سعید مدنی
حوادثی که به دنبال اعلام سهمیهبندی بنزین رخ داد و پدیده بسیار جالب وقوع اعتراضات از جامعه مدرن و توسعهیافته تهران تا شهر کوچکی مثل یاسوج، نشان از اهمیت نقش انرژی و بنزین در زندگی روزمره ایرانیان داشت. در عین حال تحلیل وقایع و اعتراضات مذکور در صورتی که حول مساله بنزین بررسی شود، معنای آن این خواهد بود که این اعتراضات موقتی بوده و متناسب با سیاستهای دولت در سهمیهبندی بنزین تشدید یا تخفیف خواهد یافت، در حالی که اگر چه در حال حاضر بنزین نقش گستردهیی در زندگی بخش قابل توجهی از مردم ایران دارد، اما عوامل مشابه که بتوانند موجب بروز اعتراضاتی شبیه آنچه پس از سهمیهبندی بنزین رخ داد، شود، در زندگی جاری ایرانیان کم نیست، حتی شورشهای پس از مسابقات فوتبال را نیز میتوان در ردیف این گونه پدیدهها قرار داد.
شورش یا آشوب (turmoil) عبارت است از خشونت سیاسی نسبتاً خودانگیخته و سازمان نایافته همراه با مشارکت مردمی قابل ملاحظه، شامل اعتصابات سیاسی خشونتبار، شورشها، درگیریهای سیاسی و شورشهای محلی.
شورشهای شهری از نوع رفتارهای دسته جمعیاند و حاکی از رفتار جماعتی (Crowd) این گونه واکنشها در جامعه ایران اغلب رواج داشته است. در این نوع جوامع زورمندمدار گروهی لحظهیی گردهم میآیند، اقداماتی را انجام میدهند و پراکنده میشوند، چنانکه گویا اصلاً نبودهاند و نه همدیگر را میشناختهاند. برای روشنتر شدن بحث باید به تمایز شورشهای جمعی و جنبشهای اجتماعی (Social movement) توجه شود. شورش واکنشهای موردی و لحظهیی جماعتی است که بدون هرگونه سازمانیافتگی گردهم میآیند. اما جنبش اجتماعی از استمرار، روشنی اهداف و هویت جمعی مشخص و متعین برخوردار است. در برخی از منابع اشاره شده که شورشها میتوانند نهایتاً به زایش یک جنبش اجتماعی ختم شوند. در شورش که توسط جماعت فعال رخ میدهد، افراد اقدامات خصمانه و پرخاشگرانهیی را علیه افراد، اشیا و مکانها انجام میدهند که معمولاً به خسارت، ضرب و جرح و حتی مرگ افراد منجر میشود. شورشها فاقد ساختار ویژه هستند. به عبارت دیگر سازمان اجتماعی ندارند، فاقد تقسیم کار هستند، رهبری ندارند و اصولاً فاقد ارزشها یا اصول متعین و مشخص هستند.
در جوامعی که امکان اعلام نظرات و اعتراضات نسبت به برنامهها و سیاستهای دولت و اساساً نقد قدرت نباشد، جنبشهای اجتماعی به سختی و با دشواری بسیار، شکل میگیرند و اغلب با محدودیتهای جدی مواجه میشوند، از این رو در شرایط فقدان سازمانهایی که جنبشهای اجتماعی را سامان دهند، افراد در بزنگاهی تلاش میکنند تا گردهم آیند و در قالب شورشهای شهری به جماعتی فعال تبدیل شده و اعتراضات خود را به هر نحو ممکن اعلام کنند. پایین آمدن آستانه تحمل جامعه احتمال وقوع این گونه شورشها را افزایش میدهد.
