تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۵۱۹۳۲

دکتر پیروز مجتهدزاده / استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
زمینه‌ها و پیشینه‌ها
برای آشنایی بهتر با ارتباط میان اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران با وضعیت پیش‌آمده در ژئوپلیتیکی کنونی خاورمیانه لزوما باید زمینه‌های شکل‌گیری هر دو مبحث (جنبش عدم تعهد و ژئوپلیتیک کنونی خاور میانه) مورد بررسی مختصر قرار گیرد. درمورد اول همه ما آگاهیم که این جنبش در سال 1961 در نتیجه دیدار تیتوی یوگسلاوی، جمال عبدالناصرمصر و احمد سوکارنوی اندونزی پدید آمد و مورد استقبال فوری برخی از کشورهای عمده پرهیزکننده از تعهد در برابر ابرقدرت‌های زمان، مانند هندوستان نهرو قرار گرفت. اگرچه نهرو و سوکارنو در آن هنگام وزنه سیاسی مهمی در جهان سیاست بودند و از اعتبار فراوانی به‌عنوان بی‌طرف‌های سیاسی در ژئوپلیتیک جهانی صاحب اعتبار، نزدیکی سیاسی بیش از اندازه جمال عبدالناصر با شوروی، سبب ادامه سایه تردید در صداقت وی بود در حالی که سوکارنو و تیتو در آخر کار به جمع برخی رهبران بی‌بهره از درک صحیح بی‌طرفی و عدم تعهد برای استحکام استقلال ملت‌ها در ژئوپلیتیک جهانی دوقطبی پیوستند.
تقسیم جهان ژئوپلیتیکی پس از جنگ جهانی دوم میان دو قطب به رهبری ابرقدرت‌های دوگانه، یعنی آمریکا و شوروی در آن دوران، اوج کژروی نظام جهانی و دور شدنش از شرایط انسانی محیط سیاسی مستقل محسوب بود: نظامی که ملت‌ها را به اجبار در تنگنای ژئو- استراتژیک ویژه‌ای دچار می‌ساخت که هر یک برای بقای خود ناچار بودند با یکی از دوقطب آمریکا یا شوروی کنار آیند و در بلوک ژئوپلیتیکی ویژه آن ابرقدرت جای گیرند. برای استقلال خواهان جهان و آنهایی که دل به بقای وقار مستقل انسانی در شکل‌گیری‌های ژئوپلیتیکی جهان بشری داشتند، گرفتار آمدن ملت‌ها در چنین وضعیتی غیر قابل قبول بود. برخی از این استقلال‌خواهان اندیشمند در خاور و باختر جهان سیاسی در اندیشه شکستن این اجبار ژئو‌استراتژیک و فرا آوردن شرایط برای خانواده بشری شدند تا ملت‌ها بتوانند در نظام دوقطبی، از موهبت داشتن راه یا انتخاب سومی هم برخوردار شوند.
تلاش برای ایجاد گزینه سوم در دنیای دوقطبی
از برجسته‌ترین صاحبان اندیشه استقلال‌خواهانه در این راستا می‌توان از چند سیاستمدار یادشده در خاور جهان سیاسی و از ژنرال شارل دوگل در باختر زمین یاد کرد. در خلال جنگ جهانی دوم، هنگامی که فرانسه در اشغال آلمان نازی بود، ژنرال شارل دوگل، قهرمان مبارزات آزادی‌خواهانه فرانسه مدتی را در زندان انگلیسی‌ها گرفتار آمد و در زندان بود که او کتاب آلکسیس دو تکویل فرانسوی اواخر قرن 19 در پیش‌بینی درگیر شدن جنگ‌های بزرگ در قرن بیستم و تقسیم جهان بین دو ابر قدرت آمریکا و روسیه در پایان آن جنگ‌ها را به‌دست آورد.
خواندن این کتاب اندیشه‌های ژئوپلیتیک ویژه فرانسوی را در او تحریک کرد. او پس از آزادی فرانسه و تشکیل جمهوری پنجم، تصمیم گرفت با درهم‌آمیختن قدرت‌هاى اروپایى، اتحادى از کشورهاى اروپاى باخترى به وجود آورد که بتواند بر نظام شکل ‏گیرنده ژئوپلیتیک قرن بیستم اثر گذارد و اردوگاهى اروپایى را در نظام سیاسى جهان میان دو اردوگاه آمریکایى و روسى به وجود آورد تا گزینه سومی را نصیب ملت‌ها کند. آن هنگام ژنرال دوگل امیدوار بود که فرانسه بتواند در مقام یک قدرت مستقل نسبت به دو اردوگاه قدرتى خاور و باختر، هدف‌هاى ژئوپلیتیک خود را در اروپا عملى سازد.
