تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۵:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۲۵۸۴۴
خبرگزاری فارس: محرومیت زن از حقوق مالی یکی از ستم‏هایی است که در تاریخ گذشته در حق زنان اعمال گردید. زن، پیش از اسلام نه تنها از هرگونه بهره اقتصادی محروم بود، بلکه خود نیز بهره دیگران بود؛ نه از ارث سهمی داشت و نه از کابین، حتی از حاصل دست‏رنج خویش نیز محروم بود.

نویسنده:احمد طاهری‏نی

بنابراین ـ همان‏گونه که گفته شد ـ زن به عنوان جنس مؤنث، محدودیتی در معاملات حقوقی خود ندارد و پس از بلوغ و رشد، مثل مرد صاحب اختیار اموال خود است و نسبت به هرگونه تصرف مشروعی مجاز است و به اجازه کسی، حتی شوهر، نیاز ندارد.65

ب. عدم شایستگی زن برای تصرفات مالی

آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ) (نساء : 5) اموالتان را به سفیهان ندهید. آیه اولیا را نهی کرده است از اینکه اموال سفیهان را در اختیارشان بگذارند. گرچه «اموال» در این آیه، به ضمیر اولیا اضافه شده و ظاهرش آن است که اموالِ خودتان را به سفیهان ندهید، اما مراد از آیه این است که اموال سفیهان را در اختیارشان نگذارید.66 بنابراین، ظاهر آیه یک حکم کلی را در ارتباط با سفیهان و اولیا بیان کرده است و آن اینکه نباید اولیا اموال سفیهان را به آن‏ها بدهند. این یک کبرای کلی است. از سوی دیگر، برخی از روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده‏اند زنان را یکی از مصادیق «سفیهان» دانسته‏اند.67 این روایات را نیز می‏توان صغرای آن قرار داد و از مجموع آن دو به این نتیجه رسید که زنان نیز مثل کودکان از تصرف در اموال خود ممنوعند و نسبت به اموال خود اختیاری ندارند. برای دفع این شبهه، تفسیر آیه و تبیین معنا و مصداق «سفها» ذکر می‏شوند:

واژه «سفیه»: «سفیه» در لغت، به معنای سبک عقل، کم عقل، ضعیف‏الرأی، نادان، ولخرج و اسراف‏کننده است. همچنین به کسی که ارزش مال را نمی‏داند و مالش را در بیراهه مصرف می‏کند، کسی که در معامله گول می‏خورد و به کسی که منفعت دین و دنیای خود را تشخیص نمی‏دهد «سفیه» گفته می‏شود.68 امام صادق(ع) فرمود: «سفیه کسی است که یک درهم را به چند برابر می‏خرد».69

علّامه طباطبائی در تبیین این واژه، می‏نویسد: «سفه» به معنای سبکی عقل، و در اصل، به معنای مطلق سبکی و سستی چیزی است که نباید سست باشد، و از این باب است که افسارِ سست را «زمام سفیه» و جامه‏ای را که بافتش سست باشد «ثوب سفیه» می‏نامند. ولی بعدها بیشتر در سستی عقل استعمال شده است و معنایش بر حسب تفاوت اغراض متفاوت می‏شود؛ مثلا، به کسی که در اداره امور دنیایی‏اش قاصر و عاجز است، «سفیه» می‏گویند و به کسی هم که در امور دنیایی‏اش کمال هوشیاری را دارد ولی درباره امر آخرتش کوتاهی نموده، مرتکب فسق می‏شود ـ یعنی در این قسمت لاابالی است ـ «سفیه» می‏گویند.70 این واژه در اصطلاح فقیهان نیز در مقابل «رشید» است.71

بنابراین، «سفیه»، به کسی گفته می‏شود که در امور مادی و معنوی نفع و ضرر خود را نمی‏داند و نمی‏تواند اموالش را در راه صحیح مصرف کند. بر اساس این معنا، واژه «سفهاء» زن و مرد و صغیر و کبیر را شامل می‏شود و به صنف خاصی از مرد یا زن اختصاص ندارد.

شیخ طوسی گفته است: بهتر است آیه را بر عمومش حمل کنیم، به این صورت که آیه نهی کرده است از دادن مال به سفیه، خواه مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک.72

بسیاری از مفسرّان دیگر نیز «سفهاء» را به معنای عام گرفته‏اند.73

البته با توجه به اینکه بحث آیه درباره اموال ایتام است، بارزترین مصداق «سفهاء» در این آیه، صغیران هستند.74

روایات: در روایات، گروه‏های متفاوتی از مردم از مصادیق «سفهاء» در این آیه دانسته شده‏اند: یونس بن یعقوب می‏گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: «سفهاء» در آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ) چه کسانی هستند؟ فرمود: کسی که به او اعتماد ندارید.75

ابراهیم بن عبدالحمید می‏گوید: از امام صادق(ع)‌ از معنای آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ) پرسیدم، فرمود: هر کسی که شراب بنوشد سفیه است.76 در روایت دیگری نیز شرابخوار از مصادیق سفیه شمرده شده است.77

