تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۱:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۷۶

تقریبا 57 سال از آغاز روابط ترکیه و اسرائیل می‌گذرد و روابط دو کشور تحولات گوناگونی را از سر گذرانده است.

در سال 1923 حزب جمهوری نوین به دست مصطفی کمال آتاتورک پایه‌گذاری گردید و از آن موقع تاکنون قدرت سیاسی در دست احزاب لائیک و در صورت ضرورت در دست ارتش ترکیه که آن هم دارای ساختاری لائیک است قرار دارد و عرصه برای ورود دیگر جریانها منجمله اسلامگرایان تنگ بوده و لائیک‌ها همواره برای ورود غیرلائیک‌ها به قدرت خطوط قرمزی را ترسیم کرده‌اند.

نظام لائیک ترکیه پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی پس از پایان جنگ جهانی اول، تمام مشکلات و ناکامی‌های خود را به گردن اسلام انداخته و سعی کرد تا با عبور از اسلام و بازگشت به ترکیه زمان تورانیان در واقع ملت ترکیه را در برابر امت مسلمان ترکیه قرار دهد امری که نمونه آن مو به مو در ایران اجرا می‌گردید.

آنها همچنین از اعراب به علت همکاری با انگلستان و علم کردن پرچم جدایی‌طلبی دل خوشی نداشتند و همواره احساس می‌کردند که اعراب شبه جزیره از پشت به آنها خنجر زده‌اند، لذا از زمان پایه‌گذاری حزب جمهوری نوین به دست آتاتورک نوعی احساس ضدیت با اعراب به اعماق این حزب ریشه دوانیده بود.

اندیشه پان ترکیسم در مقابل پان عربیسم قد برافراشت و تضاد سیاسی به تضاد ایدئولوژیکی تبدیل گردید. ترکها نشان داده‌اند که حاضرند برای تحکیم روابط خود با غرب و پیوستن به اتحادیه اروپا هزینه جدایی از جهان اسلام و بایکوت جهان اسلام را بپذیرند هر چند که این امر از سوی لائیک‌ها مطرح بوده و این تفکر غالب در بین سیاستمداران ترک نبوده است.

در این مقاله برآنیم تا با بررسی علل برقراری رابطه ترکیه با اسرائیل به بررسی تاثیر انتخابات جاری ریاست جمهوری بر روابط دو کشور بپردازیم.

علل به رسمیت شناختن اسرائیل:

کارشناسان مسائل روابط بین‌الملل معتقدند که ترکیه پس از آتاتورک پیرو نظریه رئالیسم در عرصه بین‌المللی گردیده و لذا تنها به دنبال تامین منافع ملی و مقابله با تهدیداتی است که امنیت ملی آن را به خطر می‌اندازد.

برای جا افتادن مطلب بد نیست تا اشاره‌ای به چرایی روابط شاه با اسرائیل داشته باشیم؛ وی نیز از همین نظریه پیروی می‌کرد و معتقد بود برای مقابله با جریان ناصریسم در منطقه و مقابله با نفوذ کمونیسم به ایران بایستی با اسرائیل وارد رابطه شد هر چند که این رابطه به خروج وی از جهان اسلام بینجامد.

احزاب لائیک ترکیه هم با پیروی از اصول رئالیسم در عرصه بین‌الملل قائل به این امر بودند که اعراب تندرو ناسیونالیست به رهبری ناصر دشمن درجه یک ترکیه محسوب می‌شوند و بایستی هر چه زودتر سدی را در مقابل آنها برپا ساخت تا بتوان در خلال آن ترکیه لائیک را حفظ و حراست نمود.

لذا فرایند ائتلاف‌سازی را از کشورهای غیر عرب منطقه که آنها هم اعراب را خطرناک می‌دانستند و یا حتی با اعراب دشمن بودند، آغاز کرد.

اسرائیل در سال 1948 جنگی همه‌جانبه را بر علیه اعراب به راه انداخته بود و اعراب را تهدیدی برای امنیت ملی اسرائیل می‌دانست. ایران دوران پهلوی هم اعراب ناسیونالیست و انقلابی را خطری برای کشورهای مرتجع و پادشاهی منطقه بر می‌شمرد و لذا برای تقویت رابطه خود با اسرائیل و ترکیه دلایل کافی را داشته و اتیوپی هم که از جانب سودان و عربهای شاخ آفریقا احساس خطر می‌کرد به این ائتلاف پیوست و نباید از اقلیت یهودی اتیوپیایی در آن کشور هم غافل ماند.

همچنین در آن برهه از زمان اسرائیل دچار بحران هویت در منطقه گردیده بود و هیچ یک از کشورهای منطقه حاضر به رسمیت شناختن اسرائیل نبودند و این بحران جدید امنیتی فرصت بسیار خوبی را پیش‌روی اسرائیل قرار داد تا از خلال آن به برقراری روابط حسنه با دو کشور اسلامی و ایجاد اختلاف در صفوف کشورهای جهان اسلام دست یابد که تا حدود زیادی هم در تحقق این امر موفق بود و اگر قبح رابطه با اسرائیل در آن مقطع از سوی ایران و ترکیه شکسته نمی‌شد، امروزه شاهد برقراری رابطه علنی و پنهانی اسرائیل با بیش از 10 کشور اسلامی نبودیم و این یک موفقیت بسیار بزرگ برای اسرائیل به شمار می‌رفت.

