تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۵۱۳۴۶
سیدحسین ولی‌پور زرومی مقدمه کشور عراق در ادوار مختلف تاریخی نقش بی‌بدیل در جغرافیای امنیتی ایران داشته است. این نقش در پنجاه سال گذشته بیشتر دارای بار منفی برای امنیت ملی کشور ما بوده است که اوج آن را باید در تحمیل جنگ هشت ساله به تحریک دشمنان بیرونی انقلاب اسلامی تصور نمود. پیرو این مسئله اشغال این کشور توسط آمریکا در طول دو سال گذشته بی‌تردید ابهامات امنیتی فراوانی را برای مجموعه کشورهای منطقه و بالاخص جمهوری اسلامی ایران به دنبال آورده است. استفاده از ابزار زور و بهره‌گیری از سیاست مشت آهنین توسط آمریکا در قضیه عراق در صورت نتیجه‌بخش بودن، می‌تواند کاربست‌های مشابهی را برای دیگران در منطقه به ارمغان آورد. اهداف تجاوزکارانه و امپریالیستی آمریکا در اشغال عراق و آیندۀ نامعلوم این اشغال در پیوند با عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر رویدادهای این کشور خواه‌ناخواه منافع و امنیت تمامی کشورهای منطقه را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. آگاهی از تحولات عراق اشغال ‌شده برای تحلیل و سیاستگذاری‌های راهبردی بدیهی می‌نماید. برای این منظور تهیه‌کننده این مطلب تلاش دارد تا تحولات مرتبط با اشغال عراق را به صورت ماهانه مورد توجه قرار دهد و از این طریق عمده‌ترین مسایل مطرح در سطوح داخلی و خارجی این کشور در طول هر ماه به صورت خلاصه بررسی گردد. منابع این بررسی برخی سایت‌های فارسی اینترنتی می‌باشند. می‌توان به عناوین موضوعی ذیل در بررسی تحولات عراق از نگاه این سایت‌ها توجه نمود:

1. آمریکا و تداوم تجاوز
نقطه اوج تجاوزات نظامیان آمریکا در طول ماه گذشته در عراق را باید حمله به فلوجه دانست. مدت‌ها بود که ارتش آمریکا، از فلوجه به عنوان مرکز مقاومت و محل حضور افرادی چون ابومصعب زرقاوی یاد می‌کرد. انتظار منطقی این بود که با خاتمه یافتن فلوجه، شاهد کاهش ناامنی در عراق باشیم. اما این طور نشد. بنابر یک تحلیل عملیات فلوجه نمی‌تواند ضربه‌ای جدی به نیروهای مخالف باشد زیرا تنها فلوجه نیست که از کنترل دولت خارج است، بلکه در شهرهایی چون رمادی، تکریت، سامرا، موصل و... نیز اشغالگران تسلط چندانی ندارند.
از سوی دیگر انتخاب فلوجه به عنوان مرکز ثقل ایجاد ناامنی برای نظامیان آمریکایی، به معنای انتخاب آن برای هدایت و کنترل مرکز اقدامات توسط نیروهای چریکی نبوده است. برعکس با اندکی تأمل می‌توان وجود امنیت نسبی برای نظامیان آمریکایی در مناطق بعثی‌نشین نظیر تکریت را دال بر مرکزیت فرماندهی آنها تلقی نمود. در واقع از این طریق نیروهای چریکی با سفید نگه داشتن وضعیت مراکز فرماندهی و لجستیکی خود می‌توانند به راحتی به نبرد ادامه دهند. در هر حال حمله به فلوجه برای آمریکایی‌ها و دولت علاوی بیشتر جنبه نمادین دارد تا یک حرکت واقعی برای ایجاد امنیت. این حرکت صرفاً برای فریب افکار عمومی است و تأثیر چندانی در آرام شدن اوضاع در عراق ندارد.
اما سفاکیت نیروهای اشغالگر در فلوجه به اوج خود رسیده بود و این مسئله ناخواسته در انظار عمومی قرار گرفته است. این مسئله باعث شد تا برخی لزوم شکایت کشورهای همسایه عراق از آمریکا را در سازمان ملل مطرح سازند.
پیروز مجتهدزاده با اشاره به پیشنهاد تشکیل دادگاه دایمی در سازمان ملل برای رسیدگی به جنایات جنگ گفت:
همان‌گونه که برای رسیدگی به جنایات جنگی جنایتکاران در بوسنی و هرزگوین، دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی تشکیل شد باید در همه جای جهان چنین دادگاهی تشکیل شود تا از این گونه جنایات در فلوجه و حتی فلسطین جلوگیری کند.
