تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۵۰۳۵۵
فاطمه هاشمی‌رفسنجانی در گفت‌وگو با آرمان:
طاهره محمدیوسفی مقدمه: دختر بزرگ آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی است و از آنجا که معمولا فرزندان بزرگ هر خانواده، دارای ویژگی‌های متمایزی نسبت به فرزندان دیگر و در اخلاق شبیه‌ترین به والدین هستند، او هم همین‌گونه است. یعنی صداقت و صبر را به خوبی از پدر یاد گرفته است که طی این سال‌ها به او آموخته است چگونه در برابر تهمت‌ها و افتراها تنها لبخند بزند و مسببان این گناه را به خدا واگذار کند. فاطمه هاشمی‌رفسنجانی سال‌هاست در بنیاد امور بیماری‌های خاص به بیماران کمک می‌کند. روزی که برای گفت‌وگو با وی به بنیاد رفتیم نیز به شدت درگیر کارهای بنیاد و کارگاه مربوط به تالاسمی بود. با او از خانواده و پدر صحبت کردیم و از هجمه‌هایی که علیه آیت‌الله صورت می‌گیرد و از صبوری پدر و ناراحتی‌های مادر گفت: «پدرم با واقعیات زندگی می‌کند.» او در مورد بنیاد امور بیماری‌های خاص، فعالیت‌ها و مشکلاتی که در این بنیاد وجود دارد نیز صحبت‌های مفصلی کرد. بخش اول گفت‌وگوی آرمان با فاطمه هاشمی‌رفسنجانی را در ادامه می‌خوانید:

* خانم هاشمی با توجه به خدمات ارزنده‌ای که آیت‌الله هاشمی برای کشور داشته‌اند چرا هجمه علیه ایشان و خانواده شما اینقدر زیاد است؟
** پدر من همیشه مورد هجمه قرار گرفته است، هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب. هم آن زمانی که مبارز بود و به تمام مبارزان و گروه‌های سیاسی کمک می‌کرد، ولی زمانی که آنها را نقد می‌کرد و آن گروه‌ها از این کار خوششان نمی‌آمد شروع به انتقاد علیه ایشان می‌کردند. قبل از انقلاب بدخواهان و گروه‌های چپ به پدرم می‌گفتند سرمایه‌دار! گروه فرقان که پدر را ترور کرد، گفتند که ایشان سرمایه‌دار هستند در صورتی که سرمایه‌دار نبود اما زندگی خوبی داشتیم، ولی ایشان اعتقاد داشتند انسان باید کار کند و پول دربیاورد و با پولی که درمی‌آورد برای هدفش زندگی کند از این رو نه تنها زندگی خیلی از زندانیان را تامین می‌کرد بلکه به مبارزان هم خیلی کمک می‌کرد. بعد از انقلاب هم این هجمه‌ها ادامه یافت.
* فکر می‌کنید دلیل این حملات چیست؟
** این حملات فقط جنبه داخلی ندارد و بحث خارجی هم هست. وقتی روزنامه‌های خارجی دروغ علیه ایشان می‌نویسند که مثلا نفر دهم ثروتمند جهان است! بالاخره می‌دانند که ایشان فرد موفقی است و می‌تواند به مسائلی که در کشور اتفاق می‌افتد کمک کند. غربی‌ها هم که علاقه ندارند ایران وضعیت خوبی پیدا کند، آنها از روز اول با ایران مبارزه می‌‌کردند. دنیایی که مخالف اسلام و ایران است، با ایران مبارزه می‌کند. یکی از افرادی که می‌توانست به رفع مشکلات و مسائل کمک کند پدر بود. ایشان تجربه خوبی کسب کرده بود و هوش بسیار خوبی در این زمینه داشت. البته این بسیار سخت است که من از پدرم تعریف کنم ولی واقعا انسانی توانمند، آینده‌بین و واقع‌بین هستند و با واقعیات زندگی می‌کند، با شعار زندگی نمی‌کنند. اعتقادشان این بود که ایران کشوری ثروتمند است و مردمان پاک و خوبی دارد و منابع خدادادی بسیاری در این کشور وجود دارد، چرا مردم ما نباید خوب زندگی کنند؟ مردم ایران باید به بهترین نحو زندگی کنند. ولی آنهایی که تنگ‌نظر و بسته بودند آدم‌هایی که خودشان اهل کار و آینده‌نگر، واقع‌بین و برنامه‌ریز نبودند برای آنکه بخواهند خودشان را مطرح کنند شروع به حمله علیه ایشان کردند تا خودشان را مطرح کنند.
* رفتار پدر با فرزندان در خانواده چگونه است؟
** ایشان خیلی آزاداندیش هستند. ما پنج فرزند و هرکدام با تفکرات خاص خود هستیم. ولی هیچ وقت به ما نمی‌گویند که چرا این کار را می‌کنید یا چرا آن کار را نمی‌کنید؟ یک خط برای ما تعریف کرده‌اند که شما باید در خط اسلام حرکت کنید، اصولی را برای ما گفته است که ما باید در این اصول حرکت کنیم، مثلا من در حزب اعتدال و توسعه بودم، خواهر و برادرم در حزب کارگزاران بودند و دو برادرم که اصلا در حزب نبودند، هر کسی به کار خودش مشغول بود. ولی ایشان طوری رفتار می‌کنند که همه ما با هر تفکری که داریم حرف ایشان را به عنوان حرف اول قبول داریم.
