تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۵۲۶۱۸

ترکیه سال‌هاست برای عضویت در اتحادیه اروپا به هر دری زده و اصلاحات متعددی را انجام داده است؛ اما نه تنها این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌ای نداشته بلکه مخالفت برخی کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه با این مساله شدت بیشتری نیز گرفته است. در این شرایط ترکیه بدین منظور که تمام درها را به روی خود نبندد نگاهش را از غرب به شرق سوق داد تا بتواند لااقل در این حوزه نفوذش را حفظ کند. رابطه اتحادیه اروپا و ترکیه سابقه‌ای طولانی مدت دارد. اگر به اواخر دهه 1940 یعنی بلافاصله بعد از اتمام جنگ جهانی دوم بازگردیم درمی‌یابیم کسانی که ایده اروپای متحد را که با اتحاد آلمان و فرانسه شروع شد در سر داشتند بیشتر به فکر مهار آلمان و حل جنگ‌طلبی ژنتیک در منطقه بودند.
آنها هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند مرزهای این اتحادیه کشورهایی که دارای فرهنگ و تمدن متفاوتی از مسیحیت هستند، کشیده شود. آن زمان در فضای جنگ سرد و رویارویی دو ایدئولوژی شرق و غرب، اروپای متحد نخستین گام‌های خودش را برداشت و تقریبا اروپای غربی را فراگرفت. رفته‌رفته و با ورود به دهه 90 مخصوصا با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای زیادی که تا پیش از این در اردوگاه شرق بودند نیز به نوعی به لیبرال دموکراسی‌های غربی پیوستند، به همین دلیل در آن زمان این سوال پیش آمد که حد و مرز اروپا تا کجا پیش خواهد رفت.
بحث تعیین حدود جغرافیایی اتحادیه اروپا به یک بحث بسیار پیچیده و طولانی مدت میان کارشناسان و سیاستمداران اروپایی تبدیل شد و نهایتا آن نتیجه حاصل شد که قاره اروپا چیزی شبیه یک شبه جزیره است که از یک طرف به روسیه و از طرف دیگر به دریا منتهی می‌شود. این حدود هم حدود جغرافیایی اروپا و هم مرزهای فرهنگی این قاره به‌ شمار می‌آید. با گذشت زمان این پیچیدگی پیش آمد که در معاهدات و توافقاتی که معمولا در چارچوب اتحاد غرب علیه شرق در جنگ سرد صورت می‌گرفت، یک استثنایی وجود داشت و آن ترکیه بود.
ترکیه، کشوری مسلمان که از نظر جغرافیایی نیز به ‌طور کامل در خاک اروپا قرار ندارد در زمان جنگ سرد به عضویت ناتو درمی‌آید؛ این بازمانده امپراتوری عثمانی که سال‌های سال بزرگترین دشمن فرهنگ مسیحیت به شمار می‌آمد تحت‌الحمایه سیستم امنیت جمعی اروپا و آمریکا قرار گرفت. این استثنا بعدا اروپا را با مشکل مواجه کرد، چرا که آنها به ترکیه اجازه دادند به ناتو راه‌یابد و به این کشور امتیازات متعدد دیگری دادند تا در خاورمیانه و علیه شوروی خط‌مقدم آنها باشد. در این شرایط اکنون چگونه می‌توانند این کشور را از گرفتن امتیازات جدید منع کنند. به همین دلیل با مساله عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا از همان ابتدا به ‌صورت یک مورد استثنایی برخورد شد؛ یعنی نه رد کامل و نه قبول کامل.
از همان زمان عضویت‌های مشروط، عضویت‌های درجه یک، دو و سه و عضویت‌های مدت‌دار در این اتحادیه شکل گرفت و تمامی این اقدامات به این خاطر بود که آنها نمی‌خواستند ترکیه در ساختار اروپای متحد جای بگیرد. اگر به اساسنامه اروپای متحد دقت کنیم، درمی‌یابیم این اساسنامه آنچنان که آنها می‌گویند هم سکولار نیست یعنی در آن موارد متعددی وجود دارد که مذهب رسمی و دولتی اروپای متحد را مسیحیت نام برده‌اند. در 10 سال اخیر شاهد بودیم که رهبران غربی به‌ خصوص رهبران آلمان، فرانسه، انگلیس و... با شدت بیشتری راجع‌به ترکیه صحبت می‌کنند و اگر فرصتی پیدا کنند حملات شدیدی علیه ترک‌ها و سیاست‌هایشان در پیش می‌گیرند.
از مجموع این تحولات برداشت می‌شود که کشورهای غربی اصلا مایل نیستند یک کشور مسلمان به جمع کشورهای مسیحی‌شان بپیوندد. بسیاری از مسائلی که در گذشته برای اروپای متحد به ‌عنوان فرعیات مطرح می‌شد امروزه به ‌دلیل حل شدن اصلی‌ترین موضوع یعنی مساله جنگ میان آلمان و دیگر کشورها به ‌صورت اصول درآمده است. یکی از این مسائل مساله مذهب، فرهنگ و تمدن اروپای متحد است؛ اروپای متحد خودش را وارث این دایره فرهنگی از یونان تا رم باستان و... می‌داند. این دایره هیچ‌گاه ترکیه را نخواهد پذیرفت.
