تاریخ انتشار : ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۵۰۱۹۱

تنظیم: ج. حسینی
دولت‌های غربی و برخی از دولت‌های عرب و ترکیه که به دلیل وتوی روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل نتوانسته‌اند با فعال کردن فصل هفتم این سازمان علیه سوریه، این سرزمین را مورد تاخت و تاز خود قرار دهند، در پی اجرای سناریو‌های جایگزین افتاده‌اند که همان نتایج از آن حاصل شود.
یکی از این سناریوها که از اوایل بحران سوریه در 17 ماه قبل طراحی شده بود، اما اجرای آن به لحاظ شرایط سیاسی، نظامی، رسانه‌ای و عوامل میدانی میسر نبود.
ترکیه که دارای مرز مشترک با سوریه است مسئولیت اجرای عملیات نظامی خارج از چارچوب شورای امنیت را به عهده گرفت و برای این منظور انواع کمک‌های مالی، نظامی، رسانه‌ای و سیاسی را از دولت‌های دشمن سوریه دریافت کرده است.
حضور مخالفان سیاست دولت ترکیه در نهادهای مختلف این کشور از جمله مجلس، مخالفت علویان ترکیه و حزب کارگران کرد ترکیه و همچنین قدرت بازدارندگی ارتش سوریه که نمونه آن دو ماه قبل در ساقط کردن یک جنگنده متجاوز نمایان شد، موجب می‌شود که ترکیه مستقیما در سوریه دخالت نظامی نکند.
به عقیده برخی از تحلیلگران هیاهوی تبلیغاتی ترکیه مبنی بر احتمال حمله نظامی به خاک سوریه و اجرای مانور در نزدیکی مرز دو کشور و هشدارهای مختلف به سوریه فقط تا آستانه حمله فیزیکی پیش می‌رود اما عملی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه به صورت محدود و از طریق نفوذ افسران اطلاعاتی باشد که پیش از این نیز چنین اقدامی کرده بود.
اکنون ترکیه به جای حمله نظامی مستقیم خود که پیامدهای سنگینی برای این کشور خواهد داشت و پای کشورهای دیگر را نیز به میان خواهد کشید، به سازماندهی و اعزام نیروهای جنگجو به داخل سوریه می‌پردازد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در رسانه‌های غربی و اعترافات عناصر مسلح بازداشت شده در تلویزیون سوریه، نیروهای سوری و غیر سوری در اردوگاه‌ها و پادگان‌های نزدیک به مناطق مرزی آموزش‌های لازم را می‌بینند و سپس وارد خاک سوریه می‌شوند.
در چند ماه گذشته با تبلیغ 'جهاد در سوریه' عده زیادی از تابعیت‌های مختلف از طریق خاک ترکیه وارد سوریه شده‌اند.
علاوه بر این انواع سلاح‌های سبک و نیمه سنگین و وسایل ارتباطی پیشرفته نیز از مرزها عبور داده شده است.
مقداری از این تجهیزات و افراد مسلح در مناطق پرجمعیت حومه دمشق و بسیاری از آنها در مناطق مشابهی در حلب مخفی شد.
برخی رسانه‌ها در چند روز اخیر اعلام کرده‌اند که ترکیه با همکاری سفارت امریکا در آنکارا، یک اتاق عملیات در مرز خود با سوریه برپا کرده است تا گروه‌های مسلح را در داخل سوریه هدایت کند.
اکنون ترکیه با توجه به مقدمات قبلی و فراهم کردن زمینه‌های لازم، پس از شکست گروه‌های مسلح در دمشق در نظر دارد سناریوی ایجاد مناطق امن را که پیش از این تحت نام‌های مختلف (مناطق امن یا حائل، گذرگاه‌های امن، اردوگاه پناهندگان، مراکز امداد رسانی و...) در مناطق مختلف سوریه از جنوب تا غرب و شمال این کشور مطرح کرده بود، عملی سازد.
دولت‌های متخاصم با سوریه به طور کلی دو سناریو برای براندازی نظام این کشور مطرح کرده بودند که اولی با ضربه غافلگیرانه و رعدآسا از پایتخت شروع و به دیگر مناطق ختم می‌شود (از رأس به قاعده) و دیگری بر عکس.
بر اساس گزارش برخی از رسانه‌ها از جمله روزنامه لبنانی الانتقاد، عربستان منافع خود را در اجرای سناریوی اول می‌دید تا اولا موضوع براندازی نظام را که هزینه گزافی برای آن صرف کرده تسریع کند و ثانیا در صورتی که این امر اتفاق نیفتد، دست کم بتواند استان "ریف دمشق" محاذی استان دمشق را به اشغال گروه‌های مسلح درآورد و 'منطقه امن' قرار دهد تا گوی سبقت را از ترکیه برباید و خود سهام‌دار اصلی نظام جدید بشود.
در مقابل عربستان، ترکیه با حمایت غربی‌ها حلب را به عنوان منطقه امن یا حائل درنظر گرفته بود که به دلیل وجود عوامل مساعد توانست از عربستان پیشی گیرد.