اقدام بعدی آمریکا در کم رنگ کردن تجاوزگری خویش به فلوجه و بهره‌گیری سیاسی از سیاست مشت آهنین خود در منطقه، ترغیب منطقه به برگزاری نشست شرم‌الشیخ در مصر بود. از همان ابتدا پیدا بود که امکان موفقیت این نشست به دلیل دیدگاه‌های مختلف هر یک از کشورهای شرکت‌کننده، پیرامون عراق بسیار بعید به نظر می‌رسد.
طلال عتریس کارشناس مسایل منطقه و استاد لبنانی، درخصوص این نشست می‌گوید: نشست شرم‌الشیخ برای بین‌المللی کردن مسئله عراق برگزار شد. وی می‌گوید اصولاً آمریکا هیچ اهمیتی برای نشست شرم‌الشیخ قائل نیست و اعتقادی به نقش‌آفرینی اروپا و کشورهای همسایه در عراق ندارد و تنها خواهان مشارکت این کشورها در حل مشکل امنیتی خود در این کشور است.
2. عراق و مسئله انتخابات
مسئله انتخابات که قرار است 30 ژانویه در عراق برگزار گردد، جنجالی‌ترین موضوعی است که در این روزها واکنش تمامی نیروهای داخلی و خارجی درگیر در قضیه عراق را برانگیخته است. این واکنش از مخالفت‌های شدید تا تلاش‌های مصرانه برای انجام حتمی انتخابات در تاریخ یاد شده گسترده می‌باشد. در طیف بدبینان گفته می‌شود که موضوع انتخابات در حالی مطرح می‌شود که احزاب عراق برنامه‌های مشخصی برای آن ندارند.
گفته می‌شود که صحنه عراق در مرحله کنونی شاهد حضور احزاب و جنبش‌های دینی همچون حزب‌الدعوه اسلامی، مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، سازمان عمل اسلامی، جنبش وفاق اسلامی، جنبش مقتدی صدر، هیأت علمای مسلمانان اهل سنت، حزب اسلامی حزب‌الله، جنبش اسلامی در کردستان و جبهه ملی اسلامی است. اما احزاب و جنبش‌های ملی شامل حزب دمکرات، حزب اتحادیه میهنی کردستان، جبهه ترکمانی، حزب آشوری، حرکت دمکرات‌های آشوری،‌ حرکت سوسیالیست‌ عربی، حزب مردم ترکمان، تجمع ملی دمکراتیک، حزب سوسیالیست کردستان می‌شوند.
احزابی که دارای گرایش‌های لیبرال و لاییک هستند نیز شامل جنبش سلطنت‌طلب‌ها، حزب کمونیست عراق، کنگره‌های عراق، جریان دمکراتیک عراق، جنبش وفاق ملی، حرکت ائتلاف ملی،‌ حزب جمهوری‌خواهان و آزادی‌خواهان، اتحادیه دمکراتیک عراق، حزب ملی عراق و تجمع دمکرات‌های مستقل می‌باشند.
در این وضعیت غازی الیاور رئیس‌جمهور موقت عراق نیز از تشکیل حزب «عراقیون» خبر داده است. به گفته الیاور، «عراقیون» به ریاست وی برای مشارکت در انتخابات 30 ژانویه تشکیل شده است و تلاش می‌کند به عنوان یک قدرت سیاسی که تمام طیف‌ها و عناصر تشکیل‌دهنده ملت عراق و طوایفش را دور هم جمع کند، عمل نماید. پیرو الیاور، ایاد علاوی نخست‌وزیر موقت عراق نیز اعلام نمود که تحت قالب «جبهه ملی» رهبری 250 حزب و تشکل سیاسی ـ مذهبی را برای شرکت در انتخابات سراسری بر عهده گرفته است.
این تلاش‌های رسمی بیشتر برای ترغیب مخالفین انتخابات که در واقع اقلیت اهل سنت عراق را تشکیل می‌دهند می‌باشد. غازی الیاور صراحتاً اعلام می‌کند که اهل سنت عراق «نباید اشتباه شیعیان این کشور را در سال 1921 تکرار کنند». وی ضمن انتقاد از علمای اهل سنت عراق که اقلیت سنی این کشور را به عدم ورود در عملیات سیاسی و تحریم انتخابات دعوت می‌کنند می‌گوید، آنها همان اشتباهی را تکرار می‌کنند که علمای شیعه در سال 1921 با تحریم انتخابات مرتکب شدند و بدین ترتیب از صحنه سیاست‌های رسمی عراق حذف شدند.
