تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۵۰۶۷

 قاسم غفوری

با روی کار آمدن دموکرات‌ها در کنگره آمریکا، چالش‌ها و تقابل میان کاخ سفید و کنگره آغاز گردید. چگونگی عملکردهای دولت در عرصه داخلی و خارجی و ناکامی‌های بوش در تحقق اهداف اعلام شده محور اصلی این چالش را به خود اختصاص داد.

با توجه به جایگاه تحولات عراق در میان افکار داخلی و آینده ایالات متحده در عرصه جهانی، دموکرات‌ها و جمهوریخواهان بخش اصلی سیاست‌های خود را به بررسی پرونده این کشور اختصاص دادند. آنها برآنند تا با بهره‌گیری از تحولات آن، زمینه را برای حضور فعال‌تر در انتخابات 2008 فراهم آورند. در این چارچوب طرح درخواست بوش برای اختصاص بودجه اضافی 100 میلیارد دلاری جهت افزایش نیروها در عراق و تشدید عملیات‌های نظامی، به تشدید تقابل طرفین منجر شد. در حالی که کنگره دوبار طرح خروج نظامیان و تخصیص بودجه اضافیه با پیش‌شرط تعیین جدول زمانی برای خروج سربازان را ارائه کرده بود، جرج ‌بوش با بهره‌گیری از اختیارات ریاست جمهوری به وتوی این طرح‌ها مبادرت ورزید. به رغم تمام جنجال‌آفرینی‌ها در نهایت کنگره آمریکا با حذف بند تعیین جدول زمانی، بودجه مورد نظر بوش را تصویب نمود تا راه برای اجرای اهداف جنگ‌طلبانه کاخ سفید در عراق هموار گردد.

با توجه به این که پیش‌ از این دموکرات‌ها بر اجرای اهدافشان تاکید و کاخ سفید را به اعمال فشارهای بیشتر تهدید می‌کردند، عقب‌نشینی آنها از مواضع گذشته (پیروزی برای بوش) می‌تواند به دلایل ذیل صورت گرفته باشد.

1- در جریان بررسی پرونده عراق در کنگره آمریکا به رغم فعالیت‌های گسترده دموکرات‌ها، طرح آنها برای بودجه و خروج نظامیان با وتوی بوش و عدم اقبال عمومی مواجه شد. با توجه به اینکه دموکرات‌ها با موضع‌گیری مقتدرانه در برابر کاخ سفید بر آن هستند که زمینه را برای انتخابات آینده فراهم سازند، شکست‌های پیاپی آنها در برابر بوش آنها را با چالش‌هایی در میان افکار عمومی مواجه می‌سازد. ترس از تکرار شکست‌ها و تضعیف جایگاه مردمی را می‌توان از دلایل نگاه مثبت دموکرات‌ها به بودجه جنگ با حذف پیش‌شرط تعیین جدول زمانی برای خروج نظامیان ارزیابی نمود. آنها به این نکته توجه دارند که در شرایط کنونی مقابله مستقیم با خواسته‌های کاخ سفید (به دلیل حق وتوی بوش) آنها را به نتیجه مطلوب نمی‌رساند بر این‌ اساس سیاست خود را بر تکرار شکست‌های بوش تدوین کرده‌اند. در این طرح آنها امیدوارند که به رغم تصویب بودجه جنگ، دولتمردان کاخ سفید در مدیریت عراق ناکام بمانند تا در نهایت دموکرات‌ها این شکست را به عنوان سندی دیگر از بی‌کفایتی دولت مورد بهره‌برداری قرار دهند. (این در حالی است که بوش بر آن بود تا عدم تصویب بودجه را بهانه‌ای برای ناکامی‌های آینده قرار دهد که عملکرد دموکرات‌ها، مقابله سیاسی در برابر آن است).

