قاسم روانبخش
جنبش غیر متعهدها یا جنبش عدم تعهد در سال 1961 میلادی (خورشیدی) در اوج جنگ سرد و فضای دوقطبی بین غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه کمونیسم و نه در اردوگاه سرمایهداری (امپریالیسم)، قرار داشتند، تشکیل شد. نام جنبش ابتدا Non-Commitment به معنای «غیر متعهد» بود اما سریع به نام کنونی Non-Aligned «عدم انسلاک» تغییر یافت؛ با این حال در فارسی این جنبش به همان نام «غیر متعهد» شناخته میشود.
با پایان دوران جنگ سرد، هم اکنون اکثر اعضای این جنبش را کشورهای در حال توسعه تشکیل میدهند. این جنبش به تدریج با عضویت دیگر کشورها گسترش یافت به گونهای که امروزه باعضویت 120 کشور جهان در آن، دو سوم جمعیت جهان را در برگرفته و پس از سازمان ملل، بزرگ ترین مجموعهای است که کشورها در آن قرار میگیرند. اجلاس تهران فرصتی طلایی برای این کشورها بود تا در سایه حکومتی گرد هم آیند که طی 33 سال عمر بابرکت خود نشان داده است غیر متعهد واقعی است و تحریمهای سنگین اخیر از سوی غرب نیز بهترین دلیل بر ایستادگی این نظام در برابر زیاده خواهیهای غرب است.
الف. چالشها
1. یکی از مشکلات این جنبش، نداشتن اساسنامه و مرامنامه حساب شدهای است که از ورود کشورهایی ناهمگون با اهداف جنبش جلوگیری شود. عضویت برخی کشورها مانند عربستان سعودی، بحرین، قطر، کویت، جمهوری آذربایجان، میانمار، یمن و دولتهای سابق آفریقای جنوبی، مصر، تونس، عراق، لیبی و... در اجلاس عدم تعهد، به یک فکاهی خنده دار شباهت دارد. طبیعی است این گونه کشورها که تعهدشان به غرب به ویژِه امریکا از آفتاب روشنتر است، نمیتوانند در چنین جنبشی عضویت داشته باشند و حضورشان در جنبش موجب توقف جنبش و جلوگیری از تحرک و پویایی آن میگردد.
2. اکثر کشورهای عضو حتی کشورهایی که از استقلال نسبی برخوردارند، از امریکا و جهان غرب میهراسند و در نتیجه جرات مقابله با زیاده خواهیهای آنها را ندارند.
3. این جنبش همانند سازمان ملل متحد، جنبشی توصیهای است و ضمانت اجرایی برای مصوباتش ندارد.
4. این جنبش فاقد دبیرخانه دائمی است و دبیرخانهای که مصوبات جنبش را پی گیری کند و با اعضا در تماس باشد وجود ندارد.
5. صبغه این جنبش بیشتر سیاسی است و در عرصههای فرهنگی و اقتصادی ورود نمیکند.
ب. فرصتها
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موج استقلالطلبی و انقلاب در جهان به جریان افتاد و امروزه با بیداری اسلامی به بسیاری از کشورهای اسلامی رسیده است. اکنون که کشورهای مصر، عراق، تونس و... با قیامهای مردمی وارد وضعیت جدیدی شده اند و ایران اسلامی ریاست این جنبش بزرگ را به عهده گرفته است، جا دارد که جنبش را به همان اهداف اولیه بلکه کاملتر از آن رهنمون سازد. برای فعالتر شدن جنبش و رساندن آن به ظرفیت اصلی، توجه به فاکتورهای ذیل لازم به نظر میرسد.
1. پالایش جنبش از عناصر متعهد
بی تردید عناصری که به غرب و بخصوص امریکا و انگلیس تعهدی ویژه دارند، نه تنها به این جنبش کمکی نمیکنند بلکه مانعی بر سر راه آن تلقی میشوند. این گونه کشورها مانند عربستان سعودی، اردن و بحرین نقش یک مزدور را برای امریکا ایفا میکنند و سنخیتی با کشورهای غیر متعهد ندارند. بنابر این لازم است ساز و کاری اندیشیده شود که بتوان جنبش عدم تعهد را از این گونه کشورها پالایش کرد تا بتواند چابکتر از گذشته در عرصه بینالمللی نقش آفرینی کند.
2. ضمانت اجرایی
همان گونه که اشاره شد، مصوبات جنبش از ضمانت اجرایی برخوردار نیست. باید ساز و کاری طراحی شود تا مصوبات دستخوش مرور زمان قرار نگیرد بلکه بلافاصله زمینه اجرای آن توسط اعضا فراهم گردد. شایسته است رئیس جمهور ایران که ریاست این جنبش را به عهده گرفته است، کارگروهی قوی به منظور حل این مشکل تشکیل دهد و طرح قابل قبولی را برای اجلاس آینده جهت تصویب ارائه کند.
3. خود باوری
یکی از مشکلات این جنبش، بی اعتنایی به ظرفیت و توان آن از سوی خود اعضاست؛ به عبارت دیگر، اعضای جنبش ظرفیت خود را نمیشناسند. اگر اکثریت اعضا به سند نهایی جنبش که در پایان مورد توافق نهایی قرار گرفت ملتزم باشند، اتفاق بزرگی در دنیا رخ خواهد داد. افزون بر آن، چنان چه اعضا سخنان امام خامنهای را محور حرکت آینده جنبش قرار دهند، جنبش به اهداف اصلی خود نزدیک میشود و کشورهای عضو به سوی قلههای پیشرفت و تعالی حرکت خواهند کرد و نتیجه آن اقتدار سیاسی، علمی و اقتصادی این کشورها خواهد بود.
حمایت 120 کشور جهان از حق مسلم هستهای ایران و بی اعتنایی به تحریمهای بی منطق غرب میتواند همه کشورها را به این نقطه مطلوب برساند و انحصار انرژی استراتژیک هستهای را از چنگال آنها خارج سازد؛ کاری که مرسی،رئیس جمهور مصر، پس از بازگشت از اجلاس انجام داد و دستور هستهای شدن مصر را صادر کرد. به فضل الهی ایران با عبور از این پیچ بزرگ و مقاومت در برابر تحریمها به قطب بزرگ هستهای جهان تبدیل خواهد شد؛ از این رو کشورهای عضو میتوانند با اعزام دانشجو به ایران و فراگیری این دانش استراتژیک و تاسیس سایتهای هستهای، از این فناوری صلح آمیز استفاده کنند و کشور خود را از نظر علمی نیز ارتقا بخشند.
در نقطه مقابل، میتوانند اسرائیل را زیر فشار قرار دهند تا طرح رفراندوم برای تعیین نوع حکومت و حاکمیت فلسطینیها را بپذیرد و برای این هدف میتوانند سفارت خانههای رژیم صهیونیستی را تعطیل و هرگونه مراوده سیاسی و اقتصادی را منوط به پذیرش این طرح مهم نمایند. در موضوع تسلیحات هستهای هم میتوان به جای باج خواهی کشورهای دارای بمب هستهای، 120 کشور عضو جنبش آنها را زیر فشار قرار دهند.