نویسنده:احمد طاهرینی
بنابراین ـ همانگونه که گفته شد ـ زن به عنوان جنس مؤنث، محدودیتی در معاملات حقوقی خود ندارد و پس از بلوغ و رشد، مثل مرد صاحب اختیار اموال خود است و نسبت به هرگونه تصرف مشروعی مجاز است و به اجازه کسی، حتی شوهر، نیاز ندارد.65
ب. عدم شایستگی زن برای تصرفات مالی
آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ) (نساء : 5) اموالتان را به سفیهان ندهید. آیه اولیا را نهی کرده است از اینکه اموال سفیهان را در اختیارشان بگذارند. گرچه «اموال» در این آیه، به ضمیر اولیا اضافه شده و ظاهرش آن است که اموالِ خودتان را به سفیهان ندهید، اما مراد از آیه این است که اموال سفیهان را در اختیارشان نگذارید.66 بنابراین، ظاهر آیه یک حکم کلی را در ارتباط با سفیهان و اولیا بیان کرده است و آن اینکه نباید اولیا اموال سفیهان را به آنها بدهند. این یک کبرای کلی است. از سوی دیگر، برخی از روایاتی که در تفسیر آیه وارد شدهاند زنان را یکی از مصادیق «سفیهان» دانستهاند.67 این روایات را نیز میتوان صغرای آن قرار داد و از مجموع آن دو به این نتیجه رسید که زنان نیز مثل کودکان از تصرف در اموال خود ممنوعند و نسبت به اموال خود اختیاری ندارند. برای دفع این شبهه، تفسیر آیه و تبیین معنا و مصداق «سفها» ذکر میشوند:
واژه «سفیه»: «سفیه» در لغت، به معنای سبک عقل، کم عقل، ضعیفالرأی، نادان، ولخرج و اسرافکننده است. همچنین به کسی که ارزش مال را نمیداند و مالش را در بیراهه مصرف میکند، کسی که در معامله گول میخورد و به کسی که منفعت دین و دنیای خود را تشخیص نمیدهد «سفیه» گفته میشود.68 امام صادق(ع) فرمود: «سفیه کسی است که یک درهم را به چند برابر میخرد».69
علّامه طباطبائی در تبیین این واژه، مینویسد: «سفه» به معنای سبکی عقل، و در اصل، به معنای مطلق سبکی و سستی چیزی است که نباید سست باشد، و از این باب است که افسارِ سست را «زمام سفیه» و جامهای را که بافتش سست باشد «ثوب سفیه» مینامند. ولی بعدها بیشتر در سستی عقل استعمال شده است و معنایش بر حسب تفاوت اغراض متفاوت میشود؛ مثلا، به کسی که در اداره امور دنیاییاش قاصر و عاجز است، «سفیه» میگویند و به کسی هم که در امور دنیاییاش کمال هوشیاری را دارد ولی درباره امر آخرتش کوتاهی نموده، مرتکب فسق میشود ـ یعنی در این قسمت لاابالی است ـ «سفیه» میگویند.70 این واژه در اصطلاح فقیهان نیز در مقابل «رشید» است.71
بنابراین، «سفیه»، به کسی گفته میشود که در امور مادی و معنوی نفع و ضرر خود را نمیداند و نمیتواند اموالش را در راه صحیح مصرف کند. بر اساس این معنا، واژه «سفهاء» زن و مرد و صغیر و کبیر را شامل میشود و به صنف خاصی از مرد یا زن اختصاص ندارد.
