تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۵۲۶۲۶

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انگلیس روابط دیپلماتیک خود با ایران را در آذر 1359 قطع کرد. با حمایت بریتانیا از رژیم بعث عراق، روابط تهران ـ لندن تیره‌تر شد. دولت انگلیس همچنین اقداماتی علیه ایرانیان از جمله دانشجویان ایرانی در انگلیس انجام داد و سختگیری‌هایی را در این زمینه اعمال کرد. این اقدامات منجر به تشدید تنش‌ها میان دو کشور و برگزاری نخستین تظاهرات مردمی بر ضد انگلیس در اواخر سال 1357 در تهران شد.
با اخراج گروهی از دانشجویان ایرانی از لندن و زندانی شدن شماری دیگر از آنها که همان سال در مقابل سفارت آمریکا در لندن و در اعتراض به دستگیری گروهی از دانشجویان ایران توسط پلیس آمریکا و در مقابل کاخ سفید دست به تظاهرات زده بودند، دولت ایران در این زمینه به مقامات دولت انگلیس رسما اعتراض کرد و هشدار داد این روند به تشدید بیشتر تنش‌ها در مناسبات دو کشور منجر می‌شود. در پی چنین وضعیتی، وزارت خارجه انگلیس در آذر 1359 کاردار و دیگر دیپلمات‌های سفارت انگلیس در تهران به‌جز یک نفر را به لندن فراخواند و سفارت این کشور در ایران را تعطیل اعلام کرد.
البته پیش از قطع روابط دوجانبه، این اشغال سفارت ایران در لندن بود که خبرساز شد. روز چهارشنبه 10 اردیبهشت 1359 عده‌ای که خود را گروه الشهید ـ از طرفداران خودمختاری خوزستان ـ می‌نامیدند به اشغال سفارت ایران در لندن دست زدند.
این ماجرا با بی‌تفاوتی مشهود پلیس انگلیس تا 6 روز ادامه یافت و سرانجام نیروهای ویژه بریتانیا موسوم به اس‌ای‌اس در روز 5 اردیبهشت وارد ماجرا شدند. این اشغال با کشته شدن پنج نفر و دستگیری یک نفر از اشغالگران و آزادی 26 گروگان به پایان رسید.
اما ماجرا از کجا آغاز شد؟ ساعت 11:30 صبح چهارشنبه 13 اردیبهشت شش جوان عرب با گذرنامه‌های عراقی که از بغداد به لندن آمده بودند حمله به سفارت را آغاز کردند. دو مرد مسلح که سر و صورت خود را با چفیه عربی قرمز و سفید پوشانده بودند وارد اتاق اصلی گروگان‌ها شدند. مردان مسلح 26 نفر را به گروگان گرفتند؛ 17 نفر اعضای سفارت، 8 نفر مراجعه‌کننده و یک نفر پلیس نگهبان سفارت. در میان گروگان‌ها دو نفر از کارمندان بی‌بی‌سی و دو روزنامه‌نگار نیز به چشم می‌خوردند.
در یک تماس تلفنی با بخش برون‌مرزی بی‌بی‌سی، اشغالگران سفارت ایران خواسته‌های خود را اعلام کردند. آنها خواستار آزادی 91 عرب از زندان‌های خوزستان بودند و در اقدامی کم‌سابقه 24 ساعت به دولت ایران مهلت دادند تا این 91 نفر را آزاد کند و با هواپیما به لندن بفرستد.
آنها همچنین اعلام کردند هنگامی که این هواپیما به لندن رسید، ما به همراه گروگان‌ها به یک پایتخت عربی در خاورمیانه پرواز خواهیم کرد و در آنجا گروگان‌ها آزاد خواهند شد.
این گروه شش نفره در عین حال گفتند که خواستار خودمختاری خوزستان و شناسایی آن توسط دولت ایران هستند. در این میان عباس لواسانی، وابسته مطبوعاتی سفارت ایران که بسیار صریح و بی‌پرده با اشغالگران برخورد می‌کرد با وجود توهین‌های آنان، از انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره)‌ دفاع می‌کرد به هدف اصلی گروگانگیران تبدیل شد. او در نهایت در میانه راه و وقتی خواسته‌های آنان توسط پلیس و مقامات امنیتی بریتانیا برآورده نشد، به دست گروگانگیران به شهادت رسید. پس از شهادت او بود که دولت انگلیس عملیات ضداشغال سفارت ایران را از پلیس به نیروهای اس‌ای‌اس منتقل کرد.
تاچر در پیامی کاملا غیرمعمول به صورت جدی خواستار حفظ جان گروگان‌ها و کشتن همه گروگانگیرها شده بود. گروهی بر این عقیده‌اند که تاچر تمایل نداشت این ماجرا با زنده ماندن گروگانگیرها استمرار یابد؛ چرا که گروگانگیرها حافظ اسراری بودند که زنده ماندن آنها خطر افشای آن را دربرداشت. این گروه وابستگی تروریست‌ها به دولت انگلیس را رد نمی‌کردند.
