تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۵۶۶۰

مصیب نعیمی مدیر مسؤول روزنامه الوفاق

* یالثارات: جمهوری اسلامی ایران سرانجام اعلام کرد که در اجلاس شرم‌الشیخ حضور خواهد یافت. ارزیابی شما از دلایل پذیرش این درخواست چیست؟‌

** ـ قطعاً مستحضرید که جمهوری اسلامی ایران به رغم بسیاری از تحفظات یا نقطه‌نظراتی که نسبت به سیاست‌های آمریکا به ویژه مخالفت با سیاست سلطه‌گری این کشور دارد نسبت به قضیه عراق حساسیت ویژه‌ای نشان می‌دهد. دلایل این امر هم بسیار زیاد است. روابط اجتماعی، وظیفه اسلامی و موقعیت استراتژیک عراق به عنوان همسایه‌ای که طولانی‌ترین مرز را با ایران دارد و قطعاً امنیت عراق که می‌تواند با امنیت کشور ما مرتبط باشد می‌تواند جزء این دلایل باشد که ایران از بدو فعالیت دولت رسمی عراق همواره در هر مرحله‌ای که لازم دیده ولو اینکه با دادن بهای سنگین همراه بوده اما سعی کرده است که به هر صورت در حمایت از ملت عراق و کمک به پایان این بحران و خونریزی که در عراق هست از هر نوع مساعدتی کوتاهی نکند. لذا بحرانی که در مرحله اخیر پدید آمده است بدین صورت بوده که ایران دید آمریکا و همپیمانانش سعی دارند از هر اجلاس و کنفرانس که برپا می‌شود یک بهره‌برداری سیاسی کرده و شکست‌هایشان را توجیه نمایند تا به عبارت دیگر شریکی برای شکست‌های خود پیدا کنند، لذا ایران دید اگر امور بدین منوال طی شده و برنامه اجلاس مشخص نباشد و قرار باشد که آمریکا به عنوان یک پروپاگاندای تبلیغاتی از آن سوءاستفاده نماید، لذا حضور در آن اجلاس خیلی لزوم نخواهد داشت مخصوصاً که آمریکا در مرحله اخیر در خود عراق ساده‌ترین قواعد بین‌المللی را زیرپا گذاشته و دیپلمات‌های ایرانی را بدون هیچ‌گونه مجوز قانونی و بین‌المللی و برخلاف همه معیارهای متداول در دنیا در محل فعالیت رسمی‌شان بازداشت کرده و به گروگان گرفت. ایران این نکات را مدنظر داشت که تصمیمی برای شرکت در اجلاس اتخاذ نکرده بود.

* یالثارات: موضع دولت مالکی درخواست خبری از ایران برای حضور در این اجلاس بود. این درخواست جدی به چه دلیل صورت گرفت؟

** ـ دولت عراق و دست‌اندرکاران آن کشور عمدتاً سعی دارند که به هر طریقی که شده به پایان حضور اشغالگران تسریع دهند و مجدداً از جمهوری اسلامی ایران تقاضا کردند که البته از جزئیات پیش‌آمده اطلاعی در دست نیست. اما آن چیزی که مشخص است آن است که آمریکایی‌ها همان‌طوری که قطعاً در نهایت مجبور می شوند که به قانون‌شکنی‌شان اذعان کرده و دیپلمات‌های ایرانی را آزاد کنند ـ ظاهراً ـ در این مسیر با اعتراف به گناه و خطا، آمادگی برای آزادی گروگان‌های ایرانی را اعلام کردند. این البته از برخی از گفته‌ها و منابع ذکر شده برمی‌آید که اگر چنین باشد، قطعاً جمهوری اسلامی با قدرت در این اجلاس حضور خواهد داشت و نقطه‌نظرات خود را که در آن برای همگی همسایگان تثبیت شده است که نگاه جمهوری اسلامی ایران به عراق و نحوه حل مشکل آن، صائب‌ترین و بهترین و نزدیک‌ترین راه برای حل بحران عراق است، مطرح خواهد شد.

