تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۵۷۷۱
تحلیل حسین رفیعی از روابط ایران و آمریکا و زمینه‌های رفع اختلاف
اشاره:‌ دکتر حسین رفیعی استاد دانشکده شیمی دانشگاه تهران و از ‌فعالان عرصه سیاسی کشور از جمله اساتیدی است که با نگاهی ‌همه‌جانبه به روابط ایران و آمریکا و بحث پرونده هسته‌یی نگاه ‌می‌کند. این استاد دانشگاه در تحلیلی جامع به این مسأله پرداخته ‌و آن را برای انتشار در اختیار روزنامه اعتماد قرار داده است که ‌می‌خوانید. لازم به ذکر است روز گذشته در صفحه اول روزنامه ‌بخشی از این مقاله منتشر شد و امروز مستندات آن به چاپ ‌می‌رسد.

منافع آمریکا در منطقه

‌آمریکا در سال 1930 به این دلیل منطقه خلیج‌فارس را «منطقه ‌منافع ملی» خود اعلام کرده است که از ذخائر نفت عربستان و ‌ایران اطلاع داشته و زمین‌شناسان با اطلاعات آن زمان کل منطقه را ‌حاوی ذخائر نفت می‌دانستند. پس از جنگ جهانی دوم و سقوط ‌امپراتوری انگلیس، آمریکا در همه جای دنیا یا شریک انگلیس شد یا ‌جایگزین آن، البته با نمودی متفاوت از استعمار انگلیس؛ ‌امپریالیستی با توانی قوی و اقتصادی قدرتند.

‌ذخائر شناخته شده نفت پنج کشور حوزه خلیج‌فارس برای حدود ‌50 سال آینده نفت سهل‌الحصول و ارزان برای کشورهای ‌مصرف‌کننده تأمین خواهد کرد و موقعیت جغرافیایی ایران در بین ‌خلیج‌فارس و دریای خزر که جمعاً برای حدود 75 سال این نفت ارزان ‌قیمت را تأمین خواهد کرد، اهمیت دو چندان پیدا می‌کند.

‌پس از فروپاشی شوروی، آمریکا از ابرقدرتی به امپراتوری تبدیل ‌شد و به دلیل توانایی‌های داخلی خود، از جمله قدرت نظامی و ‌اقتصادی قدرت اول جهان شده است و آمریکائیزه کردن جهان را در ‌دستور کار قرار داده که حتی اعتراضات پوتین، شیراک و... را هم در ‌پی داشته است. یکی از ابزار تداوم امپراتوری آمریکا، کنترل انرژی ‌منطقه خلیج‌فارس است. ناتو برای دخالت در خاورمیانه، پس از ‌فروپاشی پیمان نظامی ورشو، حفظ شده است. حتی اگر آمریکا ‌هیچ احتیاج به نفت خاورمیانه نداشته باشد، کنترل آن جزء ‌استراتژی 75 ساله آمریکا خواهد بود. آمریکا نه دغدغه دموکراسی ‌در منطقه ما را دارد و نه از تخریب کشورها و کشتن انسان‌ها، حتی ‌سربازان آمریکایی، نگران است. بی‌رحمی آمریکا در شبه جزیره ‌کره، ویتنام، لائوس، کامبوج، یوگسلاوی و کشورهای آمریکای لاتین ‌و دیگر کشورها پس از جنگ جهانی دوم، مؤید این واقعیت است.

‌استراتژی آمریکا در ایران

‌شرایط ایران با افغانستان و عراق کاملاً متفاوت است. این تفاوت در ‌عقلانیت جنبش اپوزیسیون اصلاح‌طلبی ایران که نطفه آن در دوران ‌پس از درگیری‌های سال 60 تکوین یافت و در سال 76 گسترده و ‌نسبتاً عمومی شد، است. جنبش اصلاح‌طلبی کند شد، مبارزه ‌جدی با آن، از زندان سیاسیون و فعالان فرهنگی تا توقیف رسانه‌ها ‌و مضایق برای NGOها و جنبش‌های صنفی کارگران، دانشجویان، ‌زنان، معلمان به عمل آمد ولی این جنبش از پا نیفتاده است.

