تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۲۵۲۰۷۹
علی رستگاری مقدمه: سخنان هفته گذشته رئیس عالی دستگاه قضایی در بیان ضرورت برخورد با هتاکان علیه آیت الله علامه مصباح یزدی که در جمع دانشجویان بیان شد، امیدی تازه برای ورود منطقی و مورد انتظار از قوه قضائیه به حیطه مسئولیت خود در زمینه مقابله با هتاکان علما در جامعه بوجود آورد. 9 دی در شماره گذشته در صفحه سیاسی و نیز صفحه 10 به صورت تحلیلی به برخی علل هجمه به علامه مصباح اشاره نمود. اما در این مجال به گوشه‌هایی از این هجمه به صورت مصداقی می‌پردازیم. این البته موجب خواهد شد تا مصادیق روشنی برای ردیابی دستگاه قضایی فراهم آید.

الف: فتنه‌گران
بی گمان یکی از سردمداران جریان حرمت‌شکنی علامه مصباح یزدی را جریان فتنه باید دانست. این جریان به دلیل تضاد ایدئولوژی خود با ایدئولوژی موفق ترویجی از سوی علامه، از ابتدا با ایشان و شاگردانش به معارضه پرداخت و تاکنون نیز از همین ناحیه به مقابله برخاسته است. اینکه تاج‌زاده فتنه‌گر از درون زندان تفکرات علامه مصباح را مورد هجمه قرار می‌دهد، نشان می‌دهد که همچنان این جریان ناکامی خود در عرصه براندازی نظام اسلامی را - علاوه بر از دست دادن سطح گفتمانی و نخبگانی - ناشی از رواج یافتن اندیشه‌های علامه مصباح می‌داند.
اما از تئوریسین خشونت نامیدن علامه در روزنامه‌های زنجیره‌ای و تریبون‌های عمومی تا درج کاریکاتور توهین‌آمیز علیه استاد و فرقه مصباحیه نامیدن هواداران و شاگردان ایشان توسط محتشمی‌پور همه و همه یک هدف را دنبال کرده است؛ آن هدف، جلوگیری از نفوذ شخصیتی و تأثیر علامه مصباح‌یزدی در مناسبات سیاسی و اجتماعی بوده است. این جریان به دقت دریافته است که اگر بخواهد بار دیگر عرصه سیاسی را فتح کند باید در برابر تیزبینی علامه مصباح در شبهه زدایی از فضای علمی و نظریه‌پردازی او، سدی محکم قرار دهد. بنابراین مراقبت دستگاه قضایی و دلسوزان انقلاب اسلامی در این فضا و جلوگیری از حرمت شکنی ایشان ضروری‌تر از هر مقطع دیگر به نظر می‌رسد. همچنین صدور احکام پشیمان‌کننده برابر مهاجمان به تفکر مطهری زمان می‌تواند رغبت به حرمت‌شکنی استاد فرزانه و امثال ایشان را کاهش دهد.
ب: تکنوکرات‌ها
تجربه ثابت کرده تفکرات روشن بینانه استاد، فرصت قدرت‌گرایی و بسط فعالیت‌ برای گروه تکنوکرات های اصلاح‌طلب را محدود کرده است. از همین روست که عصبانیت این طیف از تأثیرگذاری علامه در فضای سیاسی - اندیشه‌ای جامعه، هر روز نسبت به قبل افزایش یافته و نیش‌های دو پهلو نسبت به تفکرات علامه از سوی آنان نیز رو به تزاید نهاده است. اینکه آقای هاشمی رفسنجانی هر از چندی با اتهام پراکنی، از خطر مرتجعین و متحجرین سخن گفته و درصدد است تا استاد فرزانه و شاگردان مکتب مصباح یزدی را «افراط‌گرایان» لقب دهد، ناشی از همین واقعیت است.
چرا که به یقین جریانی که به طور ریشه‌ای خطر عمیق تفکرات سکولار منشانه تکنوکراسی را دریافته و به مقابله گفتمانی با آن برخاسته، از مکتب علامه سرچشمه گرفته است. اگر برخورد آتی دستگاه قضایی با هجمه کنندگان به حریم علامه، منحصر در احتمال احضار افرادی نظیر تیمور علی عسگری و رها کردن سرمنشأ این اهانت‌ها شود، به یقین ابتر و ناقص خواهد بود.