* یالثارات: برخی حتی قبل از اعلام حضور ایران در اجلاس شرم‌الشیخ بحث مذاکره ایران و آمریکا را مطرح می‌کردند. این بحث آیا اصلاً بحثی اصلی است؟‌

** ـ بعضی شاید سعی دارند که این نقطه‌ عطف و گشایش نسبی در حضور ایران در شرم‌الشیخ را به نزدیک شدن روابط آمریکا و ایران ربط دهند. البته من اعتقاد دارم که این مطلب کاملاً بیهوده است و محلی از اعراب ندارد. چرا که آن چیزی که می‌تواند این روند را به سمت مثبت پیش ببرد تنها بازگشت آمریکا از مسیر خطایی است که تا به حال در منطقه طی کرده است و نمونه‌هایش را در لبنان، عراق، افغانستان و در سایر کشورهای منطقه دیده‌ایم. دخالت‌های بی‌جا، تکروی در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی و حتی عدم توجه به نقطه‌نظرات هم‌پیمانان خود در اقدامات آمریکا وجود داشته به طوری که در حال حاضر طبق برخی نظرسنجی‌ها در اروپا که هم‌پیمان آمریکا محسوب می‌شود بالای 80-70 درصد از مردم آن نسبت به سیاست‌های آمریکا اعلام انزجار و نگرانی می‌کنند و هر انتخاباتی که در هر یک از کشورهای اروپایی رخ می‌دهد کسانی نزدیک به موفقیت می‌شوند و برنده هستند که بیشترین اختلاف و دوری را از آمریکا را ابراز می‌کنند. این خود بهترین دلیل بر شکست این سیاست سلطه‌جویانه است که سعی دارد نه تنها برای خود بلکه به جای ملت‌ها تصمیم‌گیری کرده و اعمال زور و فشار نماید و در مرحله اخیر اراده خود را از طرق نظامی بر کشورها تحمیل کند که قطعاً پذیرفتنی نیست و عراق نمونه بسیار بارزی از شکست آمریکاست. علاوه بر این اگر درست بنگریم بحرانی که آمریکا برای خودش ایجاد کرده است از درون آمریکا سر باز کرده است.

* یالثارات: به نکته خوبی اشاره کردید. در حال حاضر سخت‌ترین انتقادها و چالش‌ها در درون حاکمیت آمریکا از بوش صورت می‌گیرد و اختلافات عمیقی میان کنگره و سنا با کاخ‌سفید پدید آمده است. در این شرایط آمریکا در چه وضعیتی به سر می‌برد؟

** ـ الان در خود جامعه آمریکا علاوه بر گرانی‌هایی که هست درخواست یک بازبینی مجدد و بازخواست عاملان این بحران که میزان دشمنی با آمریکا نسبت به مرحله گذشته را شاید بیش از سه برابر افزایش داده‌اند وجود دارد. البته سعی می‌شود که آمار و ارقام صحیح کمتر منتشر شود. اما آنچه که تحت عنوان عقب‌رفت و بحران‌های اقتصادی پیامد بحران عراق عنوان می‌شود و یا کاهش اعتماد عمومی ملت‌‌ها و حتی ملت آمریکا را در نظر بگیریم درخواهیم یافت که شرایطی که الان حکومت بوش در داخل آمریکا تجربه می‌کند خیلی آسان‌تر از شرایطی که در بیرون ـ و مثلاً در عراق ـ دارد نیست و همگی اینها دست به دست هم داده تا نشان دهد که بالاخره مسیری که آمریکا رفته مسیر بسیار خطایی بوده و الان بوش نمی‌تواند بدون دادن هزینه از این مرحله بگذرد و اگر دقت کنیم می‌بینیم که سیاستمداران و کارشناسان آمریکایی سعی دارند که با قربانی دادن برخی از سیاستمداران حاکم فعلی به نوعی بحران را کنترل نمایند در حالی که مشاهده شد اولین قربانی دونالد رامسفلد بود، جان بولتون هم رفت، الان دیک چنی مطرح است اما باز هم بنده معتقدم که حتی دامنه بحران به دیک چنی هم منحصر نخواهد شد و اگر آمریکا بخواهد بخشی از تاریخ و آبروی گذشته خود را بازگرداند بایستی از دادگاهی نمودن بوش شروع کند. با توجه به همین قضیه است که فردی مثل برژینسکی که در چند دوره مشاور عالی امنیت ملی بوده است می‌گوید که بوش حداقل در شانزده مورد مستحق دادگاهی شدن در خود آمریکاست! و این خطاهای استراتژیکی که خود بوش مرتکب شده است بازپرداخت آن برای آمریکا خیلی سریع و کم‌هزینه میسر نخواهد بود. اگر این نکات را در کنار هم مطرح کنیم در خواهیم یافت که آمریکا در شرایط بحرانی بسیار بدی قرار دارد و این البته بدان معنا نیست که در آینده حتماً روش خوب و درستی را اتخاذ خواهد کرد ولی این وضعیت پیش‌ آمده آنها را مجبور کرده که به حرف برخی از عقلا اندک توجهی بکنند اگر بتوانند این مجموعه عقاب‌ها ـ یعنی تندروها و قانون‌شکنان ـ را کنار زده و یا حداقل به نوعی مجازات نمایند. این امری است که نه فقط مخالفان آمریکا بلکه بسیاری از دوستان آمریکا هم از این وضعیت و پیامد آن بسیار نگران هستند.

