تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۵۲۶۹۹

آجای پاتنایک
ترجمه: سیدرزاق موسوی

ورود ایالات متحده به منطقه در اواسط 1990، منافع درازمدت اقتصادی، امنیتی و ژئواستراتژیک روسیه را تهدید کرد که این موضوع اخیرا خودش را در آسیای مرکزی نمایان ساخته است؛ چون هجوم ناتو تا حالا مرزهای غربی روسیه را آسیب‌پذیر ساخته است. حضور سربازان ایالات متحده و پایگاه‌ها در آسیای مرکزی بعد از 11 سپتامبر اختلافات عظیمی در مجمع امنیتی اوراسیا ایجاد کرده بود.
روسیه در دوره‌ی حکومت پوتین سعی دارد که موقعیتش را در CIS به ویژه در آسیای مرکزی دوباره تثبیت و تحکیم کند. مفهوم امنیت ملی فدراسیون روسیه، تصویب شده در 10 ژانویه سال 2000، نشانه‌ی اهمیت وابستگی روسیه به آسیای مرکزی است. اولویت به جمهوری‌های شوروی سابق داده شده بود. (اشاره به خارج نزدیک) انتظار می‌رود، شرکای CIS یک کمربند همسایگی در امتداد و اطراف مرزهای روسیه تشکیل دهند، تا موجب نابودی حیات و جلوگیری از پیدایش مکان‌های بالقوه رشد تنش و منازعه در مناطق نزدیک به فدراسیون شود.
امروزه، در دوره‌ی حکومت پوتین، سیاست روسیه در خارج نزدیک کمتر فعال و جسورانه است.
در اکتبر سال 2000، سه کشور، آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان) همراه با روسیه بلاروس یک توافق‌نامه امضا کردند که جامعه اقتصادی اوراسیا را در آستانه تشکیل دهند و یک روز بعد در بیشکک همان 5 کشور همراه با ارمنستان در ملاقات سران معاهده‌ی امنیت دسته‌جمعی شرکت کردند. دو ساختار اقتصادی و امنیتی و اهدافشان به نظر می‌رسید که به طور فشرده در هم تنیده شده بود. اولین ساختار یک جایگزینی برای اتحادیه گمرکی که با بی‌دقتی انسجام یافته بود، که از سال 1996 وجود داشت، بود. هدف عمده مانور به نظر می‌آید که ایجاد یک بلوک اقتصادی قوی‌تر باشد. اعضای جامعه اقتصادی اوراسیا تعهد کردند که مرز تجارت خارجی مشترک تشکیل دهند، و سیاست اقتصادی خارجی واحد ایجاد کنند و به طور مشترک تعرفه‌های واردات – صادرات و قیمت‌ها را تنظیم کنند. سازمان جدید هم‌چنین در جهت برقراری رسوم مشترک، سیاست‌های مالی، پولی و اشتغال کار کنند.
تاجیکستان با در اختیار گذاشتن یک پایگاه دائمی نظامی روسی در قلمرواش موافقت کرد، در حالی که قرقیزستان یک پایگاه هوایی در کانت که بیشتر سربازان روسی و هواپیماهای نظامی را در خود جای داده است، در اختیار گذاشته است. پیمان امنیت دسته جمعی، که به یک سازمان، CSTO، تبدیل شده بود، یک مرکز ضدتروریست در بیشکک دارد. گروه‌بندی منطقه‌ای دیگر، سازمان همکاری‌های شانگ‌های، که شامل چین نیز هست، به یک سازمان امنیتی دارای یک مرکز ضدتروریست در تاشکند، ترفیع داده شده بود.