شیخ طوسی گفته است: بهتر است آیه را بر عمومش حمل کنیم، به این صورت که آیه نهی کرده است از دادن مال به سفیه، خواه مرد باشد یا زن، بزرگ باشد یا کوچک.72
بسیاری از مفسرّان دیگر نیز «سفهاء» را به معنای عام گرفتهاند.73
البته با توجه به اینکه بحث آیه درباره اموال ایتام است، بارزترین مصداق «سفهاء» در این آیه، صغیران هستند.74
روایات: در روایات، گروههای متفاوتی از مردم از مصادیق «سفهاء» در این آیه دانسته شدهاند: یونس بن یعقوب میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: «سفهاء» در آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ) چه کسانی هستند؟ فرمود: کسی که به او اعتماد ندارید.75
ابراهیم بن عبدالحمید میگوید: از امام صادق(ع) از معنای آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ) پرسیدم، فرمود: هر کسی که شراب بنوشد سفیه است.76 در روایت دیگری نیز شرابخوار از مصادیق سفیه شمرده شده است.77
علیبن ابی حمزه گفته است: از امام صادق(ع) از آیه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُم) پرسیدم: فرمود: منظور از سفیهان، یتیمانند؛ اموال آنان را در اختیارشان نگذارید تا وقتی که به رشد برسند. پرسیدم: پس چرا اموال ایتام را، اموال ما خوانده و فرموده است: اموالتان را به سفیهان ندهید؛ فرمود: خطاب به کسانی است که وارث ایتام باشند.78
در روایت دیگر، امام صادق(ع) یتیمان را از سفهاء شمرده است.79
اباجارود از امام باقر(ع)، نقل کرده است که «سفهاء» زنان و کودکان هستند.80
همچنین در روایت عبدالله بن سنان از امام باقر(ع) شاربالخمر و زنان از سفهاء دانسته شدهاند.81
از امام صادق(ع) روایت شده است که به زن نمیتوان وصیت کرد؛ زیرا آیه فرموده است (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکُمُ).82
بررسی روایات
با تأمّل و دقت در معانی روایات اخیر در خصوص سفهاء باید گفت: علاوه بر اینکه سند این روایات قابل تأمّل و خدشه است، در معنای سفیه هم باید تأمّل و دقت کرد. به عبارت دیگر، در این روایات، سفیه به معنای محجور از تصرف نیست. سفیه در اینجا به معنای خاص دیگری به کار رفته است که توجه به آن ضروری است. در مجموع، چهار گروه از انسانها در این روایات از مصادیق سفهاء معرفی شدهاند که عبارتند از: کودکان، یتیمان، زنان و شرابخواران. این افراد گرچه در سفاهت مشترکند، اما جهت و مرتبه سفاهت در آنها متفاوتند. مرحوم علّامه طباطبائی پس از ذکر این روایات، گفته است: «سفاهت دارای معنای وسیع و مراتب است؛ مانند سفاهتی که سبب حجر و ممنوعیت از تصرف است و سفاهت کودک پیش از رسیدن به حد رشد و سفاهت زن هوسران. مرحله دیگرش سفاهت شاربالخمر و مرتبه دیگر مطلق کسانی است که مورد اعتماد نباشند.»83 امام(ع) در روایت گذشته به این معنا تصریح کردند.84 بنابراین، «سفیه» در همه جا به معنای محجور و ممنوع از تصرف نیست؛ چنانکه در همه موارد، سفاهت به معنای کم عقلی و نادانی نمیباشد. اطلاق «سفیه» بر شاربالخمر نه بدین معناست که جاهل و نادان است و نه به این معناست که از تصرف ممنوع میباشد، بلکه به این معناست که به علت ارتکاب حرام و شرب خمر، قابل اعتماد نمیباشد. امام صادق(ع) از پدرش علت ندادن اموال را به تاجری که شرب خمر میکرده، این دانسته که مورد اطمینان نیست و ممکن است اموال تو را نابود کند.85
بنابراین، «سفیه» در همه جا به معنای محجور و ممنوع از تصرف نیست. چنین نیست که به هر کس عنوان «سفیه» اطلاق شد، بدین معنا باشد که استقلال مالی ندارد و نمیتواند مستقلا در اموال خود تصرف کند. اگر به شرابخوار «سفیه» گفته شده، بدین سبب است که اموال خود را در راه نافرمانی خدا و به ضرر خود مصرف میکند و بدین سبب، نمیتوان به وی اعتماد کرد و اموالی را برای تجارت یا برای کار دیگر در اختیار او گذاشت، نه اینکه از تصرف در اموال خود ممنوع باشد. بلی، اطلاق «سفیه» بر کودک و یتیم بدان سبب است که به بلوغ و رشد نرسیدهاند و نمیتوانند به نحو شایسته در اموال خود تصرف کنند. در نتیجه، در اینجا به معنای محجوریت و ممنوعیت از تصرف است. با توجه به این مطلب، سبب نهی در آیه هم نسبت به هر کدام از این افراد متفاوت خواهد بود. اگر آیه میفرماید: اموال کودک را به او ندهید، بدین سبب است که او توانایی تصرف ندارد و مال را هدر میدهد و نابود میسازد. اما اگرمیفرماید: اموالتان را به شرابخوار ندهید، بدان دلیل است که اطمینانی به او نیست؛ ممکن است اموال شما را هم از بین ببرد.
با توجه به این مطلب، سفاهت در زن نیز به معنای محجوریت و عدم استقلال مالی نیست. اگر در روایات یاد شده، زن از مصادیق «سفیه» دانسته شده است، سرّش را باید در روانشناسی زن جستوجو کرد. یکی از ویژگیهای روانی زن میل شدید به زینت و زیبایی است.86 گرایش زن به تجمّل، مد و آرایش، قابل مقایسه با مرد نیست. زن میل به خودنمایی دارد، میخواهد محبوب دیگران باشد. برای رسیدن به این امر باید خود را به رنگها و شکلهای گوناگون ظاهر کند تا دیگران او را دوست داشته باشند. به همین دلیل هزینه زن در این بعد، بیش از مرد است.
