تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۵۰۱۴۹
محمدرضا ریاحی مقدمه: آنچه در گذشته در تعریف از واژه«قدرت» در حوزه نظریه‌پردازان و عمل به دست می‌آمد، منحصر به دسته‌بندی‌های سنتی و چارچوب‌های سخت افزارانه بود. بدیهی است تحولات بین‌المللی، مفاهیم قدرت را نیز دگرگون می‌کند. امروزه مقوله‌هایی همچون قدرت جذب و امتناع یا بهره‌گیری از عنصر فرهنگ در راهبرد خارجی، می‌تواند سطحی پایدار و ماندگار از توانمندی را برای بازیگران فراهم آورد. به همین منظور، بازیگران سلطه‌گر با کاربرد قدرت نرم و ابزارهای ارتباطی، مقاومت ملت‌ها را پیش از کاربست راهبرد سخت فرو می‌ریزند. قدرت نرم و به موازات آن رسانه، این امکان را به بازیگر عرصه ارتباطات فرا ملی می‌دهد که میدان عمل خود را از حیطه سرزمینی تا بالاترین سطح بین‌المللی گسترش دهد و از طریق این نبرد ارتباطی، منافع ملی خود را تامین نماید. پرسش اصلی این پژوهش بر پایه چگونگی اتکای ایالات متحده امریکا به مولفه‌های تهدید زا در چارچوب قدرت نرم و رسانه و در برخورد با جمهوری اسلامی ایران استوار است. ترسیم خطوط راهبردی ایالات متحده درباره ایدئولوژی‌های معارض از جمله جمهوری اسلامی ایران، بر بنیاد حذف باورمندی نخبگان و مردم، سلب اراده و روحیه مقاومت ملی استوار است. در این روند بهره‌برداری از ابزارهای رسانه‌ای، مجازی و دیپلماسی عمومی در راستای تثبیت سیاست نرم افزار گرایی، اشاعه دموکراسی غربی، کاهش مشروعیت سیاسی و تنزل ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی، هویتی برای تضعیف و فروپاشی ساختار داخلی جمهوری اسلامی ایران در صدر راهبردهای فراملی ایالات متحده قرار گرفته است. فرضیه این پژوهش بر این اصل مبتنی است که سیاست‌های امریکا در ابعاد قدرت نرم و رسانه، از طریق دیپلماسی عمومی با ایجاد تنش در زمینه تغییرات هنجاری و باورهای فرهنگی درصدد ایجاد و توسعه فضایی مخاطره‌آمیز برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.

تمهیدات نظری
در کلی‌ترین سطح، قدرت به معنای توانایی تاثیرگذاری بر رفتار دیگران، برای رسیدن به نتایج دلخواه است. برای تاثیر‌گذاری بر رفتار دیگران، چندین راه وجود دارد:
1ـ می‌توان آنها را با تهدید مجبوربه انجام کاری کرد؛
2ـ می‌توان با تطمیع مادی، دیگران را به انجام دادن امور دلخواه ترغیب کرد.
3ـ می‌توان از مسیر امتناع و جذب، همراهی دیگران را خواستار شد.
جان کالینز، نظریه پرداز دانشگاه جنگ امریکا نرم افزارگرایی را عبارت از«استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می‌شود» می‌داند.
به این ترتیب نکته مهم در مفهوم قدرت نرم، تنظیم دستور العملی است که دیگران را جذب کند.
جوزف‌نای(محقق روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه هاروارد) در سال 2004 م. در اثر خود با عنوان قدرت نرم: ابزار موفقیت در سیاست جهانی، بر ظرفیت دولت‌ها برای اعمال نفوذ بر دیگران برای آن‌که مطابق با آنچه او می‌خواهد رفتار کنند، تاکید دارد.
به دیگر سخن، ارایه راهکارهایی برای کاهش ضریب مقاومت در برابر اعمال قدرت سلطه مدارانه ایالات متحده، هدف اصلی نای است. در این اندیشه، انتقال هنجارهای غربی باید در فضای دیپلماسی عمومی و با کمک ابزارهای ارتباطی محقق شود.
جنگ نرم در آموزه‌های دینی
آموزه‌های وحیانی، به موضوع نرم‌افزارگرایی در حوزه دشمن‌شناسی و رویارویی با دشمن، توجه داشته است. به این مفهوم که اگر دشمن برخی از سازوکارهای جنگ روانی را در ستیز نرم به کاربرد، جامعه اسلامی نیز در دفاع و ایستادگی در برابر تهاجم، باید از همه امکانات بهره گیرد، چنان که قرآن کریم در حکم به مقابله به مثل چنین می‌فرماید: «اعْتدى علیْکُمْ فاعْتدُواْ علیْهِ بِمِثْلِ ما اعْتدى علیْکُمْ » سپس هر کس به شما تعدی کرد یا همان‌گونه که به شما تعدی کرد، بر او تعدی کنید.
خداوند در تحلیل روش‌شناسی و رفتار‌شناسی دشمنان اسلام، به این نکته تاکید می‌کند که دشمنان اسلام به سبب همدلی و همانندی در فکر و اندیشه، یکسان و همانند عمل می‌کنند. «وقال الّذِین لا یعْلمُون لوْلا یُکلِّمُنا‌الله أوْ تاتِینا آیه کذلِک قال الّذِین مِن قبْلِهِم مِّثْل قوْلِهِمْ تشابهتْ قُلُوبُهُمْ»
افراد نادان گفتند چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما معجزه‌ای نمی‌آید. کسانی که پیش از اینان بودند(نیز) مثل همین گفته ایشان را می‌گفتند؛ دل‌ها(و افکار)شان به هم می‌ماند.
