* سهمیه بندی جنستی در سال 91، شوک بزرگی برای آموزش دختران بود، فکر می کنید که این تصمیم در عمل چه تبعاتی بر حضور و نقش زنان در جامعه داشته باشد؟
** متاسفانه این روزها تلاش برای حذف بخش چشمگیر و ارزنده از دستاوردهای انقلاب اسلامی که همانا حضور گسترده و موثر زنان در عرصه های گوناگون اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بوده، به چشم می خورد. دختران جوان ما از ورود به برخی رشته های دانشگاهی بازمانده اند. این در حالی است که بر اساس آرای بنیانگذار انقلاب اسلامی، زنان باید در مقدرات اساسی کشور حضور داشته باشند. ایشان زمینه ها و عوامل این حضور را نیز مورد توجه قرار داده بودند. برخلاف تبلیغات نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب پیرامون خانه نشین شدن زنان، نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه زنان در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حضور یافتند. اما اجرای سهمیه بندی جنسیتی به سادگی می تواند ساختارهای آموزش و اشتغال آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
* شما خودتان تجربه سهمیه بندی جنسیتی رشته های دانشگاهی را در مجلس ششم از سر گذرانده اید. فکر می کنید دنبال کردن چنین رویکردی حتی در دولت اصلاحات نشان از چه داشت؟
** می دانید که در رشته های پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی موانعی بر سر حضور دختران در دانشگاه ها پیش بینی شده بود که نشان از پرقدرت بودن رویکرد مقاومت در برابر تحصیل زنان داشت که حتی نشانه های آن در دولت اصلاح طلب هم به چشم می خورد. ما شاهد بودیم که وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت اصلاحات هم رویکرد سهمیه بندی جنسیتی درباره دختران دانشجو را دنبال می کند. اما خوشبختانه آن ماجرا با مخالفت مستقیم شخص رییس جمهوری روبه رو شد. البته مواجهه مجلس با ایده سهمیه بندی شدن جنسیتی دانشگاه ها هم در آن زمان موثر بود.
همین حالاهم مجلس باید به مساله وارد شده و جلو تصمیم گیری های اشتباه را بگیرد. آن سال هم مجلس به وظیفه قانونی خود عمل کرد و توانست جلوی اعمال برخوردها و تصمیم های سلیقه ای را بگیرد. خوشبختانه آثارش را دیدیم و این مانع از پیش روی دختران برداشته شد و دو، سه هزار دختر در همان سال های آغاز دهه 80 توانستند وارد رشته مورد علاقه خود در رشته های پزشکی شوند.
* رویکرد ایجاد محدودیت برای حضور دختران در دانشگاه در آن سال ها با آنچه این روزها در حال اجراست، چه تفاوت هایی دارد؟
** مشکلی که امروز وجود دارد، این است که ما با مجموعه ای از مسایل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مواجه هستیم که عامل شکل گیری آن دختران نیستند، اما دختران به قشر و گروهی تعلق دارند که همواره در تصمیم گیری های اساسی کشور غایب بوده و نگاه های سلیقه ای افراد به سمت تبعیض علیه آنان راه می برد.
از سوی دیگر به دلیل ضعف نهادهای مدنی و شرایط حاکم، مدافع جدی و موثری برای دفاع از حقوق زنان وجود ندارد. به همین سبب مشکل بیکاری، ظرفیت غیرقابل استفاده از دانشگاه ها و قطع ارتباط میان صنعت و دانشگاه به پای دختران نوشته شده و به جای حل بنیادی و اساسی مسایل و ایجاد فرصت اشتغال برای زنان و مردان، حذف زنان از برخی رشته های به اصطلاح سخت در دستور کار قرار گرفته است؛ راهکار ساده ای که در بلندمدت تنها به حذف تدریجی زنان از بازارکار و عرصه های عمومی جامعه منجر خواهد شد.
* راهکار شما به عنوان استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس در این زمینه چیست؟
** انجام پژوهش و تحقیقات علمی پیرامون دلایل بیکار ماندن برخی از دختران دانشجو باید جایگزین حذف آنان در برخی رشته ها و عدم اجازه انتخاب رشته در برخی دیگر از موارد شود. رویکرد کنونی نشان می دهد که به جای ریشه یابی عمیق و درست آنچه منجر به بروز مشکلات در حوزه های اقتصادی جامعه شده، به اشتباه ساده ترین راه برگزیده شود. غفلت از ایجاد بازارکار مناسب برای زنان از مسایلی است که موجب شده بسیاری از زنان تحصیل کرده ما از ورود به بازارکار بازمانده و همین مساله دستاویزی برای تبلیغ منفی علیه آموزش زنان شده است.
* فکر می کنید که ایده پردازان اجرای طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه های ایران از چه رویکرد و منطقی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده اند؟
** برخی طرفداران طرح سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه ها، وضعیت جامعه عربستان سعودی را به عنوان الگوی مطلوب معرفی می کنند؛ جامعه ای که مرد کار می کند و زن در خانه می نشیند. وقتی آن را با ارزش های انقلاب اسلامی مقایسه می کنیم، تناقض آشکار را می بینیم. افتخار ما این بوده، در شرایطی که کشورهای پیشرفته جهان توانسته اند در ابعاد حقوق اقتصادی زنان گام های مثبتی بردارند، اسلام در 1400 سال پیش استقلال اقتصادی زنان را به رسمیت شناخته است، ولی به این معنا نیست که جامعه نیز پذیرای استقلال اقتصادی زنان است. زنی که استقلال اقتصادی داشته باشد، برای تامین حقوق انسانی خود نیز تلاش می کند. به این ترتیب جلوگیری از ورود زنان به بازارکار برای نوعی برهم زدن موازنه قدرت در نهاد خانواده به نفع مردان است.