در مقابل، سازمان گوام تحت حمایت ایالات متحده عمدتا بی‌ثمر بوده است، در اوکراین در دوران حکومت قبلی بی‌میلی نشان داد و ازبکستان عضویتش را از سال 2002 به حالت تعلیق درآورد. مانورهای نظامی سالانه به نام سپر جنوبی کشورهای مشترک‌المنافع، که از 1999 شروع شد، در یک مقیاس خیلی وسیع ادامه یافته است و شامل هزاران سرباز روسی، قزاق، قرقیز، ازبک و تاجیک در کوه‌های تاجیکستان و ازبکستان و قرقیزستان می‌شد. این مانورها در نظر داشتند که برای عملیات ضد تروریستی در زمین کوهستانی، نیروها را آماده کنند. روسیه نیز از اعتصابات پیشگیرانه علیه مکاتب تروریستی در افغانستان خبر داد.
در همه‌ی این انقلاب‌هایی که نام برده می‌شود (سرخ، نارنجی و قرمز) یک الگوی آشکار، نقش سازمان‌های غیردولتی و جنبش‌های دانشجویی مرتبط بوده است و به وسیله‌ی غرب تأمین بودجه شدند. صرف‌نظر از سازمان‌های غیردولتی محلی، سازمان‌های غیردولتی خارجی مانند آزادی مستقر در آمریکا و موسسه‌ی جامعه‌ی باز خیلی فعال بوده‌اند. دیدگاه غربی مورد اجماع به وضوح در یک مقاله تحسین‌برانگیز در‌باره‌ی رئیس‌جمهور گرجستان میخائیل ساکاشویلی نمایان بود که دیوید ایگناتیوز برای «واشنگتن پست» در تاریخ 6 جولای 2004 نوشت.
مقاله این‌گونه شروع می‌شود: چگونه شما می‌توانید یک انقلاب دموکراتیک مسالمت‌آمیز بسازید؟ نویسنده از ساکاشویلی می‌پرسد که چگونه آن انجام یافته بود، و پاسخ‌های منطقی دریافت می‌کند با این فرضیه که تغییرات از بیرون شروع می‌شوند، متناسب است: "کندن از درون"، "برای کمک به ساختن یک چارچوب سیاسی از سازمان‌های غیردولتی استفاده کن"، "یک جنبش سیاسی که مدرن، و دارای دوستان بزرگ در غرب باشد، ایجاد کن"، "هرگز ترست را نشان نده"، "با دشمنانت گرم بگیر" و "دوست شو". در مورد مسئله حساس ارتباطات غربی، ساکاشویلی اذعان می‌کند که جنبش دانشجویی کمارا، که نقش کلیدی را در حوادث نوامبر ایفا کرد، تا حدودی توسط کمک‌هایی از جانب پروژه جامعه باز میلیاردر معروف جرج سوروس، تامین شده بود."
جرج سوروس خودش، نقشش را در آسیای مرکزی شرح داد با توجه به اینکه "موسسه‌ی جامعه‌ی باز" او 20 میلیون دلار در رابطه با پروژه‌های مختلف در آسیای مرکزی در سال 2003 خرج کرد. سوروس توضیح داد که نظرش این است که می‌آید: "این‌گونه مزایای زیاد برای مردمی که حتی یک رژیم سرکوبگر آن را برای پذیرفتن حضور شما مفید تشخیص می‌دهد." در مورد حوادث گرجستان، او گفت: "من از آن چه در گرجستان رخ داد خوشحال شدم و من در کمک کردن به آن غرور زیادی گرفتم." حتی حکومت‌های غربی آشکارا سازمان‌های غیردولتی را تامین کرده‌اند."
کمی قبل از انتخابات پارلمانی در قرقیزستان، سفیر بریتانیا اعلام کرد که حکومتش 9200 دلار به سازمان‌های غیردولتی در آن کشور می‌دهد تا "انتخابات منصفانه و آزاد را تضمین کند" مانند کمارا در گرجستان و پورا در اوکراین، قرقیزستان جنبش جوانان خودش کلکل را دارد، که حمایت و بودجه را از خارج دریافت می‌کند. آژانس ایالات متحده برای توسعه‌ی بین‌المللی (USAID)، ابزار خارجی حکومت ایالات متحده، میلیون‌ها دلار در آسیای مرکزی هزینه کرده است تا سازمان‌های غیردولتی محلی را ایجاد کند که متعهد شوند به تدریج لیبرالیزاسیون و سیاست‌های طرفدار غرب. در سال 2002، ایالات متحده 8/3 میلیون دلار در ترکمنستان 4/11 میلیون دلار در قرقیزستان و 4/12 میلیون دلار در تاجیکستان، در رابطه با برنامه‌های دموکراسی هزینه کرد.
