شمارش معکوس برای پایان زمامداری تونی بلر نخستوزیر بدنام انگلیس آغاز شده است. بلر در شرایطی خانه شماره ۱۰ «داونینگ استریت» را ترک میگوید که ویرانههای ناشی از تصمیمات مخرب وی در همه جا خودنمائی میکند. در افغانستان، گروهک طالبان که معلول سیاستهای مشترک آمریکا – انگلیس - عربستان و پاکستان بود، شکل گرفت و به قدرت رسید و سپس با وضع فاجعهآمیزی به دست حامیان اولیهاش سرنگون شد و جای خود را به اشغالگران جدید داد. امروزه افغانستان به ویرانهای تبدیل شده که دستکم نیم قرن از همسایگانش عقبتر است.
در عراق، اشغالگران شرور به قدری در جنایت و کشتار و ویرانی افراط کردهاند که حتی نفرات تحت امرشان هم از اینهمه ویرانی و جنایت خسته شدهاند. اگر قرار باشد که دادگاه منصفی به فجایع عراق و افغانستان رسیدگی کند و عاملین و آمرین آنهمه جنایات را به مجازات برساند، بعید بنظر میرسد که بلر فرصت یابد که آب خوش از گلویش پائین برود و اگر مجازاتش مرگ نباشد، دستکم تا پایان عمر پرننگ و نکبتش بایستی تاوان سنگین جنایاتی را بپردازد که با تصمیمات و عملکرد او عجین بوده است.
وزیر دفاع سابق انگلیس که از دستیاران نزدیک بلر در شروع تهاجم به عراق بود، از عراق امروز به عنوان کشوری یاد میکند که دیگر امکان بازسازیاش وجود ندارد. این روزها از «گوردون براون» وزیر دارائی دولت بلر به عنوان محتملترین جانشین بلر یاد میشود. او اگرچه عاقلتر از بلر بنظر میرسد ولی شاید هرگز نتواند ویرانههای بر جامانده از تصمیمات جنونآمیز بلر را بازسازی کند. انگلیس در چشم و گوش بسته از سیاستهای کاخ سفید اطاعت کرده و دیگران را هم در اتحادیه اروپا به اطاعت از همین سیاستهای افراطی وادار و بطور دربست از یکجانبهگرائی نومحافظهکاران لجوج، حمایت کرده است. بلر حتی در ماجرای صهیونیستها هم بدنام است. او در اوج حملات وحشیانه ارتش اسرائیل به لبنان، انگلیس را به سرپل ارتباطی ارسال جنگافزارهای کشتار جمعی و تخریب مهندسی از آمریکا به اسرائیل تبدیل کرد و باعث شرمساری بیشتر انگلیس در این مقوله شد. بلر با همدستی آمریکا در ماجرای جنگ۳۳ روزه تلاش کرد تا با برقراری آتشبس به تعویق بیفتد تا بلکه اسرائیل بتواند حزبالله لبنان را از پا درآورد. امروز که شکست اسرائیل در آن تهاجم جنونآمیز محرز شده است، جا دارد که تونی بلر را هم به عنوان «شریک جرم صهیونیستها» به محاکمه و مجازات بکشانند. بلر از این بابت جزو سیاستمداران منفور انگلیسی نزد اعراب و مسلمانان محسوب میشود که بوئی از انسانیت نبرده است.
بلر حتی در سطح قارهای در اروپا هم چهره منفوری است که نه تنها منافعش را در اجرای سیاستهای واشنگتن جستجو میکند و جاده صافکن بوش محسوب میشود، بلکه حتی در تصمیمات و مناسبات داخلی اروپا هم سعی دارد باجگیری کند و با تکروی درصدد ایجاد وقفه و تاخیر در اجرای سیاستهای اروپائی است. انگلیس تنها کشور عضو دیرین اتحادیه اروپا است که واحد پول جداگانهای دارد و به سیاستهای پولی و مالی اتحادیه اروپا نپیوسته و حاضر به اجرای مصوبات و تعهدات پیمان «ماستریخت» نیست ولی تا این اواخر سالانه میلیاردها پوند از اتحادیه اروپا تحت عناوین مختلفی باج میگرفت.