بدین‌ترتیب با دقت نظر در مهندسی عملیات روانی منطبق با آموزه‌های وحیانی، می‌توان رفتار‌شناسی دشمنان نظام جمهوری اسلامی را تحلیل و ارزیابی کرد.
«مهم‌ترین روش‌هایی که در طول تاریخ در حوزه تقابل نرم، مخالفان جامعه اسلامی به کار گرفته‌‌اند مجموعه‌ای از برخوردها همچون روش افترا، شخصیت‌سازی، تخریب شخصیت، شایعه، تهدید، تحریم، فریب و گمراهی، تحقیر، تحریف و... را در بر می‌گیرد.».
تهدید در گفتمان قدرت نرم
«تهدید» در حوزه قدرت نرم از راه استعاله الگوهای رفتار ملی و سلطه کامل در ابعاد سه گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ و نیز جایگزینی هنجارهای نظام سلطه، محقق می‌شود. با این نگرش، به همه اقدام‌هایی که ارزش‌های حیاتی یک نظام سیاسی از زیر ساخت‌های فکری در زمینه اقتصاد، فرهنگ و سیاست را به مخاطره اندازد، یا موجب دگرگونی اساسی در عوامل تعیین‌کننده هویت ملی یک کشور شود تهدید نرم می‌گویند.
1ـ حوزه سیاسی
تهدید سیاسی، به‌طور عمده متوجه دولت‌ها است، ولی دامنه آن می‌تواند با پی آمدهای سیاسی و اجتماعی گوناگون، مجموعه ملت را تهدید نماید. «ایده دولت به‌ویژه هویت ملی و ایدئولوژی سازمان‌دهنده آن و نهادهایی که نماد آن هستند، هدف‌های عادی تهدیدهای سیاسی می‌باشند، چون دولت اصولاً یک موجودیت سیاسی است.»
بحران‌های سیاسی، شامل بحران‌های پنج گانه هویت، مشروعیت، نفوذ، توزیع و مشارکت می‌شود. برانگیختن شکاف‌های قوم، تحقیر و تحریف تاریخ و افتخار آفرینی‌های ملی در کشور و نبود عوامل پیوند‌دهنده هویت‌های فرا ملی می‌تواند به بحران هویت منجر شود.
ایجاد شکاف میان مردم و رهبران و شکل‌گیری نافرمانی مدنی در جامعه، بحران مشروعیت را پدید می‌آورد. انگیزه زدایی و دل سرد کردن مردم برای حضور در عرصه‌های تعیین‌کننده کشور «و القای حاکمیت دو گانه با هدف خدشه‌دار کردن مبنای مشروعیت نظام» از نمونه‌های بارز بحران مشارکت است. همچنین تخصیص نامناسب ثروت و شأن اجتماعی، در ایجاد بحران توزیع موثر است. تلاش برای تاثیر‌گذاری بر اراده و تصمیم نخبگان و رهبران با ارعاب و تطمیع، از نمونه‌های بحران نفوذ به شمار می‌آید.
2ـ حوزه اقتصاد
اقدام‌هایی که به صورت فرآیندی و در بستر زمان، فرهنگ حاکم بر اقتصاد را تغییر دهد، مانند تغییر الگوی مصرف، تولید و توزیع یا رسوخ نظریه‌های جدید اقتصادی مبتنی بر لیبرالیسم و تاکید بر مصرف گرایی در زمره تهدیدهای نرم با رویکرد اقتصادی است. در این میان، مهم‌ترین تهدید‌ها با منشأ اقتصادی که از سوی ایالات متحده متوجه جمهوری اسلامی ایران می‌شوند، عبارتند از:
الف: صدمه زدن به الگوهای اقتصادی ملی با تشدید فشارهای تحریمی در عرصه فناوری‌های نو،
ب: تقویت ناامیدی در مردم از شرایط اقتصاد داخلی و نابسامان نشان دادن مسیر پیشرفت‌های اقتصادی کشور،
ج: ترویج فرهنگ اسراف و زیاده‌روی در استفاده از منابع و تلاش برای گسترش الگوهای مصرف غربی به‌ویژه در میان جوانان.
3ـ حوزه فرهنگی ـ اجتماعی
پیچیده‌ترین و مهم‌ترین مولفه امنیت ملی در هر کشور، امنیت فرهنگی است. در واقع تهدید فرهنگی، در قالب ادغام هویت‌های فردی و محلی در هویتی جهانی مطرح می‌شود.
به موازات تخریب پایبندی و انگیزه مردم به استمرار شیوه و رسوم خود با حفظ فرهنگ، زبان و مذهب، زمینه برای بروز درگیری‌های فرهنگی- اجتماعی فراهم می‌شود.
بدون شک، ایالات متحده با به کارگیری سیاست‌های چند وجهی در حوزه فرهنگی، در پی تضعیف و فروپاشی هویت اسلامی و ارزش‌های دینی است.
ترویج بی‌بند و باری اخلاقی، سرمایه‌گذاری در رسانه‌های دیداری و شنیداری و شرکت‌های فیلمسازی برای ارائه تصویری سیاه، خشن و خطرناک از دین مبین اسلام و جمهوری اسلامی ایران در حوزه رویارویی نرم فرهنگی در زمره تهدیدها است.