وجه مشترک این دو سناریو این است که هر کدام عقبه‌ای و کانون فعالیتی در مناطق خارج از کنترل دولت در اختیار داشته باشند.
طراحان براندازی نظام سوریه به ویژه پس از شکست گروه‌های مسلح در دمشق، شرایط میدانی در شمال این کشور و به ویژه حلب را برای اجرای سناریوی 'حمله تدریجی' (از قاعده به راس) مناسب یافتند.
استان حلب به عنوان عقبه نزدیک به ترکیه برای انتقال راحت اسلحه و افراد، نفوذ قبلی در برخی شهرک‌های حلب و انبار کردن تجهیزات نظامی، دور بودن این استان از دمشق (360 کیلومتر)، وجود استان حمص بین حلب و دمشق که از شدیدترین کانون‌های ناآرام ظرف 17 ماه بحران بود و نزدیک بودن به مرز لبنان در سمت غرب شرایط را برای انتخاب حلب فراهم کرده است.
از همه مهم‌تر اینکه حلب پایتخت اقتصادی سوریه به شمار می‌رود و با ایجاد هرج و مرج در این استان شاهرگ حیاتی سوریه آسیب جدی می‌بیند.
با این همه برای شروع نبرد سهمگین در حلب به ناچار باید نیروهایی را به عنوان هسته‌های نهفته در دمشق کاربگذارند که این هسته‌ها همان باقیمانده‌های شکست اخیر گروه‌های مسلح در پایتخت است.
از دیدگاه برخی تحلیلگران دولت‌های حامی گروه‌های مسلح انتظار داشتند که با یورش به حلب ارتش نیز همچون دمشق به سرعت مقابله به مثل کند و همزمان هسته‌های نهفته در دمشق و دیگر استان‌ها نیز فعال شوند اما فشار اصلی بر حلب وارد شود و چون شرایط در حلب با دمشق فرق می‌کند، شکست ارتش حتمی خواهد بود.
بر اساس این سناریو، گروه‌های مسلح از پشتیبانی نقطه به نقطه در عقبه خود (ترکیه و یا لبنان) برخوردار هستند اما ارتش از این پشتیبانی برخوردار نیست و بنابراین شکست خواهد خورد، اما نیروهای مسلح سوریه بر اساس ارزیابی‌های میدانی و تخصصی خود در جنگ شهری و برخلاف همه تبلیغاتی که گفته می‌شد ارتش ظرف 24 ساعت تا 48 ساعت حمله خواهد کرد، حمله اصلی خود را شروع نکرده است.
گفته می‌شود که یکی از دلایل تعویق برخورد قاطعانه با گروه‌های مسلح در پنج شهرک از 29 شهرک حلب که در آنها مستقر هستند، پرجمعیت بودن آنهاست و ارتش منتظر است تا به تدریج افراد غیر نظامی خارج شوند.
یکی دیگر از دلایل تاخیر در عملیات ارتش قطع سرپل‌های ارتباطی این گروه‌ها در اطراف حلب و ایجاد سرپل‌هایی برای پشتیبانی از نیروهای خودی است، ضمن اینکه معطل کردن گروه‌های مسلح و محاصره آنها موجب شکست روحیه عناصر مسلح و حامیان آنها خواهد شد.
به طور خلاصه می‌توان گفت که ارتش در برخورد با گروه‌های مسلح در حلب سیاست 'مهار و ضربات تاکتیکی' را در پیش گرفته است.
در جا زدن گروه‌های مسلح در حلب و سکوت رسانه‌های دشمن سوریه درباره نبرد آنها که آن را 'ام المعارک' (جنگ سرنوشت ساز)نامیده اند، نشان می‌دهد که ارتش سوریه زمام امور و ابتکار عمل را در دست دارد و وضعیت حلب را به مثابه 'عمل جراحی بزرگ' دانسته که مستلزم به کارگیری متخصصان گوناگون است تا هر کدام در حیطه کاری خود و در زمان مشخص اقدام کند.
نیروهای مهارکننده، عوامل ایجاد و تقویت نقاط پشتیبانی ارتش و عوامل خارج کننده غیر نظامیان از مناطق آلوده و تخصص‌های دیگر باید کار خود را در مدت تعیین شده و باتوجه به شرایط میدانی به انجام برسانند تا جراحان متخصص (نیروهای کارآزموده جنگ شهری) با بهره گیری از تکنیک‌های مناسب وارد عمل شوند.
با توجه به گستردگی صحنه عملیات و تعدد عوامل داخلی و خارجی در حلب، یکسره کردن وضعیت این استان برای هر دو طرف (گروه‌های مسلح و حامیان آنها از یک سو و دولت سوریه از سوی دیگر) مهم ارزیابی می‌شود.
بسیاری از صاحب نظران بر این عقیده‌اند که نبرد حلب نبردی سرنوشت ساز خواهد بود که به مقدار زیادی می‌تواند افق آینده و سرنوشت سوریه را مشخص کند.