سازمان‌های چندجانبه مانند OSCE و دیده‌بان حقوق بشر بر سازماندهی عملیات‌ها در هماهنگی با حکومت‌های غربی برای بی‌اعتبار کردن فرایند انتخابات و نتیجه‌ی آن متمرکز شده‌اند. در قرقیزستان حتی سفیر ایالات متحده آشکارا اظهارات منتقدانه در مورد انتخابات انجام داده بود. یک نوع عیب دموکراسی جدید بین روسیه و غرب نمایان شده است. در حالی که غرب "انقلاب‌ها" را به عنوان حالت خشم و "دموکراتیک" تحسین می‌کند، روسیه به این حوادث به مانند فریب بدبینانه رسانه‌های گروهی و توده‌ی مردم می‌نگرد که رژیم‌هایی را مستقر می‌کند که اهداف ژئوپلیتیکی ایالات متحده را در اوراسیا تامین می‌کند. روسیه سعی کرده است تا وظایف خود را در "ابعاد دوگانه"، "دخالت در حاکمیت ملی" "توجه گزینشی به مشکلات برخی کشورها" در عین بی‌توجهی به بقیه‌ی کشورها، بر علیه سازمان‌های چندجانبه غربی – شرقی، سازماندهی کند. حتی تعبیرات ناظران CIS و ناظران OSCE بعد از هر انتخابات در کشور عضو CIS در تضاد آشکار با هم بوده است.
مورد قرقیزستان عجیب است. اصلاحات مقرر شده صادقانه تحقق یافت و در این روند، نارضایتی اجتماعی بیشتری در میان مردم ایجاد شد. قرقیزستان به عنوان "جزیره‌ی دموکراسی" در منطقه‌ای که خودکامگی از جهات دیگر غلبه یافت، لقب داده شده بود. عضویت سازمان تجارت جهانی به قرقیزستان پاداش داده شده بود. در حالی که بقیه‌ی کشورها به خاطر اصلاحات اقتصادی طرفدار لیبرالیزاسیون (آزادمنشی) محروم شده بودند. ایالات متحده و سایر سازمان‌های غیردولتی تامین شده توسط غرب، آزادانه در جمهوری‌ها فعال بودند، تا اندازه‌ای که در 17 آوریل سال 2000 وزیر خارجه‌ی ایالات متحده، مادلین آلبرایت توانست پشت درهای بسته برای رهبران مخالف و نمایندگان سازمان‌های غیردولتی در قالب مسیر رسمی‌اش صحبت کند.
با وجود اختلاف‌نظر پیرامون انتخابات پارلمانی اخیر، تعدادی احزاب مخالف اصیل اجازه یافتند که رقابت کنند و ناظران زیادی از OSCE وجود داشتند. بیشتر از نصف کرسی‌ها (39 از 75) به دور دوم کشیده شدند و از جمله آن نامزدهایی که با رقابت دور دوم مواجه شدند، دختر رئیس‌جمهور بود. رای‌دهی در دور اول به طور متوسط 60 درصد و در دور دوم 5/54 درصد بود. بدین ترتیب، انتخابات قرقیزستان سابقه‌ی بهتری به نسبت انتخابات‌هایی که اخیرا در سایر کشورها برگزار شد، داشت. هنوز هم فریاد انتخابات غیرمنصفانه در مورد غرب بلندتر می‌شود و اعتراضاتی مانند آن چه در گرجستان و اوکراین انجام شد، تأیید و حمایت می‌شود.