با این حال مواضع غازی الیاور و ایاد علاوی در مسئله انتخابات به نوعی با منافع اقلیت اهل سنت در پیوند است و بدین روی دارای نوسان می‌باشد. در قضیه زمان انتخابات، کردهای عراق در ابتدا خواستار تعویق آن بودند ولی در این اواخر آنها نیز اعلام کردند به عقب افتادن موعد انتخابات، پیامدهای خطرناکی را به دنبال خواهد داشت.
اما شیعیان و رهبران آنها طرفداران برگزاری به موقع انتخابات در عراق می‌باشند و از این ناحیه تحت فشارهای زیادی قرار گرفته‌اند. از مدتی قبل مراجع شیعه نجف و در رأس آنها مرجع بزرگ آیت‌لله سیدعلی سیستانی برای برگزاری سالم انتخابات عمومی عراق کمیته شش‌گانه‌ای را تشکیل دادند. این کمیته وظیفه دارد تا برای احقاق حقوق اکثریت ملت عراق نقش نظارتی خود را در حد ارشاد و هدایت مردم ایفا کند. موضع آیت‌الله سیستانی برای عموم شیعیان و برخی گروه‌های دیگر جذابیت‌های زیادی داشته است.
تأکید ایشان بر لزوم شرکت هم شیعیان و هم سنی‌ها در انتخابات و رسیدن تمامی عراقی‌ها به حقوق حقۀ خود موجب شده تا حتی برخی گروه‌های اهل سنت نیز به انتخابات عراق متمایل گردند. گفته می‌شود طایفه الشمری که 5/1 میلیون نفر جمعیت دارد و جزیی از اقلیت اهل تسنن عراق به شمار می‌آید با آیت‌الله سیستانی در قضیه انتخابات همراهی می‌کند. دید وسیع آیت‌الله سیستانی موجب شده تا سایر اقلیت‌ها از جمله مسیحیان، ترکمن‌ها و کُردها نیز به ندای ایشان پاسخ مثبت دهند و برای مشارکت وسیع در انتخابات اعلام آمادگی کنند.
در پی تحولات پس از ماجرای فلوجه که زمزمه تعویق انتخابات به زمان دیگر، فراوان از ناحیه اهل سنت این کشور و حامیان عرب آنها به گوش می‌رسد و آمریکا نیز در پنهان از آن حمایت می‌کند، هشدارهای مراجع شیعه نیز مطرح می‌شود. حسین شهرستانی، از مشاوران نزدیک به آیت‌الله سیستانی هشدار داد تأخیر در برگزاری انتخابات عراق، اکثریت عراقی‌ها (شیعیان) را به سمت در پیش گرفتن شیوه‌های دیگر خواهد کشاند.
وی طرح تعویق این انتخابات به بهانه فراهم نبودن شرایط امنیتی مناسب از سوی برخی گروه‌ها را ناکافی دانسته و می‌گوید هر گونه تأخیر در برگزاری انتخابات منجر به افزایش وخامت و نابسامانی اوضاع امنیتی خواهد شد و حتی می‌گوید وخامت اوضاع امنیتی به خاطر تأخیر در عملیات انتخابات است. اگر به عراقی‌ها پیش از این زمان اجازه داده می‌شد مجمع ملی را خود انتخاب کنند و این مجلس با بررسی مشکلات آنها وضع قانون اساسی برای کشور به اوضاع سر و سامان می‌داد امروز شاهد این اوضاع نابسامان امنیتی نمی‌بودیم.
آیت‌الله سیستانی نیز،‌ رسماً اعلام کرده چنان چه انتخابات سریعاً (در موعد مقرر) برگزار نشود، دولت را غیر قانونی اعلام می‌نماید. این هشدار، پیامی برای دولت آمریکا نیز بود و اصرار غیرمنتظره این کشور را برای برگزاری انتخابات در موعد مقرر به دنبال داشت.