ژنرال دوگل در سال 1963 عضویت بریتانیا در جامعه اروپا را به دلیل نزدیکى زیاده از اندازه آن کشور با ایالات متحده امریکا وتو کرد تا بی‌طرفى اروپا نسبت به قطب آمریکایى در نظام جهانى آن دوران بیشتر حفظ شود. وى در سال 1966 فرانسه را از شاخه نظامى پیمان آتلانتیک شمالى (ناتو) خارج ساخت تا با این اقدام فرانسه نسبت به اردوگاه باختر زمین بی‌طرف نمایانده شود و با برخوردارى از آزادى عمل لازم، آرمان تشکیل اروپاى یکپارچه سیاسى را واقعیت بخشد و قطب سومى را به جهان ژئوپلیتیک معرفى کند. این ژئوپلیتیک گُلیستىتا حدود زیادى به واقعیت یافتن نزدیک شد و شاید هنوز زیربناى اصلى دیدگاه فرانسه نسبت به اتحادیه اروپا را شکل مى‏دهد. ولی مشکلی که پیش آمد بی‌اعتنایی جانشینان وی در فرانسه به توصیه قاطع او بود در جلوگیری از عضویت بریتانیا به این دلیل که وابستگی بیش از اندازه بریتانیا به ژئوپلیتیک ماورای اطلسی (اتحاد انگلیس و آمریکا) مانع از موفقیت اندیشه‌های او در ایجاد یک اتحاد اروپایی مستقل از آمریکا و شوروی خواهد شد.
بریتانیا در اوایل دهه 1970 وارد اتحادیه شد و در دوره نخست‌وزیری تونی بلر توانست هم با تحمیل توسعه افقی اتحادیه (عضویت کشورهای فقیر اروپای شرقی) از توسعه عمودی اتحادیه جلوگیری کند و هم اتحادیه را در دوران اوج‌گیری ژئوپلیتیک «نظام نوین جهانی» نومحافظه‌کاران آمریکایی بیش از حد و اندازه وابسته سیاست‌های جهانی آمریکا سازد. ایران بعد از انقلاب اسلامی به این جنبش پیوست و درگیری‌های نظام اسلامی جدید ایران با ژئوپلیتیک اسرائیلی در خاورمیانه، خود به خود ایران را در برابر بلوک طرفداران ایالات متحده آمریکا قرار داد: قدرتی که پس از فروپاشی جهان دوقطبی خود را تک ابرقدرت جهان فرض کرده و می‌خواهد با واقعیت بخشیدن به دکترین «نطام نوین جهانی» ژئوپلیتیک جهان تک‌قطبی را واقعیت بخشد. محور اسرائیل و ایالات متحده آمریکا در این درگیری‌های تند و خشم‌آلود از همه‌گونه بهانه از جمله برنامه انرژی هسته‌ای ایران به‌منظور خنثی کردن ژئوپلیتیک ضداسرائیلی تهران بهره می‌گیرند.
اما حمایت‌های آرام ولی قاطع جنبش عدم تعهد در محافل و مجامع بین‌المللی، از جمله در مجامع بین‌المللی مربوط به داوری در کشمکش‌های حاد ایران و آمریکا در مساله انرژی هسته‌ای نه‌تنها توانسته است مواضع ایران را تقویت کند، بلکه توانسته است قدرت‌گیری جنبش برای نقش‌آفرینی واقعی در ژئوپلیتیک جهانی را تشویق نماید و در نتیجه این تحولات است که اجلاس کنونی سران جنبش عدم تعهد در تهران را باید با اجلاس‌های پیشین سران این جنبش کاملا متفاوت و واقعا عملگراتر و پراهمیت‌تر دانست. این اهمیت به ویژه از آن جهت شایان توجه است که اجلاس سران غیرمتعهد در تهران با شرایط بسیار پیچیده و خطرناکی همزمانی پیدا کرده است که ژئوپلیتیک خاورمیانه‌ای در رابطه به صف‌آرایی‌های ایران و متحدانش در برابر ایالات متحده و متحدانش به‌وجود آورده است.
ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه
اگرچه گروه کشورهای مخالف سیاست‌های خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی ایران نتوانسته‌اند واقعیت داشتن افسانه پرداخته‌شده درباره ژئوپلیتیک ایرانی تحت عنوان «ژئوپلیتیک شیعه» را به اثبات رسانند، ولی درگیری آنها در کشمکش‌های ناشی از استراتژی خنثی‌سازی ژئوپلیتیک شیعه فرضی خود آنان شرایطی را در منطقه خاورمیانه سبب گردید که منجر شده است به واقعیت یافتن اشکال جدید ژئوپلیتیک در این منطقه. در این اشکال جدید، در مقابل صف‌آرایی ژئوپلیتیکی ایران، عراق، سوریه، لبنان با برخورداری از حمایت روسیه و چین، صف‌آرایی جدیدی خودنمایی کرده است مرکب از اسرائیل، عربستان سعودی، اردن و ترکیه با برخورداری از حمایت ایالات متحده آمریکا.
در همین راستا، در حالی که روسیه و چین مانع از هرگونه استفاده استراتژیک غرب از شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه حکومت سوریه شدند، عربستان سعودی اقدامات گسترده‌ای را آغاز کرد برای پایان دادن به نفوذ ایران در خلیج فارس و از قدرت انداختن اکثریت شیعی در عراق و تغییر رژیم بعثی بشار اسد در سوریه. به این ترتیب و با دخالت مستقیم عربستان سعودی و ترکیه در امور داخلی سوریه در برابر حمایت‌های پایدار ایران و روسیه و چین از رژیم اسد در آن کشور، همچنین با وارد شدن ترکیه به جای اردن که به دلایل آشکار ملاحظات امنیت خود ترجیح می‌دهد در مسائل سوریه جانب احتیاط را رعایت نماید؛ چنان که اسرائیل به ملاحظه عدم تحریک همه عربان علیه خود و مربع ژئوپلیتیکی غربی، ترجیح می‌دهد وارد جنجال‌های تبلیغاتی غربی علیه رژیم سوریه نشود.
در انتهای این صف آرایی‌ها دو مربع ژئوپلیتیکی در منطقه به وجود آمد که عبارتند از: 1- مربع ژئوپلیتیکی مرکب از ایران، سوریه، روسیه و چین 2- عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا این وضعیت به صورتی در آمده است که در یک سال اخیر سوریه را تبدیل به میدان برخورد این دو مربع ژئوپلیتیکی ساخت، در حالی که تحولات سیاسی خاورمیانه در رابطه با «بیداری اسلامی»، در سال‌های نخستین دهه دوم قرن بیست و یکم سمت و سویی بس خطرناک را هدف گرفته است که می‌تواند منجر به برخورد‌های گسترده منطقه‌ای و حتی جهانی شود. مقاومت‌های مسلحانه و جانانه رژیم اسد از یک طرف و مسلح ساختن مخالفانش به سلاح‌های خطرناکی از طرف دیگر و تهدید‌های ایالات متحده در زمینه دخالت نظامی در امور سوریه وضعیتی شدیدا خطرناک درست کرده است که می‌تواند صلح و امنیت منطقه را درهم شکند و صلح و امنیت جهان بشری را به خطری جدی اندازد.
اجلاس سران جنبش در تهران چه می‌تواند بکند؟
همزمانی اجلاس سران جنش عدم تعهد در تهران با شدت یافتن ژئوپلیتیک خاورمیانه‌ای در رابطه با اوضاع سوریه همان گونه که اشاره شد هم می‌تواند مواضع تهران را در قبال خطر اوضاع سوریه تقویت نماید و هم ایران را تشویق با یافتن راه‌های صلح‌آمیز برای حرکت به سوی حل آن ماجراهای خطرناک از مرجعی بی‌طرفانه نماید و در عین حال سبب فعال شدن نقش عملی جنبش در ژئوپلیتیک جهانی برای ایجاد موازنه‌های ضروری میان قدرت‌های رقیب گردد.
بدیهی است که تشکیل اجلاس سران یکصد و بیست ملتی جنبش عدم تعهد در تهران، در شرایط کنونی برای ایران منافع مهمی را در بر خواهد داشت از جمله کمک به خروج ایران تحریم‌های اقتصادی، کمک به کاهش هرگونه احتمال تجاوز نظامی و... در این طرح خوشبختانه تهران رسما اعلام کرده است که با تهیه این طرح بر اساس پیشنهادهای کوفی عنان، برای خود نقشی بی‌طرفانه در بحران یاد شده در نظر دارد و این حرکت به طرف نقشی میانه و بر اساس حصول بی‌طرفی نسبی در کشمکش‌ها می‌تواند هم مستقیما بر اعتلای نقش‌آفرینی مفید ایران برای حل بحران اثر داشته باشد و هم به جنبش عدم تعهد یاری دهد تا بهتر و راحت‌تر و موقرانه‌تر نقش فعالی را در مسائل جهانی آغاز نماید.