تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۵۸۰۰

حسن بنانج

معمولا هنگامی که یک رهبر جدید زمام امور را در کشوری به دست می‌گیرد گمانه‌زنی‌ها در مورد اقداماتی که وی در حوزه‌های مختلف به انجام خواهد رساند آغاز می‌شود. یکی از این حوزه‌ها مسیری است که سیاست خارجی آن کشور خواهد پیمود. مخصوصا آن که آن کشور انگلیس باشد. اما بعید به نظر می‌رسد که حدس و گمان‌های این چنینی در مورد رهبری مثل گوردون براون نخست‌وزیر جدید این کشور چندان به واقعیت نزدیک باشد. در حال حاضر حضور گوردون براون در خانه شماره 10 داونینگ استریت به جای این که برخی از ابهام‌ها در مورد جهت‌گیری جدید سیاست خارجی انگلیس و نقش این کشور در سیاست‌های جهانی آمریکا  طی سال‌های پیش رو را روشن کند بیشتر به این ابهام‌ها افزوده است. این موضوع معلول دو علت است. علت اول عدم تمایل کلی حزب کارگر در توجه بیش از حد به مسائل خارجی است. بیشتر اعضای حزب کارگر جدید معرفی یک نخست‌وزیر تازه‌نفس را از حزب خود فرصتی می‌دانند که قادر است آنان را از نیش و کنایه‌های کسانی که خارج از گود نشسته‌اند و خواستار رفع مشکلات داخلی هستند رهایی بخشد. علت دیگر عدم وجود سابقه‌ای موثق از گوردون براون در زمینه سیاست خارجی انگلیس است. در زمینه روابط بین‌المللی این تونی بلر بود که عنان هدایت محورهای اصلی را در حزب کارگر در اختیار داشت و براون اصولا علاقه چندانی برای پرداختن به این مباحث از خود نشان نمی‌داد. با توجه به انتقادهایی که علیه توجه بیش از حد تونی‌ بلر به امور بین‌الملل و دخالت‌های نظامی انگلیس در کشورهای دیگر می‌شد به نظر می‌رسد که نفر اول کابینه انگلسی بیشتر ترجیح خواهد داد که روندی متفاوت را نسبت به بلر در پیش گرفته و به مرزبندی بیشتر میان مسائل خارجی و داخلی کشور قائل باشد. نظرسنجی‌ها در انگلیس نشان می‌دهد که 50 درصد از پرسش‌شوندگان تمایل دارند که "فاصله مشخصی" را میان رفتارهای براون و سیاست‌های که تونی بلر در دوران زمامداری خود اتخاذ کرد شاهد باشند. برنامه‌ریزی براون برای سفر به قاره آفریقا، هند و سرزمین‌های اشغالی طی چند هفته‌ آینده نیز به گونه‌ای عدم اقبال وی به بحران‌های داغ جهانی را مورد تایید قرار می‌دهد. این سفرها در حالی انجام خواهد شد که براون بیش از تکیه زدن به کرسی نخست‌وزیری کشورش با فشارهای زیادی برای اتخاذ تصمیمی متفاوت در مورد عراق و افغانستان مواجه بوده است. تحلیلگران خارجی مواضع و علایق متباین براون در مورد مسائل مربوط به اسرائیل و عراق را از جمله تناقضات رفتاری در سیاست خارجی وی به ویژه در مورد خاورمیانه برشمرده‌اند.

عراق

یکی از دلایل افول شدید اقبال عمومی نسبت به دولت بلر از سال 2003 به بعد تاکید بیش از حد وی بر اطلاعات غیرموثق در مورد سلاح‌های کشتار جمعی عراق پیش از حمله به این کشور بود. براساس دوسیه‌ای که در این مورد ارائه شده بود صدام حسین به سلاح‌های کشتار جمعی‌ای دسترسی داشت که قادر بودند تنها در عرض 45 دقیقه در وضعیت حمله قرار گیرند. این در حالی بود که گوردون براون در جریان ملاقات خود از عراق پس از صدام اعلام کرد که پیرامون غیرسیاسی و مستقل بودن تحلیل‌های موجود در مورد سلاح‌های کشتار جمعی عراق از اعضای کابینه انگلیس سوالاتی خواهد پرسید. وی در عین حال تاکید کرد دیدارش از عراق ایده عقب‌نشینی سریع‌تر نیروهای انگلیسی از این کشور تائید کرده است. این در حالی است که در مورد مسئله عراق نباید سابقه حمایت‌های براون از سیاست‌های آمریکا  و روابط نزدیکش با دولت بوش را مورد غفلت قرار داد. حتی برخی از کارشناسان سیاسی اعتقاد دارند که براون در مورد مسائل مربوط به عراق بیشتر جانب آمریکا  را خواهد گرفت تا دغدغه‌هایی که از سوی اتحادیه اروپا در این زمینه مطرح شده‌اند. مواضعی که پیشتر از سوی براون در مقابل موارد مورد بحث در اتحادیه اروپا از جمله واحد پول اروپایی شده است باعث خواهد شد که وی از سوی شرکای اروپایی‌اش چندان جدی گرفته نشود.

اسرائیل

یکی از انتصابات کلیدی گوردون براون تعیین سیمون مک دانلد سفیر سابق انگلیس در اسرائیل به عنوان مشاور ارشد سیاسی خود به جای سرنیگل شینوال است که پیشتر در سمت مشاور ارشد سیاسی بلر بود. این انتصاب به شدت از سوی محافل سیاسی اسرائیل مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه هاآرتص خبر داد که منابع سیاسی در بیت‌المقدس خشنودی خود را از این اقدام براون ابراز داشته‌اند. به نوشته اسرائیل در واقع مک دانلد پرنفوذترین فرد در تشکیلات سیاسی رژیم اسرائیل است و با تصمیم‌سازان سیاسی این رژیم ارتباطات نزدیکی دارد. هاآرتص به نقل از منابع اسرائیلی بر این نکته تاکید کرده است که انتصاب مک دانلد به این معنا است که انگلیس به اتخاذ سیاست‌های مثبت خود در قبال اسرائیل ادامه خواهد داد. این در حالی است که براون در مورد اتخاذ سیاست‌های سختگیرانه علیه فلسطینی‌ها با اسرائیلی‌ها اتفاق نظر ندارد. وی تاکید کرده است که در زمینه حل نزاع اسرائیل - فلسطینی باید فاکتور اقتصاد را مورد توجه قرار داد و به گونه‌ای عمل نکرد که سرزمین‌های فلسطینی از نظر دستیابی به حداقل‌ترین حوائج روزانه خود در مضیقه قرار گیرند.