تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۵۵۲۲

عباس وکیل   

مناظره انتخاباتی هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا با جان ادواردز دیگر نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 میلادی از ابعاد مختلف قابل بررسی است. اما آنچه می‌تواند از منظر اقتصاد سیاسی بعنوان یک بحث اساسی مورد توجه قرار گیرد دقت در نکات مهمی است که جان ادواردز سناتور دموکرات کنگره ایالات متحده به حق به آن اعتراف کرده است:‌

جمله ادواردز خیلی کوتاه است اما پیام بزرگی در بردارد. پیامی که هر چند نشات گرفته از تجربه طولانی یک تفکر و اندیشه تاریخی است که توسط این نماینده دموکرات به زبان آورده شده و در مناظره تلویزیونی مهمی در سطح جهان منتشر گردیده است.

با این وصف گاهی این واقعیت شفاف را برخی از رهبران آمریکا که در راس آن محافظه‌کاران آمریکا قرار دارند درک نکرده و یا به دلیل کینه دیرینه‌ای که با انقلاب اسلامی دارند خود را در شناخت آن به تجاهل می‌زنند. نکته‌ای که جان ادواردز بر آن تاکید دارد طرح این واقعیت است که «واشنگتن اهرم فشار اقتصادی علیه ایران ندارد.»

البته این یک واقعیت ملموسی است که متاسفانه پس از مدتی طولانی مدیریت و رهبری آمریکا به آن رسیده و تاسف‌بارتر اینکه هنوز بخشی از رهبری و مدیریت آمریکا آن را درک کرده و یا شهامت بیان آن را پیدا کرده است.

خبرگزاری ایسنا به نقل از موسسه آمریکن اینترپرایز گزارش می‌کند برغم محیط سیاسی ریسک‌پذیر و نیز اعمال تحریم‌ها از سوی شورای امنیت سازمان ملل، جذب سرمایه‌های خارجی از سوی ایران همچنان ادامه دارد.

وقتی گفته می‌شود بر اساس گزارش مذکور از سال 2000 تا سال 2007 بالغ بر 38 کشور مختلف حدود 247 میلیارد و 500 میلیون دلار در ایران سرمایه‌گذاری کرده‌اند بیشتر به این مهم پی می‌بریم که تندورهای آمریکایی در دشمنی خود علیه ایران آنقدر پیش رفته‌اند که در مشاهده این موفقیت‌های ایران چشمان خود را حتی در آنجایی که مصالح آمریکا حکم می‌کند نمی‌توانند باز نگاه دارند.

اطلاعات ارایه شده حاکی از مطلب مهم دیگری نیز می‌باشد براساس گزارش موسسه مذکور «از سال 2000 به این سو تعداد قراردادهای ایران با سرمایه‌گذاران خارجی کاهش اما ارزش کل آن قراردادها بطور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته است.»

اگر قوانین بی‌اعتبار و برون مرزی آمریکا در اعمال تحریم علیه شرکتهایی که با ایران قراردادهایی بیش از 20 میلیون دلار منعقد می‌کنند، کارآیی لازم می‌یافت لازم بود، درست نتیجه معکوسی ایجاد شود یعنی تعداد قراردادها افزایش ولی ارزش کل آن کاهش یابد و حال آنکه افزایش ارزش کل قراردادهای شرکتهای خارجی با ایران برغم کاهش تعداد آن بوضوح نشان می‌دهد که سیاست ایالات متحده آمریکا در اعمال فشار به ایران از طریق اهرم‌های اقتصادی شکست خورده است و اگر جان ادواردز نماینده کنگره آمریکا یکی از نامزدهای ریاست جمهوری بر این واقعیت اعتراف می‌کنند نه تنها بی‌پایه نیست بلکه بر مبانی تجربی و عملی مشهود و محکمی استوار می‌باشد.

اما جان ادواردز نیز در ادامه مناظره، باور درونی خود را در توانایی اروپا در فشار اقتصادی بر ایران پنهان نمی‌نماید. هر چند بنظر می‌رسد این اظهارات از یک سیاست استراتژیک در نیاز آمریکا به اروپا برای مقابله با ایران نشات می‌گیرد و قطعا اروپا به واقعیت آگاهی دارد اما توجه به برخی اطلاعات ارایه شده توسط موسسه آمریکایی محافظه‌کاران نیترپرایز خالی از لطف نیست.