ابرام و اصرار آیت‌الله سیستانی، مخالفت‌های فراوانی را نیز نزد اهل سنت عراق و نیز حامیان این اقلیت در کشورهای عربی برانگیخته است. دغدغه اساسی این گروه تسلط اکثریت شیعیان بر امور عراق و پایان دادن به انحصارطلبی آنها در سیاست عراق می‌باشد. این مسئله در حال حاضر مبانی رفتاری گروه‌های اهل سنت عراق و کشورهای عربی را در تحولات عراق، تشکیل می‌دهد. در زمرۀ این رفتارها، طرح مسئله ترور مراجع و رهبران شیعه در دستور کار جدی مخالفین قرار دارد.
این ترور از یک سو می‌تواند از طریق گروه‌های مزدوری نظیر منافقین انجام گیرد. به گونه‌ای که این گروه تا به حال بیش از یکصد ترور موفق و یکصدوسی ترور ناموفق داشته است. این گروه تحت پوشش اطلاعاتی «سیا» و با همکاری دولت موقت عراق، ترور چهار هزار شخصیت و عناصر اصلی شیعیان عراق را هدف قرار داده است. از سوی دیگر می‌تواند توسط تروریست‌های عراقی و یا گروه‌های رادیکال سنی انجام گیرد.
در تازه‌ترین موارد توطئه علی شیبانی معاون استاندار نجف برای ترور آیت‌الله سیستانی، خنثی گردید و موجب بازداشت وی و تیم مربوطه شد. گروه‌های رادیکال تروریست نظیر القاعده و طرفداران ابومصعب الزرقاوی و بعثی‌ها نیز به ترورهای سازمان‌یافته خود علیه شیعیان و طرفداران انتخابات در عراق ادامه می‌دهند. آنها قبلاً در یک حمله 49 نفر از جوانان شیعه را که پس از فراغت از یک دوره آموزشی برای خدمت در گارد ملی عراق، به سمت شهرهایشان در حرکت بودند، قتل‌عام کردند. اخیراً نیز فهرستی حاوی نام یکصد شخصیت برای ترور در حوالی تکریت کشف و ضبط شد.
3. انتخابات عراق و کشورهای عربی
با مسئله انتخابات در عراق بیش از همه کشورهای عربی مخالف هستند. آنها از برگزاری انتخابات که به احتمال زیاد منجر به پیروزی شیعیان خواهد شد وحشت دارند و برای جلوگیری از این مسئله دست به اقدامات گوناگونی زده‌اند. آنها در درجه اول از افزایش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی شیعیان در عراق واهمه دارند. ناظران معتقدند «رژیم‌های عرب که اکثراً سنی‌مذهب هستند از رویارویی ائتلاف شیعه که نشانه‌هایش در عراق در حال ترسیم است و تشتت و پراکندگی و دودستگی اهل تسنن در گروه‌های کوچک و تشکیل یک ائتلاف شیعی که از ایران تا عراق امتداد دارد و از همبستگی و حمایت سوریه هم‌پیمان اصلی تهران و لبنان که حزب‌الله شیعه حزب سیاسی بانفوذی در آن است» وحشت دارند.
«این پیمان و ائتلاف در صورت تشکیل یک ائتلاف ضد آمریکایی خواهد بود که در مقابل هر گونه مذاکره و گفتگو با رژیم اسراییل برای صلح با این رژیم ایستادگی خواهد کرد و با دیدگاه آمریکا درباره خاورمیانه بزرگ و دموکراسی مورد نظر این کشور نیز به مخالف برخواهد خواست».
گفته می‌شود تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس که به نوعی دارای اقلیت شیعه می‌باشند و نیز دولت ضد ایرانی تندروی پادشاهی ملک عبدالله در اردن از برگزاری انتخابات و نتایج آن واهمه دارند. بدین خاطر تلاش‌های فراوانی را از یک سو برای جلب نظر کشورهای غربی و از سوی دیگر برای ساماندهی اهل سنت در عراق و نیز کارشکنی‌های روزانه برای تعویق انتخابات در پیش گرفته‌اند. در یک هشدار جدی سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان نسبت به حاشیه راندن اهل تسنن در عراق سخن می‌راند و از تبدیل شدن انتخابات به عاملی برای تفرقه و دودستگی در عراق ابزار نگرانی می‌کند.
