تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۵۶۷۳
سخنی با مهندس موسوی دوست قدیمی دوران جنگ تحمیلی

ابراهیم حاجی محمدزاده*

برادر گرامی! جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، حتما این حقیر را با نام محمدزاده و به عنوان یکی از برادران قدیم خود در سپاه می‌شناسید. واقعیت این است وقتی عکس تمام‌قد شما را در روزنامه هم‌میهن با تیتر درشت «انتقاد مهندس موسوی از اوضاع اقتصادی» دیدم، برایم این سؤال پیش آمد، آیا شما نیز به جرگه آنانی پیوسته‌اید که با تکیه بر مشرب‌های خاص اقتصادی! که مهمترین ویژگی آن اعتقاد به گسست اقتصاد بین گذشته و حال هستند و با نادیده گرفتن میراثی که برادرمان دکتر احمدی‌نژاد بدان گرفتار آمده است. تازه بیادشان افتاده، که فریاد وا اقتصادا! وا سرمایه‌دارا! سر دهند. از دکه روزنامه‌فروشی تا منزل در این اشتباه نابخشودنی گذشت. ولی پس از خواندن چند سطر از گفتار شما، دیدم موسوی هم مثل احمدی‌نژاد قلبی دردمند و پردغدغه از محرومان و پابرهنگان فراموش شده و کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شده دارد، منتها از دو منظر او 20% کودکان کارتن خواب را می‌بیند و می‌سوزد و احمدی‌نژاد به علت بودن در میان گود علت‌ها را می‌بیند و فریاد می‌زند: احمدی‌نژاد در این‌باره می‌گوید: «.... برخی می‌گویند عدالت خیلی سخت است و ما زورمان نمی‌رسد این قلدری که شلنگ 8 اینچ به بیت‌المال وصل کرده و با یک پمپ و برق سه‌فاز می‌مکد و به حساب و جیب خود می‌ریزد و بستگان خود را منتفع می‌کند، چه طوری جلو او را می‌گیرند؟ پس ول‌ کن سکوت کن... پاسخ من روشن است. مردم به من رای دادند که دست این قلدرها را از بیت‌المال قطع کنم و اگر بنا باشد در مقابل تبعیض ساکت شوم این مسئولیت یک ریال هم برای من ارزش ندارد...»

امروزه باندهای مخوف رانت‌خواران که از گذشته‌ای نه چندان دور درصدد کمرنگ کردن و مسخ همه ارزش‌های انقلاب اسلامی و خط امام بوده و هستند به یکدیگر سفارش می‌کنند حداقل به مدت چند ماه تا روشن شدن انتخابات مجلس و یا حداکثر دو سال (انتخابات ریاست جمهوری) باید جوسازی‌های مختلف مردم را از عدالت ناامید کرد تا شاید دوران طلایی گذشته تکرار شود و این بار با خیال راحت‌تر روز از نو روزی از نو.

برادر بزرگوار، همانگونه که شما تلویحا نیز اشاره داشتید متاسفانه بر انقلاب اسلامی دورانی گذشت که در صدر اسلام بر اسلام ناب محمدی(ص) گذشت، در صدر اسلام و زمان پیغمبر و در آغاز انقلاب و دوران حیات امام(ره) عده‌ای از کسانی که هیچ‌چیز نداشتند و یا به قول شما اگر هم داشتند خجالت می‌کشیدند و ضدارزش می‌دانستند، عده‌ای از همان‌ها خود و خانواده‌شان یک پا در ایران و یک پا در اروپا و سواحل... دارند، چرا که مانور تجمل‌های چندین میلیاردی در ایران عطش آنان را پاسخگو نیست و علنا اعلام می‌کنند از اول هم اعتقاد به این ارزش‌ها که شما و تمامی دردمندان با حسرت از فراموشی و کمرنگ شدن آن می‌سوزید نداشته‌اند و هر چند روز یک بار در محافل خصوصی و عمومی‌شان یک ترجیع‌بند خاص را مرتب تکرار می‌کنند:

«مملکت در خطر است»، «وضع هم بحرانی است»

راستی برادر محترم، آیا می‌دانید، پس از این حرفها که زدید شما هم به جرگه پوپولیست‌هایی پیوسته‌اید که انتظارات محرومان و مستضعفان را از دولت زیاد می‌کنند! و بالطبع عامل رکود اقتصادی، سازندگی و اصلاحات! می‌شوند. و در امید به بازگشت مجدد سازندگی و اصلاحات دردسرساز. مگر نه این که کسانی که در گذشته نمی‌توانستند به امام ایراد بگیرند و او را پوپولیست و ساده‌اندیش در مسائل اقتصادی قلمداد کنند، امروزه دارند انتقام او را از احمدی‌نژاد پوپولیس!‌ می‌گیرند:‌ چرا که از این حرفهای پوپولیستی (العیاذبالله) هیچ‌کس بهتر از امام نزده است:

«... خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. معاذالله که این با سیره و روش انبیاء و امیرالمومنین و ائمه معصومین علیهم‌السلام، سازگار نیست.»(1)