مراحل شکلگیری که یک شورش که در وقایع جاری نیز به روشنی قابل توضیح است، به قرار زیر است:
در وهله اول مجموعهیی از عوامل و وقایع موجب بروز نارضایتی انباشته شده میشوند. در حال حاضر دلایل زیادی برای این نارضایتی وجود دارد. نرخ رو به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید بخش قابل توجهی از حقوقبگیران و گروههای با دستمزد پایین، مشکلات رو به تزاید جامعه شهری از جمله ترافیک و ناکارآمدی حمل و نقل عمومی، وضعیت نابسامان اجتماعی و دشواریها در این نیازهای اساسی از جمله مسکن، بهداشت، آموزش و اشتغال و بالاخره افزایش مطالبات عمومی و در مقابل فقدان ساز و کارهای قانونی و رسمی برای پرکردن شکاف بین امکانات و خواستها همه انبوهی از موج نارضایتی را در جامعه رقم زده است. مرحله دوم هر شورش عبارت است از اجماع افراد حاضر در یک محله، شهر یا منطقه درباره نابسامانی وضع موجود و ابراز نارضایتی از آن، پدیدهیی که در خیابان، اتوبوس، تاکسی و هر جای شهرها میتوان به روشنی ملاحظه کرد. احساس عدم امنیت اجتماعی، آینده مبهم، نگران از تشدید وضعیت بیثبات و ناپایدار فعلی و ناکارآمدی دستگاههای مسوول در اداره امور موضوعات گفتوگوی جاری جامعه شهری است.
مرحله سوم رخ دادن واقعهیی جرقه زننده است. مهم نیست موضوع واقعه چه باشد؛ باخت تیم ملی یا تیم مورد علاقه، خاموشی ناگهانی برق، قطع آب آشامیدنی یا سهمیهبندی ناگهانی و غیره منتظره بنزین. اقدامات و برنامههای غیرمتنظره دولت و عدم توضیح کافی درباره مسائلی که زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار میدهند، همه میتوانند به عنوان محرک یک شورش عمل کنند.
بالاخره در مرحله چهارم جماعتی خشمگین دور یکدیگر جمع میشوند و بلافاصله نسبت به واقعه جرقهزننده واکنش نشان میدهند. اگرچه اغلب این شورشها با مداخله دستگاههای امنیتی و نظامی خاتمه مییابد، شورش سرکوب میشود و افراد پراکنده میشوند اما هر شورش خاطرهیی جمعی را شکل میدهد که دیر یا زود به عنوان سرمایه و تجربه در شورش بعدی به کار گرفته خواهد شد.
شورشها تاثیر دوگانه بر ساخت قدرت دارند، از یک سو میتوانند به عنوان علائم بیماری در اقتصاد، اجتماع و سیاست بلافاصله ساخت قدرت را به لزوم انجام اصلاحات فوری رهنمون سازند و راه را برای تحولات و تغییرات مناسب، به سود مردم و در جهت بهبود رفاه اقتصادی و نوسازی سیاسی همواره کنند، اما از سوی دیگر نیز میتوانند تهدید جدی برای متزلزل شدن پایههای قدرت محسوب شده و با تشدید فشارهای امنیتی، قضایی و بستن روزنههای اعتراضات سیاسی سازمان یافته در قالب احزاب و جامعه مدنی به تشدید فرآیند و تعمیق شکاف دولت- ملت منجر شوند.
واکنشهای مقامات سیاسی طی روزهای پس از وقوع اعتراضات شهری نسبت به سهمیهبندی بنزین علائمی از رویکرد اول را نشان نمیدهد. رئیس مجلس رخ دادن چنین اعتراضاتی را امری بیاهمیت تلقی کرد که با سرکوب آن باید خاتمه یافته تلقی شود و مقامات امنیتی، سیاسی و قضایی هم از برخورد جدی و حتی احتمال اعدام دستگیرشدگان در شورش بنزین سخن گفتند. گویا مسوولان امر همچنان که «ماکس وبر» گفته معتقدند «خشونت» «ابزار خاص» دولت است و «حق خشونت فیزیکی تنها تا حدی که دولت اجازه دهد،به دیگر موسسات و افراد واگذار میشود و فرض بر این است که دولت تنها منبع عمده «حق» استفاده از خشونت است.» در حالی که باید توجه داشت خشونت جمعی تابعی از میزان و شدت نارضایتیهای مشترک میان اعضای جامعه است که تا حد زیادی حاصل کارکرد و عملکرد نظام سیاسی و کارگزاران آن است. اصرار بر ادامه برخورد امنیتی - قضایی با شورش بنزین و تشدید مجازات بازداشتشدگان در این واقعه جز به پیریزی و تعمیق نطفههای شورشهای بعدی کمک دیگری نخواهد کرد، در مقابل بازنگری و اصلاح سیاستها و برنامههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و تخفیف مجازات و آزاد کردن بازداشتشدگان میتواند جامعهیی باثبات، پایدار و عاری از خشونت را برای مردم ایران به ارمغان آورد.