علی‏بن ابی حمزه گفته است: از امام صادق(ع) از آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُم) پرسیدم: فرمود: منظور از سفیهان، یتیمانند؛ اموال آنان را در اختیارشان نگذارید تا وقتی که به رشد برسند. پرسیدم: پس چرا اموال ایتام را، اموال ما خوانده و فرموده است: اموالتان را به سفیهان ندهید؛ فرمود: خطاب به کسانی است که وارث ایتام باشند.78

در روایت دیگر، امام صادق(ع) یتیمان را از سفهاء شمرده است.79

اباجارود از امام باقر(ع)، نقل کرده است که «سفهاء» زنان و کودکان هستند.80

همچنین در روایت عبدالله بن سنان از امام باقر(ع) شارب‏الخمر و زنان از سفهاء دانسته شده‏اند.81

از امام صادق(ع) روایت شده است که به زن نمی‏توان وصیت کرد؛ زیرا آیه فرموده است (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ).82

بررسی روایات

با تأمّل و دقت در معانی روایات اخیر در خصوص سفهاء باید گفت: علاوه بر اینکه سند این روایات قابل تأمّل و خدشه است، در معنای سفیه هم باید تأمّل و دقت کرد. به عبارت دیگر، در این روایات، سفیه به معنای محجور از تصرف نیست. سفیه در اینجا به معنای خاص دیگری به کار رفته است که توجه به آن ضروری است. در مجموع، چهار گروه از انسان‏ها در این روایات از مصادیق سفهاء معرفی شده‏اند که عبارتند از: کودکان، یتیمان، زنان و شرابخواران. این افراد گرچه در سفاهت مشترکند، اما جهت و مرتبه سفاهت در آن‏ها متفاوتند. مرحوم علّامه طباطبائی پس از ذکر این روایات، گفته است: «سفاهت دارای معنای وسیع و مراتب است؛ مانند سفاهتی که سبب حجر و ممنوعیت از تصرف است و سفاهت کودک پیش از رسیدن به حد رشد و سفاهت زن هوسران. مرحله دیگرش سفاهت شارب‏الخمر و مرتبه دیگر مطلق کسانی است که مورد اعتماد نباشند.»83 امام(ع) در روایت گذشته به این معنا تصریح کردند.84 بنابراین، «سفیه» در همه جا به معنای محجور و ممنوع از تصرف نیست؛ چنان‏که در همه موارد، سفاهت به معنای کم عقلی و نادانی نمی‏باشد. اطلاق «سفیه» بر شارب‏الخمر نه بدین معناست که جاهل و نادان است و نه به این معناست که از تصرف ممنوع می‏باشد، بلکه به این معناست که به علت ارتکاب حرام و شرب خمر، قابل اعتماد نمی‏باشد. امام صادق(ع) از پدرش علت ندادن اموال را به تاجری که شرب خمر می‏کرده، این دانسته که مورد اطمینان نیست و ممکن است اموال تو را نابود کند.85

بنابراین، «سفیه» در همه جا به معنای محجور و ممنوع از تصرف نیست. چنین نیست که به هر کس عنوان «سفیه» اطلاق شد، بدین معنا باشد که استقلال مالی ندارد و نمی‏تواند مستقلا در اموال خود تصرف کند. اگر به شرابخوار «سفیه» گفته شده، بدین سبب است که اموال خود را در راه نافرمانی خدا و به ضرر خود مصرف می‏کند و بدین سبب، نمی‏توان به وی اعتماد کرد و اموالی را برای تجارت یا برای کار دیگر در اختیار او گذاشت، نه اینکه از تصرف در اموال خود ممنوع باشد. بلی، اطلاق «سفیه» بر کودک و یتیم بدان سبب است که به بلوغ و رشد نرسیده‏اند و نمی‏توانند به نحو شایسته در اموال خود تصرف کنند. در نتیجه، در اینجا به معنای محجوریت و ممنوعیت از تصرف است. با توجه به این مطلب، سبب نهی در آیه هم نسبت به هر کدام از این افراد متفاوت خواهد بود. اگر آیه می‏فرماید: اموال کودک را به او ندهید، بدین سبب است که او توانایی تصرف ندارد و مال را هدر می‏دهد و نابود می‏سازد. اما اگرمی‏فرماید: اموالتان را به شرابخوار ندهید، بدان دلیل است که اطمینانی به او نیست؛ ممکن است اموال شما را هم از بین ببرد.

با توجه به این مطلب، سفاهت در زن نیز به معنای محجوریت و عدم استقلال مالی نیست. اگر در روایات یاد شده، زن از مصادیق «سفیه» دانسته شده است، سرّش را باید در روان‏شناسی زن جست‏وجو کرد. یکی از ویژگی‏های روانی زن میل شدید به زینت و زیبایی است.86 گرایش زن به تجمّل، مد و آرایش، قابل مقایسه با مرد نیست. زن میل به خودنمایی دارد، می‏خواهد محبوب دیگران باشد. برای رسیدن به این امر باید خود را به رنگ‏ها و شکل‏های گوناگون ظاهر کند تا دیگران او را دوست داشته باشند. به همین دلیل هزینه زن در این بعد، بیش از مرد است.