ج: مصلحت‌گرایان
یکی دیگر از هجمه‌کنندگان به تفکرات علامه مصباح یزدی، طیف مصلحت گرا در میان اصول گرایانند. اینان گرچه در سطح آرمانی، تعارضی با اندیشه‌های استاد ندارند و حتی فراگیری تفکر علامه توانسته‌ آنان را نیز از زیر انبوه فشارهای سیاسی رهایی بخشد، اما به هنگام تعیین مصادیق به خصوص در زمان انتخابات ، به وحدت هدفی با دیگر مهاجمین مبادرت ورزیده، با علامه به مقابله برمی‌خیزند.
از اینروست که شایعه پراکنی سراسر کذب در انتخابات اخیر در مورد توصیه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به علامه مصباح یزدی پیرامون جبهه پایداری از سوی همین طیف سیاسی جعل شد تا تأثیرات فزآینده علامه در جامعه کنترل شده و اهداف ایشان محقق نشود . سخن آن است که اگر قوه قضائیه درصدد برخورد با هتاکان برآید باید به دور از مسامحه‌کاری، برخوردی قاطع با جاعلان اخبار کذب علیه علامه و نیز رهبری فرزانه انقلاب اسلامی انجام دهد. چرا که خطر چنین روش‌هایی ، اگر بیشتر از درج کاریکاتورها نباشد به یقین کمتر از آن نیز نیست.
د: انحرافیون
اما از جمله دیگر هجمه‌کنندگان به حضرت علامه که در هدف مقابله با اندیشه‌های استاد با سایرین به اتحاد رسیده‌اند، گروه موسوم به انحرافی‌اند. بخشی از هتاکی‌های آنان در سایت «ا.ک» که نشان دهنده عمق کینه‌ورزی آنان با علامه است رخ داده که مرور آن، گرچه ملال‌انگیز خواهد بود اما می‌تواند گوشه‌هایی از این کینه‌‌توزی را نشان دهد:این سایت در مطلبی با عنوان «آیا مشایی قدرت پیشگویی دارد؟» علامه مصباح را تکرار کننده اتهامات میرحسین موسوی در مناظره با احمدی‌نژاد می‌خواند.
همین سایت در مطلب دیگری با عنوان «عالمان پرده در» و «جاهلان مدعی بصیرت» می‌نویسد: «منحرفان از گفتمان مهرورز سوم تیر و مدعیان انحراف رئیس جمهور و یارانش به خصوص قبیله‌ گرایان اندک مؤسسه امام خمینی (ره) در تمام استدلال‌های بی پایه خود که برای انحراف دولت دهم و شخص رئیس جمهور اقامه می‌کنند، وقتی که قافیه استدلال‌شان کم می‌آید گذشته از آنکه طرف مقابل را مسحور و جیره‌خوار و منحرف و با دهها القاب دیگر می‌نوازند مدعی‌اند که دلیل انحراف رئیس‌جمهور و دوستانش عدم ادامه تأییدات مستمر رهبری از دولت می‌باشد. ... قبیله‌گرایان این مؤسسه، انحرافاتی در رئیس جمهور دیدند که مدعی بودند العیاذ بالله خدا نیز ندیده است... امیر مظلومان دو طایفه را شکننده پایداری و قوام دولتش خواند و گفت که این دو دسته کمرم را شکستند عالمی که پرده در است و جاهلی که خود را کارشناس و راه بلد و عمار در میان عوام جا زده است.... بدا به حال مدعیان ناپایداری که تا همین چند روز گذشته لیدرهای خود خوانده آن سخن از تغییر رفتار رئیس جمهور و فرصت سوزی دولت دهم داشتند و برای رأس فتنه سوژه ساز شدند...»
این سایت هتاک در مطلب دیگری که با عکس دیدار یکی از نویسندگان با علامه مصباح یزدی همراه شده آورده است: «نمی‌توان به دولتی که فراماسونر و بزرگترین خطر تاریخ اسلام است، نمره 90 از 100 داد»
سایت هتاک انحرافی که در لوای حمایت از رئیس جمهور در حقیقت به دفاع از عملکرد لیدر انحرافی می‌پردازد در مطلب دیگری با عنوان« آیا احمدی نژاد می تواند مغرور شود؟» می نویسد: « آیت الله مصباح یزدی در همان ایام در سخنانی ایام تبلیغات ۸۴ را به احمدی نژاد یادآور شد و حمایت های خودش از احمدی نژاد را عامل مهمی در پیروزی رئیس دولت نهم دانست. آقای مصباح یزدی علاوه بر ماجرای سحر، غرور نابجای احمدی نژاد را از عوامل سقوط وی شمرد!»
