گروه بینالملل ـ نیکلا سارکوزی که با کسب 53 درصد آراء در دور دوم انتخابات (با پیروزی بر رویال سوسیالیست) به عنوان بیستوسومین رئیسجمهور فرانسه وارد الیزه گردید برنامههای کاری خود را با سفر به آلمان آغاز نمود. حضور وی در آلمان و دیدارش با مرکل بیانگر چند اصل میباشد:
1- سارکوزی با حضور در برلین این امر را بر همگان آشکار ساخت که وی تلاش دارد تا با تحولی اساسی سکان هدایت فرانسه را در دست گیرد. در شرایطی که در دوران شیراک، فرانسه با احتیاط بیشتری در مجامع جهانی حضور مییافت (بیشتر درگیر امور داخلی بودهاند تا سیاست خارجی) سارکوزی با شعار دگرگونی در ساختار سیاست خارجی برای تبدیل شدن بازیگری مهم در عرصه جهانی قدرت را در دست گرفت. بر این اساس دیدار وی از آلمان بیانگر نخستین گام وی برای تحقق وعدههای داده شده در قالب سیاست خارجی است که میتواند در آینده در قبال سایر کشورها نیز تکرار گردد. البته مواضع فرانسه در قبال جنگ عراق و توسعهطلبیهای آمریکا چندان دگرگون نخواهد شد چرا که مردم فرانسه خواستار حفظ وضعیت گذشته (مخالفت با جنگ) میباشند.
2- در سالهای اخیر (بویژه در دوران مرکل) روابط آلمان و فرانسه به روابطی استراتژیک و فراگیر مبدل گردیده است. با توجه به اینکه سارکوزی نیز در سیاستهایش تا حدودی پیرو شیراک میباشد بر ادامه مناسبات با آلمان تاکید دارد. سفر وی به برلین خود گواه این دیدگاه سارکوزی است که به تحکیم مناسبات طرفین در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی منجر میگردد.
3- از نکات قابل تامل در سفر سارکوزی، موقعیت آلمان در اتحادیه اروپا است. برلین اکنون ریاست دورهای اتحادیه را بر عهده دارد. سارکوزی با حضور در آلمان بر این اصل تاکید دارد که محور اصلی سیاست خارجی پاریس بر همگرایی و همسویی با اتحادیه اروپا استوار است. پیش از این بسیاری بر این عقیده بودند که سارکوزی به گسترش روابط با آمریکا گرایش دارد اما عملکرد کنونی وی مهر تاییدی بر سیاست گذشته فرانسه در قبال اروپا و حفظ موازنه دوری از آمریکا است. (به نوعی دلگرمی به اروپا و هشدار به آمریکا است.)
بر اساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که سفر سارکوزی به آلمان برگرفته از الگوهای سیاستهای آینده وی میباشد که بیانگر نقش و جایگاه سیاست خارجی در کارکردهایش است. این امر در شرایطی مورد تاکید قرار میگیرد که وی شخص سوسیالیست (برنار کوشنه) با گرایشات ملیگرایانه را در پست وزارت امور خارجه گمارده است تا گامهای اساسی برای تحقق اهداف پاریس در این عرصه بردارد هر چند که برخی چالشهای درونی میتوانند به عنوان موانعی بر سر راه وی مطرح گردند.