خاموش بودن سیاستمداران، به روحانیون یا معاونان اول رئیسجمهورهای کشور محدود نمیشود و نام شخصیتهای دیگری در فهرست برخی وزرا و دیگر معاونان در دولتها نیز میتواند در جدول سیاستمداران خاموش گنجانده شود.
کمال خرازی
سیدعلینقی کمال خرازی یکی از حاضران در این فهرست بلندبالای حاشیهنشینان فضای سیاسی کشور است. خرازی که با چهرهای سرد، خشک و بادیسیپلین کاملا شناخته شده است، سابقه مدیرعاملی خبرگزاری ایرنا و فعالیت به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل متحد را در کارنامه خود دارد و در اسفندماه سال گذشته نیز با حکم نسرین سلطانخواه ـ معاون علمی رئیسجمهور ـ به عنوان دبیر ستاد راهبری توسعه علم و فناوریهای شناختی منصوب شد. خرازی در حال حاضر رئیس پژوهشگاه علومشناختی نیز هست. او همچنین در پانزدهم فروردین 1391 در جلسهای در این ارتباط خبر داد که علوم شناختی در کتب درسی و رشتههای تجربی و ریاضی دبیرستان گنجانده میشود. خبرنگاران قدیمی به یاد دارند که در دوران اصلاحات خرازی از جمله وزرای دولت بود که کمتر با خبرنگاران به گفتوگو مینشست و آنها همیشه از این بابت از او گلهمند بودند.
به قول برخی از خبرنگاران حتی خنده او در پشت اخم همیشگیاش مخفی بود و در طول سالهای اخیر بهندرت در جمع رسانهها حضور پیدا کرده است. آخرین سخنرانی خرازی مربوط به 10خرداد 1391 است. در نوزدهمین محفل انس با پیشکسوتان جهاد و شهادت بود که در آن از نحوه تشکیل ستاد تبلیغات جنگ و فعالیتهای آن سخن گفت. وی در زمان جنگ، مسئولیت ستاد تبلیغات جنگ را برعهده داشت. کمال خرازی، هم در بین اصولگرایان و هم در بین اصلاحطلبان چهرهای مقبول و مورد اعتماد است. با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، شایعاتی مطرح شده که بخشی از اصلاحطلبان با توجه به مقبولیت وی در نظام، تمایل به کاندیداتوری او دارند و حتی برخی از سایتهای اصولگرا خبر دادند که در مجمع روحانیون مبارز، دو گزینه «خرازی» و «بیطرف» برای انتخابات مطرح شده است. گفته میشود که ظاهرا وی یکی از گزینههای اعضای بنیاد باران برای نامزدی انتخابات ریاستجمهوری یازدهم است که توسط این بنیاد به خاتمی پیشنهاد شده است.
حبیبالله بیطرف
یکی دیگر از چهرههای لیست بلندبالای سیاستمداران خاموش حبیبالله بیطرف است. او که اهل یزد و یکی از سیاسیترین استانداران کشور بوده، در سال 1358 جزو دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود که در تسخیر لانه جاسوسی نقش داشت و مسئولیت اسناد و مدارک موجود و بعضا مخدوششده را برعهده گرفت. بیطرف که از سال 1376 تا 1384 در دولت هماستانیاش سیدمحمد خاتمی، به عنوان وزیر نیرو مشغول به کار بود، در انتخابات مجلس هشتم در سال 1386، ریاست ستاد ائتلاف اصلاحطلبان را برعهده داشت. آخرین صحبتهای وی ـ که توسط یکی از سایتهای محلی یزد منتشر شد ـ مربوط به 25خرداد 1391 است که در مورد وضعیت اصلاحطلبان در مجلس هشتم سخن گفته بود.
صادق محصولی
یکی دیگر از افراد مطرح در این فهرست، صادق محصولی است. از سیاستمداری و سرمایهگذاری بهعنوان دو شغل و پیشه او یاد میشود. محصولی در سال1338 در ارومیه به دنیا آمد و در سال84 در جریان نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری از دوست قدیمی خود یعنی محمود احمدینژاد حمایت کرد و از مسئولان ارشد ستاد انتخاباتی وی بود. در سال 84 احمدینژاد، محصولی را بهعنوان وزیر پیشنهادی خود برای وزارت نفت به مجلس هفتم معرفی کرد ولی به خاطر انتقاداتی که نمایندگان درمورد ثروتش داشتند و حاشیههایی که در این ارتباط مطرح شد، عطای وزارت را به لقایش بخشید و پیش از رایگیری از نامزدی برای این سمت استعفا داد. او که با علیاکبر ولایتی دارای نسبت فامیلی است، پس از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری دهم، از سوی احمدینژاد به عنوان وزیر رفاه و تامین اجتماعی به مجلس معرفی شد و توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد. محصولی پس از خروج از دولت به انجام فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی روی آورد و جبهه پایداری را تشکیل داد؛ تشکلی که لیدر معنوی آن آیتالله مصباحیزدی است و تاکید دارد که گفتمان سوم تیر را دنبال میکند. محصولی که از موسسان ارشد این تشکل محسوب میشود، در جریان برگزاری این انتخابات ترجیح داد که کمتر به اظهارنظر بپردازد و باقر لنکرانی یکی دیگر از وزرای سابق دولت را به عنوان سخنگو انتخاب کند. با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاستجمهوری یازدهم، محصولی از جمله افرادی است که عدهای از او به عنوان یکی از کاندیداهای بالقوه یاد کردهاند؛ موضوعی که محصولی همچنان درباره آن واکنشی نشان نداده است و باید دید که وی و جبهه پایداری در این انتخابات چه استراتژیای را در پیش خواهند گرفت.