در این عملیات علی صمدزاده، دیگر دیپلمات ایرانی نیز به شهادت رسید، اما احمد دادگر از کارکنان محلی سفارت با وجود اصابت شش گلوله جان سالم به در برد.
وزارت خارجه ایران هم براساس دیپلماسی انقلابی، هیچ‌گونه نرمشی در مواضع اولیه خودش نشان نداد. حاضر به معامله با گروگانگیرها نشد و حتی اعلام کرد که دیپلمات‌های ایرانی آماده شهادتند و از مرگ نمی‌هراسند.
این در حالی بود که پیش از حمله تروریست‌ها به نمایندگی کشورمان در لندن، سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن نامه‌ای برای وزارت خارجه انگلیس نوشته و در آن تامین امنیت سفارت ایران را خواستار شده بود، اما دو روز بعد از پاسخ دولت انگلیس مبنی بر تامین کامل امنیت سفارت ایران، این حادثه روی داد.
نیروهای اس‌ای‌اس اندکی پس از ساعت 19 دوشنبه پنجم مه در عملیات موسوم به پرنسس گیت به سفارت ایران هجوم برده و در عملیاتی که تنها 11 دقیقه به طول انجامید چهار نفر از تروریست‌ها را کشته و گروگان‌ها را آزاد کردند. یکی از اشغالگران زنده ماند و پس از محاکمه در دادگاه به حبس ابد محکوم شد.
فوزی بداوی‌نژاد، آخرین بازمانده تروریست‌ها در دادگاه به قاضی گفت که در بغداد او را فریب داده‌اند و اکنون از آنچه کرده پشیمان است. او گفت که هدایت عملیات در بغداد و سازماندهی گروه در لندن را یک افسر عراقی ارتش بعث به نام سامی محمدعلی برعهده داشته است.
افروز، کاردار وقت سفارت ایران در لندن خواستار حضور در این دادگاه شد، اما دولت بریتانیا در اقدامی تعجب‌برانگیز دادگاه را غیرعلنی برگزار کرد. حتی بعدها بخشی از صورتجلسه‌های دادگاه ناپدید و حذف شد و هیچ‌گاه معلوم نشد افرادی که تروریست‌ها را در بریتانیا پذیرفته و مقدمات کار آنها را فراهم کردند چه کسانی بوده و چرا محاکمه نشدند. این تروریست در سال 2008 از زندان آزاد شد.
روابط تهران ـ لندن بار دیگر در اواخر سال 1367 از سر گرفته شد، اما تا سال 1378 که به بازگشایی سفارتخانه‌های دو طرف منجر شد، از حد کاردار فراتر نرفت. پس از ارتقای روابط دو کشور نخستین سفیر جمهوری اسلامی ایران در انگلیس کاردار وقت ایران در لندن بود.
در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی اگرچه روابط دو طرفه قطع و دستخوش تنش بود اما هر از گاهی پیام‌هایی از هر دو سو مبادله می‌شد.
در آذر ماه سال 1359 مارگارت تاچر، نخست‌وزیر وقت انگلیس اعلام داشت: «چند ماه است که چند تن از شهروندان انگلیسی در ایران در بازداشت به‌سر می‌برند. تا زمانی که این افراد آزاد نشوند دولت انگلیس هیچ‌گونه روابط سیاسی با دولت ایران برقرار نخواهد کرد.»
در اوایل سال 1360 کاردار وقت انگلیس در ایران با هاشمی‌رفسنجانی، رئیس وقت مجلس دیدار کرد و خواستار گسترش روابط دوجانبه شد. رئیس‌مجلس نیز در پاسخ اظهار داشت: «سیاست جمهوری اسلامی این بوده که با کشورهایی که اهداف استعماری و سلطه‌جویانه ندارند روابط دوستانه داشته باشد، اما انگلستان در قضیه گروگان‌ها امتحان خوبی پس نداده است.»
این وضعیت همچنان ادامه یافت و در سال 1365 پس از چند سال تیرگی روابط میان دو کشور، خانم تاچر، نخست‌وزیر انگلیس تغییر رویه داد و خواستار بهبود روابط با ایران شد و اعلام کرد که انگلیس و آمریکا معتقدند که میان کشورهای غربی و ایران باید روابط بهتری برقرار شود. به اعتقاد بسیاری، تغییر لحن تاچر ناشی از پیروزی‌های پیاپی ایران در جبهه‌های نبرد علیه عراق بود.
