تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۲۵۲۵۰

شینزو آبه خواهان یک سیاست خارجی فعال‌تر است، اما وابستگی‌های ژاپن به منابع خارجی انرژی، اتخاذ دیدگاهی واقع‌بینانه‌تر را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. شینزو آبه از سپتامبر گذشته که به مقام نخست‌وزیری رسید. سفرهای زیادی کرده است. در اولین گام، برای بهبود روابط با چین و کره جنوبی، که در دوران جونیچیر و کوئیزومی به سردی گراییده بود، عازم این دو کشور شد. در ماه ژانویه و برای تأکید بر تداوم حضور ژاپن به عنوان هم‌پیمانی دموکراتیک و ثابت‌قدم در کرانه شرقی ناتو، از اروپا دیدار کرد. این هفته و کوتاه زمانی پس از سفر به واشنگتن و دیدار و گفت‌وگو با جورج بوش، عازم خاورمیانه شد؛ منطقه‌ای که بیش از سه‌چهارم نفت ژاپن را تأمین می‌کند. همکاران آقای آبه معتقدند که این سفرها، تصویری را شکل می‌دهند: هر چند اتحاد با آمریکا، همچنان به عنوان اساس سیاست امنیتی ژاپن باقی می‌ماند، آبه تلاش می‌کند تا ژاپن را از حالت منفعلانه‌‌ای که مدت‌ها داشته، خارج کرده و نقش پررنگ‌تری در تعاملات بین‌المللی برای این کشور، کسب کند. به گفته یکی از مقامات دولتی، ژاپن در عرصه آسیا وارد یک «بازی بسیار سنگین و سخت» شده که در آن باید بر سر به دست آوردن منابع قدرت و اعتبار، با چین در حال ترقی و روسیه متکبر، به رقابت بپردازد.

اولین سفر آبه به ایالات متحده و به عنوان نخست‌وزیر، تحت‌الشعاع نظراتی قرار گرفت که در ماه مارس ابراز داشته و طی آن، نقش ارتش در استعمار جنسی زنان در طول جنگ جهانی دوم را مورد تردید و تشکیک قرار داده بود. بالا گرفتن اعتراضات بین‌المللی، او را وادار به نوعی عذرخواهی کرد. در حضور بوش هم این عذرخواهی را تکرار کرد و جورج بوش هم آن را «پذیرفت» و حتی برای قربانیان سخنرانی کرد و به این ترتیب از گسترش بیشتر اعتراضات به سایر مسایل، جلوگیری کرد. بوش به گرمی از اقدامات آبه در راستای بهبود روابط با همسایگانی که شدیداً از دیدارهای تحریک‌آمیز کوئیزومی از یاسوکونی (معبد جنگ توکیو) رنجیده بودند، استقبال کرده و آن را مورد تأیید قرار داد. آمریکا به همکاری و حتی رهبری چین در زمینه برخورد با کره شمالی که از اکتبر گذشته تبدیل به یک قدرت اتمی شده، نیاز دارد و در درازمدت هم مایل است که چین را به عنوان «شریکی مسوولیت‌پذیر» در نظام بین‌الملل درگیر کند. چنانچه ژاپن با گرفتن دست پیش در زمینه اعمالش در زمان جنگ، همسایه‌های خود را برنجاند، هیچ‌یک از این اهداف آمریکا، دست‌یافتنی نخواهند بود. همچنین ایده آبه در تأکید بر نقش مؤثرتر و فعال‌تر ژاپن در اتحاد با ایالات متحده، مورد استقبال قرار گرفت. پس از اینکه آبه واشنگتن را ترک کرد، تارو آسو، وزیر امور خارجه و فومیو کیوما، وزیر دفاع ژاپن با کاندولیزا رایس و رابرت گیتس، همتایان آمریکایی خود مذاکراتی داشتند.

آمریکا همچنین در زمینه استقرار دو سیستم آمریکایی ضدموشک‌های بالستیک در ژاپن، قول مساعد داد و با توجه به قدرت روزافزون ارتش چین در کنار تهدیدات کره شمالی، آمریکا حتی پیشنهاد فروش احتمالی جنگنده‌های پیشرفته رپتور F -22 به ژاپن را نیز مطرح کرد (هر چند بعداً آن را رد کرد). ژاپن مایل است که در خلال همکاری‌های رو به گسترش نظامی، نقش پررنگ‌تری در زمینه دفاع از خود داشته باشد، اما تفسیر دولت ژاپن از قانون اساسی، مانعی بر سر راه این موضوع بوده است. اگر شرایط به همین منوال باقی بماند، به عنوان مثال ژاپن موشک‌های کره شمالی که به سمت اهداف آمریکایی پرتاب شده باشند را رهگیری و نابود نخواهد کرد یا به کمک کشتی آمریکایی که مورد حمله قرار گرفته باشد، نخواهد شتافت. لذا پیش از دیدار آبه و جورج بوش، دولت ژاپن اعلام کرد که قصد دارد در تفسیر خود از قانون اساسی، بازنگری کند.

