تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۲۵۱۹۶۹

ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
روز 24 ژوئیه امسال در شهر خاروق واقع در استان بدخشان تاجیکستان جهنمی هولناک برپا بود. در ساعت های آغازین صبح بیش از دو هزار سرباز در مرکز این شهر مرزی مرتفع و کوهستانی به اقامتگاه های پنج نفر از روسای باندهایی یورش بردند که در عمل، کنترل و هدایت قاچاق موادمخدر و سنگ های قیمتی در این استان را در اختیار دارند. این نبرد سنگین یک روز تمام ادامه داشت و بر پایه گزارش های دولتی شمار زیادی قربانی گرفت. براساس این گزارش ها افزون بر 30 عضو گروه های قاچاقچی، 17 نفر از نیروهای امنیتی و یک غیرنظامی نیز جان خود را در این درگیری از دست دادند. اما گزارش منابع غیررسمی حکایت از شمار به مراتب بیشتر قربانیان دارد.در میان دستگیرشدگان نام چند پیکارجوی افغانی نیز دیده می شود.
از آن روز ظاهرا وضعیت در منطقه آرام است و نیروهای دولتی کنترل شهر و بخش بزرگی از مناطق صعب العبور استان را در اختیار گرفته و در حال مذاکره برای برقراری آتش بس با روسای باندهایی هستند که به کوه ها گریخته اند یعنی همان به اصطلاح پدرخوانده های پامیری که از قرار معلوم آمادگی خود را برای یک خلع سلاح کامل اعلام کرده اند. بر پایه گزارش های رسمی تا به امروز بیش از 500 نفر سلاح های خود را به نیروهای دولتی تحویل داده اند. البته این باندها از امکانات مخابراتی و اینترنتی نیز برخوردارند.
این نبردهای سنگین ماه ژوئیه در بام دنیا، یعنی در مناطقی که گاه هفت هزار متر ارتفاع دارد و یخچال های طبیعی آن آب مورد نیاز اراضی آسیای مرکزی را تامین می کند، برای مدت کوتاهی نگاه جهانیان را به ترکیب پیچیده مذاهب، باندهای مافیایی و تلاش ناامیدانه دولت تاجیکستان برای اعمال حاکمیت خود بر این دالان کوهستانی میان چین، افغانستان، پاکستان و هند جلب کرد. در این میان بیش از همه آمریکا و اروپا نگران این وضعیت بودند زیرا بسیاری از نیازهای نیروهای ناتو در جنگ افغانستان از طریق این دالان تامین می شود، همان نیروهایی که بخشی از آن در سال 2013 از افغانستان خارج می شوند.
حمله نیروهای دولتی بیش از هر چیز شبح جنگ داخلی در تاجیکستان را بیدار کرد، همان جنگی که پس از فروپاشی شوروی آغاز و تا برقراری آتش بس در سال 1997 ادامه داشت اما پس لرزه های آن حتی امروز نیز وجود دارد و درگیری «خاروق» یکی از همین پس لرزه ها بود. نیروهای اپوزیسیون تاجیک و به ویژه بخشی از آنان که در تبعید به سر می برند امروزه نسبت به درگرفتن دوباره مناقشه های قومی در پامیر هشدار می دهند.
این استان کوهستانی با نزدیک به 200 هزار نفر جمعیت و مردمی که به زبان های مختلف حرف می زنند و غالبا خود را تاجیک نمی دانند، در دوران شوروی یکی از مهم ترین پایگاه های نیروهای مرزی شوروی در مرز افغانستان بود و امتیازهای زیادی از مسکو دریافت می کرد. در دوران تزارها نیز این استان اهمیت ویژه ای داشت و در همین منطقه بود که باستانشناسان روسی جاده ای کهن را که از قرقیزستان آغاز و به سوی پامیر می رفت کشف کردند. هنوز هم در موزه خاروق پیانویی دیده می شود که زمانی فرمانده ارتش روسیه از راه های صعب العبور گذراند و به اینجا آورد.
اما پس از فروپاشی شوروی جنگ داخلی در تاجیکستان آغاز شد و تاجیک های نواحی مرتفع به همراه ساکنان مناطق سفلی بر سر رسیدن به قدرت علیه قبایل اهل «کولیاب» دست به اسلحه بردند. جنگی که در آغاز به نبرد میان چند قبیله محدود می شد زمانی ابعادی فراتر به خود گرفت که جبهه ملی کولیاب به پایتخت تاجیکستان حمله برد و به این ترتیب تبدیل به جنگ میان پامیری ها شد. در آن زمان هرکس که لهجه پامیری نداشت یا سرودهای سنتی تاجیک را از حفظ نبود، از اتوبوس پیاده و آماج رگبار گلوله ها می شد. اپوزیسیون مناطق کوهستانی تاجیکستان از داخل خاک افغانستان جنگ علیه دولت مرکزی را رهبری می کرد و البته در همان حال کولیابی ها از حمایت روسیه و ازبکستان برخوردار بوده و در نهایت در سال 1994 یکی از آنان به نام «امامقلی رحمانف» به ریاست جمهوری تاجیکستان رسید و تا به امروز بر این کشور حکومت می کند.
