تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۵۳۲۸۶

مرتضی شیرودی / shiroudi @ porseman.net
در سال 1996 م. / 1375 ش. نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر اسرائیل از حزب لیکود به قدرت رسید. اندکی بعد، هشت تن از چهره‌های یهودی نومحافظه‌کار آمریکایی، یک یادداشت شش صفحه‌ای برای او ارسال کردند و از او خواستند تا اسرائیل به عنوان یک حکومت تهاجمی ظاهر شود.
در ابتدای این یادداشت، لزوم سرنگونی صدام و جای‌گزینی او با یک پادشاه تحت نفوذ اردن نوشته شده بود. این یادداشت که نوعی نظریۀ دومینو را به تصویر می‌کشید، پیش‌بینی کرد که حکومت‌های سوریه و دیگر کشورهای عربی، یکی پس از دیگری و در پی سقوط صدام، سقوط خواهند کرد. رهبری نویسندگان این یادداشت را ریچارد پرل یهودی برعهده داشت که در دولت بوش دوم به مسئولیت مهمی چون رئیس دفتر سیاست دفاعی دست یافت. سیمور هرس از نویسندگان نیویورک‌تایمز، به دلایل فوق، پرل را به جنگ‌افروزی برای منافع شخصی متهم کرد؛ زیرا یک شرکت سرمایه‌گذاری که پرل در آن نقش مدیریتی دارد، از جنگ سود می‌برد.
فورد دونر استاد دانشگاه شیکاگو و پروفسور تاریخ خاور نزدیک از شدت شباهت دستورالعمل‌های سیاست خارجی بوش و محتوای یادداشت مذکور، شگفت‌زده شد و با صراحت بیان داشت که یک رابطه طبیعی در این میان وجود دارد. روبرت لوئنبرگ از دیگر امضاکنندگان این یادداشت، این ارتباط را با این سخنان تأیید کرد: آن یادداشت در مورد برکنار کردن حاکمان عرب بود؛ ولی قرار نبود آمریکا این کار را انجام دهد؛ بلکه مطابق یادداشت، قرار بود اسرائیل چنین کاری را انجام دهد. با این وصف، بسیاری در تلاش بودند تا رابطۀ بین سیاست خارجی و این یادداشت را نفی کنند.
کویپید جرالد چستر نمایندۀ مینو لیس می‌گوید: بوش، چنی و رامسفلد هر سه پروتستان هستند؛ آیا می‌شود مدعی شد که یک گروه پشت پرده، مسئول جنگ بوده است؟ رابی الایرز مو سکین نمایندۀ لوس‌آنجلس می‌گوید: آمریکا هرگز برای حمایت از اسرائیل، سرباز گسیل نکرده است.
این حرف‌ها کاملاً یهودستیزی است؛ زیرا آمریکا برای اسرائیل به جنگ نرفته است. با این وجود کسانی که بر وجود رابطه بین این یادداشت و سیاست خارجی آمریکا تأکید می‌ورزند، از کار برکنار می‌شوند؛ مثلاً جیمز موران نمایندۀ ویرجینا در مجلس نمایندگان، مقام خود را در رهبری دموکرات‌ها، پس از حمایت از این که جامعۀ یهود مسئول جنگ در عراق است، از دست داد. شاید اصرار بوش و دستیارانش چون پل و لفیتس، داگلاس قیث، الیون آبر و دیوید و رمسر بر نفی وجود این رابطه، آنها را بیشتر در معرض این اتهام قرار داده است که بوش تحت تأثیر مشاوران یهودی‌اش به جنگ صدام رفته است.
گروه کوچکی متشکل از بنیادگرایان مسیحی بر هیئت حاکمه آمریکا تسلط یافته‌اند. اینان نه تنها عهده‌دار مناصب کلیدی در دولت بوش هستند، بلکه تشکیل‌دهندۀ هسته‌ها و حلقه‌های مشاورانی‌اند که هم در شکل دادن به سیاست آمریکا و هم در تنظیم مطالب تأثیرگذارترین و مهم‌ترین روزنامه‌ها و نشریه‌های آمریکایی، بازی‌گر اصلی‌اند. سال‌ها بود که این گروه، در همۀ عرصه‌ها یک گروه حاشیه‌ای به شمار میآمدند. آنها در این دوران، علیه سقط جنین، هم‌جنس‌بازی، هرزه‌گری و مواد مخدر به مقابله پرداختند و با به قدرت رسیدن بنیامین نتانیاهو در اسرائیل، در مورد نحوۀ مقابله اسرائیل با اعراب، پیشنهادهایی به وی ارائه نمودند.
اعضای این گروه، تقریباً همه یهودی‌اند که برخی عبارتند از:
1. ریچارد پرل، مدیر سابق کمیتۀ سیاست وزارت دفاع.
2. الیوت کوهن، عضو کمیتۀ سیاست وزارت دفاع.
3. دون کراس، عضو کمیتۀ سیاست وزارت دفاع.
4. پل ولفو وتیز، مرد شمارۀ 2 وزارت دفاع.
5. داگلاس قیث، مسئول کمیته برنامه‌ریزی پنتاگون.
6. جان بولتون، عضو کمیتۀ برنامه‌ریزی پنتاگون و مشاور وزیر امور خارجه.
7. الیوت آبرامز، عضو کمیتۀ برنامه‌ریزی پنتاگون و مسئول مسائل خاورمیانه در شورای امنیت ملی.
8. داو زاکئیم، مسئول امور مالی وزارت دفاع.
9. دیک چنی، معاون رئیس‌جمهوری.
10. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع.
11. میراو ورمر، مدیر مرکز سیاست‌های خاورمیانه در مؤسسۀ تحقیقاتی هوسون.
12. دیوس ورمر، مسئول مطالعات و پژوهش‌های مرتبط با خاورمیانه در مؤسسۀ تحقیقاتی هوسون.
13. چارلز که‌اثامر، روزنامه‌نگار در روزنامه واشنگتن‌پست.
14. ویلیام سفایر، روزنامه‌نگار در روزنامۀ نیویورک تایمز.
15. ژنرال جی‌گاردنر، رئیس سابق دولت غیرنظامی عراق.
16. گروه تهیه‌کنندگان سخنرانی‌های بوش که عبارت بودند از:
الف. جوزف شارتون.
ب. مایتو اسکانی.
ج. جان مک‌کونل.
«آوری آونری»، روزنامه‌نگار و نویسندۀ اسرائیلی با ارائۀ آمار فوق معتقد است که آمریکا جهان را تحت تأثیر قرار داده است و تاکنون هیچ‌گاه یهودیان از چنین نفوذ عظیمی بر این مرکز قدرت جهانی، یعنی آمریکا برخوردار نبوده‌اند. با این وصف، آونری نگران این موضوع است که در صورتی که بوش در انتخابات آینده همانند پدرش، پس از پیروزی در جنگ اول خلیج‌فارس شکست بخورد، گروه نومحافظه‌کاران به گوشه‌ای پرتاب می‌شوند؛ آن وقت چه بر سر اسرائیل خواهد آمد؛ اسرائیلی که هم‌اینک خود را با سیاست‌های این گروه کاملاً منطبق کرده است.