وی اصرار به زمان تعیین‌شده برای انتخابات را در برابر بسیج جمیع عراقی‌ها برای شرکت در آن بی‌اهمیت می‌خواند و تأکید دارد باید ابتدا به سمت وفاق ملی و آشتی ملی در این کشور حرکت نماییم. اردن نیز تلاش‌هایی را برای بسیج بیشتر اهل تسنن در عراق مبذول می‌دارد. هم‌زمان گفته می‌شود پروژه مشترک از سوی آمریکا و وهابی‌ها برای تعویق در انتخابات عراق در پیش گرفته شده است.
براساس این تحلیل حمله به فلوجه و اقدامات غیر انسانی در این شهر به همراه طرح احتمالی آغاز جنگ داخلی، پس از انتخابات را دو اقدام همزمان مثلث آمریکا، دولت موقت عراق و وهابی‌ها برای تعویق انتخابات اعلام می‌کند. این نظر که مربوط به برخی از مقامات شیعه عراق می‌باشد اعتقاد دارد، اقدامات آمریکا و وهابی‌ها در فلوجه، دو روی سکه یک سیاست است که می‌خواهند با قربانی کردن مردم مظلوم عراق، از پایان اشغال و انتقال قدرت به اکثریت شیعه این کشور جلوگیری کنند. طرح احتمالی آغاز جنگ داخلی پس از انتخابات در عراق از سوی ژنرال ریچارد مایرز، رئیس ستاد مشترک آمریکا،‌ مطرح شده بود.
گفته می‌شود کشورهای عربی برای ناکام گذاشتن جنبش شیعیان در عراق حتی به شدت به عناصر بعثی این کشور تمسک جسته‌اند. این عناصر با سیاست‌های شک‌برانداز دولت موقت این کشور و با حمایت کشورهای عربی در بدنۀ امنیتی این دولت، نفوذ پیدا کرده‌اند. اصرار سران برخی کشورهای عرب (مثل اردن) برای بازگرداندن عناصر سابق حزب بعث و ژنرال‌های وابسته به صدام به پست‌های خود با دو هدف عمده صورت می‌گیرد:
هدف اول جلوگیری از شکل‌گیری یک انتخاب آزاد و دموکراتیک براساس رأی اکثریت ملت عراق می‌باشد، زیرا نوعاً کشورهای عرب اطراف عراق با برقراری هر گونه دموکراسی در این کشور مخالف هستند. عراق امروز به عقده سران عرب منطقه تبدیل شده است. همان گونه که لبنان در دهه‌های 60 و 70 نیز عقده اعراب به شمار می‌رفت، در آن دهه‌ها لبنان به دلیل برخورداری از یک سیستم دموکراتیک و پارلمانی و تقسیم قدرت بین مسلمانان سنی و شیعه و مارونی‌ها و همزیستی مسالمت‌آمیز میان کلیه طوایف، به عقده‌ای برای سران عرب تبدیل شده بود. به همین دلیل بود که سران عرب از طریق ایجاد فتنه و اختلاف، جنگی 15 ساله را بر مردم این کشور تحمیل کردند که طی آن هزاران تن از مردم لبنان که ده‌ها سال در کنار یکدیگر با آرامش زندگی کرده بودند کشته و مجروح شدند. امروز عراق در پرتو وجود تحریکات فرامرزی که با ورود عناصر تروریستی ابومصعب الزرقاوی اردنی‌الاصل به عراق آغاز شده، می‌رود تا سرنوشتی مشابه سرنوشت لبنان در دهه 70 پیدا کند.
هدف دوم کشورهای عرب اطراف عراق ایجاد ناامنی در این کشور است تا به تدریج با استفاده از فضای غبارآلود عراق عناصر وابسته خود را در دستگاه‌های حکومت ایاد علاوی نفوذ دهند. با نفوذ این عناصر در دستگاه‌های دولتی راه برای انجام یک کودتای نظامی با همکاری برخی عشایر غرب عراق و نظامیان فراری صدام هموار می‌شود.»
وهابی‌های تندرو با حمایت دولت‌ها و رسانه‌های عربی از هیچ گونه اقدامی علیه شیعیان و مراجع تقلید آنها ابایی ندارند. در پی حمله اشغالگران آمریکایی به فلوجه، زرقاوی با هم دست خواندن شیعیان با آمریکایی‌ها در این حمله، آیت‌الله سیستانی «پیشوای کفار» اعلام می‌کند. چندی بعد، برخی سایت‌های وهابی‌ها در عربستان سعودی که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر اوضاع داخلی عراق تأثیر دارند، با صدور بیانیه‌هایی خواستار ترور آیت‌الله سیستانی می‌شوند.
