تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۵۸۰۱

سعداله زارعی

هماهنگی قوای سه‌گانه در سیاست‌های کلان و اداره امور کشور در هر نظام سیاسی کاملاً ضروری و بدیهی است و از این رو نظام‌های سیاسی و گرایش‌های ملی همواره بدنبال تحقق این هماهنگی هستند.

هماهنگی قوای سه‌گانه اگر در مسیر خدمت به مردم باشد، سرعت زیادی به حرکت ملی می‌دهد و نابسامانی‌ها را علاج می‌کند از همین رو تداوم روندی که بر مبنای خدمت ایجاد شده یک ضرورت انکارناپذیر است چه اینکه تغییر این روند و یا بروز ناهمگرایی در میان قوا می‌تواند کشور را با انحطاط مواجه نماید.

هماهنگی قوا البته مخالفان زیادی هم دارد بطور مشخص دشمنانی که خواستار تغییر نظام سیاسی هستند بیش از همه از وجود هماهنگی قوا در جمهوری اسلامی رنج می‌برند از این رو تلاش ـ کاملاً متناقض و ـ دوجانبه‌ای را برای مخدوش کردن آن به کار می‌بندند؛ آنان از یک طرف این هماهنگی را نشانه عدم آزادی و نادیده گرفتن گرایش‌های مختلف سیاسی ارزیابی می‌کنند تا قیمت همدلی قوا را پایین بیاورند و از سوی دیگر با انگشت گذاشتن روی بعضی از مواضع مسئولان و جدا کردن این مواضع از مواضع سایر مسئولان درصدد القای عدم هماهنگی هستند!

دشمنان ایران و نظام اسلامی هماهنگی قوا در ایران را یک فرصت مهم و تعیین‌کننده برای نظام جمهوری اسلامی می‌دانند و بطور جدی معتقدند این هماهنگی هر حرکت تهدیدکننده خارجی را خنثی می‌کند. بعنوان مثال در جریان مذاکرات هسته‌‌ای 5 ـ 6 ماه اخیر ایران و اروپا، بعضی از طرف‌های اروپایی با صراحت دلیل صدور قطعنامه‌های 1737 و 1747 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را وجود اختلاف در میان دستگاههای مسئول در ایران معرفی کردند و نماینده انگلیس ـ با اشاره ضمنی به تحلیل‌هایی که بعضی‌ها از درون نظام به آنان ارائه کرده بودند ـ گفت: «با صدور پی‌در‌پی قطعنامه‌ها شکاف میان مسئولان ایرانی فزونی می‌گیرد و این چیزی است که نه فقط پرونده هسته‌ای بلکه بسیاری از پرونده‌های مرتبط با ایران را به نفع غرب حل می‌کند.»

در داخل ایران نیز یک طیف خاص سیاسی ـ با زبانهای مختلف و از سوی افراد و شخصیت‌های زیاد ـ همگرایی کنونی قوا که به تعبیر دو روز پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی «آسان هم به دست نیامده است» را پدیده‌ای منفی معرفی می‌‌کند به گونه‌ای که گویا باید دست به دست هم داد و این هماهنگی را بهم زد. در این خصوص ملاحظات زیر وجود دارد:

1ـ کسانی که هماهنگی قوا را ذیل عنوان «یکپارچگی سیاسی در کشور» مذمت می‌کنند هیچ استدلال روشنی برای ادعای خود ندارند و به جز تکرار چند کلمه که صحت آنان هرگز مشخص نشده است، حرفی برای گفتن ارائه نداده‌اند. این در حالی است که در نقطه مقابل آن استدلال‌های فراوانی وجود دارد که مهمترین آن نیاز مبرم کشور به حرکت سریع به سمت جلو است. این حرکت بدون هماهنگی اصولا عملی نمی‌باشد.

2ـ احزاب و گروههایی که هماهنگی قوا را مذمت می‌کنند، خود به دنبال تصرف هماهنگ همه قوای نظام جمهوری اسلامی هستند و خواب ریاست جمهوری دهم، اکثریت داشتن در مجلس هشتم، به دست گرفتن زمام شوراهای شهر چهارم، اکثریت یافتن در مجلس خبرگان پنجم و... را می‌بینند و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی از تخریب چهره دست‌اندرکاران کنونی کشور تا تهمت زدن به نظام سیاسی کشور دریغ نمی‌ورزند. آنان در این میدان با هر نیرویی که برای او رأیی قایل باشند ائتلاف می‌کنند و به هر ناروایی ـ از جمله میدان دادن به عناصر صهیونیست، سلطنت‌طلب و حتی فواحش در روزنامه‌های رنگین خود ـ تن می‌دهند. با این وجود این احزاب و اشخاص دست یافتن اصولگراها به پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، ریاست جمهوری و شوراها ـ که از طریق کاملاً شرافتمندانه و با رأی میلیونها شهروند ایرانی حاصل شده است ـ را نادرست دانسته و عواقب آن را وخیم ارزیابی می‌کنند!