چرخش از غرب به شرق
ترک‌ها اوایل دهه جاری متوجه عدم تمایل اروپا به عضویت این کشور در اتحادیه شدند، به همین دلیل چرخش‌هایی را در سیاست‌های ترکیه از جمله تغییر نگاه‌شان به شرق و به‌ خصوص به منطقه و همچنین وفق دادن سیاست‌های اقتصادی‌شان با همسایگان را شاهد هستیم. ترک‌ها پس از این قضیه تلاش کردند داستان انرژی‌شان به داستان انرژی اروپا گره نخورد. اروپا در مساله تامین انرژی درگیر دو مساله است؛ نخست مشکلاتی که آمریکا و رژیم صهیونیستی برای انتقال انرژی از خاورمیانه برایش پدید آورده‌اند و دیگری اهرم فشاری که روسیه به واسطه دارا بودن انرژی بر آنها وارد می‌آورد.
ترکیه سعی دارد درگیر این دو مساله نشود. در همین راستا هفته گذشته قرارداد انتقال گاز از آذربایجان را امضا کردند، با ایران روابط خوبی برقرارکردند، در موضوع عراق با وجودی که جزو دعوت‌شدگان سر میز نبودند اما از موضوع جانماندند و برخوردی منطقی کردند و در رابطه با استقلال کردهای عراق نیز برخورد غیرمنتظره‌ای از خود نشان ندادند. این مسائل نشان می‌دهد که آنها در درازمدت خودشان را متعلق به این منطقه می‌دانند و امیدی به آینده اروپا ندارند.
اصلاحات بی‌نتیجه
شایان ذکر است طی این سال‌ها ترکیه به موازات این کارها برای جلب نظر اروپای واحد یک‌سری اصلاحات نیز انجام داد، اما با گذشت زمان روند این اصلاحات کند شد و اواخر دهه 90 و اوایل دهه جاری شاهد بهانه‌تراشی‌های متعددی از جانب اروپا بودند. یعنی در هر جلسه‌ای که برای تعیین تکلیف عضویت ترکیه تشکیل می‌شد اروپایی‌ها بهانه‌های متعددی از جمله مساله حقوق بشر، حقوق زنان، درصد باسوادی، فساد اداری و ده‌ها مورد دیگر را پیش می‌کشیدند. البته این شاخص‌ها برای عضویت در اروپای متحد وجود دارد اما در مورد ترکیه سختگیری بیشتری انجام می‌شد؛ چرا که بسیاری از کارشناسان اروپای متحد معتقد بودند ترکیه، پایان اروپاست و پیوستن ترکیه به این حوزه یعنی پایان اروپای متحد، مسیحی و دژ اروپایی. اولین مساله‌ای که در راستای اصلاحات در دولت پیشین ترکیه انجام گرفت بحث حجاب بود.
اروپایی‌ها مایل بودند از ترکیه یک چهره سکولار و غیرمسلمان بسازند، ترک‌ها هم در برخی زمینه‌ها با غرب همراهی کردند. همچنین مساله کردها که به عنوان یک عامل ناامنی برای ترکیه به شمار می‌رفت توسط اروپایی‌ها تقریبا مهار شده بود و عملا در 10 سال گذشته گروه پ‌ک‌ک به نوعی به انفعال کشیده شده بود. در ادامه دولت ترکیه همواره تلاشش بر این بود که نشان دهد در حال اجرای برنامه‌های سوادآموزی و توسعه در مناطق روستایی‌اش است. از بعد اقتصادی هم شاهد رشد و شکوفایی این حوزه در ترکیه بودیم، البته بیشتر این رشد به واسطه صادراتی بود که این کشور انجام می‌داد.
اگر اروپایی‌ها نگاهی واقع‌گرایانه به ترکیه داشته باشند مساله غیرنظامی شدن حکومت ترکیه برای نخستین بار بعد از 600-500 سال مساله مهمی است و این در حالی است که مساله حکومت نظامیان نیز یکی از انتقاداتی بود که اروپا بر ترکیه وارد می‌آورد. پس می‌بینیم ترکیه در راستای ورودش به اتحادیه اروپا اصلاحات بسیاری انجام داد، اما برخی رهبران مانند سارکوزی و مرکل، موضع‌شان را نسبت به این کشور تندتر کردند. با این اوصاف انتظار می‌رود به زودی آنها یک بهانه بزرگتری را برای عدم پذیرش عضویت ترکیه بتراشند و با صراحت بیشتری این کشور را از خودشان برانند.
مخالفت‌های بی‌پایان اروپا
مخالفت با عضویت ترکیه از جانب اروپاییان ابعاد مختلفی را شامل می‌شود. از جمله علل مخالفت اروپاییان با عضویت ترکیه در این اتحادیه، مساله جمعیت است. اگر ترکیه به عضویت اتحادیه اروپا درمی‌آمد تبدیل به پرجمعیت‌ترین کشور این حوزه می‌شد. بسیاری با این مساله مشکل داشتند و عقیده‌شان بر این بود که امروز آلمان پرجمعیت‌ترین کشور اروپای متحد است و اگر ترکیه به آنها ملحق شود، با رشد جمعیت بالایی که دارد از دیگر کشورهای اروپایی جلو خواهد زد.
همچنین بحث نفوذ فرهنگ اسلامی، گسترش تروریسم و بنیادگرایی نیز از دیگر بهانه‌های اروپا بود. آنها بر این باور بودند که اگر مرزهای میان ترکیه و اروپا برداشته شود، ترکیه مدخلی برای ورود تمامی نیروها و تفکرات آن سوی ترکیه به این منطقه خواهد شد. اما در نهایت تمامی این بهانه‌ها به مسائل فرهنگی بازمی‌گردد و در اصل آنها نمی‌خواهند یک کشور مسلمان را در میان خودشان بپذیرند. اروپای متحد هیچ‌گاه ترکیه را نمی‌تواند بپذیرد و همواره این کشور را به ‌عنوان یک غریبه قلمداد می‌کند.