* با توجه به فشارهایی که علیه خانواده و شخص ایشان صورت می‌گیرد، آیت‌الله بسیار صبور هستند. چگونه است که ایشان اینقدر صبور هستند و احساساتی با مسائل برخورد نمی‌کنند؟
** اول توکل بر خدا، ایشان وقتی ما ناراحت می‌شویم آیه‌های صابرین را برای ما می‌خوانند و می‌گویند باید صبر کرد و همیشه هم گفته‌اند که من هدفی را انتخاب کرده‌ام که در این راه سختی‌های زیادی را باید تحمل کنم. این هجمه‌ها هر کسی را از پا درمی‌آورد. ولی ایشان با توکل بر خدا پیش می‌روند و همیشه هم می‌گویند کسی که وارد سیاست می‌شود مخالفانی هم خواهد داشت، پس باید تحملش را زیاد کند. البته این رفتارها و هجمه‌ها برای خانواده ما طبیعی و عادی شده است. وقتی کار خطایی صورت نگرفته و صدها دروغ علیه خانواده ما گفته شود، برایمان هیچ اهمیتی ندارد. اگر سختی‌ها نباشد، خوشی‌ها معنایی ندارند.
* نقش مادر در خانواده چگونه است؟ آیا ایشان هم صبوری پدر را دارند یا خیر؟
** مادرم صبوری پدر را ندارد، مادر خیلی سختی کشیده است و به پدر کمک کرده است تا او بتواند مبارزه کند. قبل از انقلاب پدر یا فراری و یا زندان بودند اما تمام مشکلات ما برای مادر بود و این در حالی است که در آرامش هم بزرگ شدیم. تمام مسئولیت‌ها از کارهای بیرون و کارهای خانه بر دوش مادر بود، آرامش را در خانه مادر ایجاد می‌کردند. بعد از انقلاب هم پدر هشت سال در جبهه‌ها بودند و باز هم مسئولیت ما بر عهده مادر بود. در دوران ریاست‌جمهوری که همیشه به استان‌ها برای بازدید از پروژه‌ها می‌رفتند و باز هم این مادر بود که آرامش را در خانه مهیا می‌کرد تا پدر به مسیر خود ادامه دهد ولی مادر من خیلی نسبت به حملاتی که به پدر می‌شود ناراحت می‌شوند و می‌گویند سی سال برای انقلاب زحمت کشید و بیست سال نیز قبل از انقلاب در زندان بود یا فراری بود، حالا منصفانه نیست که اینگونه با ایشان برخورد شود.
* یعنی به پدر پیشنهاد می‌کنند که نسبت به انتقادها واکنش نشان دهند؟
** بله؛ مادر می‌گوید چرا مقابل انتقادها واکنش نشان نمی‌دهید و سکوت می‌کنید؟ و پدر می‌گوید که من صبر می‌کنم. ناراحتی مادر بیشتر این است که خانواده ما این همه به انقلاب خدمت کرده اما چرا گاهی برخوردهای بیرحمانه‌ای صورت می‌گیرد؟ در واقع مادر توقع ندارد اینطور برخورد شود.
* آیا پدر هنوز هم خاطرات روزانه‌شان را می‌نویسند؟
** بله؛ ما خاطرات روزانه ایشان را می‌خوانیم و هر سال نیز یک کتاب می‌شود.
* آقای احمدی‌نژاد اخیرا بعد از غیبتی طولانی به مجمع رفتند و کنار آیت‌الله هاشمی نشستند. نظر شما در این باره چیست؟
** من و مادر با هم داشتیم تلویزیون نگاه می‌کردیم و خوشحال شدیم و تعجب هم کردیم و گفتیم چه شده که ایشان به مجمع رفتند!
* صحبت‌های آقای الهام درمورد مجمع را شنیدید؟
** بله اما چنین اظهارنظرهایی توهین است. اعضای مجمع افرادی بزرگ و توانمند هستند که می‌توانند به کشور کمک کنند.
* از این بحث‌ها که بگذریم، آخرین فیلمی که دیدید چه بود؟
** ورود آقایان ممنوع!
* فیلم آقای فرهادی که جایزه اسکار را گرفت دیدید؟
** بله اتفاقا این دو فیلم را در یک مهمانی با هم دیدیم.
* نظر شما درمورد اسکار آقای فرهادی چیست؟
** متاسفانه ما گاهی فرصت‌ها را از دست می‌دهیم و این یکی از آن فرصت‌ها بود. ایشان در دنیا درخشیدند و افتخار آفریدند. هرجا یک ایرانی در هر رشته‌ای چه هنری، ورزشی و علمی افتخار می‌آفریند آن افتخار برای کشور است، چون کشور این زمینه را ایجاد کرده تا بتواند این فعالیت‌ها را انجام دهد، پس باید با آنها برخورد خوبی صورت گیرد.
* نقش پدر در پیشرفتتان چقدر بوده است؟
** خیلی زیاد؛ هم از نظر انگیزه و اینکه برای ما محدودیت ایجاد نکردند و هم اینکه پیگیر کارهای ما هستند، مخصوصا برای تاسیس بنیاد امور بیماری‌های خاص در زمان ریاست‌جمهوری ایشان کمک‌های بسیاری به این بنیاد شد. شاید اگر ایشان نبودند به راحتی نمی‌توانستم خیلی از کارها را انجام دهم، من خیلی از ایشان مشورت می‌گیرم و بدون مشورت ایشان کاری انجام نمی‌دهم.