تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۵۵۰۸

در دنیا مرسوم است که سالروز تولد رؤسای جمهور و رهبران برجسته جامعه در مراسم ویژه و گاه ملی با برپایی مراسمی گرامی داشته می‌شود و بعضی وقت‌ها برای اینگونه مراسم ریخت و پاش‌ها و اسراف‌های فراوان صورت می‌گیرد که سابقه ذهنی ایرانیان از رژیم فاسد ستمشاهی نمونه‌هایی از آن را در خود بایگانی کرده است. اما در این میان تقریباً تنها رهبری که در سراسر جهان سالروز تولدش بدون هیچگونه تشریفات یا مراسمی سپری می‌شود، و چه بسا نزدیک‌ترین اطرافیانش هم برای این منظور کاری انجام نمی‌دهند، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است.

24 تیر سالروز تولد رهبر فرزانه انقلاب اسلامی اگرچه در تقویم رسمی کشور بدان اشاره‌ای نشده است، و خود نشانه‌ای دیگر از زندگی ساده و مردمی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است، اما اشاره‌ای گذرا بر زندگی پربرکت معظم‌له کمترین وظیفه دستگاه اطلاع‌رسانی کشور است. متن زیر که نگاهی گذرا به زندگی رهبر معظم انقلاب اسلامی دارد، از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر ایشان برداشت شده است.

حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سیدجواد حسینی‌خامنه‌ای، در روز 24 تیر 1318 در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگی سید‌جواد خامنه‌ای مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معنای عمیق قناعت و ساده‌زیستی را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند. رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطره‌های زندگی خود از وضع و حال زندگی خانواده‌شان چنین می‌گویند: «پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه‌گیر... زندگی ما به سختی می‌گذشت. منزل پدری من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگی من، یک خانه 60، 70 متری در محله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک! هنگامی که برای پدرم میهمان می‌آمد (و معمولاً پدر بنابراین که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیرزمین می‌رفتیم تا میهمان برود. بعد عده‌ای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم.» رهبر انقلاب از دوران کودکی در خانواده‌ای فقیر اما روحانی و روحانی‌پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگی به همراه برادر بزرگش سیدمحمد به مکتب سپرده شد.

ورود به حوزه علمیه

ایشان از دوره دبیرستان، خواندن «جامع‌المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جدید وارد حوزه علمیه شد و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواند. آیت‌الله خامنه‌ای که از هجده سالگی در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت‌الله العظمی میلانی شروع کرده بودند، در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درس‌های خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سیدمحسن حکیم، سیدمحمود شاهرودی، میرزاباقر زنجانی، سیدیحیی یزدی و میرزاحسن بجنوردی، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و پدر خود را از قصد خود برای ماندن آگاه ساختند. ولی ایشان موافقت نکرد و پس از آن به مشهد بازگشتند. آیت‌الله خامنه‌ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگانی چون مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی، امام خمینی(ره)، شیخ مرتضی حائری‌یزدی و علامه طباطبائی استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتی که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجه شدند که یک چشم پدر به علت «آب مروارید» نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند. آیت‌الله خامنه‌ای به این نتیجه رسیدند که به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت کنند و از پدرشان مواظبت نمایند.

مبارزات سیاسی

آیت‌الله خامنه‌ای به گفته خویش «از شاگردان فقهی، اصولی، سیاسی و انقلابی امام خمینی(ره) هستند» اما نخستین جرقه‌های سیاسی و مبارزاتی و دشمنی با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سیدمجتبی نواب‌صفوی» در ذهن ایشان زده است، هنگامی که نواب صفوی با عده‌ای از فدائیان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سلیمان‌خان، سخنرانی پرهیجان و بیدارکننده‌ای در موضوع احیای اسلام و حاکمیت احکام الهی و فریب و نیرنگ شاه و انگلیس و دروغگویی آنان به ملت ایران، ایراد کردند. آیت‌الله خامنه‌ای آن روز از طلاب جوان مدرسه سلیمان‌خان بودند، به شدت تحت تأثیر سخنان آتشین نواب واقع شدند.

همراه با نهضت امام خمینی(قدس سره)

آیت‌الله خامنه‌ای از سال 1341 که در قم حضور داشتند و حرکت انقلابی و اعتراض‌آمیز امام خمینی(ره) علیه سیاستهای ضداسلامی و آمریکاپسند محمدرضا شاه پهلوی، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسی شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب‌های فراوان و شکنجه‌ها و تبعیدها و زندان‌ها مبارزه کردند و در این مسیر از هیچ خطری نترسیدند. نخستین بار در محرم سال 1341 از سوی امام خمینی(قدس سره) مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیت‌الله میلانی و علمای خراسان در خصوص چگونگی برنامه‌های تبلیغاتی روحانیون در ماه محرم و افشاگری علیه سیاست‌های آمریکایی شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز برای تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستای پیام امام خمینی(ره)، به تبلیغ و افشاگری علیه رژیم پهلوی و آمریکا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرم (12 خرداد) 1342 دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فردای آن به شرط این که منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15 خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامی دادند و ده روز در آنجا با سخت‌ترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانی شدند.

دومین بازداشت

در بهمن 1342 رمضان 1383 قمری ـ آیت‌الله خامنه‌ای با عده‌ای از دوستانشان بر اساس برنامه حساب‌شده‌ای به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از 2، 3 روز توقف در کرمان و سخنرانی و منبر و دیدار با علما و طلاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانی‌ها و افشاگری‌های پرشور ایشان بویژه در ایام ششم بهمن سالگرد انتخابات و رفراندوم قلابی شاه مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن(ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابی ایشان در افشاگری سیاستهای شیطانی و آمریکایی رژیم پهلوی، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه به صورت انفرادی در زندان قزل قلعه زندانی شدند و انواع اهانت‌ها و شکنجه‌ها را تحمل کردند.

سومین و چهارمین بازداشت

کلاسهای تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامی ایشان در مشهد و تهران با استقبال کم‌نظیر جوانان پرشور و انقلابی مواجه شد. همین فعالیت‌ها سبب عصبانیت ساواک شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگی می‌کردند و یک سال بعد (1346) دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیت‌های علمی و برگزاری جلسات و تدریس و روشنگری عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواک جهنمی پهلوی در سال 1349 نیز دستگیر و زندانی گردند.

پنجمین بازداشت

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «مدظله» درباره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک می‌نویسد: «از سال 48 زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌های جاری رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانی نمی‌تواند با افرادی از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدداً و برای پنجمین بار به زندان افتادم.

در تبعید

رژیم جنایتکار پهلوی در اواخر سال 1356، آیت‌الله خامنه‌ای را دستگیر و برای مدت سه سال به ایرانشهر تبعید کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگییر مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابی ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمی علیه رژیم سفاک پهلوی قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن همه سختی و تلخی، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه، یعنی پیروزی انقلاب کیبر اسلامی ایران و سقوط خفت‌بار حکومت سراسر ننگ و ظالمانه پهلوی، و برقراری حاکمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

پس از انقلاب ایشان در دوره‌های مختلف در مسئولیت‌های حساس و خطیری از جمله نمایندگی مجلس در دوره اول، ریاست جمهوری، ریاست شورای انقلاب فرهنگی، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست شورای بازنگری قانون اساسی به انقلاب اسلامی خدمت شایانی کردند و از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبری به مقام والای ولایت امری و رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی برگزیده شدند.