3ـ احزاب و گروههایی که این روزها هماهنگی قوا را مذمت می‌کنند، در دوره‌ای که در قدرت بودند خشن‌ترین شعارها را برای دست یافتن به این قوا طراحی کرده و به اجرا می‌گذاشتند. عناصر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که این روزها پیشتاز مذمت هماهنگی قوا هستند در سالهای 76 تا 81، طراح شعار «فتح سنگر به سنگر» بودند و منظورشان این بود که به هر وسیله‌ای شده باید نهادهای نظام را یکی پس از دیگری به تصرف خود درآورد. در میانه آشوب تیر 1378 روزنامه خرداد ـ وابسته به عبدالله نوری ـ حتی با اشاره به خیابان جمهوری تهران، در سرمقاله خود نوشت: «باید کار را تمام کرد».

این احزاب و گروهها در آن روز پا را از تصرف نهادهای انتخاباتی ـ خبرگان، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و شوارها ـ فراتر گذاشته مدعی بودند نهادهای اجتماعی ـ شورای نگهبان، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، ارتش و... ـ باید از گروهی که در مجلس اکثریت داشته و ریاست جمهوری را به دست گرفته است، تبعیت کنند! اینها امروز هماهنگی قوا ـ که توسط توده‌های مردم ایجاد شده است ـ را برای مصالح کشور خطرناک ارزیابی می‌کنند!

4ـ احزاب و گروههایی که از هماهنگی میان مجلس، دولت، قوه قضائیه، شوراها و... می‌نالند در واقع ثابت می‌کنند که از یک سو به رأی مردم تمکین ندارند چرا که به هر حال این مردم بوده‌اند که با نگاه به تجربه قبلی خود، این هماهنگی قوا را خلق کرده‌اند، از سوی دیگر نشان‌دهنده قانون‌گریزی آنان است چرا که قانون راه را برای هماهنگی قوا ـ از طریق آراء مردم ـ باز کرده و همین قانون یکی از مسئولیت‌های ولی‌فقیه را هماهنگ کردن قوا دانسته است. باید ببینیم این «عدم تمکین» به نتیجه آراء ملت و آموزه قانون اساسی چه معنایی می‌دهد آیا آنانکه نتیجه رأی مردم را برنمی‌تابند بدیلی برای رأی مردم یافته‌اند؟ بلی بعضی از این آقایان با گرای به خارج و مرتکب شدن اقدامات خلاف شوون مملکت ـ حتی در شکل جاسوسی و ارائه تحلیل ضدملی به خارج ـ کاری می‌کنند که از اقدامات آنان بوی جایگزین کردن قدرت‌ها ـ و حمایت‌ها ـ ی خارجی به جای تکیه بر حمایت‌های داخلی و قدرت ملی به مشام می‌رسد.

5ـ مخالفت بوق‌های رسانه‌ای در خارج از کشور و طرح‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان شناخته شده ملت ایران ـ آمریکایی‌ها، صهیونیست‌ها و انگلیسی‌ها ـ و تکرار آن‌ها توسط دنباله‌های داخلی این محافل خارجی به خوبی از اهمیت هماهنگی قوا و تداوم یکدلی کنونی میان مسئولان کشور خبر می‌دهد. این هماهنگی دُر گرانبهایی است که در همین دوره 2 ـ 3 ساله اثر آن در سیاست‌های خارجی و داخلی کشور نمودار شده است این باید تداوم یابد و پاس داشته شود.

6ـ تحقق و تداوم هماهنگی قوا بدون محوریت اساسی میسر نیست این محوریت به لحاظ مفهوم، هماهنگی قوا حول محور و مدار ولایت‌ فقیه است که در اصول 5/7 و 110 قانونی اساسی آمده است. در همان حال پرواضح است که رهبر معظم انقلاب در جزئیات ورود نمی‌کنند و در بسایری از جزئیات نهادهای مختلف کشور بی‌نیاز از محور همگرا نمی‌باشند. قانون اساسی کشور این نقش را برای رئیس قوه مجریه به رسمیت شناخته است و بر همین اساس رهبر معظم انقلاب طی چند ماه گذشته در چند نوبت همراهی مجلس با دولت و همگرایی قوه قضائیه با قوه مجریه را یادآور شده‌اند و صد البته این هماهنگی قوا به معنای تداخل یک قوه در کار قوه دیگر نیست قوای کشور و نهادهای مختلف در عین استقلال بهم پیوسته‌اند و یک مجموعه ـ بنام نظام اسلامی ـ را شکل می‌دهند.