تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۲۵۰۱۸۹
«جوان» از تحرکات اصلاح‌طلبان برای بازگشت به عرصه سیاسی گزارش می‌دهد

کبری آسوپار
اصلاح‌طلبان در نظر دارند برای انتخابات سال آینده از چهره‌های معتدل و میانه‌رو خود که در وقایع پس از انتخابات 88 موضع‌گیری علیه نظام نداشته‌اند، بهره ببرند که هم افراطی نباشند که اصلاحات را زمین بزنند و هم مهره سوخته نباشند که از سوی جامعه طرد شده باشند بلکه چهره‌هایی متعادل باشند که با مواضع عقلانی بتوانند به بازسازی اصلاح‌طلبان در ذهن مردم بپردازند اصلاح‌طلبان زمانی که دولت و مجلس را در دست داشتند، یعنی زمانی که نتیجه جمهوریت نظام، رسیدن قوای مقننه و مجریه به آنان بود، به خوبی در شعارها و گفتمان‌شان جمهوریت نظام را پاس می‌داشتند. از آن سو، گرچه با شعارهای عوام‌فریبانه اسلامی همچون «درود بر سه سید فاطمی» به قدرت رسیدند، اما چون در مرحله عمل، اسلامیت نظام را سد راه رسیدن به جامعه مدنی مورد تعریف‌شان می‌دیدند، تاخت و تازهایشان به نظام را در بعد اسلامی طرح‌ریزی می‌کردند. در آن سال‌ها مدام جمهوریت را پررنگ‌تر جلوه داده و اسلامیت را کمرنگ می‌خواستند.
با این همه، جمهوریت‌خواهی نیز یک ژست بود که در شعار تجلی می‌یافت و عملکرد هشت ساله آنها از اعتقاد باطنی به مردم، یعنی توده این جمهوریت خالی بود، برای همین هم چند سالی که گذشت، وقتی نتیجه جمهوریت نظام نیز انتخاب آنان نبود، وقتی قوه مقننه و مجریه را به افراط‌کاری‌ها و فاصله‌گرفتن‌ها از مردم باختند، نقاب جمهوریت‌خواهی‌شان نیز از چهره برافتاد و همه اهمیت‌شان به جمهوری در تئوری مضحک «پسر آذربایجان و داماد لرستان» خلاصه شد. حالا اما از پس سه سال کوفتن در پس توهم تقلبی که نتیجه‌اش جز انزوای بیشتر اصلاح‌طلبان نبود، دریافته‌اند که کودتای مخملی علیه جمهوریت نظام نتیجه نداده و اگر قصد مرگ ندارند، برای بازگشت به عرصه سیاسی، راهی جز از مسیر صندوق آرای مردم ندارند، اما به راستی اصلاح‌طلبانی که تمامیت جمهوریت نظام را زیر سؤال برده‌اند، حال چگونه می‌خواهند به انتخابات ریاست جمهوری، این اصلی‌ترین تجلی جمهوریت نظام بازگردند؟
به میدان آوردن چهره‌های ظاهرالصلاح
آدم‌های رادیکال و افراطی تیم اصلاح‌طلبان، همه چیز خود را در فتنه ۸۸ هزینه کرده‌اند. از این هزینه کردن هم نه تنها چیزی دست جریان اصلاحات را نگرفت که حتی تزریق رادیکالیسم غرب‌زده جنبش برآمده از جریان اصلاحات را همان اقلیت ۱۳ میلیونی حامیانشان نیز برنتافتند و در نتیجه، انزوای روزافزون این جریان در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران به دست خود ایشان رقم خورد.
حالا اصلاح‌طلبان خوب می‌دانند که نباید یک بار دیگر، اگر تخم مرغی برای چیده شدن در سبد یافتند، آن را به دست ‌ تندروها بدهند که پای تحلیل‌های متوهمانه اتاق فکر پنج نفره آنها را به زمین بزنند! برای همین است که اصلاح‌طلبان در نظر دارند برای انتخابات سال آینده از چهره‌های معتدل و میانه‌رو خود که در وقایع پس از انتخابات ۸۸ موضع‌گیری علیه نظام نداشته‌اند، بهره ببرند که هم افراطی نباشند که اصلاحات را زمین بزنند و هم مهره سوخته نباشند که از سوی جامعه طرد شده باشند بلکه چهره‌هایی متعادل باشند که با مواضع عقلانی بتوانند به بازسازی اصلاح‌طلبان در ذهن مردم بپردازند و آن چهره آشوبگر و اغتشاش‌آفرین سال ۸۸ را به صورتی عقل‌گرا و منطقی و معتدل در سال ۹۲ تبدیل سازند.