شهید مطهّری در این‏باره فرموده است: «احتیاج زن به پول و ثروت از احتیاج مرد افزون‏تر است. تجمّل و زینت جزو زندگی زن و از احتیاجات اصلی زن است. آنچه یک زن در زندگی معمولی خود خرج تجمّل و زینت و خودآرایی می‏کند برابر است با مخارج چندین مرد. میل به تجمّل به نوبه خود، میل به تنوّع و تفنّن را در زن به وجودآورده است. برای یک مرد، یک دست لباس تا وقتی قابل پوشیدن است که کهنه و مندرس نشده است، اما برای یک زن چطور؟ برای یک زن تا وقتی قابل پوشیدن است که جلوه تازه‏ای به شمار رود. ای بسا که یک دست لباس یا یکی از زینت‏آلات برای زن، ارزش بیش از یک بار پوشیدن را نداشته باشد. توانایی کار و کوشش زن برای تحصیل ثروت از مرد کمتر است، اما استهلاک ثروت زن به مراتب از مرد افزون‏تر است.»87

این میل است که اگر تعدیل نشود عاملی برای ولخرجی و اسراف‏کاری زن خواهد بود، به گونه‏ای که زن بی‏رویه اموال خود را در راه تجمّل و آرایش‏های ظاهری مصرف خواهد کرد.

از سوی دیگر، زن موجودی عاطفی و احساسی است و زودتر از مرد تحت تأثیر صحنه‏های دلخراش و رقّت‏بار واقع می‏شود و اگر بشنود یا ببیند کسی از ناداری سخن می‏گوید یا مردمی نیاز مالی دارند، معمولا احساسات فراوان او به وی اجازه پرس‏وجو نمی‏دهد و بدون رویه از دارایی‏های خود مصرف می‏کند. بنابراین، سفاهت در زن به معنای محجوریت و ممنوعیت از تصرف در مال نیست، بلکه به این معناست که زن دست و دل باز است؛ ریخت و پاش او نسبت به مرد بیشتر است.

اینکه از حضرت علی(ع) نقل شده «بخل برای زن پسندیده است»88 شاهدی بر این حقیقت است؛ زیرا بخل مانع ولخرجی او شده، سبب می‏شود اموال همسر خود را بهتر نگه‏داری کند. همچنین اینکه زن از صدقه دادن و انجام کار خیر از اموال خود89 و اموال شوهر، بدون اذن او نهی شده است،90 می‏تواند شاهدی بر این سخن باشد که زنان با روحیه عاطفی خود، زود تحت تأثیر صحنه‏های دلخراش و سخنان احساسی واقع شده، اموال خود و شوهر را در راه خدا بذل می‏کنند. چه بسا در مواردی جایی برای بذل مال نیست و از احساسات زنان سوء استفاده می‏شود.

البته صرف وجود این روحیه سبب اسراف و ولخرجی در زنان نیست، بلکه زمینه اسراف‏کاری و ولخرجی را در زنان فراهم می‏سازد. از این‏رو، اگر زن طبق احساسات خود عمل کند و بی‏حد و حصر به دنبال تبرّج و زیبایی و آرایش و مد باشد، این همان زنی است که در این روایات، مصداق »سفیه« دانسته شده است. شاهد این سخن آن است که امام باقر(ع) در روایت اباجارود فرمود: اگر مردی فهمید که همسر یا فرزندش سفیه و مفسد است، نباید آنان را بر مال خودش مسلّط کند؛ چون خدای تعالی مال را وسیله قوام زندگی او قرار داده است. سپس فرمود: «منظور از قوام زندگی، معاش است».91

همچنین ابی امامه می‏گوید: رسول الله(ص) فرمود: «زنان سفیهند، مگر زنی که از شوهرش اطاعت کند».92

وجود شرط در سخن امام باقر(ع) و استثنا در سخن رسول اکرم(ع) بیانگر این نکته است که تبذیر و ریخت و پاش وصف لازم زن نیست، بلکه بر اثر عواملی مثل هوسرانی93 و عدم اطاعت زن از شوهر عارض وی می‏شود.

اصل آنکه زن از دیدگاه قرآن، شایستگی مالکیت دارد و اداره اموالش با خود اوست. او می‏تواند همانند مرد، هرگونه تصرف و نقل و انتقال در اموال خود داشته باشد. مشروعیت تصرفات زن در اموالش وابسته به اذن شوهر یا شخص دیگری نیست. روایاتی که مشروعیت برخی از تصرفات زن را منوط به اجازه کرده‏اند، مخصوص زنان شوهردار و محدود به محیط خانواده‏اند، نه هر زنی و نه در هر محیطی؛ و به یک دستور اخلاقی می‏مانند که رعایت آن سبب تفاهم بیشتر همسران و جلب اعتماد آنان به یکدیگر و استحکام بنیان خانواده می‏شود.