انگلیس اگر چه با کمک فرانسه و از طریق تونل زیردریائی «مانش» از انزوای جغرافیائی خارج شد، ولی رفتار کینهتوزانهای حتی با فرانسه داشته و دارد که البته ریشه در تاریخ قرون گذشته دارد ولی این رفتار در دوران بلر تشدید شد و گاهی بوی خصومت به خود گرفت. بخشی از این خصومتها، ریشه در «تنازع بقا در آفریقا» دارد که زمینهای برای دستاندازی مشترک آمریکا و انگلیس برای تصاحب تدریجی مستعمرات دیروز فرانسه در شمال آفریقا به وجود آورده است.
اگر چه انگلیس امروزه جزو کشورهای دست چندم اروپائی محسوب میشود و ساختار اقتصاد و صنعت فرسودهای دارد که فاقد قدرت رقابت در سطح قابل ذکر در مقیاس جهانی است، لکن به لحاظ سیاسی تبلیغاتی سعی دارد خود را به «زائده سیاست جهانی آمریکا» تبدیل کند و نان «مناسبات ویژه با آمریکا» را بخورد. دقیقا به همین دلیل است که سیاستهای انگلیس بویژه در دوران سیاه بلر، «کپی برابر اصل» سیاستهای واشنگتن در تقریبا تمامی زمینهها بوده و هست. این سیاستهای بویژه در قاره آفریقا یک فرصت منحصر به فرد برای آمریکا پدید آورده تا بتواند تدریجا جای پای مناسبی جهت نقشآفرینی روبه رشد در آفریقا برای واشنگتن فراهم سازد.
ایجاد این کانون بحران در «دارفور» از طریق تحریک، تجهیز و مسلح کردن شورشیان جنوب سودان و وارد کردن تدریجی سازمان ملل در این بحران، صرفا از این دیدگاه است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا میکند. انگلیس هنوز هم در این ماجرا به عنوان محرک اصلی در پشت پرده و حتی بعضا به صورت آشکار، نقش مخربی را در بحرانی جلوه دادن «دارفور» بر عهده دارد و حتی بیش از آنچه واقعا موفق به ایجاد بحران شده، جنجال بپا میکند.
با اینهمه، سیاهترین برگهای تاریخ زندگی سیاسی تونی بلر مربوط به رفتار کینهتوزانهاش علیه ایران است. بلر تنها کسی در اروپا و دومین فرد در جهان است که از ناآرامیهای و هرجوهرج سیاسی در ایران و از شرارت اوباش و مزدوران حقوقبگیر در ایجاد ناامنی در خیابانهای تهران رسما حمایت کرد. پیش از وی تنها بوش کوچک این رفتار غیر انسانی را مرتکب شده بود که بعدا توسط ژنرال کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا عذرخواهی کرد ولی نخستوزیر شرور انگلیسی هرگز از این بابت عذرخواهی نکرده و حتی در اقدامات تروریستی در ایران سرمایهگذاری و از آن حمایت کرده است. اسناد و مدارک معتبری وجود دارد که نقش یک شرکت انگلیسی در ناآرامیها و بمبگذاریهای خوزستان و اهواز را ثابت میکند. در آن فجایع چندتن از شهروندان ایرانی قربانی عملکرد جنونآمیری تونی بلر شدند.
خصومتآمیزترین مواضع انگلیس علیه ایران در دوران سیاه بلر به مواضع کینهتوزانهاش در پرونده فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران برمیگردد. قرار بود که سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه به عنوان یک گروه حقیقت یاب وارد ماجرا شوند و به بررسی مسئله بپردازند. این گروه سپس تغییر نام داد و سعی کرد نقش میانجی را ایفا کند. آنها تعهدات متقابلی را پذیرفتند ولی از حسننیت جمهوری اسلامی ایران سواستفاده کرده و به هیچ یک از تعهدات خود در تهران، پاریس و بروکسل جامعه عمل نپوشاندند.
انگلیسیها شرور کار را به جائی رساندند که بعدا همین گروه را به عامل تدوین قطعنامههای ضد ایرانی در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت مبدل ساختند و متن قطعنامههای پیشنهادی واشنگتن را به عنوان پیشنهاد خود و از طرف انگلیس، به نام «تروئیکای اروپائی» به این مجامع عرضه میکردند و حال آنکه نقش محرز لندن در این بازیهای رسوا غیر قابل کتمان بوده و هست.