‌در افغانستان اتحاد شمال ضد طالبان وجود داشت که آمریکا با ‌حمایت هوایی آن را برای سرنگونی طالبان به همکاری طلبید ولی ‌بعد طرفداران خود را به عنوان «حاکمان منتخب» معرفی کرد و جا ‌انداخت. در عراق در داخل مملکت اپوزیسیون فعالی وجود نداشت، ‌یک دیکتاتور مطلق‌العنان رهبری حزبی منحصر به فرد را با قدرت ‌نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی به عهده داشت. دخالت مستقیم ‌آمریکا برای سرنگونی آن ضروری بود. راه‌حل دیگری نداشت. ایران ‌کشوری است بزرگ با تاریخی یکصد ساله مبارزه برای تحقق ‌دموکراسی با اصلاح‌طلبانی مصمم و مسلح به اندیشه اسلامی که ‌در 10 سال گذشته ـ و بخشی از آن در 25 سال گذشته ـ نه از پای ‌افتاده است و نه اقدامات علیه آنها توانسته است آنها را به نقطه ‌صفر برساند. جنبش اصلاح‌طلبی و دموکراسی واقعی در ایران، در ‌نهایت در جهت منافع آمریکا ارزیابی نمی‌شود. به رغم تمامی ‌تبلیغاتی که علیه اصلاح‌طلبی شده است و آن را آمریکایی معرفی ‌کرده‌اند ولی آمریکا بسیار از سخنان آقای احمدی‌نژاد استقبال و در ‌دستگاه‌های تبلیغاتی خود مرتباً آن را تکرار می‌کند ولی سخنان ‌اصلاح‌طلبانه، مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. شعارهایی چون «نفی ‌هولوکاست»، «حذف اسرائیل از نقشه جهان»، «ورق پاره» خواندن ‌مصوبات شورای امنیت بهترین خوراک برای نئوکان‌های آمریکاست که ‌ایران را «غیر قابل اصلاح» معرفی کنند. این برخوردها حتی ‌زمینه‌ساز تحریف تاریخ ایران هم توسط هالیود شده است. فیلم 300‌ در این راستا قابل توجیه است. اگر استراتژی آمریکا با این‌ هزینه سنگین، تصاحب نفت منطقه است که هست، این ‌استراتژی با ایران دموکراتیک مغایرت جدی دارد. اصلاح‌طلبی به دلیل ‌نفوذ در افکار عمومی جهان را نمی‌توان سرکوب نظامی کرد و یک‌بار ‌هم 8 سال تخاصم علنی و جدی آمریکا را با ایران به تعویق انداخته ‌است. اصلاح‌طلبان با تعلیق غنی‌سازی نزدیک بود که احتمالاً تعهد ‌«امنیت ایران» را از اروپایی‌ها اخذ کنند و آن وقت آمریکا دچار دردسر ‌جدی می‌شد. پس ابتدا باید اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان را در ایران از ‌سد راه برداشت.

‌برای این کار آمریکا تاکتیک‌های زیر را تعیین کرده است:

‌الف- تداوم تحریم‌های پلکانی و بالا بردن هزینه زندگی مردم ایران

‌ب‌ـ زمینه‌سازی برای رشد نارضایتی‌ها

‌ج‌ـ حذف اصلاح‌طلبان

‌هـ‌ ـ مستهلک شدن و تضعیف توان اجتماعی و سرمایه اجتماعی، ‌هم به شکل تشدید مهاجرت سرمایه‌ها و مغزها و هم تخریب و ‌نابود کردن سرمایه فیزیکی و زیر ساخت‌های مملکت

‌اگر سلسله مراتب فوق‌الذکر اتفاق بیفتد، آن وقت به راحتی آمریکا ‌به اهداف منطقه‌یی خود خواهد رسید. آمریکا برای اجرای سلسله ‌مراتب این تاکتیک‌ها نیاز جدی به افکار عمومی جهان دارد. تا به حال ‌تحت عنوان «غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح هسته‌یی» ‌برای رسیدن اجماع کشورهای مؤثر جهان فعالیت کرده است، هر ‌چند همه می‌دانیم که طبق موازین NPT تمامی کشورهای عضو ‌حق استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌یی را دارند و ایران ‌علی‌القاعده از این حق برخوردار است. حال این سؤال مطرح ‌می‌شود که از سال 1352 که رژیم پهلوی به دنبال تولید 23 هزار ‌مگاوات برق هسته‌یی بود و تمامی کشورهای غربی از این طرح ‌هم حمایت می‌کردند و هم با آن همکاری، چه اتفاقی افتاده که ‌امروز با جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنند و تا تحریم پیش ‌رفته‌اند؟ برای پاسخ به این سؤال باید به همان اهداف منطقه‌یی ‌آمریکا در خاورمیانه توجه نشان داد.

