تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۵۰۵۰

کشور روسیه به طور رسمی دارنده 27 درصد از ذخایر گاز طبیعی جهان می‌باشد اما این رقم به زودی به 35 درصد می‌رسد و ایران بیش از 51 درصد ذخایر گاز طبیعی را در اختیار دارد. وقتی که کشورهای الجزایر، قطر و اندونزی، پیشرو در صادرات گاز مایع طبیعی (LNG) در جهان و بقیه 16 عضوی که گروه کشورهای صادرکننده گاز (GECF) را تشکیل می‌دهند، به این مجموعه اضافه شوند، آن وقت این کشورها بیش از سه چهارم ذخایر جهان و حداقل 60 درصد از تولید جهانی را در اختیار دارند.

با توجه به اینکه این 5 کشور اصلی، پیوند عمیق سیاسی و اتحاد ژئوپلتیک مشابهی دارند، این واقعیت برای غرب بسیار دردسرساز می‌باشد. آنها به طور فزاینده‌ای تحمل خود را نسبت به آنچه که بیش از حد آمریکا و ستیزه‌جویی این کشور می‌بینند، از دست داده‌اند.

شواهد کاملاً‌ نشان می‌دهد که آنها از هم‌اکنون درصدد استفاده از امتیاز خود به صورت جمعی می‌باشند، نیتی که اعلام نشده و غیررسمی است.

گاز در جهان صنعتی شده‌تر که به طور روزافزونی نگران مسائلی چون افزایش جمعیت و امنیت رو به زوال منابع نفتی می‌باشد، بسیار حیاتی است.

اروپا همین حالا هم شدیدا متکی به گاز طبیعی می‌باشد و قدرت‌های در حال ظهور در آسیا نیز به سرعت در همین مسیر به پیش می‌روند. آمریکا نیز به طور فزاینده‌ای متکی به گاز است اما در حال حاضر بیشتر گاز مصرفی‌اش را خودش تولید می‌کند و بقیه را از کانادا به شکل گاز طبیعی خشک و از قطر و ترینیداد و توباگو به شکل گاز مایع طبیعی تهیه می‌نماید. با این حال، آمریکا آینده نه‌چندان دوری را پیش‌بینی می‌کند که با توجه به رشد تقاضا در داخل و به خطر افتادن تولید گاز در اثر توفان‌هایی چون کاترینا و ریتا که مناطق اصلی تولید گاز در آمریکا را در سال 2005 درنوردیده، باید به طور قابل ملاحظه‌ای به واردات متکی شود.

اندیشه‌های رقابتی نسبت به امنیت بین‌المللی انرژی

ظهور احتمالی یک کارتل جهانی گاز یا نوعی گروه گازی، دقیقا از دیدگاه کشورهای مصرف‌کننده نگران‌کننده است. این کشورها از زمان تحریم نفتی اعراب در سال‌های 74- 1973 گروه‌های مصرف‌کننده انحصاری خودشان را نظیر انجمن بین‌المللی انرژی IEA)) و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) را ایجاد کردند و بر جهان تسلط یافتند.

جزء جدایی‌ناپذیر این برنامه (که اکنون در حال فروپاشی است) عملا کنترل مطلق بر بازارها توسط شرکت‌های بزرگ نفتی غرب از طریق استیلای آنها بر استخراج، ذخایر، قیمت‌گذاری و تولید بود. این برنامه اهرم مصرف‌کننده غرب را به بهای اهرم و نفوذ تولیدکنندگان و همین‌طور مصرف‌کنندگان مهم (چون چین و هند) در شرق که همه آنها به راحتی از عضویت و ابراز نظرات خود در سازمان‌های IEA و OECD محروم شدند، به حداکثر رساند.

کشورهای غربی واردکننده نفت، با وجود عادت کردن به نظمی که بیش از اندازه به نفع آنها می‌باشد، با توجه به چشم‌انداز تولیدکنندگان نفت یا گاز که در حال عمیق کردن و بزرگ کردن نفوذ جمعی خود حتی به صورت غیررسمی هستند، به جای خود باز می‌گردند.

در اجلاس اخیر ناتو در ریگا، موضوع نحوه واکنش به نشانه‌های رو به رشد همکاری‌های مستمر میان تولیدکنندگان مهم گاز در جهان به‌ویژه ایران، ‌روسیه و الجزایر مطرح گردید.

چشم‌انداز کنترل مستقیم یا غیرمستقیم قیمت‌های گاز در جهان و استفاده مکرر و متداول از گاز به عنوان یک سلاح سیاسی و ژئوپلتیک، احتمالات واضح و روشنی هستند که آنها از آن بیم دارند. از دیدگاه آمریکا و نزدیک‌ترین متحدان آنها، این امر کانون منافع امنیت استراتژیک آنها را هدف قرار می‌دهد و سلطه قدرت‌های صنعتی در غرب را بر جهان به خطر می‌اندازد.

غرب از آن بیم دارد که این موضوع توازن اهرم جهانی بر پایه انرژی را به نفع رژیم‌های تولیدکننده انرژی و مصرف‌کنندگان مورد علاقه آنها در شرق بر هم بزند.

دلایل این نگرانی عبارتند از:

- افزایش رژیم‌های ضدغرب که کنترل انرژی را در دست دارند.