کسب حق دفاع از خود، به عنوان زیربنای جاه‌طلبی‌های بیشتر آقای آبه، مبنی بر حصول اطمینان از نقش مهم‌تر ژاپن در امنیت بین‌المللی، مطرح خواهد شد. به عنوان نمونه‌ای از محدودیت‌های فعلی، می‌توان به این موضوع اشاره کرد که 600 سرباز ژاپنی مستقر در عراق، تاکنون امکان توسل به زور را نداشته‌اند. روز سوم ماه می و در شصتمین سالگرد تصویب قانون اساسی، آقای آبه  پیشنهاد بازنویسی این قانون را مطرح کرد به طوری که ممکن است ماده‌ای که ژاپن را به عنوان کشوری صلح‌جو و غیر نظامی معرفی می‌کند را نیز شامل شود.

بازی بزرگ ژاپن با لباسی متشکل از ارزش‌هایی چون بشردوستی، دموکراسی و حاکمیت قانون، پوشانده شده است. این کشور به دنبال توسعه روابط با دموکراسی هند بوده و اخیراً نیز امضای یک پیمان همکاری امنیتی با استرالیا ـ که تنها دومین مورد از اینگونه پیمان‌هاست ـ را رسماً اعلام کرده است. آقای آسو از یک «کمان آزادی و کامیابی» نام می‌برد که از ژاپن آغاز شده و پس از عبور از هندوستان از طریق کشورهای میانه‌روتر خاورمیانه به اروپا می‌رسد. تعجبی ندارد که چین و روسیه هم بخواهند در این کمان جای گیرد.

در هر حال، سفر اخیر آقای آبه به منطقه خلیج‌فارس نشان داد که در پشت ظاهر گفت‌وگوهای ژاپن در زمینه توسعه دموکراسی، چه میزان از واقع‌بینی و عملگرایی وجود دارد. در حالی که چین مشغول امضای قراردادهای انرژی در سراسر دنیاست، تلاش‌های ژاپن برای حصول اطمینان از تأمین طولانی مدت نفت مورد نیاز خود، با مشکل مواجه شده است. ایران در پاییز گذشته، ژاپن را وادار کرد که سهام خود در میدان نفتی آزادگان ـ که پول و زمان زیادی را در آن سرمایه‌گذاری کرده بود ـ واگذار کند. کوتاه زمانی پس از آن، بر اثر دخالت دولت روسیه، سهم ژاپنی‌ها در پروژه عظیم گازی ساخالین 2، به شدت ضربه خورد و سقوط کرد. امتیازات انحصاری ژاپنی‌ها در عربستان سعودی و کویت هم از دست رفت.

از این رو، آقای آبه در سفر اخیر خود به دنبال ترمیم خطوط تأمین انرژی کشورش بود. بر اساس یک قرارداد اعلام شده، عربستان سعودی مجاز خواهد بود از تأسیسات ذخیره‌سازی و پالایش نفت در جزیره جنوبی اکیناوا استفاده کند و در مقابل، ژاپنی‌ها خواهند توانست در شرایط اضطراری از این منابع استفاده کنند. بانک همکاری‌های بین‌المللی ژاپن اعلام کرد که یک وام یک میلیارد دلاری را به عنوان پیش‌پرداخت قراردادهای طویل‌المدت نفتی، در اختیار ابوظبی گذاشته است. آقای آبه میزبانان خود را با حرف‌های ناخوشایند مرتبط با دموکراسی، دلخور نکرد؛ بلکه در مقابل، یک رابطه فعال «چند لایه» با منطقه را پیشنهاد کرد و به عنوان مثال، ژاپن را به عنوان یک واسطه صادق در کشمکش اعراب و اسرائیل مطرح کرد. به نظر می‌رسد ترکیب آرمان‌گرایی و واقع‌بینی آبه همراه موقعیت با ثبات‌تر او در ژاپن، برایش منافعی را داشته است. برای اولین بار از زمان به قدرت رسیدن آبه، روزنامه نیکی گزارش کرده که محبوبیت نه چندان زیاد نخست‌وزیر، رو به فزونی گذاشته است.