در این سال با تعیین سرپرست دفتر حفاظت منافع در دو کشور موافقت شد، اما با ماجراها و تنش‌های دیگر از جمله دستگیری «راجر کوپر» به جرم جاسوسی در ایران و دستگیری یکی از دیپلمات‌های ایران در منچستر در سال 1366 از ورود این سرپرست‌ها ممانعت به‌عمل آمد.
در سال 1367 دو کشور بار دیگر مذاکراتی را برای بهبود مناسبات دو کشور آغاز کردند و به نتایجی رضایت‌بخش دست یافتند که منجر به تبادل هیات‌های سیاسی میان دو کشور شد. در پی بازگشایی سفارت انگلیس در تهران در آذرماه سال 1367 وزیران خارجه دو کشور نیز با یکدیگر به مذاکره نشستند که به سفر وزرای خارجه ایران و انگلیس به لندن و تهران منتهی شد.
انتشار کتاب توهین‌آمیز آیات شیطانی اواخر سال 1367 بار دیگر منجر به قطع روابط دیپلماتیک میان انگلیس و ایران شد. انگلستان پیشتاز تنش در روابط شد و تمامی دیپلمات‌های خود را از ایران فراخواند و مجلس نیز در اسفند 1367 طرح قانونی قطع کامل روابط سیاسی با انگلیس را تصویب کرد.
در سال 1369 رئیس گروه بین پارلمانی ایران و انگلیس در مجلس انگلیس اعلام کرد که پیشنهاد مربوط به فرستادن یک هیات پارلمانی به ایران مورد استقبال وزیر خارجه انگلیس قرار گرفته است. با اختلاف‌نظرهایی که میان دو طرف پیش آمد، این سفر انجام نشد اما در شهریورماه 1369 دولت انگلیس از تلاش‌های ایران و سوریه برای آزادی «برایان کناد» شهروند ایرلندی این کشور در لبنان تشکر کرد. در اقدامی دیگر، در 16 شهریورماه همین سال «داگلاس هرد» وزیر خارجه وقت انگلیس اعلام کرد که دولت متبوعش خواهان از سرگیری روابط با ایران است و سرانجام در پنجم مهرماه 1369 روابط سیاسی دو کشور از سر گرفته شد.
تهران و لندن در سال 1371 مذاکراتی را برای ارتقای سطح مناسبات دو کشور به سطح سفیر انجام دادند، ولی تا اردیبهشت سال 1378 مناسبات دو کشور در سطح کاردار باقی ماند.
با روی کار آمدن «تونی بلر» در سال 1375 (1997) که با ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی همزمان شده بود، روند مناسبات دو کشور بهبود یافت، اما بازگشایی سفارتخانه‌های دو طرف در دوره ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی رخ داد. مذاکرات و مناسبات شخصی میان کمال خرازی وزیر خارجه وقت ایران و رابین کوک وزیر خارجه انگلیس باعث بازگشایی سفارتخانه‌های دو کشور و ارتقای روابط تا سطح سفیر شد. بدین ترتیب از شهریور 1378 دو کشور توانستند سفرای خود را مبادله نمایند.
این مناسبات در دوره ریاست جک استراو بر دستگاه دیپلماسی لندن ادامه یافت. او در دوره وزارت خود به تهران نیز سفر کرد؛ آنجا که مساله هسته‌ای ایران بسیار داغ بود و او به همراه دومنیک دوویلپن و یوشکا فیشر، همتایان فرانسوی و آلمانی خود به تهران آمدند و در کاخ سعدآباد با حسن روحانی به گفت‌وگو نشستند. جک استراو برای مذاکرات درخصوص مسائل دوجانبه و موضوع برنامه‌های هسته‌ای ایران توانست پنج‌بار به ایران سفر کند. وزیر خارجه ایران نیز سه بار به انگلیس سفر کرد.
در این مقطع اما دستگیری هادی سلیمان‌پور، سفیر پیشین ایران در آرژانتین تنشی دوباره در روابط دوجانبه ایجاد کرد و موجب حساسیت در روابط ایران و انگلستان شد، اما در نهایت دستگاه قضایی و دولت انگلیس تصمیم به لغو حکم بازداشت وی گرفتند.
در سال 1381 نیز حمله یکجانبه آمریکا به عراق و همراهی بی‌قید و شرط دولت تونی‌بلر از سیاست‌های جنگی دولت بوش دور تازه‌ای از تنش در روابط تهران ـ لندن را سبب شد.
حضور نیروهای انگلیسی در مرزهای شرقی و غربی ایران که همواره زمینه‌ساز مشکلات امنیتی بوده، موجب شد تا ایران اعتراض خود را به این مساله اعلام کند.
مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی در خصوص برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران مدتی بعد از سر گرفته شد و سه سال به طول انجامید. این مذاکرات گرچه در مراحل اولیه و در راستای اعتمادسازی میان این کشورها و ایران انجام شد و به توافقاتی نیز دست یافت، اما به دلیل مقاصد اروپا برای جلوگیری از پیشرفت فنی ایران از پیشرفت بازماند.
مناسبات سیاسی ایران و انگلیس در دوره ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد تفاوت‌هایی با دوران گذشته داشت.
اگرچه دو طرف مدت‌ها سفیران خود را تبادل می‌کردند، اما تنش‌های گوناگون همواره این روابط را دستخوش تغییراتی کرده است.
در سال 1385 دولت انگلیس سعی کرد مذاکرات هسته‌ای را در چارچوب گروه 1+5 ادامه دهد، اما تغییر لحن مقامات و رسانه‌های انگلیسی علیه دولت جمهوری اسلامی شدت گرفت. در آبان 1385 دستگیری نصرت‌الله تاجیک، دیپلمات بازنشسته ایرانی در لندن و تلاش برای استرداد او به آمریکا و اعمال فشارهای جسمی و روحی به وی تنش در روابط دوجانبه را باز هم افزایش داد.
در این دوره همچنین نیروهای انگلیسی حاضر در کشورهای افغانستان و عراق شروع به انجام حرکت‌های محرک علیه قلمرو ایران کردند و سرانجام در فروردین 1386 یک گروه از ملوانان انگلیسی پس از چندین بار تخطی وارد آب‌های ایران شدند. این گروه 15 نفره از نظامیان انگلیسی توسط مرزبانان ایرانی دستگیر و برای بررسی موضوع به داخل ایران هدایت شدند.
بحران ملوانان انگلیسی و مدیریت آن که دو هفته به طول انجامید، نگاه دولت بلر را نسبت به شرایط متحول منطقه‌ای تغییر داد، اما سایه سنگین این تعرض نظامی به قلمرو جمهوری اسلامی ایران همچنان در روابط باقی ماند.
با تغییر رئیس دولت انگلیس و صدارت گوردن براون بر دولت این کشور، سیاست لندن در تخاصم علیه ایران و از طریق هدایت طرح‌های تحریم اقتصادی شدیدتر از طریق کشورهای 1+5 ادامه یافت.
نخست‌وزیر انگلیس اولین رهبر غربی بود که خواستار تحریم همه‌جانبه علیه صنایع نفت و گاز ایران شد. در سال 1387 دولت انگلیس توجه ویژه‌ای را به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران معطوف کرد؛ تا جایی که در اواخر این سال تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی با حمایت مستقیم دولت لندن تاسیس شد. در جریان حوادث پس از این انتخابات، بیشترین مداخله در امور داخلی ایران از سوی انگلیس صورت گرفت و سفارت انگلیس در تهران از یک‌سو و تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی از سوی دیگر، به این تنش‌ها دامن می‌زدند. این اقدامات مورد اعتراض جدی مقامات جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت؛ تا جایی که دو دیپلمات انگلیسی از تهران اخراج شدند. دولت انگلیس نیز در اقدامی تلافی‌جویانه اقدام متقابل انجام داد. از سال 88 بحث کاهش سطح مناسبات میان ایران و انگلیس به یکی از مباحث داغ در مجلس و گروهی از رسانه‌های داخلی تبدیل شد.
در سال 1389 دوره دولت کارگری انگلیس با مدیریت ضعیف اقتصادی در داخل و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی به پایان رسید.
در 16 اردیبهشت 89 (6 مه 2010) مردم بریتانیا پس از سال‌ها، عدم اطمینان به یک حزب برای تشکیل مستقل دولت را اعلام کردند.
بدین‌ترتیب برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم یک دولت ائتلافی از احزاب محافظه‌کار و لیبرال دموکرات روی کار آمد و حدود یک هفته بعد کار خود را رسما آغاز کرد. ویلیام هیگ، وزیر خارجه دولت ائتلافی، سیاست خارجی این دولت را متمایز توصیف کرده و مساله افغانستان را اولویت اول کار خود معرفی کرد.
اما سال 90 سالی متفاوت است در روابط تهران و لندن؛ تمام تحولات شاید در کمتر از یک ماه به وقوع پیوست؛ ابتدا انگلستان در همراهی با آمریکا، بانک مرکزی ایران را تحریم کرد، مجلس کاهش سطح روابط با لندن را به تصویب رساند و سرانجام دانشجویان و مردم خشمگین از سیاست‌های استعماری انگلیس با حمله به سفارت انگلیس و باغ قلهک اعتراض خود را به جهان نشان دادند. اکنون اگرچه سفارتخانه‌های دو کشور تعطیل شده است، اما انگلستان باز همه اعلام می‌کند که روابط دوجانبه قطع نشده است.