با نگاهی به ترکیب این چهار کشور یک عامل مشترک میان آنها دیده می‌شود و آن غیر عرب بودن هر چهار کشور است که خود را برای مواجهه با عربهای ناصریست آماده می‌ساختند.

مضاف بر تهدید اعراب باید نفوذ شوروی را هم به این سلسله دلایل اضافه نمود؛ هم ایران و هم ترکیه به شدت از نفوذ کمونیسم به داخل مرزهایشان نگران بودند و از تفوق استراتژیکی شوروی بر کشورهایشان در هراس به سر می‌بردند.

از سوی دیگر رقیب بلامنازع شوروی یعنی آمریکا از دستیابی شوروی‌ها به آبهای گرم خلیج‌فارس و سیطره بر شاهراه جهانی نفت به شدت بیمناک بودند، چرا که با حذف ایران، شوروی می‌توانست بر خلیج‌فارس به سیطره کامل دست یابد.

لذا در آن دوران شاهد نزدیکی ایران، اسرائیل، ترکیه و اتیوپی به یکدیگر بوده‌ایم. پیمانهای اطلاعاتی و امنیتی که در منطقه بسته شده بود موید غلبه این نگاه رئالیستی بر رهبران چهار کشور بود.

منازعه اسلامگرایان و لائیکها:

پس از آنکه رهبران لائیکها از قدرت یافتن اسلامگرایان ابراز نگرانی کردند و اصول لائیسیسم را در ترکیه در معرض خطر ارزیابی کردند این شائبه برای اصحاب رسانه‌ای در ایران پدید آمد که با قدرت یافتن حزب اعتدال و توسه به رهبری رجب طیب‌اردوغان و کاندیداتوری وزیر امور خارجه این کشور یعنی عبدالله گل معادلات روابط ترکیه با غرب به نفع جهان اسلام برهم خواهد خورد و ترکیه دوباره به آغوش جهان اسلام باز خواهد گشت. به اعتقاد نگارنده مسئله بایستی طور دیگر مورد ارزیابی قرار گیرد و نباید تجربه نجم‌الدین اربکان رهبر سابق حزب منحل شده رفاه را مبنی بر افزایش رابطه با کشورهای اسلامی و کاهش حجم روابط با اسرائیل به اردوغان و هم‌حزبی‌هایش تعمیم داد.

با نگاهی به رابطه ترکیه و اسرائیل در دهه اخیر تنها می‌توان نتیجه گرفت که اگر هم مناقشاتی بین ترکها و اسرائیلی‌ها در گرفته کاملا ساختگی بوده و برعکس اتفاقا حجم روابط ترکیه با اسرائیل در این چند سال اخیر به دو برابر ظرفیت سابق خود افزایش یافته و هم اردوغان و هم عبدالله گل از رفتن به تل‌آویو و بستن قراردادهای نظامی و امنیتی و نیز بالا بردن حجم صادرات به اسرائیل ابایی نداشتند.

توجیه آنها از سفر به اسرائیل پی‌گیری حقوق فلسطینیان برشمرده شده، اما کیست که نداند اسرائیلی‌ها هیچ‌گاه اجازه ورود ترکها به منازعه اسرائیلی فلسطینی را نداده‌اند.

با نگاهی با ساختار ارتش محور ترکیه می‌توان تا حدودی بالا بردن حجم رابطه با اسرائیل را دارای دلایل نظامی برشمرد و از زمره آن مدرن‌سازی سلاحهای آمریکایی است که در چارچوب پیمان ناتو با ترکیه منعقد شده است. به عبارت دیگر تا سال 1991 که شوروی به فروپاشی رسید آمریکا خود را مسئول مجهز کردن ارتش ترکیه در قبال تهدیدات احتمالی شوروی‌ها برمی‌شمرد اما با پایان عمر شوروی کمکهای تسلیحاتی آمریکا به ترکها به یکباره قطع گردیده و سلاحهای آمریکایی نیاز به مدرن‌سازی داشتند و پرژه مدرن‌سازی 170 تانک ام ـ 60 و 54 فروند جت جنگنده اف ـ 4 و 48 فروند هواپیمای جنگی اف ـ 5 با رقمی بالغ بر 400 میلیون دلار به شرکتهای اسرائیلی واگذار گردید و همچنین خرید 108 فروند هواپیمای بدون سرنشین‌ هاپی از اسرائیل و تولید مشترک موشکهای ارو ـ 2 و پویای ـ 3 در زمان دیدار اردوغان شارون صورت گرفت و دلایل آن هم واضح است، اسرائیل ترکها را به ابزار و سدی در مقابل موشکهای شهاب 3 ایران تبدیل کرده که در صورت پرتاب آنها به اسرائیل ترکیه بتواند موشکهای شهاب را قبل از رسیدن به آسمان اسرائیل مورد هدف قرار دهد.

همچنین بحث صدور آب از ترکیه به اسرائیل را نباید فراموش کرد، در مقالات پیشین به بحران کم‌آبی در اسرائیل اشاره شده و تنها به ذکر این نکته بسنده می‌کنم که اسرائیل برای تامین آب مصرفی موردنیاز خود دو راه پیش‌رو دارد: یا آب دریای مدیترانه را شیرین کند و یا آب شیرین را از ترکیه وارد سازد که نهایتا راه‌حل دوم برگزیده شد.