دانشجویانی که در دانشکده را بسته بودند با ایجاد یک حلقه آنها را از معرکه بیرون برده و به درون یک مینیبوس هدایت کردند.(انقلاب اسلامی 21/2/59)
به جز تهران در سایر شهرهای کشور نیز شرایط مشابهی حکمفرما بود. در همدان به دنبال درگیری مخالفان و موافقان بیانیه شورای انقلاب این دانشگاه عملاً به حالت تعطیل درآمد. (جمهوری اسلامی 1/2/59)
در دانشگاه تبریز نیز گروههای مخالف تخلیه ستادها از دانشگاهها دست به تشکیل ستاد مشترک دانشجویان انقلابی زندند و ستاد حفاظت از دانشگاه ایجاد کردند. این گروه از دانشجویان که گروههایی از دانشآموزان نیز از آنها پشتیبانی کردند در اعتراض به تصمیم شورای انقلاب در مقابل ساختمان دانشکده علوم دارویی دست به تحصن زدند. (جمهوری اسلامی 1/2/59)
مشهد نیز در 31 فروردین 59 دومین روز ناآرام خود را با صدها مصدوم و یک کشته پشت سر گذاشت. (جمهوری اسلامی 1/2/59)
چنین شرایط مشابهی در دانشگاههای علم و صنعت ایران، مدرسه عالی علوم اراک، دانشکده خلیج فارس، مدرسه عالی منابع طبیعی گرگان، دانشکده کشاورزی زنجان، دانشکده نفت آبادان، دانشگاه گیلان و مجتمع تکنولوژی تهران حکمفرما بود. در برخی از این دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی شدت درگیریها به حدی بود که منجر به تعطیلی دانشگاهها شده بود.
در همین حال در تهران گروهی از دانشجویان تصمیم گرفتند صفوف زنجیری دانشجویان را که از دو شب قبل در دانشگاه تهران اجتماع کردند، بشکنند. به همین خاطر وقتی از خیابان 16 آذر قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند زد و خورد شدیدی بین آنها درگرفت که در پی آن یک نفر کشته و گروهی مجروح شدند. (انقلاب اسلامی 2/2/59)
در همین هنگام سرانجام نمایندگان انجمن دانشجویان مسلمان (وابسته به مجاهدین خلق) ضمن ملاقات با مدیریت دانشگاه تهران، کلیه دفاتر خود در دانشکدهها را به مدیریت این دانشگاه تحویل دادند. (جمهوری اسلامی 2/2/59)
در تبریز نیز دانشجویان مسلمان خط امام مستقر در ساختمان مرکزی دانشگاه تبریز بنا به تصمیمات شورای انقلاب کلیه دفاتر سیاسی خود را تخلیه کردند ولی خودشان همچنان در ساختمان مرکزی ماندند. انجمن اسلامی دانشگاه ارومیه نیز مکان تحت اشغال خود را تحویل داد. (کیهان 2/2/59)
بعد از ظهر روز اول اردیبهشت سال 59 مردم تهران به منظور استماع سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در مقابل اقامتگاه امام خمینی(ره) در سرتاسر خیابان دربند تا میدان تجریش اجتماع کردند و هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده میشد.
دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاهها و سازمانهای دانشجویی مسلمان سراسر کشور نیز راهپیمایی خود را از حسینیه ارشاد آغاز کرده و به اقامتگاه امام ختم کردند. امام خمینی(ره) در دیدار با مردم اظهار داشتند، دانشگاه باید از بنیان تغییر بکند و تغییراتی بنیادی داشته باشد و اسلامی باشد.
عصر همان روز شورای انقلاب به ریاست ابوالحسن بنیصدر در کاخ نخستوزیری تشکیل جلسه داد و در این جلسه اوضاع دانشگاهها مورد بررسی قرار گرفت. صبح روز بعد بنا به دعوت قبلی رئیسجمهوری وقت هزاران نفر از مردم تهران در مقابل دانشگاه تهران اجتماع کردند. در این مراسم که اعضای شورای انقلاب و وزیران نیز شرکت داشتند ابوالحسن بنیصدر اعلام کرد: چون امروز قرار بود که روز افتتاح دانشگاه باشد و روز پایان مهلت شورای انقلاب بود اطمینان دارم که حضور شما در اینجا دلیل بر تأیید شما نسبت به تصمیم شورای انقلاب است، پس شما هم تصمیم شورای انقلاب را تصویب میکنید و بنابراین اجتماعاتی که امروز در همه شهرهای کشور برقرار است تأییدی بر تصمیم شورای انقلاب شد.(کیهان 2/2/59)
در مورخ 2/2/59 راهپیمایی به سمت دانشکدههای شهرهای مختلف صورت پذیرفت و مردم خواستار خروج و تخلیه دفاتر گروههای سیاسی شدند. این راهپیماییها در دانشگاههای شهرهای سمنان، زاهدان، تبریز و گیلان نتیجه داد.