پامیری ها که مذهب شان شاخه ای از شیعه به نام اسماعیلی است، با وجود همه تفاوت های مذهبی حاضر شدند که با سنی های اسلامگرای حاکم بر اپوزیسیون ائتلاف تشکیل دهند. هنگامی که در سال 1997 با میانجیگری روسیه بار دیگر صلح در تاجیکستان برقرار شد، تنها حزب اسلامگرای قانونی در آسیای مرکزی نیز کار خود را در این کشور آغاز کرد و بسیاری از پامیری ها با وجود استیلای سنی ها بر حزب اسلامی تاجیکستان به این حزب پیوستند و هنگامی که «محی الدین کبیری» به کادر رهبری این حزب راه یافت، توانست بسیاری از جریان های رادیکال را تحت کنترل خود درآورد و آن زمان که پیکارجویان مناطق سفلی و جبهه ملی کولیابی ها بر آن شدند که استان پامیر را تصرف کنند، به گفته اهالی منطقه این شبه نظامیان مناطق کوهستانی بودند که با مسدود کردن راه های باریک ورودی استان توانستند مردم منطقه را از مرگی حتمی نجات دهند.
اما مسدود شدن راه ها تامین مواد ضروری سراسر تاجیکستان را با مشکل مواجه کرد و به همین دلیل روسیه که از همان آغاز استقلال تاجیکستان از دولت مرکزی این کشور حمایت می کرد، یک بار دیگر دست به کار شد و در سال 2004 نیروهای خود را برای مدتی به مرزهای افغانستان فرستاد تا به این صورت از پامیر حفاظت کند. در همان دوران، قحطی تاجیکستان را تهدید می کرد. اما این بار مردی وارد میدان شد که حتی در دوران شوروی هم تصاویرش در خانه های پیروان اسماعیلیه در پامیر دیده می شد یعنی «آقاخان» رهبر فرقه اسماعیلیه.
بنیاد آقاخان در قرقیزستان توانست ارسال کالابه پامیر را از طریق اوش در قرقیزستان سازماندهی کند و هنگامی که وی در سال 1995 از پامیر دیدار کرد جمعیت زیادی از اهالی مناطق کوهستانی و روستاها در ساحل رود پامیر گرد آمدند و با وی دیدار کردند. اما بعد از برقراری صلح و به خصوص پس از خروج نیروهای روسیه از منطقه، در همان سال 2004 بود که دولت مرکزی بار دیگر به فکر احیای قدرت خود در پامیر افتاد. در آن زمان حاکمان واقعی این منطقه همان فرماندهان جنگ داخلی و جنگ سالاران بودند.
دولت مرکزی این فرماندهان و جنگ سالاران عضو اپوزیسیون را چون خاری در چشم تحمل می کرد و برخی از آنان پس از برقراری صلح به پست های دولتی نیز رسیده بودند. این افراد غالبا در کار خود استقلال رای داشتند و به ندرت و به اکراه فرامین و دستورات رییس جمهور را اجرا می کردند و البته رحمانف هم صبر زیادی داشت و به تدریج مخالفان یا به زندان افتادند یا به طرزی مشکوک کشته شدند. با این حال مناطق شرق پایتخت همچنان در اختیار همان فرماندهان بود و دولت مرکزی از سال 2010 جنگی پرهزینه را در کوهستان های این کشور علیه این افراد آغاز کرد.
در 21 ژوئیه سال جاری رییس اداره امنیت و اطلاعات پامیر با ضربات چاقو از پای درآمد. این حادثه موجب شد که دولت مرکزی موقعیت را برای برقراری دوباره حاکمیت خود در منطقه مناسب ببیند و به این ترتیب حمله را شروع کرد و بار دیگر شبح جنگ داخلی بیدار شد. اما بازتاب این حملات برای دولت مرکزی بسیار خطرناک است. گروه های مخالف همچنان نسبت به بروز دوباره جنگ داخلی و مناقشات قومی هشدار می دهند. مطبوعات روسیه نیز گزارش هایی از استقلال خواهی مردم بدخشان و احتمال تجزیه تاجیکستان منتشر می کنند، گزارش هایی که البته همواره با تکذیب دولت مرکزی همراه است.
از جمله پیامدهای حملات اخیر در خاروق این بود که مردم منطقه پامیر بار دیگر با قهرمانان جنگ داخلی احساس همبستگی کنند. این مردم در حال حاضر بیش از همه خود را مدیون آقاخان می دانند یعنی همان مردی که با پرزیدنت رحمانف مناسبات نزدیک دارد و می تواند وضعیت در منطقه را آرام کند. در این میان روسیه سکوت پیشه کرده است. وزیر خارجه تاجیکستان چندی پیش گفت که مدت قرارداد پایگاه نظامی روسیه در تاجیکستان به پایان رسیده و تمدید نمی شود. اما درگیری های خاروق نشان داد که دولت تاجیکستان برای تحت کنترل درآوردن مناطق کوهستانی نزدیک مرزهای افغانستان، با مشکلاتی جدی روبه رو است.