این سایت در ادامه چنین فضا سازی می کند: « اما مدعیان اخلاق چگونه عمل کردند؟ آیا همین جماعت مغرور نبودند که گفتند اگر ما نبودیم احمدی نژاد رأی نمی آورد؟ اگر حمایت موسسه فلان آیت الله نبود احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد؟ مگر آقای مصباح نبود که گفت من زمانی از شخصی حمایت کردم ولی الان حمایت خود را برداشته ام؟ این تیتر مکررا در کدام سایت استفاده می شود: حماسه سازان اصلی سوم تیر....؟ مگر همین جماعت متوهم نبودند که به هوای دستیابی به قدرت، جبهه منحرفان از احمدی نژاد را راه اندازی کردند؟»
این سایت در ادامه نیز به سخن رئیس جمهور پرداخته و به تقابل وی با علامه اشاره می کند و می آورد: « "به آقایی که تندروی کرد و گفت اینها بزرگترین خطر از صدر اسلام تا کنون هستند و هفته بعد گفت اینها عددی نیستند، پیغام دادم که نگران شما هستم. آن شخصی که می خواست پیام را ببرد گفت به چه دلیلی این حرف را می زنی؟ گفتم: دولت نهم را خدا سر کار آورد. احمدی نژاد فقط یک فلش جهت نما بود. اگر کسی در ذهنش خطور کند که این دولت را او سر کار آورده خدا یک جا حالش را می گیرد، و به او نشان می دهد که هیچ کاره بوده." (قسمتی از پیغام دکتر احمدی نژاد به علامه مصباح یزدی)»
سایت«ا.ک» در ادامه اینچنین می گوید که: « آقای مصباح و آقای آقا تهرانی راجع به آقای مشایی پیشفرض دارند و بدون دلیل ایشان را تکفیر می کنند. آقای مصباح و جناب آقا تهرانی و دوستانشان، نفاق اصولگرایان را درک نمی کنند و اساسا وقتی کسی دشمن خود را دست کم بگیرد، شکست می خورد و همین عامل باعث شد جبهه پایداری سقوط کند و عملاً در نونهالی جوانمرگ شود.
جبهه پایداری، اساسا هدف بزرگی نداشت و در مرز بندی ها دچار مشکل بود و توان تحلیل مسائل جاری در کشور را ندارند... جناب آقای مشایی تنها کسی است که قدرت رسوایی نفاق اصولگرایان را دارد و لذا در دولت نهم و دهم توانست اصولگرایان قلابی را شناسایی و حذف کند و اصولگرایان بی تقوا هم بیشتر از همه از ایشان می ترسند و تلاش دارند با خبرسازی و دروغپراکنی هر کسی رییس جمهور آینده شود الا آقای مشایی» سایت مزبور در ادامه روند هتاکانه خود افراد دیگری را نیز مورد هجمه قرار داده که از جمله آنان تمسخر علمایی همچون امام جمعه مشهد مقدس است. در این زمینه در این سایت آمده است:
« آقای علم الهدی؛ اول فکر کنید بعد حرف بزنید، نه برعکس! مشخص نیست چه لزومی دارد راهبرد داهیانه رهبر معظم انقلاب در خصوص تشکیل اقتصاد مقاومتی، توسط امام جمعه محترم مشهد که هیچ تخصصی هم در اقتصاد ندارد، با اشکنه و پیاز داغ گره بخورد؟... بی دقتی امام جمعه مشهد و ارائه دستور آَشپزی از تریبون نماز جمعه به دستمایه اصلی ضد انقلاب برای تمسخر سیاست های اقتصادی کشور تبدیل شده است.... آقای علم الهدی به دخالت در حوزه های غیر تخصصی مشهور است،... متاسفانه ادبیات دون شأن، حداقلی ترین توصیفی هستند که می توان در توصیف خطبه اخیر امام جمعه مشهد مقدس به کار برد که مطلقا در شان مردم شریف مشهد نیست.»حال با این توصیفات بایستی وظیفه دستگاه قضایی در برخورد همه جانبه و فراگیر با طیف های مختلف هتاکان به علامه را خطیر دانست. وظیفه ای که در صورت اتقان و فراگیری مواجهه می تواند نگاههای منتقدان به عملکرد قوه قضائیه را کاملا تلطیف نماید.