مواضع دوپهلوی اصلاح‌طلبان هم از همین‌رو است که از سویی با تعدیل رفتارها، خاطره تلخ فتنه‌انگیزی سال ۸۸ را به زعم خودشان از اذهان عمومی کمرنگ و بی‌اعتبار کنند و هم آن پیاده‌نظام افراطی سال ۸۸ را برای خود حفظ کنند که شاید در آینده و فتنه‌انگیزی‌های دیگر علیه نظام به دردشان بخورد.
تقسیم کار بین محافظه‌کارها و افراطی‌ها
افراطیون اصلاح‌طلب، طیف چندان اندکی از اصلاح‌طلبان نیستند و نتیجه اینکه سران سنتی اصلاحات حتی اگر بخواهند هم نمی‌توانند آنان را نادیده بگیرند. این افراطیون کسانی هستند که در دامن غوغازیست اصلاحات و زیر سایه اندیشه‌های التقاطی آنان رشد کرده‌اند و حالا میداندار جریانی شده‌اند که نه اسلامیت نظام را برمی‌تابند و نه جمهوریت آن را و در عین حالی که می‌کوشند ژست اپوزیسیون بگیرند، تلاش می‌کنند به کرسی‌های مدیریت نظام دست یابند و البته خود را از ضد انقلاب بودن بری بدانند!
از همین رو در داخل جریان اصلاحات یک نوع تقسیم کار پنهانی شکل گرفته که سنتی‌های محافظه‌کار از در آشتی با نظام دربیایند و گردانندگان فتنه ۸۸ از در پیش‌شرط برای حضور داشتن در انتخابات که هم گزینه شرکت در انتخابات را در صورت رؤیت چراغ سبز نظام در اختیار داشته باشند و هم گزینه تحریم را در دست نگه دارند که در صورت عدم چراغ سبز نظام، در انفعال و سرخوردگی نیفتند و ادعا کنند که ما از قبل هم برنامه تحریم انتخابات را در دست داشته‌ایم!
اختلاف‌افکنی در اردوگاه اصولگرایان
از راهکارهای اصلی جریان اصلاحات برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۱، ایجاد اختلاف در اردوگاه اصولگرایان است که موجبات شکسته شدن رأی کاندیدای آنها را فراهم خواهد آورد. سیاست می‌گوید که وقتی خود برگی برای پیروزی ندارند، مهره‌ها را به گونه‌ای بچینند که پیروزی رقیب با کمترین اعتبار رقم بخورد،‌ بنابراین اصلاح‌طلبان می‌کوشند در صورتی که خود هیچ شانسی برای پیروزی یا باخت آبرومندانه در خرداد ۹۲ نداشتند، فضا را به گونه‌ای هدایت کنند که هم تعداد شرکت‌کنندگان کمتری در انتخابات حاضر شوند و نظام نتواند از پشتوانه مردمی‌اش دفاع کند و هم اصولگرای منتخب مردم با شکننده‌ترین رأی موجود به کرسی ریاست جمهوری دست یابد. اختلاف‌افکنی میان اصولگرایان و القای اختلاف میان اصولگرایانی که خود مسئولان حکومتی را تشکیل می‌دهند و نیز تبلیغ رسانه‌ای برای اثبات شرایط نامطلوب اقتصادی از مواردی است که در نهایت به یأس مردم و کاهش مشارکت اجتماعی منجر می‌شود.
تقسیم کردن اصولگرایان به میانه‌رو و افراطی و ابراز تمایل برخی چهره‌های اصلاح‌طلب برای قرار گرفتن پشت سر یک اصولگرای به‌زعم خود معتدل و نیز اصالت دادن به جریان انحرافی در ظاهر و همکاری‌های پشت پرده، از راهکارهایی است که این جریان برای ایجاد و القای چنددستگی میان اصولگرایان از آن بهره می‌جوید و تأسف آنجاست که برخی چهره‌های اصولگرایی نیز ناخواسته بر این آتش می‌دمند.
مردم فریب نمی‌خورند
این شرح بخشی از بازی تلخی است که اصلاح‌طلبان برای احیا و بازسازی خویش بدان روی آورده‌اند. واقعیت اما آن است که چهره اصلاحات با آن آتش‌افروزی‌های سال ۸۸، سوخته‌تر از آنی است که با این جراحی‌های پلاستیک‌ ناشیانه در چشم مردم ترمیم شود. هنوز تا انتخابات ۹۲ وقت بسیار است و اصلاح‌طلبان می‌توانند با صداقت به اشتباهات گذشته خود در کمال وضوح و شفافیت اعتراف کرده و با عذرخواهی از آنچه باعث و بانی‌اش بودند، به آغوش مردم بازگردند، وگرنه مردم آبدیده‌تر از آنی شده‌اند که فریب این نمایش‌های دروغین را بخورند.