تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۵۵۴۷

در ماهها و سال‌های گذشته، اظهارنظرهای برخی از سیاستمداران و مسئولان ایرانی، به حربه‌ای برای بهانه‌جوئی مخالفان و ایراد اتهام علیه نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در حالی که اگر به دقت بررسی شود در بسیاری از آن موارد، اظهارنظر ضرورتی نداشته و در صورت ضرورت بایستی با مطالعه کافی و توسط سخنگویان رسمی انجام می‌شد. اگر به دقت نگریسته شود کشف و بزرگ‌نمایی برخی تناقض‌ها در اظهارنظر مسئولان ایرانی که تاکنون مشکلاتی ایجاد کرده است نیز ریشه در اصرار برخی سیاستمداران بر سخنرانی، مصاحبه و اظهارنظر دارد. همچنین به نظر می‌رسد کشور ما فاقد استراتژی مشخص برای تنظیم مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هاست. در نتیجه در بسیاری از موارد تناسبی میان جایگاه فرد مسئول با سخنان مطرح شده توسط او وجود ندارد، تا جائی که بعضاً سخنانی توسط یک مقام رده اول بیان می‌شود که اصلاح آن توسط مقامات رده اول اجرائی، تقنینی و قضایی، گفتن «حرف آخر» است و برای گفتن حرف آخر هم بایستی منتظر بازتاب داخلی و خارجی اظهارنظرهای قطعی و یا آزمایشی زیردستان خود شوند.

دیروز در مصاحبه هفتگی سخنگوی وزارت خارجه، به اظهارات یک مقام اجرائی اشاره شد که ظاهراً در آن، موضوع مذاکرات بغداد «تفهیم اتهام به آمریکایی‌ها» معرفی شده است. در حالی که این مذاکرات، با هر هدفی که انجام شود تأثیر غیرقابل انکاری بر آینده کشورمان دارد. فراموش نکنیم حتی اگر در مذاکرات عراق، مسائل فیمابین ایران و آمریکا به هیچ وجه مورد اشاره قرار نگیرد و این نشست، تنها به بررسی مسائل عراق محدود شود، نمی‌توان موفقیت یا ناکامی در این مذاکرات را بر سرنوشت ایران نادیده گرفت. زیرا سرعت بازگشت آرامش و امنیت در کشور همسایه، اگر هیچ خاصیتی برای ایران نداشته باشد، از آن جهت که موجب کاهش اتهام‌افکنی آمریکا و برخی قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای می‌شود، دستاوردهایی برای ایران خواهد داشت و این دستاورد کمی نیست. البته نمی‌توان انکار کرد که اگر مذاکرات بغداد با دقت و هوشمندی طرف ایرانی انجام شود، مسیر بسیاری از مسائل از جمله پرونده هسته‌ای را نیز به سود ایران تغییر خواهد داد.

مسئولان ایرانی اگر به موضوع عراق از همین زاویه نگاه کنند و البته بپذیرند که چارچوب مذاکرات بغداد قبلاً توسط عالی‌ترین مقام کشور تبیین شده است، شاید از اصرار آنها برای اظهارنظرهای مکرر کاسته شود. این روشی است که دولت آمریکا به خوبی آن را مورد توجه قرار داده است. انتخاب یک دیپلمات آشنا به ایران- که قبلاً سابقه مذاکره با دیپلمات‌های ایرانی را داشته است- و سکوت قبل از مذاکره او و سایر تصمیم‌گیران در عرصه سیاست خارجی آمریکا، نشان می‌دهد آنها مراقب هستند که دستشان در مذاکره، پیشاپیش برای طرف ایرانی رو نشود.

در روزهای اخیر و به ویژه از زمان قطعی شدن این مذاکرات، هرگونه اظهارنظر در خصوص مباحث بغداد، تنها به چند رسانه آمریکایی سپرده شده است. در این روزها، نه رایس سخنی از مذاکرات بغداد می‌گوید و نه بوش و دستیاران نزدیک او. کروکر نیز تنها ده روز قبل، به اظهارنظری کوتاه بسنده کرد و مذاکرات بغداد را «غیرشگفتی‌ساز» خواند. او به این طریق اولاً از ایجاد انتظار غیرقابل تحقق در میان عراقی‌ها و آمریکایی‌ها جلوگیری کرد و ثانیاً تلاش نمود که نقش ایران در «حل مسائل عراق» را کم اهمیت جلوه دهد.

اما در همین ایام، روزنامه‌ها و سایر رسانه‌های ایرانی، بازتاب دهنده اظهارنظرهای مکرر و گاه غیرهماهنگ هستند که توسط مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس بیان می‌شود؛ اظهارنظرهایی که در صورت شکست مذاکرات بغداد، علیه ایران بکار گرفته خواهد شد و در صورت موفقیت نسبی مذاکرات، نفعی برای کشورمان بدنبال نخواهد داشت.

ما ایرانی هستیم و مسلمان و اگر در سیاستمداران نیز تجربه زیادی نداریم حداقل توصیه ایرانی- اسلامی «کم‌گوی و گزیده‌گوی» را بارها شنیده‌ایم. پس ای کاش با فراخوان صاحب‌نظران برای مشاوره در مسائل مهم، اظهارنظرهای تریبونی و سخنرانی‌های غیردیپلماتیک را به محافل کارشناسی منتقل و از هرگونه اظهارنظر، قبل از حصول اطمینان از مطابقت آن با منافع ملی خودداری کنیم.