تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۵:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۴۹۷۷

بخش سیاسی خارجی

نامزدهای انتخابات مقدماتی و درون حزبی دموکرات‌ و جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا اخیرا موضع خود را در خصوص نحوه برخورد با برنامه‌ هسته‌ای ایران اعلام کرده‌اند. البته باید اذعان نمود که این افراد در موضع اشخاص حقوقی و سیاسی قرار نگرفته‌اند تا بخواهیم اظهارات آن‌ها را دارای وزن و "ضمانت اجرا" بدانیم، اما این موضع‌گیری خمیرمایه ذهن سیاسی این افراد در مواجهه با ایران محسوب می‌شود که لزوما "ثابت" و "لایتغیر" نیست.

"جولیانی" و "مک کین" که دو تن از نامزدهای مطرح حزب جمهوریخواه برای شرکت در انتخابات سال ۲۰۰۸ محسوب می‌شوند در قالبی کاملا "رئالیستی" و مطابق همان خط‌مشی "جرج بوش" نسبت به برنامه هسته‌ای ایران نگاهی بدبینانه دارند. این دو سناتور جنگ‌طلب، جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین حامی تروریسم و دشمن درجه یک رژیم صهیونیستی و کاخ سفید می‌دانند. حتی جولیانی یک گام از مک کین فراتر گذاشته و از احتمال استفاده از تسلیحات هسته‌ای علیه ایران و وقوع یک جنگ واقعی سخن به میان آورده است.

از سوی دیگر "هیلاری کلینتون" و "باراک اوباما" به عنوان دو چهره دموکرات که بیشترین اقبال را جهت شرکت در انتخابات 2008 دارند موضع‌گیری نرم‌تری را در قبال ایران اتخاذ کرده‌اند و تنها خواستار حمایت از فشارها و اعمال تحریم‌ها علیه تهران و ممانعت از مشارکت برخی شرکت‌های آمریکایی در اقتصاد ایران شده‌اند. ضمن اینکه "اوباما" بی‌اعتنایی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد را نگران‌کننده خوانده است!‌

البته در میان نشریات پنج نامزد دیگر انتخابات آمریکا افرادی مانند "ریچارد سون" و "جان ادواردز" ادامه دیپلماسی فعال و ارائه مشوق‌های اقتصادی به ایران را مفید دانسته‌اند. آنچه از مجموع اظهارات نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر می‌آید را می‌توان در سه نکته جمع‌بندی نمود:‌

 نخست اینکه نباید تصور کنیم که با جایگزینی دموکرات‌ها در راس معادلات سیاسی آمریکا چرخشی آشکار و محسوس در سطوح رفتاری و عملی واشنگتن به وجود بیاید. با گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران دریافته‌ایم که "جیمی کارتر" و "بیل کلینتون" به عنوان دو رئیس‌جمهور دموکرات در سطح کلان و راهبردی آمریکا با افرادی مانند رونالد ریگان، بوش پدر و بوش پسر تفاوتی نداشته‌اند. از این جایگزینی دموکرات‌ها تنها شیوه‌های ابراز مخالفت آمریکا با کلیت وجود نظام جمهوری اسلامی را تغییر خواهد داد و نباید این جابه‌جایی ظاهری را به عنوان "تغییر ماهوی آمریکا" مورد تفسیر قرار داد.

نکته دوم این که ایران باید همچنان گام‌های خود را در مسیر هسته‌ای و نیز دیپلماسی فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای استوار و محکم بردارد، زیرا هر گونه ریسک‌پذیری تهران که برمبنای تغییر حزب حاکم بر آمریکا صورت بگیرد سبب سکون ایران اسلامی و ایجاد وقفه در حرکت روبه‌ رشد آن خواهد شد. از این رو به هیچ عنوان نباید رابطه‌ای از نوع "متغیر وابسته" و "متغیر مستقل" را با آمریکا برقرار نمود. تهران تنها در صورتی می‌تواند از جایگزینی بوش با شخص دیگر سود ببرد که خود "رکن ثابت" و مستقل معادلات دو طرفه با واشنگتن باشد. به عبارت دیگر اگر تهران نسبت به اصول و مطالبات حقه و تثبیت شده خود همچنان پایبند باشد، جموریخواهان سنتی یا دموکرات‌هایی که جایگزین نومحافظه‌کاران خواهند شد چاره‌ای جز تطبیق رفتار خود با شاخصه‌های "ایران قدرتمند" ندارند.

نکته آخر را باید در درون معادلات سیاسی آمریکا جستجو نمود. این که در شرایط فعلی آمریکا محور اشتراک اظهارات 9 نامزد حزب دموکرات و جهوریخواه کدام است؟‌

"انتخابات سال 2008" کلید واژه پاسخ این سوال است.

دغدغه پیروزی در انتخابات، نامزدهای هر دو حزب را در منگنه‌ای سخت قرار داده است. آن‌ها از یک طرف باید در جهت حمایت سرمایه‌داران صهیونیست چهره ضدایرانی خود را تقویت نمایند و از سوی دیگر مجبور هستند با استناد به واژگانی مانند دیپلماسی و گفتگو وجه تمایز خود با جرج بوش، بدترین رئیس‌جمهور تاریخ ایالات متحده آمریکا را به نمایش بگذارند. بازی در این تناقض برای کبوترها و بازی‌های آمریکا بسیار سنگین است. افرادی که در نهایت مطابق نظر "زبگنیو برژینسکی"‌چاره‌ای جز پذیرش ایران هسته‌ای  زندگی در کنار آن ندارند.