بر اساس گزارش موسسه مذکور سهم اروپا در سرمایه‌گذاری شرکتهای خارجی در ایران 37 درصد است و حال آنکه شرکتهای آسیایی 60 درصد در این سرمایه‌گذاری سهم دارند.

البته اگر به سطح قدرت اقتصادی شرکتهای اروپایی نسبت به شرکت‌های آسیایی توجه شود این تفاوت بیشتر معنادار می‌گردد.

از طرفی در حالی که آلمان یا ایتالیا طی سالهای گذشته بزرگترین شریک تجاری ایران بوده‌اند بر اساس گزارش موسسه آمریکن اینترپرایز چین با 10 میلیارد دلار تجارت دو جانبه در سال 2005 گوی سبقت را از دو کشور بزرگ اروپایی با فاصله 3 میلیارد و 600 میلیون دلار و 4 میلیارد دلار به ترتیب از ایتالیا و آلمان ربوده و در مقام اول روابط دوجانبه تجاری با ایران قرار گرفته است.

بدیهی است پیام این تغییر جایگاه، کمرنگ شدن روابط تجاری استراتژیک ایران با اروپا و جایگزین شدن کشورهای آسیایی می‌باشد که جان ادواردز بدون توجه به آن اروپا را دارای اهرم فشار اقتصادی بر ایران می‌پندارد. ضمن اینکه اگر قرار بود کشورهای آسیایی و اروپایی کاملا تحت تاثیر آمریکا روابط اقتصادی خود را به اهرم فشاری علیه خواستهای زیاده‌طلبانه آمریکا تبدیل کنند هیچ یک از این واقعیتها که بخشی از موفقیت جمهوری اسلامی ایران در مقابله اقتصادی آمریکا با کشورمان است بدست نمی‌آید.

در پایان باید این مهم را نیز سیاستمداران آمریکا بدانند و در محاسبات خود منظور کنند که آمار و اطلاعات نشان می‌دهد غفلت شرکتهای آمریکایی از فضاهای سرمایه‌گذاری در ایران بیش از آنکه ایران را متضرر کند باعث زیان شرکتهای آمریکایی شده است و منطق حکم می‌کند شرکتهای اروپایی و آسیایی با علم به این واقعیت ملموس سیاست خود را تنظیم کنند و این یکجانبه‌گرایی آمریکاست که می‌اندیشد و یا می‌خواهد اروپا و حتی آسیا در بست در اختیار زیاده‌خواهی‌های وی باشند و با چشم بسته روابط اقتصادی خود را با ایران و دیگر کشورها تنظیم کنند.

نمونه‌ای از واکنش اروپا نسبت به سیاست آمریکا در مورد فشار اقتصادی با ایران در نامه دبیر کل فدارسیون بانکی اروپا به رییس هیات مدیره واحد مدیریت بحرانها در کمیسیون اروپا تجلی کرده است.

دبیر کل فدراسیون بانکی اروپا در این نامه خواستار پایان تحریم‌های بانکی علیه ایران شده است.

اگر به اظهارات سران اروپا و خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اروپا دقت شود ملاحظه می‌گردد بیشتر بر بی‌تاثیر بودن تحریم‌ها تاکید دارد. چنان که پرودی نخست‌وزیر ایتالیا در مورد تاثیر تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران به صراحت می‌گوید هیچ نتیجه‌ای وجود نداشته است.

بنابراین مشاهده می‌گردد اظهارنظر جان ادواردز یکی از نامزدهای حزب دموکرات در مورد توان اروپا در فشار اقتصادی به ایران حتی مورد قبول سران اروپا نیست و همانطور که گفتیم از عجز آمریکا در نیاز به اروپا برای مقابله با ایران نشات گرفته است.

آیا در چنین شرایطی اروپا سیاست شکست خورده آمریکا را تجربه خواهد کرد؟!!