تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۵۷۸۷

محمدجعفر طالب‌پور

حقیقت این است که فرآیند ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، حاصل فشار و جوسازی آمریکاییان بوده است و چه بسا در صورت عدم ورود آمریکا به این موضوع، سرنوشت این پرونده بگونه دیگری بود. البته شاید مهمترین دلیل دخالت کاخ سفید در سیر این پرونده و تشکیل گروه 1+5 و نتایج آن، این بوده که واشنگتن چندان از نتایج مذاکرات تیم اروپایی با ایران در خصوص فعالیت‌ها [فعالیت‌های] هسته‌ای ایران، راضی نبوده و نتایج حاصله اگر چه نتوانسته منافع و خواسته‌های طرفین مذاکره بویژه ایران را هم تأمین نماید، لیکن باز هم این نتایج باب طبع آمریکا نبوده است.

بهرحال اصرار آمریکا در دخالت در فرجام پرونده هسته‌ای ایران و پافشاری کاخ سفید در دخالت و تصمیم‌گیری مداخله‌جویانه و خشن شورای امنیت و صدور قطعنامه‌های غیرمنصفانه در این خصوص و تقابل انکارناپذیر آمریکا و ایران بر سر فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، محل سؤال است!! چرا دولت بوش و تیم محافظه‌کار حاکم چنین پا را در یک کفش کرده و اینگونه پیگیر ایجاد محدودیت و تحریم بر علیه ایران است؟

قطعاً مسئله صرفاً فعالیت‌های هسته‌ای و حتی به فرض محال خطر دستیابی ایران بعنوان کشوری مستقل که اتفاقاً عضو فعال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و NPT هم هست، به تسلیحات اتمی نیست. چراکه: اولاً تنها کشوری که تاکنون به دفعات از بمب اتمی استفاده نموده است، خود آمریکاست و جنایات این کشور در حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی از ذهن تاریخ پاک نخواهد شد. ضمن اینکه همین حالا هم بزرگترین و پیچیده‌ترین زرادخانه‌های اتمی دنیا متعلق به آمریکاست. از سوی دیگر به اعتراف رئیس‌جمهور این کشور، آمریکا نه تنها درصدد گسترش نیروگاه‌های اتمی خود و بهره‌مندی از منابع آن بویژه انرژی ارزان و پاک و پایدار حاصل از آن است، بلکه علناً مصمم به تولید نسل جدید بمب‌های اتمی و کلاهک‌های هسته‌ای است.

ثانیاً، اسرائیل بعنوان متحد استراتژیک آمریکا در منطقه، نه تنها از عضویت در آژانس انرژی اتمی و پایبندی به تعهدات و قراردادهای بین‌المللی سرباز می‌زند. بلکه علناً و وقیحانه و در مقابل دیدگان جهانیان و با حمایت صریح و همه‌جانبه آمریکا انبوهی از تسلیحات اتمی را تولید و ذخیره نموده است و اگر واقعاً آمریکا دنبال عاری سازی منطقه از تسلیحات کشتار جمعی باشد، باید ابتدا به فعالیت‌های هسته‌ای غیر قانونی اسراییل معترض باشد.

ثالثاً درست همزمان با مخالف خوانی‌های روزافزون و تمام ناشدنی آمریکا با فعالیت‌های هسته‌ای ایران، دنیا شاهد انعقاد قرارداد سنگین، جهت احداث تجهیزات و نیروگاه‌های هسته‌ای در نقاط مختلف دنیا بوده که برخی از آنها در سطح خاورمیانه بوده است و جالب اینجاست که در برخی موارد خود آمریکا و شرکتهای آمریکایی طرف قرارداد بوده‌اند.

پس اشکال کار کجاست و دلیل اینهمه مخالفت آمریکا با ایران در دستیابی به فناوری هسته‌ای چیست؟ اگرچه دلایل قابل ذکر و مستدل این رویکرد و رفتار کاخ سفید، لیستی طویل و طولانی و مفصل است اما از دیدگاه کلان و بازخوانی رفتار آمریکاییان در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اشاره به موارد سه‌گانه زیر خالی از لطف نمی‌باشد:

1- وضعیت کنونی تقابل ایران و آمریکا، چندان به نفع آمریکا نیست! چراکه ثمره نزدیک به سه دهه عناد با ایران انقلابی، برای آمریکا چیزی نیست غیر از آنکه نه تنها ایران مطیع و رام آمریکا نیست و کاخ سفید از تسلط بر ایران و دستیابی به منافع و اهداف استکباری‌اش در ایران محروم مانده است بلکه ایران بعنوان سمبل و نماد مخالفت با استکبار جهانی و مقاومت در برابر نظام سلطه‌گر آمریکا و ستاد فرماندهی ملتهای آزادی‌خواه در مقابله با افزون‌طلبی آمریکا تبدیل شده است.