مردم، در این دوره حق دارند یک رژیم خودکامه و مفسد را تغییر دهند. اما مردم هم‌چنین باید نظامی داشته باشند که به آن‌ها حیات اقتصادی و اجتماعی مناسب بدهد. در غیر این صورت نارضایتی باقی می‌ماند حتی اگر رهبری شود، به این علت که رژیم نمی‌تواند اهداف ژئوپلیتیکی یک قدرت یا دیگری را تامین کند. بنابراین معنی ضمنی آن می‌تواند منفی باشد. این بحث می‌تواند وجود داشته باشد که قرقیزستان هزینه‌ای را برای سیاست‌های غربی – شرقی پرداخت، که منجر به افزایش نارضایتی مردمی منافع سیاسی کسب کنند.
اعتراضات "رهبری شده" و تغییرات رژیم می‌تواند از مسیر دموکراتیک خارج شود. فرایندی که خودش، منازعات اجتماعی بیشتری ایجاد می‌کند و ثبات منطقه‌ای را برهم می‌زند. حوادث قزقیزستان احتمالا باعث شد رهبران کشورهای دیگر، جامعه‌ی مدنی را، بیشتر محدود کنند. رهبران در منطقه حوادث قرقیزستان را به عنوان نشانه‌های ضعف دولت و مانور بیرونی، و نه حاصل خشم مردمی علیه حکومت خودکامه، تصور کرده‌اند.
بعد از "انقلاب نارنجی" در اوکراین احزاب مخالف اجازه‌ی ثبت‌نام در ازبکستان نیافتند. رئیس‌جمهور قزاقستان تضمین کرد که چهار تا از پنج حزبی که موفق شدند کرسی‌ها را تصاحب کنند، طرفدار رئیس‌جمهوری هستند. تنها عضو موفق اکژول، حتی از پارلمان کناره‌گیری کرد. انتخابات تاجیکستان بیشتر، از تثبیت قدرت رحمانف ناشی شده است. تاجیکستان ثبت‌نام برای برخی سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی مانند موسسه‌ی جامعه‌ی باز را محروم کرده است. و پس از محروم کردن آن از اعتبار در مارس 2004، مورد را علیه موسسه‌ی جمهوری بین‌المللی بایگانی کرد. پارلمان قزاقستان در تاریخ 29 ژوئن، دو لایحه تصویب کرد که در نظر داشت که فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی را تنظیم کند. این‌ها ایجاد شده بودند که به وسیله‌ی شورای قانون اساسی، غیرقانونی شوند. اما منتظر امضای رئیس‌جمهوری بودند.
استفاده زیادی از نیرو توسط مقامات ازبک در اندیجان در 12 و 13 مه که منجر به مرگ صدها اعتراض‌کننده شد، گستره و اندازه‌ای را که حکومت فراهم کرده است تا از شرایط مشابه قرقیزستان جلوگیری کند، را نشان میدهد. هم‌اکنون در قزاقستان یک کشمکش در رابطه با تاریخ دیرتر از آن چه که شورای قانون اساسی معین کرده بود، دعوت شده است. رئیس‌جمهور قزاقستان در صحبت کردن در مورد دهمین سالگرد تاسیس قانون اساسی، گفت: "چون اقتصاد ما هنوز به اندازه‌ی کافی رقابتی نیست و جامعه‌ی مدنی ما هنوز در مراحل آغازین است، اصلاحات سیاسی رادیکال ممکن است زندگی اجتماعی را در کشور تثبیت کند، که موجب می‌شود مردمش ارزش‌های لیبرال را نپذیرد و فرآیندهای دموکراتیک را کاهش دهد، که ما حالا در جمهوری‌های شوروی سابق شاهد هستیم."
این "انقلاب‌ها" می‌توانند منجر به مداخله بیشتر توسط قدرت‌های بزرگ در امور داخلی یک کشور شود. رئیس‌جمهور گرجستان حتی برای تغییرات دموکراتیک "در بلاروس را به عنوان آخرین دیکتاتور در مرکز اروپا" توصیف کرده است.