به دنبال انقضای مهلت شورای انقلاب و سخنان رئیسجمهوری وقت در دانشگاه تهران، مؤسسات آموزش عالی و دانشگاهها پس از یک وقفه یک هفتهای در امور آموزشی کار خود را رسماً از سوم اردیبهشت سال 59 آغاز کردند. البته برخی از دانشگاهها مجبور بودند که خرابیهای ناشی از درگیریهای اخیر را بازسازی کنند. از این رو ناگزیر به تعطیل دانشگاه در آن روز بودند. (اطلاعات 3/2/59)
آغاز به کار دانشگاهها در این روز با عدم اقبال دانشجویان مواجه شد و تعداد دانشجویان در کلاسهای درس بسیار کم بود.
کلاسهای درس دانشگاههای تهران و تربیت معلم تهران نیز عملاً تعطیل بود. این در حالی بود که شورای انقلاب 15 خرداد را زمان پایان ترم تحصیلی اعلام کرده بود.
در صورتی که انجمنهای اسلامی و سازمانهای دانشجویان مسلمان در برخی از مؤسسات آموزش عالی کلاسهای درس را تحریم کرده بودند، دفتر تحکیم وحدت طی بیانیهای که در نماز جمعه تهران انتشار یافت بار دیگر توقف نظام آموزشی را خواستار شد. از طرفی برخی از شوراهای دانشگاهها پایان دادن سال تحصیلی تا 15 خرداد را ناممکن دانسته و خواستار رعایت تقویم دانشگاهی و ادامه نیم سال تحصیلی طبق برنامههای قبلی شدند.
در بحبوحه این مسائل مدیر موقت دانشگاه تهران برای سومین بار استعفا کرد. وی بار قبل به خاطر حمله و هجوم به حریم دانشگاه و آزاد شدن حملهکنندگان به دانشگاه تهران از سوی مقامات مسوول استعفا کرده بود و اینبار دلیل استعفای خود را اجرای برنامه بدون مطالعهای که به سوءاستفاده گروههای ضدانقلاب منجر شده است، اعلام کرد. (اطلاعات 6/2/59)
در این میان شورای دانشگاه آزاد ایران طی بیانیهای به لحاظ نشدن نظرات کارشناسان و صاحبنظران دانشگاهی در اصلاح نظام آموزشی اعتراض کرد. کلاسهای درس در دانشگاههای مختلف کشور از جمله تبریز، صنعتی اصفهان، مشهد، لرستان، شیراز و سیستان و بلوچستان دایر شده بود. تنها دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر تا اطلاع ثانوی تعطیل و مستثنا از دیگر دانشگاهها بود. اختیار بازگشایی این دانشکده نیز از سوی دفتر رئیسجمهوری و وزارت فرهنگ و آموزش عالی به شورای تأمین استان و انجمن اسلامی دانشکده واگذار شد. (انقلاب اسلامی 9/2/59)
در چنین شرایطی انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه ملی طی بیانیهای انحلال این دانشکده را اعلام کرد. در اطلاعیه آنها تصریح شده بود چون دانشکده حقوق باید در جهت انقلاب اسلامی و به منظور برقراری یک دادگستری اسلامی باشد انحلال این دانشکده را اعلام میکنیم. زیرا سیستم آموزشی دانشگاههای ما آمریکایی و در جهت تقویت امپریالیسم جهانخوار در ایران برقرار شده است. (اطلاعات 8/2/59)
سرپرست مجتمع تکنولوژی انقلاب نیز طی اطلاعیهای اعلام کرد: این مجتمع به علت نبود وقت کافی برای برگزاری ترم تا 14 خرداد براساس تصمیم مقامات مسوول نیم سال دوم تحصیلی منحل اعلام میشود. (اطلاعات 8/2/59)
در این گیرودار و در پی تصمیم شورای انقلاب مبنی بر پایان سال تحصیلی دانشگاهها تا 15 خرداد مسوولان دانشگاه اصفهان خبر از حذف برخی از دروس دانشگاهی به علت کوتاهی زمان مقرر دادند. (اطلاعات 16/2/59)
مسوولان دانشگاههای تبریز و بوعلی سینا همدان نیز تصمیم مشابهی مانند دانشگاه اصفهان گرفته ضمن اینکه تصریح کردند، مسئله انحلال ترم دانشگاهها به هیچوجه مطرح نیست.(اطلاعات 19/2/59)
سرانجام دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور براساس تصمیم شورای انقلاب از روز 15 خرداد تعطیل شد. تعطیلی دانشگاهها در این روز در پی حوادثی که به دنبال اعلام انقلاب فرهنگی در مراکز آموزش عالی کشور رخ داد، صورت پذیرفت. تعطیلی دانشگاهها فرصتی را فراهم آورد تا تغییرات لازم در سیستم دانشگاهها اعمال شود. هر چند پس از تعطیلی دانشگاهها تا مدتی بعد هنوز التهاب و تنش در محیطهای دانشگاه وجود داشت و بعضاً درگیریهایی نیز در برخی از دانشگاهها صورت میگرفت، مدتی بعد کار تخلیه خوابگاههای دانشجویی آغاز شد. تخلیه خوابگاهها توأم با حوادث و درگیریهایی بود که میتوان به تخلیه خوابگاههای دانشگاه تربیت معلم، خوابگاه دختران دانشگاه علم و صنعت، خوابگاه دختران دانشگاه تهران و خوابگاه دختران دانشگاه اصفهان اشاره کرد و بدینسان دوران تعطیلی 30 ماهه دانشگاهها آغاز شد.