تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۲۵۸۰۵

پیمان مقدم

عادت کرده‌ایم. دانشگاه به چنین هجمه‌های غیرمنصفانه و قضاوت‌های یک‌سویه خو کرده است. هر از چند گاه یکی پیدا می‌شود که دانشگاه را به سبب شکست چندرنگی و چندگانگی اصلاح‌طلبان در عرصه انتخابات نهم بنوازد و کوزه‌ها و کاسه‌های باختن قافیه 84 را بر سر دانشجو بشکند و بعد هم دیگر رفقای هم‌مسلک با قید این گزاره که این مواضع نظر شخصی آن جناب بوده و ربطی به حزب و جنبش و جبهه ندارد، منتی هم بر سر جماعت نهاده باشند! اصحاب سیاست و قدرت تنها آن هنگام که دانشگاه بر مدار دلخواه آنها بگردد و کلام خوشایند آنان را فریاد کند، از دانشجوی فهیم، فعال و مطیع ابراز رضایت خواهند کرد و دانشگاه هم هر چه سالیان بگذرد و تجربه‌ها اندوخته گردد، نکوتر درمی‌یابد که تکیه بر اهل سیاست و ورود به دعاوی خطرناک قدرت خطایی مکرر خواهد بود چه آنکه به گواه خاطرات تاریخ این دانشجوست که لگدکوب رویارویی چپ و راست و بلاکش بی‌پناه ماجراست. همچون آغازین سال‌های انقلاب که تمام پیکره دانشگاه فدیه سهم‌خواهی گروه‌ها و دسته‌بندی‌ها شد و همچون آخرین سال‌های اصلاحات که رقیب آن جناح با هجمه و رفیق این جناح با طعنه دانشجویان مستقل را می‌نواخت و البته می‌نوازند همچنان! جناب شکوری‌راد درست می‌فرمایند. دانشگاه منبع هیجان جوانی است و منشاء غلیان نادانی. آوار نقد ایشان که از تیر و ترکش تابستان 78 دردناک‌تر نیست. جوانی و خامی ماست که زودباور وعده‌ها بودیم و گمان بردیم که وزیر علوم وقت به جهت هجوم به دانشگاه به سر استعفایش از منصب کم‌اختیار خود می‌ماند یا اگر معاون سیاسی وقت وزیر کشور وقت می‌گوید من یا ریشه این فتنه تیرماه را می‌کاوم و یا از منصب خود کناره می‌گیرم، مرد میدان است و یا می‌کاود یا کناره می‌گیرد! ایشان ماند تا به جرم دستکاری آرا در انتخابات مجلس ششم از صحنه کنارش بگذارند و هیچ‌گاه هم مجوز دفاع از اتهام به خود را نیافت یا اگر یافت که ما بی‌خبریم. جناب شکوری راد درست می‌فرمایند. دانشگاه منشاء جوانی است و آرمان‌خواهی. اینک هم ایشان در انتظارند تا نسل منفعل و منکسر از سیاست‌مداران زحمت‌ را از دانشگاه کم فرمایند تا نسل‌های تازه و پرشور بیایند و لیست‌ها دست به دست شوند و آرا یک کاسه و دوباره چرخ بچرخد، چپ به بازی برگردد. اما شرمنده‌ایم! برخلاف نسل مطیع و آرمان‌گرای که ما دلخوش به سخنان خارج از قدرت شما و تورق کتب گنجینه‌ها بود، نسل‌های جدید به واسطه دسترسی بی‌واسطه و سهل و سبک به اخبار و اطراف از ما نسل‌های گذشته مطلع‌ترند و منقلب‌تر و شوریده‌تر. چگونه می‌شود آوار شکست یک جنبش و جناح سیاسی را تنها بر گرده دانشجویان نهاد و یکسره بر آن اصرار ورزید؟ آیا گمان می‌برید که حافظه تاریخی جماعت ایرانی چنانکه رایج شده آنقدر ضعیف است تا تمام اتفاقات 8 سال اصلاحات را از یاد ببرد و پدران و مادران آنقدر گوش به فرمان جوان دانشجو هستند که چندین سال متوالی قهر سیاسی گزینند و از رای بگریزند؟ آیا فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا به واسطه هیجان جوانی دانشجویان به ادبیات سیاسی آن روزها راه یافت؟ آیا تنها دانشگاه بود که بر پیگیری قتل‌های سیاسی اصرار ورزید؟ آیا دانشگاه بود که استراتژی طلایی آرامش فعال را بهترین تاکتیک در برابر هجوم‌های پیاپی رقیب برگزید؟ آیا دانشگاه تدوین و تصویب لوایح دوقلو را عصاره و نتیجه عمل اصلاح‌طلبانه برشمرد و افکار عمومی را در انتظار سرانجام آن نگاه داشت؟ آیا دانشگاه بود که از برای رد صلاحیت‌های گسترده تحصنی بر پا کرد و بعد هم که تحصن تمام شد استعفا داد و انتخابات هم سر آخر در زمان معین برگزار کردید؟ آیا تنها دانشگاه بود که انتخابات مجلس هفتم را رقابتی ارزیابی نکرد و در آن شرکت فعال نداشت؟ آیا دانشگاه بود که در انتخابات نهم ریاست جمهوری نگذاشت اجماع در جبهه اصلاحات فراهم شود؟ نقد منصفانه را می‌پذیریم، آقای شکوری‌راد که اگر مجوز صادر فرمایید ما هم از برای سال‌های جوانی و شور انقلابی شما حرف‌های بسیاری برای گفتن داریم.

در پایان اما باید از جناب شکوری‌راد و همفکران‌شان ممنون و سپاسگزار بود که همواره عوارض همگامی دانشگاه‌ با اهالی سیاست را برای نسل‌های تازه بازگو می‌کنند که هرگاه دانشجو از پوسته جوان‌ کاورپوشی که یار دبستانی می‌خواند خارج شود و بزرگان را به چالش، پرسش و نکوهش گرفتار کند، چیزی جز یک بچه متوهم غیرقابل اعتماد برهم‌زننده بازی خطاب نخواهد شد. متشکریم از این یادآوری‌های گاه‌ به گاه به‌موقع آقای شکوری‌راد!