شهید مطهّری در اینباره فرموده است: «احتیاج زن به پول و ثروت از احتیاج مرد افزونتر است. تجمّل و زینت جزو زندگی زن و از احتیاجات اصلی زن است. آنچه یک زن در زندگی معمولی خود خرج تجمّل و زینت و خودآرایی میکند برابر است با مخارج چندین مرد. میل به تجمّل به نوبه خود، میل به تنوّع و تفنّن را در زن به وجودآورده است. برای یک مرد، یک دست لباس تا وقتی قابل پوشیدن است که کهنه و مندرس نشده است، اما برای یک زن چطور؟ برای یک زن تا وقتی قابل پوشیدن است که جلوه تازهای به شمار رود. ای بسا که یک دست لباس یا یکی از زینتآلات برای زن، ارزش بیش از یک بار پوشیدن را نداشته باشد. توانایی کار و کوشش زن برای تحصیل ثروت از مرد کمتر است، اما استهلاک ثروت زن به مراتب از مرد افزونتر است.»87
این میل است که اگر تعدیل نشود عاملی برای ولخرجی و اسرافکاری زن خواهد بود، به گونهای که زن بیرویه اموال خود را در راه تجمّل و آرایشهای ظاهری مصرف خواهد کرد.
از سوی دیگر، زن موجودی عاطفی و احساسی است و زودتر از مرد تحت تأثیر صحنههای دلخراش و رقّتبار واقع میشود و اگر بشنود یا ببیند کسی از ناداری سخن میگوید یا مردمی نیاز مالی دارند، معمولا احساسات فراوان او به وی اجازه پرسوجو نمیدهد و بدون رویه از داراییهای خود مصرف میکند. بنابراین، سفاهت در زن به معنای محجوریت و ممنوعیت از تصرف در مال نیست، بلکه به این معناست که زن دست و دل باز است؛ ریخت و پاش او نسبت به مرد بیشتر است.
اینکه از حضرت علی(ع) نقل شده «بخل برای زن پسندیده است»88 شاهدی بر این حقیقت است؛ زیرا بخل مانع ولخرجی او شده، سبب میشود اموال همسر خود را بهتر نگهداری کند. همچنین اینکه زن از صدقه دادن و انجام کار خیر از اموال خود89 و اموال شوهر، بدون اذن او نهی شده است،90 میتواند شاهدی بر این سخن باشد که زنان با روحیه عاطفی خود، زود تحت تأثیر صحنههای دلخراش و سخنان احساسی واقع شده، اموال خود و شوهر را در راه خدا بذل میکنند. چه بسا در مواردی جایی برای بذل مال نیست و از احساسات زنان سوء استفاده میشود.
البته صرف وجود این روحیه سبب اسراف و ولخرجی در زنان نیست، بلکه زمینه اسرافکاری و ولخرجی را در زنان فراهم میسازد. از اینرو، اگر زن طبق احساسات خود عمل کند و بیحد و حصر به دنبال تبرّج و زیبایی و آرایش و مد باشد، این همان زنی است که در این روایات، مصداق »سفیه« دانسته شده است. شاهد این سخن آن است که امام باقر(ع) در روایت اباجارود فرمود: اگر مردی فهمید که همسر یا فرزندش سفیه و مفسد است، نباید آنان را بر مال خودش مسلّط کند؛ چون خدای تعالی مال را وسیله قوام زندگی او قرار داده است. سپس فرمود: «منظور از قوام زندگی، معاش است».91
همچنین ابی امامه میگوید: رسول الله(ص) فرمود: «زنان سفیهند، مگر زنی که از شوهرش اطاعت کند».92
وجود شرط در سخن امام باقر(ع) و استثنا در سخن رسول اکرم(ع) بیانگر این نکته است که تبذیر و ریخت و پاش وصف لازم زن نیست، بلکه بر اثر عواملی مثل هوسرانی93 و عدم اطاعت زن از شوهر عارض وی میشود.
اصل آنکه زن از دیدگاه قرآن، شایستگی مالکیت دارد و اداره اموالش با خود اوست. او میتواند همانند مرد، هرگونه تصرف و نقل و انتقال در اموال خود داشته باشد. مشروعیت تصرفات زن در اموالش وابسته به اذن شوهر یا شخص دیگری نیست. روایاتی که مشروعیت برخی از تصرفات زن را منوط به اجازه کردهاند، مخصوص زنان شوهردار و محدود به محیط خانوادهاند، نه هر زنی و نه در هر محیطی؛ و به یک دستور اخلاقی میمانند که رعایت آن سبب تفاهم بیشتر همسران و جلب اعتماد آنان به یکدیگر و استحکام بنیان خانواده میشود.