یکی از شیخ‌های این گروه در مقاله‌ای، خواستار قتل آیت‌الله سیستانی شده است و ایشان را بیش از اشغالگران آمریکایی مستحق کشته شدن اعلام می‌کند. به گفته وی: «کسی که بیشتر از بوش استحقاق کشته شدن را دارد سیستانی است». وی با رد همه دعوت‌های شیعیان که خواستار وحدت شیعیان و سنی‌ها هستند، تأکید کرده است که «شیعیان برای کشته شدن، نسبت به صلیبی‌ها اولویت دارند.»
رسانه‌های عربی در اقدامی دیگر، شایعه افراطی‌گری شیعیان را نیز به مانند اهل سنت مطرح می‌سازند. آنها از ایجاد یک گروه شیعه عراقی، تحت عنوان «گردان‌های خشم» برای مقابله با سنی‌های افراطی سخن می‌رانند. سایت خبری «البوابه» ادعا می‌کند که برای نخستین بار در اقدامی بی‌سابقه یک گروه شیعه، از تشکیل گروهی مسلح با نام «گردان‌های خشم» برای حمله به وهابی‌ها و سلفی‌های افراطی که شیعیان را مورد این ادعای واهی مطرح می‌کنند که تشکیل «گردان‌های خشم» به عنوان سرآغاز درگیری‌های مذهبی در عراق خواهد بود. البته باید در نظر داشت که وهابی‌ها و رهبران سنی‌ افراطی عراق چندان هم بی‌میل به ایجاد جنگ مذهبی در عراق نیستند. یک کارشناس مسایل عراق درباره احتمال بالا گرفتن جنگ شیعه و سنی در عراق می‌گوید:
«این آتشی است که سلفی‌ها و وهابی‌ها به آن دامن می‌‌زنند. بعثی‌ها همه که تعدادشان بسیار فراوان است و همه چیز خود را از دست داده‌اند، در این باره فعال هستند. سنی‌ها برای جبران مشکل اقلیت بودن تلاش می‌کنند تا این جنگ را به جنگ شیعه و سنی بدل کنند تا آمریکا را وادار به دادن امتیاز کنند. چنین جنگی البته در عراق ریشه طولانی دارد و به راحتی می‌توانند طوایف مختلف را علیه یکدیگر بسیج کنند.»
وی در خصوص موضع رهبران سنی عراق در این باره می‌گوید:
«موضع اکثریت آنها موافق با سلفی‌هاست. برای این که تصور آنها هم این است که در حال از دست دادن امتیازات خود هستند... در عراق عالم و عامی ندارد، اکثر مردم طایفه‌ای فکر می‌کنند. این خطری است که همیشه عراق را تهدید می‌کند.»
4. اسراییل و عراق اشغال ‌شده
بی‌تردید، اسراییل یکی از برندگان اصلی هر گونه تنش و ناامنی در کشورهای مسلمان به حساب می‌آید. در طول چند سال از بحران عراق این مسئله کاملاً هویدا بود. از یک سو آنها با فرصت‌طلبی به راحتی سرکوب فلسطینیان را در داخل سرزمین‌های اشغالی، پیش می‌برند و از سوی دیگر ضمن دامن زدن به تنش در ممالک اسلامی بهره‌برداری بلندمدت خود را نیز پی‌گیری می‌نمایند.
در یک ماه گذشته در ماجرای فلوجه منابع خبری رژیم صهیونیستی فاش کردند که حدود یک هزار نظامی یهودی به همراه 27 خاخام یهودی با ارتش آمریکا در عراق همکاری می‌کنند. روزنامه هاآرتص با بیان این خبر اعتراف می‌کند که شماری از نظامیان اسراییلی در ماجرای فلوجه کشته شده‌اند. اروینگ السون، خاخام یهودی که به عراق رفته بود می‌گوید: «خدمتی که خاخام‌‌ها می‌توانند به نظامیان یهودی در عراق ارایه کنند چندین بار بهتر از خدمتی است که یک خاخام در معبد انجام می‌دهد.»