‌تاریخچه انرژی هسته‌یی

‌در پاییز 1352 (1973) جنگ اعراب و اسرائیل شروع و تحریم نفتی ‌اعراب اتفاق افتاد و آمریکا به کمک متحدان خود در خلیج‌فارس ‌(عمدتاً شاه و عربستان) و به منظور فشار بر اروپا و ژاپن که ‌مصرف‌کننده عمده نفت خلیج‌فارس بودند، به گران شدن نفت روی ‌خوش نشان داد. لذا، نفت در طی چند مرحله از حدود بشکه‌یی 2 ‌دلار به 12 دلار افزایش یافت. در منطقه خلیج‌فارس این پول عمدتاً به ‌ایران و عربستان سرازیر شد. تبدیل دلارهای اروپایی به دلارهای ‌نفتی (Euro Dollar to Petro Dollar) تحقق یافت و این دلارها ‌مجدداً باید به آمریکا و کشورهای غربی باز می‌گشت. یکی از ‌زمینه‌های مهمی که شاه تعهد کرد که دلارها را به غرب بازگرداند، ‌ایجاد نیروگاه‌های برق هسته‌یی بود. در آن زمان نیروگاه‌های برق ‌هسته‌یی حداکثر 900 مگاواتی بودند. ایران، 6 میلیون بشکه نفت ‌استخراج می‌کرد و تقریباً تمامی گازهای همراه این مقدار نفت را در ‌صحرای خوزستان آتش می‌زد. سرمایه‌گذاری نیروگاه‌های هسته‌یی ‌نسبت به نیروگاه‌های حرارتی نسبتی بیش از 10 به یک داشت. با ‌این حال شاه تصمیم گرفت که:

‌الف- قرارداد دو نیروگاه 1200 مگاواتی در بوشهر را با شرکت KWU ‌از زیر مجموعه زیمنس امضا کند و مبلغ قرارداد 8/7 میلیارد مارک ‌آلمان غربی بود که تا زمان انقلاب 80 درصد آن پرداخت شده و یکی ‌از نیروگاه‌ها 80 درصد و دیگری 50 درصد پیشرفت کار داشت. ‌زیمنس که تا آن موقع تجربه‌یی در ساخت نیروگاهی با این ظرفیت، ‌آن هم در مناطق زلزله‌خیز و انتقال این مقدار نیرو در مناطق ‌زلزله‌خیز نداشت، انجام آن را با پول ایران، به عنوان یک مطالعه ‌موردی (Case Study) به عهده گرفت.

‌ب- دانشگاه استانفورد با یک مطالعه غیر علمی، 23 هزار مگاوات ‌برق هسته‌یی را برای ایران، توصیه کرد و متعاقب آن شاه با ‌فرانسه، کانادا و آمریکا قرارداد و توافقنامه‌هایی برای مطالعه و ا‌جرای این طرح‌ها امضا کرد.

‌ج- بخشی از سهام معدن اورانیوم در آفریقا را برای تأمین سوخت ‌نیروگاه‌های آینده، ایران خریداری کرد.

‌د- با شرکت‌های اروپایی برای غنی‌سازی و تهیه سوخت ‌هسته‌یی قراردادهایی امضا و سهام بعضی از آنها را خریداری کرد و ‌حتی یک میلیارد دلار به کشور فرانسه وام داد تا با سهامدار شدن ا‌یران در شرکت «اوردیف» که یک شرکت بزرگ اروپایی در ‌غنی‌سازی اورانیوم بود، موافقت کند.

‌توسعه علوم و فنون هسته‌یی برای شاه آن قدر اهمیت داشت که ‌بودجه سازمان انرژی اتمی در سه سال متوالی بعد از بودجه ارتش ‌قرار داشت و صدها نفر از با استعدادترین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ‌با بورس سازمان انرژی هسته‌یی، برای تکمیل تحصیلات و کسب ‌تخصص در زمینه هسته‌یی به دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، اعزام ‌شدند. بعد از انقلاب اکثریت قابل توجهی از آنها از مملکت رفتند یا ‌پس از انقلاب و فارغ‌التحصیل شدن به ایران برنگشتند.