تحریم و محرومیت و ایجاد محدودیت و حتی اقدامات غیر مستقیم نظامی و تبلیغات مسموم و... نیز کارگشا بوده است و ایران علیرغم همه آنها با حفظ استقلال خود، در مسیر پیشرفت و ترقی مصمم و جدی است. لذا بدون شک آمریکاییان می‌خواهند با هیاهو و جنجال آفرینی و جوسازی و سیاه‌نمایی در قضیه هسته‌ای ایران و ایجاد فشار و تنگنا برای ایران، خود را از این مخمصه نجات داده و بازی را به نفع خود تمام نمایند و منافع و اهداف معطل مانده خود را این بار از مسیر و با شگرد دیگری دنبال کنند. پیشنهادهای گاه و بیگاه مذاکره با ایران آنهم درست زمانی که پرونده هسته‌ای ایران به نقطه حساس و بحرانی می‌رسد. بی‌جهت نیست که البته آنهم ناکام مانده است.

غوغاسالاری و دستپاچگی آمریکا پس از آنکه ایران پذیرفت صرفاً بر سر موضوع عراق با آمریکا گفتگو نموده و وظایف آنها را در این کشور اشغالی به آنها گوشزد نماید، عملیات روانی کاخ سفید در همین راستاست. البته اشتباه بزرگ واشنگتن آن است که زورگویی و قلدری، راه نزدیکی به ایران نیست.

2- آمریکاییان بنا به علل مختلفی در انتخاب راهبردشان در مواجهه با ایران منزوی کردن آن با محدودیت شدیدی مواجه‌اند و گزینه‌های محدودی را پیش‌رو می‌بینند. چراکه ایران هنوز حاضر نشده با شرایط آنها بویژه پیش شرطهای غیر منطقی و نامعقول آنها بر سر میز مذاکره حاضر شود. تعلیق غنی‌سازی اورانیوم مهمترین پیش‌شرط طرف مقابل برای باز شدن قفل این پرونده است که نه تنها ایران آنرا نپذیرفته و نخواهد پذیرفت بلکه حرکت رو به رشد ایران در زمینه فناوری هسته‌ای چنان جدی و چشمگیر بوده که کارشناسان دنیا و حتی مدیر کل آژانس انرژی اتمی آنرا غیر قابل بازگشت می‌دانند. انواع و اقسام اقدامات خصمانه نیز ناکام مانده و ایران منزوی که نشده، بلکه به چنان اقتدار و جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی دست یافته است که خود آمریکاییان هم هرگونه گشایشی در وضعیت نابهنجار و عراق و نجات خود را از این باتلاق خود ساخته در گرو مشارکت و همکاری ایران می‌دانند و لذا رسماً دست به دامن ایران شده‌اند. حمله نظامی به ایران هم نه امکانپذیر است و نه آمریکا در شرایطی است که ریسک آن را بپذیرد و همگان بخوبی می‌دانند که تهدیدهای گاهگاهی آمریکا، فقط تاکتیک عملیات روانی است. با این اوصاف بهترین کار برای آمریکا آن است که با سودجویی از وضعیت پرونده هسته‌ای ایران، ائتلافی جهانی بر علیه ایران پایه‌ریزی و ایجاد نماید و با بزرگنمایی و شانتاژ در این موضوع، تصمیم‌گیری در این خصوص را از آژانس و مسیر قانونی و روال طبیعی آن به شورای امنیت کشانده تا ضمن موجه جلوه دادن هر اقدامی، از فرصت حق وتو هم بهره گیرد.

3- بنا بدلایل اشاره شده، راهبرد کنونی آمریکا در مواجهه با ایران، تبدیل «تهدید سخت» به «تهدید نرم» است و این بار آمریکا از تقابل مستقیم با ایران به مخالفت غیر مستقیم روی آورده است. فراموش نکنیم که این بار کاخ سفید از موضعی وارد شده است که توجیه بهتر و مقبولتری دارد و با جوسازی علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران و ایجاد توهم و واهمه بر سر دستیابی ایران به تسلیحات اتمی، اقناع جهانی برای هرگونه اقدامی علیه ایران، دستیافتنی‌تر است و این فرصتی کم‌نظیر که استراتژیست‌های آمریکایی حاضر به چشم‌پوشی از آن نیستند. جالب اینجاست که بهانه جدید یعنی ورود ایران به عرصه فناوری هسته‌ای و احتمال انحراف ایران از تعهدات آژانس دستیابی به تسلیحات غیر متعارف، از بهانه‌جویی‌های قبلی آمریکا مانند حمایت ایران از تروریسم، نقض حقوق بشر، فقدان دموکراسی در ایران و کارآمدتر و مقبول‌تر است و حداقل در زمان کوتاه نمی‌توان آنرا رد و یا انکار نمود. چرا که روند دستیابی ایران به سلاح اتمی که مدعای آمریکاست، پروسه‌ای زمان‌گیر و طولانی است و توطئه آمریکا در وقت‌کشی و ایجاد ماراتنی نفس‌گیر و طولانی در تصمیم‌گیری نهایی در پرنده هسته‌ای ایران، دقیقاً در این راستاست.

بی‌جهت نیست که علیرغم چندین سال گفتگو و مذاکره و چانه‌زنی، پیگیری و تهدید و ارعاب، صدور بیانیه و قطعنامه و... هنوز هم خبری از تصمیم‌گیری نهایی در این قضیه نیست و باز هم به آینده‌ای نامعلوم موکول می‌شود.