رضا آقازاده
آقازاده در سال1327 در خوی به دنیا آمد و از سال 1364 تا 1376 به عنوان وزیر نفت در دولتحضرتآیتالله خامنهای و هاشمیرفسنجانی مشغول به کار شد. وی در سال 1376 تا 1388 در دو دولت خاتمی و احمدینژاد بهعنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی مشغول به کار بود و در تیرماه 1388 بنابر دلایلی از این مقام استعفا داد. آقازاده با وجود تمامی تجربیاتی که در زمینه نفت و انرژی اتمی دارد، بعد از کنارهگیری از مسئولیت سازمان انرژی اتمی ترجیح داد که دیگر در مناصب اجرایی حضور پیدا نکند؛ گرچه همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. آنچه موجب شد چندی پیش نام وی بار دیگر در رسانهها برده شود انتقاد وی از کتاب خاطرات حسن روحانی در ارتباط با پرونده هستهای ایران بود. روحانی در این کتاب، انتقاداتی را نسبت به برخی تصمیمگیریهای سازمان انرژی اتمی وارد کرده بود. بر اساس آنچه حسن روحانی در کتاب خاطرات خود بیان کرده، آقازاده عضو کمیته عالی هستهای بوده که در زمان دولت سیدمحمد خاتمی تشکیل شده است. آخرین باری که آقازاده در برابر دوربین عکاسان و تصویربرداران قرار گرفت حضور وی در دیدار کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری در تاریخ 5مرداد سال جاری بود.
مسعود زریبافان
زریبافان که برخی از رسانهها اعلام کردند او به همراه ثمرههاشمی از طرف احمدینژاد ماموریت پیدا کرده برای ساماندهی فعالیتهای انتخاباتی و تبلیغاتی دولت درخصوص انتخابات شورای شهر دوره چهارم به شناسایی کاندیداهای مطلوب و مناسب بپردازد، از همدورههای احمدینژاد در دانشگاه علم و صنعت است. او در اوایل دهه60 به همراه افرادی چون ثمرههاشمی، مشایی و احمدینژاد حلقهای به نام حلقه کردستان را تشکیل دادند، چراکه این چند نفر در استان کردستان در آن زمان مسئولیتی داشتند و این موجب تقویت رابطه دوستی آنها شد. زریبافان که سابقه عضویت در دوره دوم شورای شهر تهران را نیز بر عهده دارد در آن زمان یکی از افراد موثر در انتخاب محمود احمدینژاد بهعنوان شهردار تهران بود و در جریان انتخابات سال84 نیز بهعنوان یکی از اعضای حلقه بهشت نقش رئیس ستاد انتخاباتی احمدینژاد را بر عهده گرفت و جزو کسانی بود که از بهشت به پاستور آمد. زریبافان در جریان انتخابات سوم شورای شهر مانند اکثریت اعضای لیست رایحه خوش خدمت نتوانست به پیروزی برسد و در شورای شهر تهران حضور پیدا کند. زریبافان در تیرماه88 بعد از تشکیل دولت دهم با حکم رئیسجمهور جانشین دهقان و بهعنوان رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مشغول به کار شد. وی که از جمله چهرههای خاموش دولت محسوب میشود و در حاشیههای جلسه دولت نیز از جمله دولتمردانی است که کمتر با خبرنگاران گفتوگو میکند، چندی پیش نیز با حکم رئیسجمهور عضو شورای فرهنگ عمومی شد.
عباس شیبانی
یکی دیگر از این چهرهها، به قول برخی از روزنامهنگاران، «شیبانی تاریخی» است. عباس شیبانی یکی دیگر از باسابقههای عرصه سیاست ایران در سال1310 در تهران متولد شد. مسجد هدایت و سخنرانیهای آیتالله طالقانی نقطه آغاز فعالیتهای سیاسی او بهعنوان یک دانشجوی انقلابی مسلمان بوده است. حضورش در این مسجد کمکم موجب آشنایی او با بازرگان و سحابی شد و بعد از وقایع 28مرداد32 جزو موسسان نهضت آزادی مقاومت ملی ایران شد. شیبانی از معدود مبارزانی است که از دوران نهضت ملی شدن نفت تا نهضت امام خمینی(ره)، حضوری فعال در عرصه مبارزه داشته و در کنار آن از فعالان جنبش دانشجویی در این دوران طولانی بوده است. در اردیبهشت سال 88 مراسم تجلیل از شیبانی در قالب بیست و یکمین آیین سپاس از نخبگان شهر تهران با حضور برخی شخصیتها از جمله قالیباف، حدادعادل، دعایی و قرائتی برگزار شد. شیبانی در حال حاضر جزو سالمندان عرصه سیاست در انقلاب اسلامی بهحساب میآید. او مدتهاست که بر لبان خود مهر سکوت زده و کاری جز حضور در جلسات شورای شهر انجام نمیدهد. شیبانی بارها درخواست رسانهها برای انجام مصاحبه را ـ حتی در حاشیه نماز جمعه تهران، که پای ثابت آن محسوب میشود ـ رد کرده است.