‌با پیروزی انقلاب،KWU (زیمنس) از بوشهر خارج شد. شورای ‌انقلاب، توقف فعالیت‌های هسته‌یی بوشهر را تصویب کرد و ‌قراردادهای زمان شاه با غربی‌ها دچار چالش و درگیری‌های زیادی ‌شد. به روشنی معلوم نیست که این قراردادها به چه صورتی حل و ‌فصل شد و ایران چقدر زیان دید یا راه بهتری برای برخورد با این ‌قراردادها وجود داشت یا نه. ولی در سال 1360 مجدداً مسؤولان ‌نظام تصمیم گرفتند که طرح‌های بوشهر را فعال کنند، این ‌تصمیم‌گیری در مجلس مطرح نشد و نمایندگان مجلس از آن مطلع ‌نبودند. معهذا، جنگ تحمیلی و بمباران‌های عراق عاملی بودند که ‌آلمانی‌ها برای ادامه کار تمایلی از خود نشان ندهند. پس از پایان ‌جنگ؛ آلمان، اسپانیا، آرژانتین، چین و ... به دلیل فشارهای آمریکا و ‌اسرائیل حاضر به ادامه کار نشدند و در نهایت روسیه با ایده «سعی ‌و خطا» و به عنوان یک کار جدید تحقیقاتی وارد میدان شد و ‌قراردادی به مبلغ حدود یک میلیارد دلار با ایران امضا کرد تا به لحاظ ‌فنی تلفیقی از تکنولوژی آن موقع زیمنس و تکنولوژی این زمان خود ‌برای اتمام کار، دست و پا کند. تاکنون، روسیه 8 سال تأخیر دارد و ‌بارها، راه‌اندازی را به تعویق انداخته است و عملاً راه‌اندازی نیروگاه ‌بوشهر از طرف شوروی تحت‌ تأثیر شرایط سیاسی آمریکا و شورای ‌امنیت قرار گرفته است. توسعه ‌علمی کشور از توسعه علمی و ‌فناوری هسته‌یی جدا نیست و امنیت ملی در گرو توسعه علمی ‌است. فناوری هسته‌یی صلح‌آمیز علاوه بر تولید برق در صنایع ‌پزشکی، کشاورزی و تحقیقات علوم پایه، کاربرد حیاتی یافته است ‌و هیچ کشوری بدون توسعه فناوری هسته‌یی، امکان توسعه‌ ‌همه‌جانبه ندارد.

‌بهینه‌سازی غلات، حفاظت غلات، بهبود محصولات دامی و ‌بهداشتی، ایمنی غذایی، مدیریت پایدار زمین و آب، تغذیه، ‌کاربردهای تشخیص بیماری‌ها، کاربردهای درمانی، حفاظت ‌محیط‌های دریایی و خشکی، صنایع تمیز و ایمن از نتایج محسوس و ‌ضروری توسعه علوم و فناوری است که در جهان پیشرفته کاربردی و ‌عملی شده است. ما که ادعای ایجاد یک جامعه پیشرفته علمی و ‌صنعتی را داریم باید این علم و فن را به خدمت گیریم. اما چیزی که ‌در این زمینه در ایران غایب است و باید به آن توجه کرد عبارت است ‌از:

‌الف- عقلانیت نوین در تصمیم‌گیری‌ها و ایجاد مدیریت کارا و جامع

‌ب- ایجاد زیر ساخت‌های لازم برای توسعه همه‌جانبه علمی و ‌فنی.

‌پیشرفت‌های مقطعی و منطقه‌یی نباید غرور کاذب ایجاد کند.

‌ج- زمینه‌های فناوری هسته‌یی متنوع است و تربیت نیروی ‌انسانی متنوعی را می‌طلبد.

‌د- حمایت از تحقیقات در این زمبنه در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی

‌ه- عمومی کردن هر دستاورد علمی و فنی در این زمینه، در صنایع ‌کشور.

‌سیاست رسانه‌های عمومی و تبلیغات مدیران و مسؤولان در زمینه ‌فناوری هسته‌یی اگر به منظور ایجاد اعتماد و امید در مردم انجام ‌شود و نیت هم خیر باشد، در درازمدت ناامیدی و بی‌اعتمادی ایجاد ‌خواهد کرد. در این رابطه بیانیه‌های انجمن فیزیک ایران، به عنوان یک ‌نهاد علمی مستقل از دولت در اول آبان 1382 و آذرماه 1385 انتشار ‌یافته‌اند بسیار قابل تعمیق و توجه هستند و مسؤولان سازمان ‌انرژی هسته‌یی باید به آن توجه کنند.

‌اگر تکامل اجتماعی ـ صنعتی ـ اقتصادی یک جامعه همگون و ‌متوازن نباشد، نفس دستیابی به تکنولوژی چرخه سوخت هسته‌یی ‌ـ و حتی داشتن بمب هسته‌یی ـ شأن ملی و قدرت اجتماعی ‌نمی‌آورد. پاکستان سلاح هسته‌یی دارد ولی رفتار آمریکا با رهبران ‌این کشور محقرتر از رفتار استعمارگران قرن 19 با مستعمرات است. ‌آنچه باعث علو شأن ملی و ابهت رهبران کشورها می‌شود، ‌سرمایه اجتماعی، توسعه علمی، توسعه صنعتی و توسعه ‌سیاسی جامعه است. دموکراسی، چرخش نخبگان، آزادی احزاب و ‌سازمان‌های مدنی هستند که شأن یک جامعه را در جهان بالا ‌می‌برند و نه تکنولوژی و حتی بمب هسته‌یی. یک جامعه پیشرفته ‌صنعتی، هر زمان که اراده کند می‌تواند دارای تکنولوژی و چرخه ‌سوخت هسته‌یی و تولید اجسام رادیواکتیو شود، چنانکه هم‌اکنون ‌ده‌ها کشور اروپایی، آسیایی و آمریکایی این توان را دارند.