* یالثارات: چرا؟

** ـ چون اگر این بدعت در دنیا بتواند مشروعیت یابد که هر مجموعه‌ای که پشتوانه قدرت بین‌المللی دارد بتواند سرزمین دیگری را اشغال کرده و به جایگاه خود مشروعیت ببخشد، استقلال هیچ‌کدام از کشورها مورد تضمین واقع نخواهد شد و نکته‌ای که آمریکا بایستی به آن برگردد فراتر از ایران یا اختلاف با ایران است. به نظر من این استراتژی مورد مخالفت همه ملت‌ها است و در واقع امروز کمتر فرد معتدل و منطقی را در دنیا می‌توان سراغ داشت که انتقاد یا نگرانی از سیاست آمریکا نداشته باشد. علاوه بر آن جای این سوال پیش می‌آید که مگر در طول حداقل 40-30 سال گذشته اختلاف ایران و آمریکا بر سر عراق بوده که با اجلاس شرم‌الشیخ این اختلافات بخواهد از بین برود؟ اختلافات بر سر خوی استکباری آمریکا بوده که همچنان این خوی در آمریکا حاکم است.

* یالثارات: با این حساب می‌توان این گمانه را مطرح کرد که ایران، آمریکا را مجبور کرده که شروط او را بپذیرد و با این وجود در اجلاس شرم‌الشیخ اعلام حضور کرده است؟‌

** ـ البته نمی‌شود اسم آن را شرط گذاشت اما بالاخره ایران یکسری ضوابطی برای این کار می‌طلبد و ایران نسبت به عراق حساس است. آمریکا هم این را می‌داند، خود کشورهای منطقه و خود عراقی‌ها هم می‌دانند. همان‌گونه که عرض شد دلیل آن هم ارتباطات تنگاتنگ و وظیفه اسلامی ماست که در قبال یک همسایه می‌توان داشت و آن روابط اجتماعی که بین ما هست و از سوی دیگر استراتژی کلان هر کشور که قطعاً نسبت به همسایگانش حساس است، چرا که بازخورد هرگونه حرکات مثبت و منفی در یک کشور به کشور همسایه بازمی‌گردد. یعنی اگر عراق با بحران روبه‌رو شود مشکل آوارگان آن عمدتاً به ایران برمی‌گردد. از نظر معنوی هم نظام اسلامی یکسری اعتقادات و مواضع ارزشی و آسمانی را می‌طلبد که بنابر آن مواضع قطعاً نمی‌تواند نسبت به وضعیت بحرانی و بسیار دشواری که ملت عراق با آن روبروست بی‌طرف باشد. این چند عامل دست به دست هم داده است که جمهوری اسلامی ایران را ولو آنکه از بسیاری از وقایع فعلی گلایه جدی دارد نماینده‌اش را عازم شرم‌الشیخ نماید. اما باید دانست که ایران همواره عراق و حتی کشورهای منطقه را به این دعوت کرده تا تلاش شود حداقل زمان‌بندی خروج آمریکا و اشغالگران از عراق مشخص شود.

