تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۵۵۹۸

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

شاهزاده جنجالی سعودی، بندر بن سلطان، به آمریکائی‌ها گفته است: گروه القاعده را در سال 1359 (1980 میلادی) در پاکستان تأسیس کردم و هم‌اکنون نیز می‌توانم دوباره القاعده جدیدی را تأسیس کنم.

طبعاً ژنرال مشرف، رئیس‌جمهور پاکستان، و مقامات اطلاعاتی و امنیتی این کشور از این واقعه بی‌اطلاع نیستند. حتماً آنها خوب میدانند که تأسیس القاعده، کمتر از دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق، اهداف مشخصی را دنبال می‌کرد که سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا (سیا) برای دستیابی به آنها برنامه‌ریزی کرده بود.

بندر بن سلطان را هم قطعاً رئیس‌جمهور و سایر مقامات پاکستانی خوب میشناسند و میدانند که او مدت‌ها سفیر عربستان در آمریکا بود و کاندیدای مورد نظر آمریکا برای به دست گرفتن قدرت در عربستان است. او، فرد مورد اعتماد واشنگتن برای اجرای طرح‌هائی است که کاخ سفید در خاورمیانه (اعم از عربی و غیرعربی) در دست اجرا دارد و ماجراهای اخیر غزه و لبنان و عراق نیز زیر سر اوست.

با توجه به این نکات، اکنون میتوان به راحتی با مقامات پاکستانی درباره واقعه «لعل مسجد» در اسلام‌آباد سخن گفت و به سئوالهائی از قبیل اینکه: ماهیت این ماجرا چیست؟ چرا چنین حادثه‌ای رخ داد؟ دست‌های پشت پرده این حادثه کدامند؟ و دولت پاکستان چرا هدف حملات طالبان قرار گرفته است؟ پاسخ داد.

پاسخ آسان و دم دستی اینست که برکناری رئیس دیوان عالی کشور پاکستان، عامل اصلی ماجرای «لعل مسجد» است که هزاران نفر در اعتراض به این اقدام رئیس‌جمهور در این مسجد متحصن شده و خواستار لغو این تصمیم پرویز مشرف هستند. این افراد، بعد از مدتها اعتراض و تظاهرات خیابانی اکنون به تحصن در این مسجد روی آورده‌اند تا خواسته خود را از این طریق عملی سازند.

اما پاسخ واقعی غیر از اینست. گروه طالبان، که دست پرورده دولت پاکستان است و مقامات پاکستانی این گروه را در فعالیت‌هایی که در طول سالهای دهه 70 تاکنون علیه دو جریان انقلابی و مترقی در افغانستان و ایران، یعنی مجاهدین افغان و انقلاب اسلامی ایران، انجام داد آزاد گذاشتند، اکنون بلای جان خود دولت پاکستان شده و هر روز مشکلی جدید برای مقامات این کشور ایجاد می‌کند. طالبان را آمریکا برای مبارزه با انقلاب اسلامی و مجاهدان افغان تأسیس کرد. در افغانستان، هدف آمریکا برای کنار زدن مجاهدین و روی کار آوردن مهره‌های دست‌نشانده واشنگتن تأمین شد ولی در ایران، تیر آمریکا به سنگ خورد. بخش اعظم موفقیت آمریکا در افغانستان، مرهون همراهی‌های همه‌جانبه دولت پاکستان با برنامه‌های واشنگتن است. روی کار آمدن دولت جدید با ریاست یک نظامی در اسلام‌آباد، درست در آستانه اجرای طرح اشغال افغانستان توسط آمریکا، نیز بخشی از همین برنامه بود.

علاوه بر این، دولت پاکستان دست طالبان را برای کشتن شیعیان در پاکستان آنچنان باز گذاشت که این گروه منحرف احساس کرد هیچ مانعی برای انجام هر آنچه اراده کند وجود ندارد. ناامنی‌های سالهای اخیر پاکستان و سرانجام واقعه «لعل مسجد» که لکه سیاه بزرگی بر پیشانی دولت پرویز مشرف نشاند، محصول همان بذر فاسدی است که دلت پاکستان اجازه داد آمریکا در این کشور بکارد و دولتمردان پاکستانی نیز آنرا آبیاری کردند و پرورش دادند.

بی‌مناسبت نیست به دنبال آنچه از بندر بن سلطان درباره تأسیس القاعده آوردیم، بقیه شاهکارهای این شاهزاده سعودی و اربابان آمریکائی وی در منطقه را نیز در اینجا بیاوریم تا کاملاً مشخص شود پشت پرده موجودیت گروه‌هائی همانند القاعده و طالبان و فتح‌الاسلام و بقیه مدعیان اسلام طالبانی، چه دستهائی مشغول صحنه‌گردانی هستند.

رئیس مرکز مطالعات و رسانه‌های خاورمیانه جدید در لبنان، در این زمینه مطالبی دارد که قابل توجه است. وی که «ناصر قندیل» نام دارد، در گفتگو با شبکه الجزیره گفت: گروه فتح‌الاسلام، دست‌نشانده بندر بن سلطان برای مقابله با حزب‌الله لبنان است. وی افزود: محمد دحلان، از رهبران الفتح، با همکاری ژنرال آمریکائی «دایتون»، بندر بن سلطان و محمود عباس و بودجه 65 میلیون دلاری کنگره آمریکا قصد انجام کودتا در غزه را داشت که حماس با اخراج وی از غزه این توطئه را خنثی کرد. ناصر قندیل گفت: کنگره آمریکا یک بودجه 300 میلیون دلاری برای انجام عملیات خرابکاری در منطقه اختصاص داده که 80 میلیون دلار آن در اختیار گروه تروریستی جندالله در پاکستان با هدف انجام عملیات خرابکاری در شرق ایران قرار گرفته است. از این مبلغ 60 میلیون دلار به گروه‌های تندرو در لبنان و جبهه «اخلاص» سوریه و 80 میلیون دلار به محمد دحلان اختصاص یافته است. آمریکا همچنین در نظر دارد قبل از آنکه از عراق خارج شود یک شبکه امنیتی برای اسرائیل در این کشور ایجاد نماید.

اکنون با توجه به این نکات، که فقط بخش کوچکی از توطئه‌های آمریکا و نوکرانش در منطقه را نشان میدهند، آیا این سئوال به ذهن مقامات پاکستانی راه نیافته است که از نظر آمریکا تاریخ مصرف این دولت نیز پایان یافته و واشنگتن درصدد آوردن مهره جدیدتری است؟ غربی‌ها که حاضرند کودتاچیان نظامی و روسای جمهور مادام‌العمر را، اگر با آنها باشند، تحمل کنند و رنگ و لعاب دموکراسی به آنها بزنند و به هر قیمتی از مهره‌های دست‌نشانده خود حمایت کنند، چگونه است که اکنون برای پایان یافتن واقعه «لعل مسجد» هیچ اقدامی نمی‌کنند؟ آیا آنچه امروز مقامات پاکستانی درو می‌کنند، محصول همان بذر فاسدی نیست که دیروز کاشتند؟