قبل از این ماجرا، نشریه المنار چاپ بیت‌المقدس از انتخاب مسئول جدید سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی در شمال عراق خبر داد و در عین حال از رقابت شدید میان طالبانی و بارزانی رهبران دو حزب عمده کرد برای نزدیکی به رژیم صهیونیستی پرده برداشت. به نوشته این نشریه سازمان جاسوسی اسراییل «موساد» منطقه‌ای را در شمال کردستان عراق به عنوان مقر فعالیت‌های جاسوسی گسترده خود در این کشور و کشورهای همسایه برگزید که 89 عضو این سازمان آن را اداره می‌کنند و این افراد بر صدها عنصری که به ویژه پس از سرنگونی رژیم صدام جذب این سازمان شده‌اند نظارت می‌کنند.
این پایگاه از حمایت آمریکا برخوردار است و رهبران کردستان نیز از آن حمایت می‌کنند و گاهی این احزاب و شبه‌نظامیان پیش‌مرگ حتی مأموریت‌هایی را به نفع سازمان موساد اسراییل انجام می‌دهند. موساد عناصر نظامیان پیش‌مرگ را از هنگامی که اسراییل در این منطقه رخنه و نفوذ کرد، آموزش می‌داده است. موساد همچنین دفاتر جاسوسی در داخل ارگان‌های نظامی و غیر نظامی و احزاب کُرد دایر کرده است که مأموریت‌هایی برای این سازمان جاسوسی در عراق و کشورهای همسایه انجام می‌دهند. به نوشته المنار روابط اکراد و اسراییل از هنگام رهبری ملامصطفی بارزانی مستحکم و قدیمی است. وی بارها با مسئولان اسراییل دیدار کرده بود و مقادیر فراوانی سلاح از تل‌آویو دریافت کرده بود.
این روابط به بیش از سی سال برمی‌گردد. گروه طالبانی نیز روابط عمیقی با اسراییل دارند و با گروه بارزانی در تقویت این روابط مسابقه می‌دهند. رقابت میان احزاب کُرد برای رابطه با اسراییل باعث شده است که طیف بارزانی (حزب دموکرات کردستان) به سمت افشاگری درباره روابط روزافزون و پیشرفته میان حزب طالبانی و تل‌آویو کشانده شود و این به بروز اختلافات میان رهبران دو حزب منجر شده، به گونه‌ای که هر حزب اخباری را بر ضد حزب دیگر افشا می‌کند و این اختلافات شاید به درگیری‌های مسلحانه در آینده منجر شود.
صحبت‌های فراوانی در منابع خبری در خصوص ارتباطات پنهانی اسراییل با دولت موقت عراق نیز وجود دارد. ایاد علاوی نخست‌وزیر موقت عراق قبلاً گفته بود که کشورش با اسراییل رابطه برقرار نخواهد کرد مگر این که کشورهای عرب روابط خود را با این رژیم عادی کنند. با این وجود گفته می‌شود دولت موقت عراق به حذف ممنوعیت نام اسراییل در گذرنامه‌های عراقی‌ها اقدام کرد و رسانه‌ها از دیدار حازم شعلان با مقامات رژیم صهیونیستی خبر می‌دهند.
ایران و بحران عراق
جدای از مشغولیت‌های امنیتی فراوانی که بحران عراق برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده، در ماه گذشته سیاست تنش‌آفرینی برخی مقامات دولت موقت عراق و حرکت‌های مشکوک نیروهای آمریکایی و انگلیسی در حریم امنیتی ایران در کانون توجهات سایت‌های خبری بود. در میان مقامات دولت موقت عراق حازم شعلان وزیر دفاع فلاح النقیب وزیر کشور و محمد الشهوانی رییس سازمان امنیت عراق نقش تخریبی جدی علیه جمهوری اسلامی ایران دارند. همچنین ایاد علاوی نخست‌وزیر موقت نیز هرچند وقت به شایعات علیه ایران دامن می‌زند. در جریان دستگیری 167 تروریست در عراق این مقامات از طریق طرح یک سری مسایل انحرافی و اتخاذ تاکتیک‌های سیاسی در صدد فرافکنی و تخریب چهره‌های مردمی عراق و نیز جمهوری اسلامی ایران برآمدند.
در حالی که ملیت همگی این افراد مشخص بوده و تابعیت کشورهای سودان، سوریه،‌ عربستان سعودی، مصر، اردن و یمن را داشتند، ادعا می‌شود که مدارکی در دست دارند که ثابت می‌کند مجلس اعلای عراق در ترور عناصر سازمان امنیت این کشور دست داشته است. الشهوانی مدعی شد که مجلس اعلا مبلغ 45 میلیون دلار برای انجام عملیات تروریستی از ایران دریافت کرده است.