تجاوز به آبهای سرزمینی ایران در «اروندرود» تحت پوشش اجرای مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و همچنین دوبار حمله نظامی به کنسولگری ایران در بصره از شیرین کاریهای این عنصر کینهتوز است که در تاریخ مناسبات دو کشور سنگینی میکند و نیازمند عذرخواهی رسمی لندن است.
اظهارات و سخرانیهای جنونآمیز و ضد ایرانی شخصی تونی بلر و دولتمردانش به قدری نفرتانگیز است که معلوم نیست جانشین تونی بلر چگونه میخواهد این پدیدهها را جبران کند؟ بلر یکبار ایران را بهطور رسمی به عنوان «تهدید استراتژیک» نامید که گویا «سرمنشا تمامی مشکلات خاورمیانه» است! البته بنظر میرسد که وی در آن لحظه در مصرف مایعات روان گردان افراط کرده و فراموش کرده است که این انگلیسیهای شرور بودهاند که برای بیش از سه قرن، سرمنشا تمامی مشکلات جهان و بویژه عامل بوجود آوردن غده سرطانی اسرائیل به عنوان منشا اصلی فتنه و بحران در خاورمیانه محسوب شده و میشوند.
تونی بلر حتی در صحنه سیاست داخلی انگلیس هم کارنامه موفق و شکست خوردهای را از خود به یادگار گذاشته است. «میراث بلر» حتی برای جانشینانش هم شرمآور و پرمخاطره است. سماجتهای کودکانه و رفتار غیرقابل توجیه وی در صحنه سیاست داخلی انگلیس هم برای حزب وی «بیاعتباری تاریخی» و احیانا غیرقابل جبرانی را به ارمغان آورده است. بلر با سیاستهایش باعث تنفر و دوری رای دهندگان از حزبش گردید و کار به جائی رسید که در اسکاتلند که برای بیش از نیم قرن پایگاه عمده حزب کارگر بوده، برای اولین بار به ناکامی حزب کارگر انجامید و حزب ملیگرا اسکاتلند که خواستار استقلال کامل اسکاتلند است، به برتری و پیروزی دست یافت. این حزب خواستار برپائی همهپرسی برای اعلام استقلال کامل اسکاتلند است. البته دولت لندن برای دستکاری در نتایج آرا و زمینهسازی برای ناکام ساختن چنین طرحهائی استاد است. آنها پیش از این هم طرحهای مشابهی برای استقلال کامل استرالیا و کبک کانادا را عقیم ساختهاند ولی چه کسی میداند بازیها در اسکاتلند با نتایج متفاوتی روبرو شود. سرنوشت همهپرسی اسکاتلند هر چه باشد و حتی اصل برگزاری همهپرسی استقلال اسکاتلند، به هر تصمیمی که منجر شود، در یک نکته نمیتوان تردید کرد و آن اینکه رفتار سیاسی تونی بلر در این دوران سیاه دهساله، حتی انگلیس را هم با «بحران امنیت ملی» مواجه ساخته است. به راستی چشمانداز زندگی خصوصی تونی بلر از این پس چگونه قابل پیشبینی است؟
توصیههای گوناگونی به وی شده است. نوشتن خاطرات و فروش آن برای عبرت دیگران، پوشیدن لباس «پدر مقدس» و انتخاب شغل مبلغ مسیحی، رفتن به دانشگاه و تدریس تجریبات دوران زمامداری به دانشجویان خاص و... اینها هر کدام دارای جاذبههای خاصی است ولی بوش کوچک هم پیشنهاد خوبی به نوکرش دارد. چطور است که «تونی بلر» از این به بعد به عنوان نماینده ویژه بوش کوچک در امور خاورمیانه از کاخ سفید ابلاغ رسمی دریافت کند و رسما به رئیس جدید خود در کاخ سفید گزارش بدهد؟
البته این پیشنهاد بسیار شرمآور است که بطور رسمی و علنی نشان میدهد نخستوزیر انگلیس، به یک حقوقبگیر دست چندم آمریکا تبدیل شده است! بنظر میرسد موضوع اصلی سفر اخیر تونی بلر به آمریکا گفتوگو درباره همین نکته باشد.
البته هیچکس نباید نگران باشد چون ممکن است درباره قیمت واقعی تونی بلر، توافقی صورت نگیرد. ولی بعید بنظر میرسد که این موضوع چندان مهمی باشد. چون کسی که تا دیروز در خدمت کاخ سفید بوده، برای دریافت بیشتر، زیاد چانهزنی نمیکند.