2- این حقیقت انکارناپذیر است که دموکرات‌ها برخلاف اظهاراتشان طرح خاصی برای عراق ندارند. وجه اشتراک دموکرات‌ها و جمهوریخواه آن است که هر دو عراق را باطلاقی برای ایالات متحده می‌داند که خروج آبرومندانه از آن الزام‌آور می‌باشد. اکنون دموکرات‌ها امیدوارند تا با تصویب بودجه جنگ، به نوعی با بهره‌گیری از طرح‌های کاخ سفید به راه فراری از عراق دست یابند هر چند که در حاشیه آن ضمن تکرار انتقادها، استفاده تبلیغاتی خود را نیز محقق می‌کنند. (البته تاکید کاخ سفید بر رویکرد به طرح بیکر هامیلتون و گفتگو با ایران در قبال عراق می‌تواند از دلایل تعدیل مواضع دموکرات‌ها در برابر جمهوریخواهان باشد).

3- نکته قابل تامل در تصویب بودجه جنگ، پیش‌زمینه‌های آن است. در هفته‌های اخیر و با اوج‌گیری مساله طرح بودجه، سران کاخ سفید به جوسازی در عرصه داخلی پرداختند آنها با اعلام حملات گرو‌های القاعده به آمریکا، تاکید بر چند مورد بمب‌گزاری در خطوط هوایی، هشدارهای پیاپی به اتباع ساکن در سایر کشورها، افشای اسنادی از حضور گروه‌های تروریستی در عراق و طرح‌های آنها برای حمله به ایالات متحده و ... تلاش کردند تا فضایی کاملا امنیتی را بر کشور حاکم سازند.

این طرح موجب شد تا دموکرات‌ها به دلیل مسائل امنیتی در برابر افکار عمومی قرار گیرند در حالی که کاخ سفید نیز مخالف آنها با جنگ عراق را نشانه‌ای بر بی‌کفایتی و عدم میهن‌پرستی آنان عنوان می‌نمود. دموکرات‌ها در نهایت برای حفظ جایگاه مردمی و فرار از اتهامات کاخ سفید وادار به پذیرش بودجه جنگ گردیدند.

4- نقش لابی صهیونیست در تصمیم‌گیری‌های سران آمریکا امری انکارناپذیر است. هر چند که دموکرات‌ها با گرایش بیشتر به صهیونیست‌ها، موقعیتی برتر در میان آنها دارند اما به دلیل حضور جمهوریخواهان در کاخ سفید وزنه صهیونیست‌ها به نفع آنها است. بررسی تحولات اخیر سرزمین‌های اشغالی و سیاست‌هایی رژیم صهیونیستی در منطقه پیگیری می‌کند از یک سو و سکوت و حمایت ایالات متحده از این تحرکات، بیانگر نوعی تبانی میان طرفین است.

در شرایطی که جمهوریخواهان در عرصه جهان می‌توانند بسیاری از اهداف صهیونیست‌ها را محقق سازند، (دموکرات‌ها در کنگره حمایت‌های مالی و سیاسی دارند اما در سایر موارد در مرتبه دوم قرار دارند) سازش‌کاری بوش با لابی صهیونیست می‌تواند دموکرات‌ها را متقاعد به اجرای خواسته‌های کاخ سفید نماید. البته صهیونیست‌ها با این اقدام، دموکرات‌ها را بیش از پیش به سوی خود هدایت می‌کنند تا با موازنه‌ای دوجانبه، از جمهوریخواه و دموکرات برای اهداف خود بهره‌برداری نمایند.

در نهایت می‌توان گفت: عقب‌نشینی دموکرات‌ها از طرح‌های گذشته‌اشان پیرامون عراق بیش از هر چیز برگرفته از بی‌برنامه‌گیری، حفظ طرح‌های بلندمدت برای به زانو درآوردن جمهوریخواهان و فشار لابی صهیونیست است.

البته به این امر باید توجه داشت که دموکرات‌ها برای برتری در انتخابات 2008 نیازمند بهره‌گیری از جنگ عراق و ناکامی‌های بوش در این عرصه می‌باشند بویژه اینکه مخالفان جنگ نیز هشدارهایی را به آنها ارائه کرده‌اند. لذا تلاش نهایی آنها بهره‌گیری از شرایط نابسامان عراق و شکست‌های احتمالی کاخ سفید در این عرصه است در حالی که در تبلیغات خود اختصاص بودجه را گامی برای خروج از عراق عنوان می‌دارند که بوش توانایی اجرای آن را نداشته است.