اگرچه در آنچه از قول شما چاپ شده بود کمتر به چه باید کردها پرداخته بودید ولی به نظر می‌رسد بهترین راه فرهنگی (همانگونه که در رهنمود فوق ملاحظه می‌شود) آگاهی مردم و تکیه بر روش امام(ره) در بازگویی زندگی و راه پیامبران و ائمه معصومین در افزایش تعهد دولتمردان به مردم است. همان راهی که علی علیه‌السلام بعد از پیامبر همواره بر آن تاکید داشت:

«... به گمان خود ادعا می‌کند که بخدا امیدوار است! سوگند به خداوند بزرگ که دروغ می‌گوید! چگونه است حال او که امیدواریش به خداوند در عمل و کردارش نمودار نیست... پیروی کردن از رفتار رسول خدا صلی‌الله علیه و آله برای تو کافی است بر مذمت دنیا و معیوب بودن و بسیاری رسوائی‌ها و بدی‌های آن، پس به پیغمبر خود صلی‌الله علیه و آله که از همه انسانها نیکوتر و پاکیزه‌تر است اقتدا نموده و از آن بزرگوار پیروی کن... پیامبر بر روی زمین طعام می‌خورد و می‌نشست مثل نشستن بنده و بدست خود پارگی کفشش را دوخته و جامه‌اش را وصله می‌کرد، بر خر برهنه سوار می‌شد و پشت سرش دیگری را نیز سوار می‌کرد. بر در خانه‌اش پرده‌ای که در آن صورتها نقش شده آویخته بود. پس به یکی از زنهایش فرمود این پرده را از نظر من پنهان کن، زیرا وقتی من به آن چشم می‌اندازم دنیا و آرایش‌های آن را بیاد می‌آورم. پس براستی و با تمام قلب از دنیا دوری گزید و یاد آن را از خود دور ساخت و دوست داشت که آرایش آن از جلو چشمش پنهان باشد تا از آن جامه زیبا فرا نگرفته باور نکند که دنیا جای آرمیدن است و امیدواری درنگ کردن در آنجا را نداشته باشد...»(2)

در همین خطبه نهج‌البلاغه علی(ع) از زندگی پیامبران سلف نیز نمونه‌هایی ذکر می‌کند و سپس خود را به عنوان یک حاکم اسلامی در پیروی از پیامبر مثال زده و می‌گوید:

«... سوگند بخدا بر این لباس خود چندان پینه دوختم تا اینکه از دوزنده آن شرمنده شدم و گوینده‌ای بمن گفت: آیا آن را از خود دور نمی‌کنی؟ گفتم از من دور شو که عندالصباح یحمد القوم السری، هنگام بامداد از مردم شب‌رو سپاسگزاری می‌شود.» (3)

براساس عشق و امید به پیروی از همین روش‌های حاکمیت علوی است که مقتدای حزب‌الله، حضرت روح‌الله(ره) راه برون‌رفت از بن‌بست‌های موجود و به تعبیر شما، کم‌رنگ و مسخ شده را اینگونه ترسیم می‌کند:

«... ارائه طرح‌ها و اصولا تبیین جهت‌گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهی‌دستی بشمار می‌رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برتری‌ای از این جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شکوفایی و پرورش استعدادهای خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم می‌کند. و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره‌کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانه فخرفروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان افکار و خواسته‌های خود را تحمیل کنند. این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزش‌های متعالی و فرار از تملق‌گویی‌های گروه و حتی بعضی از ثروتمندان را از این که تصور کنند مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست متنبه می‌کند. خلاصه کلام اینکه بیان این واقعیت که در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون‌تر از آن کسی است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مدیران و کارگزاران و رهبری روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنه‌ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین و در کنار مستمندان و پابرهنه‌ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن افتخار بزرگی است که نصیب اولیاء شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه می‌دهد...» (4)

آخرین نکته اینکه ایکاش ترتیبی اتخاذ می‌نمودید که سخنان شما بطور کامل با مردم در میان گذاشته می‌شد چرا که ارائه آن از طرف کسانی که از تمام دردمندیهای شما فقط به منافع جناحی خود می‌اندیشند و بودن و یا نبودن در پست و مقام را تنها مقصد می‌دانند، باعث می‌شود در آخر اینگونه نتیجه‌گیری کنند که؛

«... آیا میرحسین موسوی به صحنه اصلی سیاست ایران بازگشته و از حاشیه خارج خواهد شد. متن، یقینا مهیای این حضور است.»

در صورتی که بنظر می‌رسد بهترین نتیجه‌گیری از سخنان شما، دعائی است که حضرت امام به دنبال هشدارها و رهنمودهایی که در بالا به آن اشاره شد می‌فرمایند:

«... خداوندا این نعمت بزرگ را از ما و ملت ما نگیر، ما را به ارزش برکات خود بیشتر آشنا فرما، خداوندا، بر بندگی ما و خلوص ما و اظهار عجز و ذلت ما در برابر خودت بیفزا، خداوندا، به ما توکل و صبر و مقاومت و رضا و توفیق جلب عنایت خود کرامت فرما، و در مسیر خدمت به بندگانت ما را تا مرز قربانی خود و فرزندان و هستی ما همراهی و مدد فرما.»