- اشتیاق زیاد در استفاده از انرژی به عنوان یک سلاح اقتصادی و در نتیجه عملا به عنوان یک سلاح ژئوپلتیک

- ظهور و استیلای سریع بر بازارهای جهانی

- اتکای بی‌وقفه و عمیق غرب بر واردات انرژی

ظهور بازار جدید جهانی گاز، آنطور که انتظار می‌رود، اهمیت بسیار زیادی دارد. بعید است که غرب به این مساله گردن نهد و تلاش خواهد کرد تا در عین بالا بردن اهرم و نفوذ خود، ‌نفوذ تولیدکنندگان انرژی را محدود نماید. برعکس، روسیه و دیگر شرکای تولیدکننده و مصرف‌کننده‌اش از تمام توان خود برای اعمال این اهرم استفاده خواهند نمود و روسیه در حال حاضر در حوزه انرژی از نفوذ و اهرم بیشتری نسبت به غرب برخوردار است.

کارتل رسمی در برابر اتحاد غیررسمی

این الگوی کارتل، ضعف‌هایی را هم دارد. این کارتل فاقد خودکفایی واقعی، توازن و استقلال می‌باشد زیرا فقط تولیدکنندگان را دربر می‌‌گیرد و کشورهای مصرف‌کننده را به حساب نمی‌آورد. بنابراین، ‌این الگو یک الگوی نامتوازن و متعاقب آن یک الگوی بی‌ثبات است.

از آنجایی که این کارتل، مصرف‌کنندگان را در نظر نمی‌گیرد، اتحاد یک‌طرفه‌ای است که نمی‌تواند متکی به خودش باشد. این کارتل عملا مجبور به مصالحه با مراکز سیاسی و مالی اعضای برجسته همتای خود، یعنی بازارها می‌باشد. این امر نفوذ جهانی این کارتل را تضعیف می‌کند و فرصتی را برای اعضای خاص در بازار فراهم می‌کند تا بین اعضای خود و در نتیجه نفوذ کارتل را تضعیف می‌کند.

با در نظر گرفتن همه این مسائل، این الگوی کارتل به‌طور کامل از عهده کشورهای تولیدکننده نفت برنیامده است، ‌همانطور که تعدادی از رهبران و کارشناسان روسیه اخیرا اظهارنظر کرده‌اند، ایده یک کارتل جهانی گاز از دیدگاه تولیدکنندگان نه مطلوب و نه عملی می‌باشد. یک الگوی بسیار بهتر برای گروه‌بندی انرژی جدید جهانی وجود دارد؛ الگویی که روسیه بارها پیشنهاد داده و به معاملات نفت و گاز خود با شرکایش پایبند بوده است.

الگوی جدید و بهتر روسیه

الگوی بسیار بهتر، الگوی اتحاد متقارنی است که بر پایه اصل تقارن مکمل یکدیگر ایجاد می‌شود، یعنی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان از طریق قراردادهای خصوصی، دوجانبه و درازمدت و برآوردن نیازهای همدیگر به صورت کاملاً مکمل، رابطه تنگاتنگی را با هم به وجود می‌آورند.

این گونه اتحاد غیررسمی، دسترسی جهانی و اهرم اقتصادی و ژئوپلتیک برگشت‌ناپذیری دارد. این الگوی جدید که اطراف آن چنین اتحادی از هم‌اکنون در حال شکل‌گیری است،‌ جذاب، صریح و کاملاً صاف و ساده می‌باشد.

یک اتحاد ساده (نظیر کارتل تولیدکنندگان)، گروه‌بندی یا اتحادی از کشورهای مستقل است که با هم به خاطر یک هدف یا نیت مشترک - برای مثال تثبیت قیمت‌ها - همکاری می‌کنند. با این حال، الگوی یک اتحاد، تشکیل یک گروه‌بندی (متوازن)، متشکل از هم تولیدکنندگان و هم مصرف‌کنندگان مهم در روابط متقارن اقتصادی، سیاسی و امنیتی را طلب می‌کند. این اتحاد، اعضایی را می‌پذیرد که ایده و دیدگاه مشترکی نسبت به امنیت بین‌المللی انرژی دارند و همچنین دارای یک ایدئولوژی ژئوپلتیکی مشترکی هستند.

از آنجایی که این اتحاد، کشورهای مهم در هر دو طرف معادله تولیدکننده و مصرف‌کننده را در بر می‌گیرد، این الگو به طور کامل از درون خود به منافع حیاتی و متقارن هم تولیدکنندگان و هم مصرف‌کنندگان می‌پردازد.

گروه‌بندی رسمی، سازگار با دستور کار روسیه

در این مقاله به اتحاد نفت و گاز در حال ظهور روسیه در جهان برخلاف کارتل اوپک به عنوان یک اتحاد غیررسمی و اعلام نشده اشاره می‌شود. این بدین خاطر است که مسکو می‌خواهد صفحه‌های رادار غرب را پاک نگه دارد تا آزادی عمل داشته باشد. روسیه از عضویت در اوپک امتناع می‌کند و در عین حال برای جلب‌نظر تولیدکنندگان مهم اوپک تلاش و آنها را با اتحاد خود آشنا می‌کند.

این الگوی جدید انرژی بر اصل تشویق روابط عمیقا مرتبط اقتصادی و سیاسی در میان تولیدکنندگان و بین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان مهم (آنهایی که در شرق هستند و آنهایی که در شرق گرایش دارند) استوار است. این شامل سرمایه‌ها در بخش انرژی و دیگر دارایی‌های مهم صنعتی می‌شود. این الگو، پیامدهای وسیع سیاسی و ژئوپلتیک دارد و اعضا، خواهان یک نظم جهانی چندقطبی به بهای کنار گذاشته شدن تک‌قطبی بودن آمریکا هستند. آمریکا و نزدیک‌ترین متحدانش در این دایره جدید، به صورت کاملا برنامه‌ریزی شده کنار گذاشته خواهند شد.