* یالثارات: حضور ایران در اجلاس شرم‌الشیخ برای ایران مفیدتر بود یا عدم حضور ایران؟

** ـ قطعاً حضور ایران معنای دیگری دارد. البته حضور ایران با حضور آمریکا هم متفاوت است. آمریکا که حضور نظامی زورگویانه و تجاوزگرایانه دارد و حضوری که آمریکا دارد چون بر مبنای قدرت و زور است با دشمنی و شک و تردید مردم عراق روبروست و هیچ اعتمادی را نمی‌تواند جلب کند در حالی که جمهوری اسلامی ایران با توجه به آن ارتباطاتی که عرض شد و آن اعتمادی که در بدنه ملت عراق وجود دارد، قطعاً حضورش مؤثرتر است. یعنی می‌تواند اعتماد بیشتری را جذب نماید. حتی نسبت به کشورهای منطقه که هر کدام مدعی تأثیرگذاری در عراق هستند باز هم با توجه به پیشینه منفی که دارند و حمایت‌های عمده‌ای که از رژیم دیکتاتوری صدام انجام داده‌اند، در بین مردم عراق آن اعتماد را ندارند.

لذا جایگاه جمهوری اسلامی ایران خارج از موقعیت منطقه‌ای آن و اهمیت و استراتژیک و اساسی‌اش، حتی می‌تواند نوعی ایجاد اعتماد برای مردم عراق کند و این چیزی است که با توجه بدان عمده مسؤولان عراقی ـ که از اعضای پارلمان تا دولت و برخی شخصیت‌های مذهبی و ملی ـ حضور ایران را بسیار ضروری و لازم دانسته‌اند و هرگونه عدم حضور را شکست عراق دانستند. دیدیم که آقای مالکی گفت که اگر نیاز باشد مشخصاً به تهران خواهد آمد و جمهوری اسلامی ایران را دعوت می‌کند که در اجلاس حضور پیدا کند و همان‌طوری که می‌دانیم شاید به خاطر آن محذوریت‌های اخلاقی که ایران دارد باعث شده که بپذیرند که در این اجلاس شرکت کند علاوه بر اینکه آمریکایی‌ها هم ظاهراً مجبور شدند به یکسری واقعیت‌ها تن بدهند و آن متوقف کردن قانون‌شکنی‌هایی است که در عراق علیه کشورها به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران اعمال می‌کنند.

* یالثارات: آیا اجبار آمریکا به توقف برخی قانون‌شکنی‌ها می‌تواند دست‌آورد بزرگی برای عراق و ایران باشد؟‌

** ـ قطعاً... اولین ضربه‌ای که آمریکا در قضیه ربودن دیپلمات‌ها متحمل شد به خود آمریکا و آن ادعاهایی بود که آمریکا می‌کرد. حتماً آن ادعای ایجاد دمکراسی در عراق به کشتار مردم عراق مواجه شد. ادعای بازسازی عراق منجر به این شد که مردم عراق حداقل از آب آشامیدنی هم محروم باشند. ادعای ایجاد قانون در عراق هم که ادعای آن را می‌کرد منجر به بازداشت دیپلمات‌ها در اربیل ـ محل کارشان‌ ـ با داشتن کلیه مصونیت‌ها و تأیید دولت عراق شد. اگر مصونیت دیپلماتیک شکسته شود آمریکایی‌ها قبل از همه متضرر می‌شوند ولی به رغم این، ظاهراً برای نوعی ابراز عداوت و پیام به ایران اقدام به این کار کردند که عقل نظامی آمریکا این کار را کرد و عقل سیاسی او فکر نمی‌کنم که این‌قدر احمقانه به کاری دست بزند که ابعاد آن مشخص نیست! چرا که بازداشت چند دیپلمات نمی‌تواند به قدرت و ابهت آمریکا کمک کند در حالی که عکس قضیه صحیح است و آن اینکه آمریکا ناتوانی‌اش را می‌خواهد با این وضعیت و دستگیری افراد غیرنظامی جبران کند. لذا قطعاً این می‌تواند دستاوردی برای ما باشد. البته نه فقط در بعد عراق و ایران بلکه حتی در بعد بین‌المللی که همان‌طوری که آنها نسبت به اتباع خود ادعای حمایت دارند جمهوری اسلامی ایران هم آن را سرلوحه کار خود قرار دهد و از این به بعد شاید کمتر کسی جرأت کند که این چنین هتاکی نسبت به قوانین و معاهدات بین‌المللی داشته باشد.