این نکته مشخصی است که با توجه به محبوبیت بالای سپاه بدر و مجلس اعلا در عراق که در انتخابات آتی به احتمال زیاد از برندگان قاطع محسوب می‌گردد، شایعه‌پراکنی علیه آنها نیز توسط کسانی که دایره سیاست آینه عراق را برای خویشتن تنگ می‌بینند به صورت مستمر مطرح می‌گردد؛ آنهایی که قریب به هشت دهه توانسته بودند اکثریت شیعه عراق را تحت سلطه خود داشته باشند و هیچ گونه نقشی برای آنها در حاکمیت عراق قائل نباشند، در شرایط حاضر نیز به چنین نقطۀ ایده‌الی فکر می‌کنند. البته در این مسیر از پشتیبانان جدی در جهان عرب برخوردار هستند.
در طول این مدت سه مورد خبر در مورد تجاوز اشغالگران آمریکایی و انگلیسی به حریم امنیتی جمهوری اسلامی ایران مطرح شد. در اواسط آبان این خبر پخش شد که بالگردهای اشغالگران عراق در نزدیکی مرز جمهوری اسلامی ایران در منطقه طلاییه خوزستان اقدام به تصویربرداری از داخل خاک ایران کردند. در اوایل آذرماه نیز شاهد تجاوز یک رزمناو و یک جنگنده آمریکایی به حریم ایران بودیم.
این تجاوز در منطقه میان جزیره خارک و ماهشهر روی داده است. گفته می‌شود این هفتمین مورد از تجاوز هوایی و دریایی آمریکا به ایران در سال جاری بوده است. در اواسط آبان ماه همچنین یک ناوچه نیروی دریایی انگلیس ضمن حمله مسلحانه اقدام به توقیف و بازرسی کشتی کانتینر بر «پیشگامان» متعلق به کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران کرده بود.
فرجام سخن
سرنوشت‌ عراق امروز، تا حد زیادی به چگونگی تعاملات داخلی این کشور و پیوند این تعاملات با نگرش‌ها و واکنش‌های بیرونی بستگی پیدا کرده است. در این میان به دو مسئله اساسی نمی‌توان بی‌توجه بود. اولاً شیعیان به عنوان اکثریت مطلق جمعیت این کشور، دیگر تحت هیچ شرایطی،‌ حاضر به پذیرش سیستم قیمومیت چه از ناحیه نیروهای بیرونی و چه از ناحیه نیروهای درونی نمی‌باشند. بالاتر آن که آنها جدای از خسارت‌های تاریخی که از ناحیه حاکمیت سیاسی این کشور متحمل شدند، در حال حاضر حداقل خواستار سهم عادلانه خود از رابطه قدرت و سیاست در این کشور می‌باشند. بی‌توجهی به این اصل اساسی تنها به تنش‌های فزاینده و ناامنی در سطوح داخلی و خارجی عراق دامن خواهد زد.
ثانیاً کشورهای عربی سنی اطراف عراق چه راضی باشند و چه نباشند نمی‌توانند از نقش اثربخش جمهوری اسلامی ایران در امور عراق جلوگیری نمایند. دلبستگی آنها به قدرت فائقه اهل سنت در یک کشور عربی مهم به مانند عراق به‌هیچ‌وجه با ضروریات جدید همخوانی نخواهد داشت و گذر از این خط قرمز به معنای افزایش مشکلات خود و پیچیده‌‌تر کردن امور سیاست در سطح منطقه خواهد بود. برای جمهوری اسلامی ایران مبرهن است که کوتاه آمدن در این قضیه به معنای پایمال شدن حقوق شیعیان منطقه و عقب‌نشینی از نفوذ ذاتی ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در جغرافیای امنیتی خود خواهد بود.
شرط اصلی شیعیان عراق در پیروزی‌های آینده منوط به پیروی مطلق از مراجع تقلید شیعی و بالاخص رهبری سیاسی و معنوی آیت‌الله‌العظمی سیستانی و نیفتادن در چاهی است که آمریکا و انحصارطلب‌های وهابی با بی‌ثبات کردن عراق و دامن زدن به جنایات، ایجاد می‌نمایند. بی‌تردید دست برتر نیافتن شیعیان در عراق خواسته‌ای است که در آخرین تحلیل، نقطه مشترک اشغالگران با کشورهای عربی منطقه محسوب می‌گردد.