بنابراین به نظر می رسد که اساس این نوع تلاش به حفظ موازنه موجود قدرت در خانواده بازمی گردد. حوزه آموزش به یکی از مهم ترین حوزه هایی تبدیل شده که به زنان فرصت تامین استقلال اقتصادی و دفاع از حقوق انسانی خود را داده است. اما برخی به تفکیک جنسیتی در فضاهای مختلف اجتماعی معتقدند. البته برای ورود زنان به بازارکار، تامین نیروی انسانی موردنیاز برای حضور در همین فضاهای تفکیک شده هم مورد نظر آنان است.
* چالش میان دولت و جامعه در اتخاذ چنین تصمیم هایی را چگونه ارزیابی می کنید؟
** درست مانند لایحه موسوم به خانواده که موجب بروز بحث های جدی در تحکیم خانواده شد، سهمیه بندی و اخراج پنهان دختران از دانشگاه نیز، چالش های نگران کننده ای برای آینده توسعه کشور به وجود خواهد آورد. طبقه متوسط ایران حقوق انسانی زنان را به رسمیت شناخته و خود این مساله چالشی میان دولت و شهروندان مدافع حقوق زنان به وجود خواهد آورد. این چالش در واقع به دلیل سال ها حضور موفق دختران ایران در نهادهای آموزشی و دانشگاهی بوده و در صورت محدودسازی حضور زنان در دانشگاه ها، به مهاجرت برخی از دختران دانشجو و کمرنگ شدن اراده معطوف به آموزش برخی دیگر منجر خواهد شد.
سوال مشخص من از مسوولان این است: وقتی فرصت آموزش از دختران سلب شود، انرژی جوانی و استعداد انسانی دختران جوان در کدام حوزه به جریان خواهد افتاد؟
این نوع برخورد با زنان جز تضعیف سرمایه های انسانی و فرصت های فراروی زنان، نتیجه دیگری ندارد.
* وزیر علوم به صراحت اعلام کرده اند که سهمیه بندی جنسیتی اتفاق نیفتاده، فکر می کنید برخورد این گونه با واقعیت ها از سوی مراجع بلندمرتبه دولتی چه تبعاتی در جامعه داشته باشد؟
** به طور طبیعی این نوع برخوردها، به حل این مشکل کمکی نمی کند، در حالی که جامعه منتظر اصلاح رفتارهای نادرست است. به خصوص جامعه ای که در سایه آیات شریفه قرآنی و احادیث زندگی رشد یافته است. از فردی که در مقام وزیر و استاد دانشگاه است، انتظار می رود به نقدها و تحلیل ها و نصایح و دلسوزی هایی که از متن جامعه و دیدگاه های تخصصی بهره مند بوده، توجه کند و آنها را مغتنم بشمرد. به جای توجیه و نسبت دادن آن به رسانه های غربی، پاسخ قانع کننده ای به منتقدان بدهد. اگر منطقی در پس این تصمیم گیری ها وجود دارد و با شواهد علمی این سیاست قابل دفاع است، باید به اطلاع مردم رسانده شود.
* سکوت مرکز امور زنان و خانواده در مقابل اجرای طرح سهمیه بندی هیاتی دانشگاه را چطور می بینید؟
** خود این مرکز در یک رفتار معنادار، تغییر نام داده و از عنوان مشارکت اجتماعی زنان به زنان و خانواده رسیده، نشان می دهد این نهاد اولویت و ماموریتش را تغییر داده و این انتظار با وظایف جدید این نهاد تناسبی ندارد.
* و سکوت مجلس؟
** انتظار این بود که نمایندگان ورود پراثری داشته باشند. پیامد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چنین تصمیمی مانع از توسعه جامعه خواهد شد. آنها برای دفاع از حقوق همه آحاد ملت سوگند خورده اند و نباید در برابر این نقض آشکار حقوق زنان سکوت کنند. آثار این اقدام نسنجیده، فقط دامنگیر زنان نمی شود بلکه مصالح عمومی جامعه را هدف قرار خواهد داد.
* در فقدان فعالیت نهادهای مدنی زنان، فعالیت گروهی چون ائتلاف اسلامی زنان تا چه میزان می تواند موثر باشد؟
** حرف حق و کلام مستدل حتما اذهان افراد تصمیم گیر را تحت تاثیر قرار خواهد داد. ما باید نکات مثبت و منفی در همه رفتارها را به تصمیم گیرندگان یادآور شویم. ایجاد عدالت در عرصه های آموزش برای دختران تا بالاترین سطوح، حق مسلم آنان است.
* در ماجرای مخالفت با برخی مواد لایحه حمایت از خانواده، با نمایندگان مجلس دیدار داشتید، آیا گفت وگو با نمایندگان مجلس نهم در دستور کار شماست؟
** اگر لازم باشد به مجلس و دفترهای نمایندگان خواهیم رفت تا دغدغه و تهدیدهای اتخاذ چنین تصمیم های نادرستی را به اطلاع نمایندگان مجلس برسانیم. همچنین در دیدار با چهره های متنفذ سیاسی و اجتماعی پیرامون تبعیض علیه زنان و به ویژه دختران در حوزه آموزش عالی صحبت می کنیم.
واکنش گروه های مختلف زنان، این روزها می تواند تنها نماد بخش کوچکی از تلاش گروه های مختلف زنان در یک قرن اخیر برای توسعه آموزش زنان در ایران باشد.